همسر گرامی حضرت امام خمینی(ره) نقل می کند: یک روز آمد... بعد از احوالپرسی ها گفت خانم من امیرالحاج شده ام. گفتم: چرا؟ قضایا را تعریف کرد که آقای خامنه ای به من گفته اند که این مسئولیت را قبول کن. من به او گفتم: احمدجان تو حتماً بهتر از من میدانی که ملک فهد تابع دستورات آمریکاست. اگر شما به آنجا بروی و مصلحت آمریکا چنین قرار بگیرد که شما را بگیرند و به فهد دستور دهد، فهد اطاعت میکند و این چیزی است که هم برای تو و هم برای ایران مناسب نیست، که ایشان رفتند و اطلاعیه ای در جواب نوشتند که خانم راضی نیستند.
بی شک نام سید احمد خمینی برای همیشه در کنار نام امام خمینی باقی خواهد ماند؛ همانی که همواره و بویژه بعد از فوت "سید مصطفی" چه در مبارزه و چه در اداره مبارزه و امور انقلاب و کشور یار امام و یاور مردم بود و لحظه ای پدر را ترک نکرد. چه اینکه رهبر انقلاب برای او فقط"پدر"نبود و"مراد" هم بود. همان او که هم "امین امام" بود هم امین "مردم ".

تاریخ وادی « لاادری » است. در این وادی، گزاره های تاریخی تنها بخش نازلی از تاریخِ زیسته را روایت می کنند. تاریخِ زیسته وقتی پشت پرده های سکوت و رمز می رود، ناشناخته تر و مبهم تر می شود. تاریخ انسان های تاریخ ساز و کم گوی، تاریخِ « نمی دانم » ها است. حیات کوتاه اما پرفرازِ « احمد » فرزند و مشاور رهبرکبیر انقلاب اسلامی ایران در سال 57 از گونه تاریخ هایی است که در آن زیسته با گفته فاصله بسیار دارد. احمد را فرزندش، « گنجینه اسرار انقلاب » خواند، گنجینه ای که بسیار زودتر از معمول، بر خاک رفت تا نه بازکاوی جزئیات که حتی تحلیل کلان روایت های دهه دو دهه 40 و50 و از همه مهمتر دهه 60 همچنان در هاله ابهام بمانند.
در بازخوانی حیات خمینیِ پسر، دوران کوتاه زیست او بدون خمینیِ پدر از اهمیت فراوانی برخوردار است. چه، این فرزند امین، « خود » را تمام وانهاده و « دیگری » را گزیده بود. « دیگری» پدر نه، که « مراد » و « عشق » او بود. او پس از سالها « احمد » بودن اینک « خمینی » شده بود ،خمینی دیگری که اگرچه دل در اندیشه خمینیِ راحل داشت اما اینک در نبود پیر جماران، « یادگار امام » بود. صرف نظر از گذشته ها، همین یک عنوان کافی بود تا او به عنوان رجل سیاسی تمام عیار در جمهوری ده ساله مطرح شود.
پایان نامه «ترجمه و شرح برخی اصطلاحات عرفانی کتاب مصباح الهدایه الی الخلافة و الولایة» به کتابخانه و آرشیو افزوده شد.
روزى مرحوم آقاى بروجردى ، مرحوم آقاى حجت ، مرحوم آقاى صدر، مرحوم آقاى خوانسارى ، رضوان اللَّه علیهم، براى مذاکره در یک امر سیاسى در منزل ما جمع شده بودند. به آنان عرض کردم که شما قبل از هر کار تکلیف این مقدسنماها را روشن کنید.
در پی سخن امام به این مضمون که «بروید تحکیم وحدت کنید» دانشجویان مسلمان در شهریور ۵۸ گردهم آمدند تا شیوه های وحدت و تشکل یافتن در قالب اتحادیه ای فراگیر را به بحث بگذارند.
پایان نامه «ترجمه و تحقیق مبحث حرمت غیبت از کتاب مکاسب محرمه امام خمینی(س)» به کتابخانه و آرشیو افزوده شد.
به حق منشور روحانیت نام گرفته است. در ارتباط با این موضوع، گرچه حوزه های علمیه باید پیش قدم باشند، اما به نظر می رسد دانشگاه ها در سال های اخیر بیشتر به این مهم توجه داشته اند. حوزه ها که هر چه دارند، از امام دارند باید برای تبیین و تشریح این منشور بلند که در واقع نقشه راه روحانیت است، بحث کنند که به فراموشی سپرده نشود، اما متأسفانه این مهم صورت نگرفته و کمتر توجهی به این پیام شده است. این نقص بزرگی است که باید برطرف شود. امام در حوزه ها مظلوم واقع شده است و به نظر می رسد افکار ایشان بتدریج به حاشیه می رود، لذا ضرورت دارد هر کس به سهم خود در حوزه ها، مؤسسات فرهنگی و... نسبت به تبیین اندیشه ها و افکار امام و نشر سیره عملی امام بکوشد تا نسل های بعدی، روحانیون، طلاب جوانی که دوران امام را بخوبی درک نکرده اند، از این چشمه زلال و افکار بلند بهره مند شوند.
امام خمینی (س) درتاریخ سوم اسفند ماه سال 1367 پیامی با عنوان منشورروحانیت برای روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات صادرکردند.موضوع این پیام امام خمینی (س) تعیین استراتژی نظام جمهوری اسلامی ایران ورسالت حوزه های علمیه بود.متن کامل این پیام به شرح زیراست:
مؤسسه فرهنگی دین پژوهی «بشری» به اعتبار رسالتی که در حوزه پژوهش و آموزش درباره موضوع روحانیت به مثابه یک نهاد یا یک سازمان یا یک قشر، برای خود قائل است، بررسی مجموعه آثار و کتاب های درباره روحانیت، نقد آنها و بازتحلیل آنها و فراهم کردن زمینه تقدیر و تشکر از صاحبان آثار برتر و فراهم کردن زمینه تحقیقات جامع تر و علمی تر و عمیق تر و تأثیرگزارتر درباره این نهاد مقدس را از سال ها پیش در دستور کار خود قرار داده است. یکی از کارهایی که در حوزه روحانیت شناسی و روحانیت پژوهی در دستور است، شناسایی آثار، گردآوری آنها، تشکیل کتابخانه تخصصی، فراهم کردن سایت ویژه و گزاره مان نگاری از این آثار و تهیه مقالاتی در تحلیل و بررسی و نقد این آثار است که اولین گام در این زمینه به تولید دو اثر، یکی در 800 صفحه و دیگری در 420 صفحه با عنوان «روحانیت، نگرش ها و نگارش ها» منتج شد.
کتابی با عنوان «نگرش ها درباره روحانیت» تدوین شده که البته هنوز به چاپ نرسیده است. در این کتاب 15 مقاله تألیف و تدوین شده و دیدگاه برخی از شخصیت های حوزوی را درباره روحانیت تحلیل کرده است. این کتاب مقدمه ای دارد که به طور مختصر به آن اشاره می کنم.
در مقدمه این کتاب آمده است، روحانیت یک خاستگاه دینی دارد و یک هویت تاریخی، یعنی روحانیت اصل وجودش را از مبانی دینی و رسالت دینی گرفته، ولی هویتش در طول تاریخ شکل گرفته است. آنچه ما اکنون به عنوان روحانی و روحانیت می شناسیم، به مرور زمان شکل گرفته گر چه خاستگاه آن دینی است، هویتش تاریخی است.
همایش منشور روحانیت با عنوان "روحانیت، نگرش ها و نگارش ها" توسط موسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی(س) نمایندگی قم برگزار شد. به مناسبت بیست و دومین سالگرد انتشار پیام بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران -حضرت امام خمینی(س)- به حوزه ها و روحانیون، همایش منشور روحانیت با عنوان "روحانیت، نگرش ها و نگارش ها" روز دوشنبه دوم اسفند از ساعت 30/8 تا 13در محل نمایندگی موسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی(س) درقم برگزار شد و آیت الله العظمی گرامی، حجه الاسلام والمسلمین سیدعلی خمینی و سایر سخنرانان به بررسی ابعاد و زوایایی مختلف این منشور پرداختند.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
عنوان بحث خودم را قرار دادم «صراط مستقیم روحانیت و راه های انحرافی پیش روی آن»، این شاید پنج-شش موردی که عرض می کنم تقریباً تمامش در منشور روحانیت هم آمده و جزء دغدغه های امام بوده ولی فرصت تطبیق نیست، جا دارد برای تکمیل این مقاله که ما نام امام را هم کنارش قرار بدهیم که بگوئیم «راه های صراط مستقیم روحانیت و راه های انحرافی پیش روی آن از دیدگاه امام» جا دارد که وقت گسترده تری باشد که از فرمایشات ایشان به عنوان تکمیل کننده این چارت استفاده بشود در واقع ما درخت-واره ای از مطلب را ارائه می دهیم تا انشاء الله تکمیل بشود. شش مورد انحراف دوگانه در مواجهه با صراط مستقیم نوشته اند که عرض می کنم:
گذشت چندین سال ازخاموشی آن قافله سالار انقلاب که جهانی را دگرگون ساخت و اسلام را در برابر همه سلطه طلبان و مستکبران عالم احیا کرد، شناخت بیشتر و عمیق ترش را می طلبد. تا به حال در گفته ها و نوشته های بسیاری، ویژگی ها و خصوصیات امام راحل از زوایای مختلف تشریح شده است، اما بُعد رفتار خانوادگی آن عزیز و نگاه و نگرش وی به زن و زندگی، کمتر و یا هیچ مورد بررسی و تحلیل واقع نشده که این خود قابل تأمل است. مرحوم همسر حضرت امام در این گفت وگو از آشنایی و ازدواجش با امام خمینی(س)، نحوه ازدواج، تربیت بچه ها، رفتار امام در منزل، و نگاه امام به زن و زندگی گفته اند. همسر امام خمینی تا به حال حاضر به گفت وگو با هیچ نشریه و رسانه ای نشده بودند اما این گفت وگو با زحمت فراوان سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی دختر بزرگوار ایشان انجام شده که سالیان پیش در نشریه «ندا» چاپ شد. مشروح این گفت وگو را در زیر می خوانید:
ایرانیان بیش از هزار سال قبل از ورود اسلام به ایران، نوروز را گرامی می داشتند و برای برگزاری هر چه بهترش ابتکاراتی به خرج می دادند و می دهند که بعضی از این نوآوری ها به صورت رسوم دیرینه، دیر پاییده است. آنگاه که اسلام این مرز و بوم را روشنی بخشید، بعضی از این رسوم نه تنها رنگ نباخت بلکه بیشتر جلا گرفت، چرا که با سه دستور اخلاقی شرع تطابق طبعی دارد. یکی آنکه صله رحم، این دستور جدی دین، در این عید به جدیت عمل می شود. قهرها به آشتی بدل می گردد، نفرت ها و کینه ها با خاکروبه از خانه می رود. لااقل سالی یک بار همه اقوام دور و نزدیک همدیگر را می بینند و محرم ها بر روی یکدیگر بوسه می زنند. دیگر آنکه تمیزی و سلیقه و نظافت، دستور دیگر شرع، از امور شخصی به کوچه و خیابان بازار هم راه می یابد. اما سومی کمی بوی فلسفه می گیرد، بدین معنا که رفتار آدمی در مواجهه با نوروز با طبیعت همسویی می یابد.