امام نهم علیه السلام در شب دهم ماه رجب سال 195 هجری به دنیا آمد. مورخان و محدثان نسبت به سال ولادت باسعادت نهمین پیشوای شیعیان، حضرت امام محمد تقی علیه السلام، اتفاق نظر دارند و همگی تولد آن بزرگوار را به سال 195 هجری در مدینه منوره نوشته اند و به ماه و روز میلاد اختلاف نظر دارند.

حضرت رضا (ع) در همان شب ولادت، شیعیان را از تولد فرزند خود آگاه کرد و فرمود: حق تعالی به من پسری عنایت کرد که چون موسی بن عمران شکافنده دریاهاست و نظیر عیسی بن مریم (ع) است که حق تعالی مادر او را مقدس و مطهر گردانید و طاهر و مطهر آفریده شده بود. با شنیدن این خبر دل شیعیان شاد، چشم آنان روشن و نگرانی ایشان برطرف شد و خدا را بر این نعمت سپاس گفتند. (ر.ک. جلاءالعیون، ص 961)


امام هشتم شیعیان، نام مولودش را به نام جدش رسول خدا(ص) محمد گذاشت. زیرا در صحیفه ای که از آسمان نازل شده بود، آن حضرت، کنیه ابوجعفر را برای فرزندش انتخاب کرد و همواره او را با این کنیه می خواند و چون در نام و کنیه با پیشوای پنجم امام محمد باقر (ع) مشترک بود، نزد مورخان و محدثان به ابوجعفر ثانی مشهور گشت. کنیه دیگر و غیر مشهور آن حضرت ابوعلی است که به مناسبت فرزند گرانقدرش علی النقی بر آن حضرت گذاشته بودند. در کتاب های تاریخ و حدیث لقبهای زیادی برای پیشوای نهم (ع) ذکر شده است از جمله: تقی، جواد، مرضی، متوکل، متقی، زکی، منتجب، مرتضی، قانع، عالم ربانی، رضی، مختار، صادق، صابر و فاضل. همچنین در میان شیعیان و اهل سنت به لقب باب المراد مشهور بود، زیرا حاجت های مردم را بسیار برآورده می ساخت و کرامتهای بی شماری از آن حضرت دیده شده ولی مشهورترین لقب های امام نهم (ع) تقی و جواد است.

هر یک از این القاب برای امام (ع) بیانگر ویژگی های اخلاقی و روحی، برجستگی های معنوی و رفتاری و فضایل و کمالات نفسانی است که آن حضرت را از دیگران ممتاز می ساخته است. آن حضرت باتقواترین فرد اهل زمان خود بود و کسی در جود و بخشش در مرتبه آن حضرت قرار نداشت.

امام جواد برای تربیت شیعیان و مسلمانان در زمینه های مختلف اخلاقی و تربیتی، بیاناتی دارد که توجه به آنها برای شیعیان شایسته و لازم است و مومن را به سه نیاز واقعی اش توجه می دهد: توفیق خدایی، واعظ نفسانی و قبول نصیحت، برای هر چیزی زینتی می شمرد و از متوجه شدن انحصاری به زینت های مادی هشدار می دهد. ( ر.ک. بحارالأنوار، ج 72، ص 65، ح 3)

بـرای امـام جواد علیه السلام از سوی دستگاه خلافت شرایطی فراهم شده بود که امکان تماس زیـاد مـردم بـا آن حـضـرت و بـهـره گـیـری از مـحـضـر پـرفـیـضـش مشکل بود. با این حال گروه زیادی از شیفتگان مکتب ولایت ، توفیق درک محضر آن گرامی را پیدا کرده و از خرمن دانشش خوشه ها چیدند. و بسیاری از این تربیت یافتگان با مکتوب کردن علومی که از امام جواد(ع) آموخته بودند خدمت شایانی به جامعه شیعی کردند.

شـمـار شـاگـردان و تربیت یافتگان امام جواد (ع) در منابع رجالی و تاریخی مختلف ذکر شده است . دانشمند گرانقدر، شیخ طوسی نام 113 نفر از اصحاب و راویان آن حضرت را ذکر کرده اسـت کـه در بـیـن آنـان افـراد زبـده و سـرشـنـاسـی بـه چـشـم مـی خـورد از قبیل :

(احـمد بن محمد بن ابی نَصْر بَزَنطی) که از اصحاب اجماع است و همگان به فقاهت او اعتراف کرده و مرسلاتش را پذیرفته اند، (احمد بن اسحاق اشعری) کـه شـیـخ و سـرور قـمـّیـیـن بـود. (زکـریـّا بـن آدم قمی) که نزد حضرت رضا و حضرت جواد علیهماالسلام از ارج و مقام والایی برخوردار بود.(رجال طوسی)

در خاتمه به نامه ای از نماینده دانش ‏آموزان روستای معدن فیروزه نیشابور به امام خمینی (س) و پاسخ ایشان اشاره می شود:

 نامه: بسم اللَّه الرحمن الرحیم. حضور محترم پدر عزیز و مهربانمان حضرت امام خمینی‏

امیدواریم که سلام گرم ما را بپذیرید و وجودتان از هر گونه بیماری و ناراحتی دور باشد. ما می ‏خواستیم همان طور که در کتاب تعلیمات دینی و اخلاق کلاس پنجم بود، نامه‏ ای به شما بنویسیم و مانند امام محمد تقی (ع) که فرماندار سیستان را نصیحت کرده بود، شما را نصیحت کنیم. اما متوجه شدیم که این کار، اشتباه بزرگی است و گناه دارد؛ چون شما خود شخصی بزرگ و با تقوا و پرهیزکارید و در برابر قدرتهای شرق و غرب ایستادگی نموده ‏اید و با قدرتهای شیطانی در حال مبارزه هستید، در حالی که ما کودکانی هستیم که شاید حتی دست چپ و راستمان را از یکدیگر تشخیص ندهیم، پس چگونه خود را راضی کنیم که شما را نصیحت نماییم. از این نظر فقط تصمیم گرفتیم که نامه‏ ای برای شما بنویسیم و ضمن عرض سلامی گرم و با محبت، از خداوند بزرگ بخواهیم و دعا کنیم که شما را در پناه خود در کلیه کارها موفق و پیروز نگه دارد، و هر چه زودتر سربازان اسلام را بر نیروهای صدام و کافران بعثی پیروزی عطا فرماید. آمین یا رب العالمین. خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگه‏دار.

پاسخ: بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

فرزندان عزیز خوبم‏

چه خوب بود که نصیحتی را که در نظر داشتید، می‏ نوشتید. ما همه محتاج به نصیحت هستیم و نصیحت شما عزیزان، بی‏ غرضانه و از روی صفای قلب است. اکنون به عنوان پدر پیری شما عزیزان را نصیحت می‏ کنم که در تحصیل علم و فراگرفتن دانش و اخلاق و کردار نیکو کوشا باشید که افراد متعهد و سودمندی برای اسلام بزرگ و میهن عزیزتان باشید. خداوند یار و نگهدارتان باشد.

28 ربیع الثانی 1402/ 4 اسفند 1360- روح اللَّه الموسوی الخمینی‏(صحیفه امام؛ ج 16، ص70)

 

. انتهای پیام /*