تعداد 1 مورد یافت شد

مجله نوجوان 187 صفحه 15

- بر آدم پست فطرت لعنت، بریز او را از سر خود کم کنند. به او گفتند: «نرسیده به روستا، کشیش شلغم کاشته، برو برامون شلغم بکن.» کاترین رفت و شروع کرد ... خودش گفت: «نکنه اون شیطونه.» به طرف آبادی دوید. در خانۀ کشیش را زد و گفت: «جناب کشیش، شیطون توی مزرعه شماست، داره ... طرف آبادی دوید. در خانۀ کشیش را زد و گفت: «جناب کشیش، شیطون توی مزرعه شماست، داره شلغم می‏کنه.» کشیش گفت: ... «جناب کشیش، شیطون توی مزرعه شماست، داره شلغم می‏کنه.» کشیش گفت: «خدای بزرگ، من که پام درد می‏کنه، نمی‏تونم از خونه ... وقتی به کشتزار رسیدند دیگر کاترین از گل بیرون آمده بود. کشیش او را با سر و وضع گلی دید و گفت: «وای، خودشه، شیطون.» و ...