خال لب
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1387

ناشر مجله : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : خمینی، روح الله

خال لب

‏‏خال لب‏

‏‏ ‏

‏‏اشاره:‏‏ امام خمینی غزل زیبایی دارند که با مصرع «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» شروع می شود. 

‏‏ ‏

‏‏

‏t13‏


من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم‏

‏‏چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم‏

‏‏

‏‏*تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی‏

‏‏تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی‏

‏‏

‏‏ فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم‏

‏‏همچو منصور خریدار سر دار شدم‏

‏‏

‏‏*تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان‏

‏‏دار منصور بریدی همه تن دار شدی‏

‏‏

‏‏ غم دلدار فکنده است به جانم، شرری‏

‏‏که به جان آمدم و شهره بازار شدم‏

‏‏

‏‏*عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر‏

‏‏ای که در قول و عمل شهره بازار شدی‏

‏‏

‏‏ در میخانه گشایید به رویم، شب و روز‏

‏‏که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم‏


‎

‏‏

‏t12‏

*مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی‏

‏‏وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی‏

‏‏

‏‏ جامه زهد و ریا کَندَم و بر تن کردم‏

‏‏خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم‏

‏‏

‏‏*خرقه پیر خراباتی ما سیره توست‏

‏‏امت از گفته دربار تو هشیار شدی‏

‏‏

‏‏واعظ شهر که از پند خود آزارم داد‏

‏‏از دم رند می آلوده مددکار شدم‏

‏‏

‏‏*واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی‏

‏‏دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی‏

‏‏

‏‏بگذارید که از بتکده یادی بکنم‏

‏‏من که با دستِ بت میکده، بیدار شدم‏

‏‏

‏‏*یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم‏

‏‏ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی‏

‏‎ ‎

‏‎ ‎

‏‎

‎