خاطرات
آیت اللّه سیدمحمدرضا سعیدی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : میرشکاری، اصغر- بصیرت منش، حمید (گردآورندگان)

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1392

زبان اثر : فارسی

آیت اللّه سیدمحمدرضا سعیدی

‏151ـ‏‏ در نجف اشرف چون هوا گرم است تمام آقایان مراجع در نقاط ییلاقی‏‎ ‎‏برای خود منزل خریده و یا اجاره نموده اند که ایام تابستان را در آنجا بروند.‏‎ ‎‏امسال وقتی من خدمت حضرت آیت اللّه خمینی مشرف شدم، ابتدا فکر کردم‏

‏ایشان هم در ییلاق منزلی برای خود تهیه دیده است ولی مشاهده کردم که در‏‎ ‎‏شهر نجف هستند. از چند نفر پرسیدم چرا در این گرما آقا به جای خنکی‏‎ ‎‏تشریف نبرده اند؟ آنها گفتند که تمام آقایان مراجع به ایشان توصیه نموده اند‏‎ ‎‏ولی آقا قبول نکرده است. از حاج آقا مصطفی آقازاده ایشان هم سئوال کردم؛‏‎ ‎‏در جواب گفتند اصرار بی فایده است؛ شما پیش آقا بروید شاید قبول کنند.‏‎ ‎‏من پیش حضرت آیت اللّه خمینی رفته و به ایشان گفتم آقاجان در اینجا هوا‏‎ ‎‏گرم است و وجود شما در این هوا ناراحت است، خواهش می کنم به مکان‏‎ ‎‏خنک تری تشریف ببرید. آقا فرمودند: آیا فرق من و مردمان دیگر چیست؟‏‎ ‎‏که آنها در شهر باشند و من بجای خنکی بروم من به آقا گفتم: شما برای اسلام‏‎ ‎‏زحمت زیاد کشیده اید؛ اسلام به شما احتیاج دارد، عزت و عظمت اسلام را‏‎ ‎‏شما تا مرزهای دور دست کشانیده اید، ما عزت و عظمت اسلام را از شما‏‎ ‎‏داریم که در تمام مراحل پیشقدم بوده اید. باز هم آقا قبول نکردند. لذا برای بار‏‎ ‎‏دوم پیش ایشان مشرف شدم و به آقا گفتم ممکن است در این هوای گرم‏‎ ‎‏بوجود شما آسیب برسد، مزاج شما پرورده ایران است و به هوای اینجا عادت‏‎ ‎‏ندارید. تقاضا می کنم برای سلامتی خود از شهر خارج شوید، اسلام به شما‏‎ ‎‏احتیاج دارد، بعد از امام زمان شما هستید، اگر ممکن است خواهش ما را‏‎ ‎‏بپذیرید، آخر چرا قبول نمی فرمایید؟ در این موقع آیت اللّه خمینی نگاهی به‏‎ ‎‏من کرد و گفت: سعیدی آیا فکر می کنی که من خیال راحتی دارم در حالی که‏‎ ‎‏مردم این همه به خاطر من رنج کشیده و مصیبت دیده اند، با وجودی که‏‎ ‎‏عده ای به خاطر من در گوشه زندانها بسر می برند، چگونه من راضی می شوم‏‎ ‎‏که در مکانی خنک استراحت کنم؟ این است نمونه بزرگی از فرزندان زهرا.‏

‏***‏

‎ ‎