مجله خردسال 203 صفحه 4
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

مترجم : احمد قائمی مهدوی

ویراستار : نیرالسادات والاتبار

ناشر مجله : موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : افشین علاء – مرجان کشاورزی آزاد

موضوع : خردسال

مجله خردسال 203 صفحه 4

هسته­ی آلبالو توی خانه­اش چرت می­زد. گاهی هم خانه­اش را که یک آلبالو بود بو می­کشید و بعد دوباره چرت می­زد. یک دفعه صدایی آمد. صدای تق تق آمد. هسته­ی آلبالو سه چهـار تا خمیازه کشیـد و گفـت: «کیه، چه خبر شده؟» اول صدای یک عطسه آمد. بعد هم دو تا سرفه، آخر سر هم یک صدای کوچول موچول آمد که: «منم مورچه زرده، خیس خیسم... بیام تو؟» هسته­ی آلبالو گفت: «توی باران، مجبوری از خانه­ات بیرون بیایی؟» بعد همان طور که چرت می­زد، بلند شد تا در را باز کند. اما هرچه گشت در خانه­اش را پیدا نکرد. هسته­ی آلبالو گفت: «آهای مورچه زرده، در خانه­ام نیست!» بعد با خودش فکر کرد: «شاید خانه­ام اصلا در ندارد.» و دوباره دراز کشید و گفت: «مورچه زرده، اگر پیدایش کردی آن را هل بده و بیا تو.» بعد شروع کرد به چرت زدن. مورچه زرده که از سرما شاخک­هایش می­لرزید، دور آلبالو را گشت. اما هرچه گشت درش را پیدا نکرد. مورچه زرده گفت: «بیچاره خانه­اش در ندارد...» بعد هی عطسه کرد و هی سرفه کرد، آخرش هم افتاد و غش کرد. هسته­ی آلبالو وسط چرت زدن یاد مورچه زرده افتاد و گفت: «آهای، چی شد مورچه زرده! در خانه را پیدا کردی؟» اما هرچه صبر کرد جوابی نشنید. هسته­ی آلبالو نگران شد و گفت: «آهای مورچه زرده با تو هستم، کجایی؟» اما باز هم جوابی نشنید. خواب از سرش پرید. با خودش گفت: «نکند بلایی سرش آمده باشد؟» هسته­ی آلبالو از جایش بلند شد. خودش را به دیوار خانه­اش کوبید.

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 203صفحه 4