شرح «اللهم انی اسئلک من نورک بانوره...»
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

زمان (شمسی) : 1395

زبان اثر : فارسی

شرح «اللهم انی اسئلک من نورک بانوره...»

اللهم انّی اسئلک من نورک بأنوره و کلّ نورک نیّر. 

اللهم انّی اسئلک بنورک کلّه...

‏بارالها، از تو درخواست می‌کنم به روشن‌ترین نورت حال آن که همه نور تو روشنی‌ ‏‎ ‎‏است. بارالها، از تو به همه نورت درخواست می‌کنم.‏

‏ ‏

‏ ‏

‏بدان، گرامی‌ترین چیزی که از عالم ملکوت بر سالک راه حق وارد می‌شود و بزرگ‌ترین ‏‎ ‎‏چیزی که از سوی حضرت جبروت بر کسی که از سرزمین ستمگران هجرت کرده افاضه ‏‎ ‎‏می‌گردد و نفیس‌ترین خلعتی که او پس از در آوردن پای‌افزار ناسوت از طرف وادی ‏‎ ‎‏مقدس و بقعه مبارکه بر او پوشانده می‌شود و شیرین‌ترین چیزی که پس از کندن درخت ‏‎ ‎‏ملعون عالم طبیعت از شجره مبارکه در بهشت فردوس می‌چشد، گشایش سینه‌اش برای ‏‎ ‎‏پذیرش روح معانی و بطون آن و سرّ حقایق مکنون در آن‌هاست. آری، قلب سالک برای ‏‎ ‎‏تجرید از پوسته تعینات و برخاستن از گورستان هیئت‌های تاریک گشوده می‌شود و گرد و ‏‎ ‎‏غبار عالم طبیعت را از خود به دور می‌افکند و از دنیا به آخرت رجوع می‌کند و از تاریکی ‏‎ ‎‏تعین به نورانیت ارسال می‌رسد و از درکات نقص به درجات کمال راه پیدا می‌کند. از این ‏‎ ‎‏درخت مبارک و چشمه زلال، درهای تأویل برای دل‌های سالکان گشوده می‌شود و در ‏‎ ‎‏شهر دانشمندان راسخ وارد می‌شوند و از طریق حس به منازل کتاب الهی سفر می‌کنند، زیرا ‏‎ ‎‏برای قرآن منازل و مراحل و ظواهر و باطن‌هایی است که پایین‌ترین مرحله آن در پوسته ‏‎ ‎‏الفاظ و گورهای تعینات قرار دارد؛ چنانچه در حدیث آمده است: ‏


کتابشرح دعای سحر (ترجمه فارسی)صفحه 37

‏«‏إنّ للقرآن ظهرا وبطنا وحدّا ومطلعا‎[1]‎‏؛ ‏‏همانا قرآن ظاهری و باطنی و حدی و ‏‎ ‎‏مطلعی دارد‏‏».‏

‏این آخرین منزل برای زندانیان تاریکی‌های عالم طبیعت است و مراتب دیگر آن برای ‏‎ ‎‏کسانی است که از پلیدی‌ها و آلودگی‌های عالم طبیعت پاک گشته‌اند و با آب زندگی از ‏‎ ‎‏چشمه‌های صاف و زلال وضو گرفته‌ به دامن اهل بیت عصمت و طهارت چنگ زده‌اند و ‏‎ ‎‏به درخت مبارک پیوسته‌اند. به دستاویز محکمی که گسسته نمی‌شود تمسک کرده و به ‏‎ ‎‏ریسمان محکمی که پاره نمی‌شود دست زده‌اند تا تأویل و تفسیر آنان بر پایه رأی و از ‏‎ ‎‏پیش‌خود نباشد، زیرا تأویل قرآن را جز خدا و راسخان در علم کسی نمی‌داند.‏

‏پس، وقتی سینه‌ سالک برای پذیرش اسلام گشاده گردید و بر هدایت و نوری از ‏‎ ‎‏پروردگارش قرار گرفت می‌فهمد که نور در این مصداق‌های عرفی منحصر نشده و از ‏‎ ‎‏اعراضی نیست که فقط سطوح اجسام تاریک با آن روشن می‌شود و اجسام را برای دیدن ‏‎ ‎‏چشم و با شرایط خاصی روشن می‌کند و در دو لحظه خود را نمی‌تواند نگه دارد، بلکه ‏‎ ‎‏برای او معلوم می‌شود علم نیز نوری است که خداوند در قلب هر یک از بندگانش که ‏‎ ‎‏بخواهد می‌افکند‏‎[2]‎‏. و حقیقت نور که در ذات خود ظهور داشته باشد و غیر خود را نشان ‏‎ ‎‏دهد در علم به گونه‌ای تمام‌تر و نحوه‌ای روشن‌تر و محکم‌تر نمود دارد. پس، نور علم در ‏‎ ‎‏همه مدارک جلوه‌گر است، بلکه در آینه‌هایی که برتر از مدارک است، مانند نفوس کلی ‏‎ ‎‏الهی و عقول مجرد قدسی و فرشتگان پاک و پاکیزه، نیز نمایان است و به واسطه آن، نهان ‏‎ ‎‏اشیاء بسان ظاهر آن‌ها آشکار می‌شود. و علم نوری است که به عمق زمین و آسمان‌های ‏‎ ‎‏دور دست نفوذ می‌کند و خود او در گذر شب‌ها و روزها باقی می‌ماند؛ حتی برخی مراتب ‏‎ ‎‏آن از زمان و موجودات زمانی گذر می‌کند و برای آن مکان و موجودات مکانی در هم ‏‎ ‎

کتابشرح دعای سحر (ترجمه فارسی)صفحه 38

‏پیچیده می‌شود.‏

‏بعض مراتب علم به وجوب حق تعالی واجب است و بر زمین‌ها و آسمان‌ها گسترش ‏‎ ‎‏یافته است. و اوست که بر همه چیز احاطه علمی دارد. در این زمان است که گاهی برای ‏‎ ‎‏قلب سالک به فضل خداوند و بخشش او کشفی حاصل می‌شود و او می‌فهمد