دکتر امیر عظیمی دولت آبادی، یکی از محققان حوزه مطالعاتی انقلاب اسلامی، ذز گفتگویی با پرتال امام خمینی (س) به سوالات مطروحه به شرح ذیل پاسخ می دهند: 

سوال: وضعیت مطالعات انقلاب اسلامی، به خصوص کتابهایی که به بررسی علل و تبیین انقلاب اسلامی پرداخته اند را چگونه ارزیابی می کنید؟ و به نظر شما انقلاب اسلامی چه تاثیری بر مطالعات مربوط به تحلیل انقلابها داشته است؟

انقلاب اسلامی ایران منادی گفتمان جدید و متفاوتی بود که می توان تاثیرات آن را حتی پس از گذشت چهار دهه از زمان پیروزی آن، در سطوح داخلی، منطقه ای و حتی جهانی به خوبی مشاهده نمود. حجم انبوه آثار و منابعی که در مورد انقلاب اسلامی توسط محققان خارجی و داخلی پدید آمده است نشان از اهمیت، عظمت و تاثیرات این انقلاب بزرگ دارد. انقلاب اسلامی حتی در بعد تبیین و تحلیل انقلابها نیز تاثیرات مهمی داشته است. برخی از صاحب نظران معتقدند که این انقلاب، نسل جدیدی از نظریه پردازی انقلابها را بوجود آورده است که نسبت به نسل های پیشین نظریه ها، کامل تر و دقیق تر می باشد. محققانی که تاثیر انقلاب اسلامی ایران را بر نظریه های انقلاب بررسی کرده اند به خوبی نشان داده اند که وقوع انقلاب ایران روندهای مطالعات انقلاب را دگرگون کرده است. بسیاری از نظریه های موجود انقلاب رد، برخی اصلاح و تعدادی نیز نظریه جدید ارائه شده است. به زعم آنها، اثرگذاری انقلاب ایران به حدی بوده است که می توان به وجود آمدن روند جدیدی در مطالعات انقلاب را به میزان زیادی مدیون انقلاب اسلامی دانست.حتی برخی مدعی اند پارادایم جدیدی در این حوزه از جامعه شناسی بوجود آمده است.

اگر بحث مربوط به انقلابها را به چهار محور 1- چیستی و ماهیت 2- علل 3- فرایند وقوع و 4- پیامدها، تقسیم کنیم می توان گفت که انقلاب اسلامی بر مطالعات مربوط به هر چهار محور تاثیرات جدی داشته است. خصوصاً در بحث علل و فرایند انقلابها، بررسی ها نشان داده است که انقلاب اسلامی به طور مشخص عوامل فرهنگی و عوامل کارگزاری را وارد مطالعات انقلاب کرده و از وزن عوامل ساختاری کاسته است. در پرتو انقلاب اسلامی، نقش فرهنگ و ایدئولوژی در جنبش های انقلابی، بسیج و مشارکت گسترده توده ای، نقش رهبری و سازماندهی و کاهش توجه به عنصر خشونت که معمولاً بخش جدایی ناپذیر در مطالعه همه انقلابها تلقی می شد، مورد توجه قرار گرفته است. همینطور بحث های مربوط به مشروعیت سیاسی و زنان در پرتو انقلاب اسلامی برجسته شده است.

اما در مورد آثاری که به علل وقوع انقلاب اسلامی پرداخته اند و اینکه کدام عوامل و به چه نحوی در این آثار مورد توجه قرار گرفته است اظهار نظر دشوار است چون با توجه به تعداد زیاد آثار مرتبط با انقلاب اسلامی این کار نیاز به بررسی و زمان زیاد دارد. خوشبختانه در این زمینه تحقیقات ارزشمندی صورت گرفته است که می توانم سخنانم را با ارجاع به آنها مستند کنم. یک تحقیق که از مطالعه و بررسی بیش از 500  کتاب و مقاله در باب انقلاب اسلامی حاصل شده است، نشان می دهد که به ترتیب رویکردهای جامعه شناختی، سیاسی و تاریخی رویکردهای غالب در تبیین و تحلیل انقلاب اسلامی بوده اند.در بخش کتب، علل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی-اجتماعی تا حدودی به یک اندازه مورد توجه بوده و نقش نخبگان و علل ساختاری و بین المللی  در مرتبه بعد قرار داشته اند. ولی در بخش مقالات، علل فرهنگی و سیاسی بیشتر از سایر علل مورد تاکید تحلیل گران قرار گرفته اند.  در مجموع نیز در میان علل انقلاب، علل فرهنگی بیش از سایر علل مورد توجه بوده اند.جالب این است که بدانیم، همانگونه که در تحقیق فوق نیز نشان داده شده است، علیرغم آنکه برخی از محققین بر نقش عوامل بین المللی و فراملی در پیروزی انقلاب اسلامی تاکید دارند و انقلاب اسلامی را به نوعی پیامد فضای باز سیاسی بوجود آمده در دوران شاه تحت فشارهای حقوق بشری کارتر می دانند ولی واقعیت این است که در مجموعه آثار علمی مرتبط با انقلاب ایران، این عامل کمتر از عوامل دیگر مورد توجه نویسندگان بوده و عوامل فرهنگی و سیاسی جایگاه برتری داشته اند.

بررسی های انجام شده از شعارهای انقلاب اسلامی نیز این مباحث را تایید می کند. شعارهای انقلاب اسلامی یکی از مهمترین منابعی است که می توان چیستی و ماهیت و علل وقوع  انقلاب اسلامی را از دل آنها استخراج کرد.بررسی  ها نشان می دهد که بیش از 50  درصد از شعارهای مربوط به اهداف و ارزشهای انقلاب اسلامی، در مورد اهداف و ارزشهای فرهنگی و 40 درصد در مورد اهداف و ارزشهای سیاسی بوده اند و حجم شعارهای مربوط به اهداف اقتصادی در مرتبه بسیار پایینی قرار داشته است. در مورد علل نیز، شرایط سیاسی حاکم بر جامعه و وضعیت نامطلوب فرهنگی جامعه اساسی ترین ریشه و علل وقوع انقلاب اسلامی بوده اند.

یک نکته مهم که گفتن آن در اینجا ضرورت دارد این است که برخلاف نظر برخی افراد که معتقدند بحث در خصوص علل انقلاب اسلامی و اساساً تبیین انقلاب اسلامی دیگر چندان موضوعیت ندارد و به اندازه کافی در این خصوص آثار پژوهشی تولید شده است، باید بگویم که اتفاقاً با توجه به گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و برخی اسناد منتشر شده در داخل و خارج از ایران و همچنین کاسته شدن از برخی حساسیت ها، پژوهش درباره علل انقلاب اسلامی اهمیت بیشتری پیدا کرده و باید منتظر تولید آثار جدی تری در این زمینه باشیم.

سوال: در ارتباط با مطالعات انقلاب اسلامی، وضعیت آثار حوزه خاطرات انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟

آثار حوزه خاطرات انقلاب اسلامی در سالهای اخیر به لحاظ کمی و کیفی رشد خوبی داشته است. در این سالها شاهد هستیم که هم نخبگان انقلابی و هم شخصیت های سیاسی اجتماعی دوره پهلوی دوم دست به تدوین و انتشار خاطرات خود زده اند. انتشار این آثار علاوه بر علاقمندی های شخصی نخبگان و رجال تاثیرگذار در جریان امور، مدیون تلاش های برخی مراکز پژوهشی و پژوهشگرانی است که با زحمت و صبر و حوصله این خاطرات را تهیه، تدوین و منتشر می کنند. برخی از این خاطرات بسیار خواندنی و دقیق هستند.اینها بخش مهمی از اسناد و داده های مربوط به انقلاب اسلامی را شکل می دهند. این خاطرات علاوه بر اینکه فی نفسه می توانند اطلاعات خوبی را از زوایا و ابعاد مختلف و ناشناخته انقلاب اسلامی در اختیار علاقمندان قرار دهند برای محققین و پژوهشگران نیز به عنوان داده های مهم می توانند مبنای تحلیل های علمی قرار بگیرند.

درواقع یکی از راههای شناخت ماهیت و هویت انقلاب  ایران همین اقوال و گفته های انقلابیون است. ثبت و ضبط خاطرات مربوط به انقلاب اسلامی از این جهت دارای اهمیت است که ما را در شناخت انقلاب اسلامی و تبیین و ترویج آرمانها و ایده های آن یاری می کند. امیدوارم مراکزی که به نوعی متولی این امر هستند این موضوع را با دقت کامل، بیطرفی و به موقع به سرانجام برسانند.  شخصیت های موثر در انقلاب نیز باید قدم پیش نهند و خاطرات خود را حتی اگر محدود باشد برای ثبت در تاریخ ارائه نمایند. به نظر می رسد اقدامات شخصی و داوطلبانه در  تدوین خاطرات مربوط به انقلاب، از اقدامات سازمانی موثرتر و پربارتر باشد. تاریخ پر از نخبگانی است که می آیند و می روند. کسانی بیشتر در یادها می مانند و در منابع مرتبط با انقلاب اسلامی مورد ارجاع قرار می گیرند که اقدامات و مشاهدات سیاسی و اجتماعی خود را صادقانه بازگو و ثبت می کنند. شاید یک نمونه خوب در این زمینه مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی باشد.

سوال: در مورد شبهات مربوط به انقلاب اسلامی و پاسخ هایی که به این شبهات داده شده است بفرمایید چه کارهایی انجام شده است و چه کارهایی می توان انجام داد؟

حول و حوش تمام انقلابهای دنیا و به خصوص عملکردها و نظرات رهبران و نخبگان  انقلاب در طول فرایند مبارزه علیه رژیم حاکم و پس از پیروزی، همواره شبهات و ابهاماتی مطرح بوده است. خصوصاً هنگامی که پس از پیروزی انقلاب، شکاف میان نخبگان سیاسی زیاد می شود؛ داعیه های دیگری سر بر می آورد و جریانها و نیروهای سیاسی و فکری رقیب جان تازه ای می گیرند، این شبهات با شدت و حدت بیشتری مطرح می شود. در مورد انقلاب اسلامی و وضعیت نیروها و افراد موثر در پیروزی انقلاب و مواضع و عملکرد آنها نیز شبهات و بعضاً شایعاتی مطرح شده است به خصوص در چند سال اخیر در فضای رسانه های مجازی این شبهات به کرات و با حجم بالا منتشر و توزیع شده است.خوشبختانه بخش مهم آراء و مواضع امام خمینی برای همگان شناخته شده است و ابهام و شبهه ای در آن راه ندارد. ولی بخشی از نظرات و مواضع امام و نخبگان انقلاب با اختلاف نظرها و سوء برداشتهایی همراه بوده است که نیاز به بررسی بسترهایی داردکه آن مواضع در آن اتخاذ شده است و همچنین نیاز به شناسایی مبانی نظری و دلایلی دارد که بر اتخاذ آن مواضع تاثیر گذاشته اند. در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در راستای پاسخگویی به این شبهات کارهایی انجام شده و کارهایی نیز در دست انجام است. ولی متاسفانه رویکرد غالب در پاسخگویی به این شبهات اتخاذ راحت ترین راه بوده است. یعنی پنهان کردن، رد و انکار بدون بررسی و تحمل زحمت پاسخگویی. در حالی که شناخت این شبهات و پاسخگویی به آنها یکی از اولویت های اساسی نظام برآمده از انقلاب اسلامی و لازمه تداوم آن است. ثبت و نشر خاطرات شخصیت های موثر در انقلاب اسلامی برای روشن شدن این شبهات و آگاهی نسل جوان اهمیت بسیاری دارد.

در مورد فرایند وقوع انقلاب اسلامی و جریان حوادث پس از انقلاب نیز شبهاتی مطرح شده است که بخش مهمی از آنها توسط صاحب نظران و انقلاب پژوهان در آثار مختلف پاسخ داده شده است. این پاسخ ها می بایست در اختیار نسلی قرار گیرد که به طور دائم در معرض این شبهات قرار می گیرد. این وظیفه ای است سنگین که باید با همکاری مراکز علمی، محققان، نخبگان و مسئولینی که دست اندرکار امور بوده اند و با سعه صدر به انجام آن همت گماشت.

 نکته مهم البته نحوه ارائه پاسخهای این شبهات است. در خصوص بسیاری از این شبهات می توان مقاله ها و کتابها نوشت ولی باید توجه داشته باشیم نسلی که مطالب را ساده، شکیل، مختصر و تلگرافی می خواهد حال و حوصله مطالعه این پاسخهای بلند که در قالب های سنتی ارائه می شود را ندارد. از اولویت های سازمانها، نهادها و مراکز آموزشی و پژوهشی، از صدا و سیما و وزارت ارشاد گرفته تا موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام در حال حاضر  رصد این شبهات و ثبت آنها و پیدا کردن راههایی برای ارائه پاسخها به شکل روزآمد است.

البته در خصوص بسیاری از این شبهات معتقدم که اینها فصلی و موقتی هستند. برخی از افرادی که این شبهات را مطرح می کنند اساساً هر پاسخی به آنها داده شود را نخواهند پذیرفت. این شبهات اهمیت توجه ندارند و توسط کسانی منتشر می شوند که اساساً با رخداد انقلاب اسلامی مشکل داشته و به نوعی ضد انقلاب محسوب می شوند. خوشبختانه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی آنقدر تداوم داشته است که به تعبیر فیدل کاسترو، چمدانهای ضد انقلاب را که به خیال بازگشت نگشوده بودند، موریانه زده باشد.

اما برخی از چالش های تئوریکی مرتبط با انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و اندیشه های امام خمینی بسیار اساسی و مهم هستند. در خصوص اینها باید بحث و بررسی کرد. اگر تاریخ معاصر ایران را خوب شناخته باشیم و با رجال سیاسی ایران آشنا باشیم و امام خمینی و اندیشه های ایشان را نیز خوب درک کرده باشیم  خواهیم دید که کمتر شخصیتی به اندازه امام یافت می شود که دغدغه استقلال، امنیت، آزادی و رفاه مردم را داشته باشد. قرائتی که ایشان از اسلام ارائه داد در صورت تحقق، تامین کننده همه آن چیزی است که آزادی خواهان این سرزمین برای آن سالهای متمادی تلاش و مبارزه کرده اند. لذا با اطمینان به اندیشه های بلند امام و آرمان های انقلاب و با تکیه بر صلابت و استواری راهی که ایشان پیش پای ما گذاشتند، نباید نگران این چالش ها شد. اینها به پویایی اندیشه ها و آرمانهای انقلاب و امام کمک خواهد کرد.

در خصوص شبهات مربوط به عملکرد مسئولین باید از طریق خود آنها پاسخ ها را تهیه و ارائه کرد. باید مواظب بود آنچه مربوط به ضعف ها و مشکلات عملکردی برخی از شخصیت ها و مسئولین در دوره امام بوده است به پای جمهوری اسلامی و امام خمینی نوشته نشود. برخی از ضعف ها و نقدهای عملکردی را می توان پذیرفت و برای برطرف کردن و جبران آنها اقدام نمود.

نکته مهم دیگر این است که در کنار پرداختن به این شبهات باید به دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه استقلال، امنیت، وحدت، حق تعیین سرنوشت، عزت نفس و ... نیز پرداخت. انقلاب اسلامی امیدهای بسیاری را در دلها افروخته است و آرمانها و اهداف آن عصاره اهدافی است که تمامی جریانهای سیاسی و اجتماعی علاقمند به ایران در تاریخ معاصر برای آن کوشیده اند. باید این اهداف را زنده نگه داشت و فراتر از خواسته ها و اهداف یک جریان و گروه سیاسی به آن نگاه کرد.

سوال: پیشنهاد شما برای بهتر شدن وضعیت حوزه مطالعات انقلاب اسلامی چیست و به نظر شما چه کارها و اقداماتی باید در این حوزه انجام شود؟

در باب بررسی و تحلیل انقلاب اسلامی آثار زیادی تولید شده است. این آثار به لحاظ کمّی رشد زیادی داشته اند. ولی با وجود این، به غیر از چند تلاش محدود، هنوز جای آثار علمی با پشتوانه تئوریک قوی، روشمند و مبتنی بر داده های تجربی در داخل ایران خالی است. چنین آثاری تولید نمی شوند مگر آنکه فضای گفتگو، بحث و نقد در باب انقلاب اسلامی گشوده باشد.

به طور مشخص اگر بخواهم بگویم:

اول اینکه تحلیل های انقلاب اسلامی باید مبتنی بر داده های تجربی باشد. تحلیل های تئوریک با تکیه بر شواهد موردی، گزینشی، غیرمکفی و مبتنی بر مشاهدات شخصی و یا استنباطات فردی با تحلیل های مستدل علمی فرق دارند. باید تلاش کرد این داده ها را جمع آوری و با معیارهای علمی دسته بندی کرد و در اختیار محققین قرار داد. دسته بندی این داده ها و آنها را از شکل خامشان درآوردن اهمیت بسیاری دارد. در حال حاضر اسناد بسیاری در خصوص امام خمینی و انقلاب اسلامی منتشر شده است؛ مانند اسناد ساواک، اسناد شهربانی، اسناد لانه جاسوسی و یا اسنادی که توسط دولت ها و مراکز آرشیوی خارج از کشور منتشر شده اند که به صورت اولیه خیلی به درد محققان نمی خورند. چون کار دیگری باید روی این اسناد انجام شود تا آنها را بتواند به داده های قابل استفاده تبدیل کند.

دوم اینکه بسیاری از مطالعات انقلاب اسلامی روشمند نیستند. یکی از خلاءهای مهم این مطالعات خلأ روشی است که باید برای آن فکری کرد. فعالیت هایی در این زمینه انجام شده است اما کافی نیست.

سوم اینکه برخی از آثار انقلاب اسلامی فاقد وجوه تئوریک هستند. آشنایی کافی با تئوریهای جدید انقلاب ها و جنبش های اجتماعی و نقد آنها برای محققانی که در این حوزه کار می کنند ضروری است.

چهارم اینکه باید موضوع نقد و گفتگو در خصوص آثار منتشره در باب انقلاب اسلامی را جدی گرفت. این نقدها می تواند به تکمیل آثار موجود و نگارش آثار جدید کمک کند.

پنجم اینکه در سالهای اخیر مجلات علمی مرتبط با مطالعات انقلاب اسلامی از رشد خوبی برخوردار شده اند. تداوم انتشار این مجلات می تواند به رشد و پویایی تحقیقات مرتبط با انقلاب اسلامی کمک کند. به شرط آنکه رویکرد سلیقه ای و کمّی نگر در آنها حاکم نشود.

ششم اینکه حمایت از محققین و تشویق آنها برای پژوهش در جوانب مختلف انقلاب اسلامی ضروری است.در این خصوص بسط  و گسترش فعالیت هایی چون برگزاری جشنواره فارابی (بخش انقلاب اسلامی) و برگزاری نشست ها و همایش های علمی نیز می تواند مفید باشد.ارتباطات و تبادلات علمی بین دانشگاه ها و دانشگاهیان ایرانی و خارجی بسیار می تواند به رشد کیفی مطالعات انقلاب اسلامی کمک کند. دولت باید امکان این تبادلات را فراهم کند.

علاوه بر این ها بخشی از اسناد مرتبط با دوره پهلوی و انقلاب اسلامی در خارج از ایران از حالت محرمانه خارج شده است باید به نحوی این اسناد را تهیه و در اختیار محققین قرار داد و زمینه دسترسی به اسناد داخل کشور را نیز برای آنها فراهم کرد. در نهایت اینکه، اگر می خواهیم گفتمان انقلاب اسلامی را تبیین و ترویج کنیم باید پژوهش و آموزش در باب انقلاب اسلامی را بسیار جدی بگیریم.

 

 

. انتهای پیام /*