مجله خردسال 208 صفحه 8
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

مترجم : احمد قائمی مهدوی

ویراستار : نیرالسادات والاتبار

ناشر مجله : موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : افشین علاء – مرجان کشاورزی آزاد

موضوع : خردسال

مجله خردسال 208 صفحه 8

فرشتهها یک روز به مادرم گفتم: « خوش به حال فرشتهها، همیشه پیش خدا هستند.» مادرم خندید و گفت: «خوش به حـال مـا که همیشه خدا پیش ما است.» گفتم: «همیشهی همیشه؟!» مادرم گفت: «خدا همیـشه کنـار تو است. حـتی وقتی که خواب هستی. وقتی که تنها هستی. وقتی که بازی میکنی. خدا تو را میبیند و از کـارهای خـوب تـو خوشحـال میشـود. خـدا دوسـت دارد کـه تو هم همیشه به یاد او باشی و با او حرف بزنی.» من با خدا حرف میزنم. او مرا میبیند. من خدا را خوشحال میکنم. میدانم که فرشتهها میگویند: «خوش­به­حال آدمها که خدا همیشه با آنها است.»

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 208صفحه 8