مجلس از منظر امام خمینی

مهدی منتظر قائم

1 ـ حکومت قانون

در دوران مشروطه ، بعضی از علما نوشتن قانون را با پای بندی به احکام اسلام متضاد می دیدند و می گفتند : «قانون نویسی چه معنا دارد؟ قانون ما مسلمانان همان اسلام است که بحمدالله  تعالی طبقةً بعد طبقةٍ ، روات اخبار و محدثین و مجتهدین متحمل حفظ و ترتیب آن شدند .»[1] اما مرحوم امام خمینی حکومت اسلام را حکومت قانون می دانست و پس از برگزاری رفراندم جمهوری اسلامی ، تشکیل مجلس قانون گذاری را مهم ترین کار می دانست و در چندین سخنرانی ، اهمیّت آن را یادآوری کرد : «قانون اساسی ، اساس حکومت اسلام است ،» و بدون آن حکومت اسلامی داوم نمی آورد . از این رو با این که دقت در بررسی قوانین پیشنهادی به مجلس خبرگان قانون اساسی را لازم می دانست ، خواستار تسریع در آن بود و در مقابلِ طرح انحلال مجلس خبرگان و تأخیر در تصویب قانون اساسی ایستاد[2] و گفت : تمام انبیا برای برقرار کردن قانون آمده اند .

امام همگام با تأکید بر ضرورت تدوین قانون و حکومت بر طبق قانون ، به لزوم اسلامی بودن آن نیز سفارش می کرد ، ولی می دانست که در بعضی موارد ، برای قانون گذاری می توان به متن آیه و حدیث تمسک کرد و حتی آن را به عنوان مادۀ قانونی لازم الاجرا دانست ، اما در بعضی موارد ، موضوع های جدید ، پیش آمده و یا موضوع های سابق تغییر کرده است که به تبع آن ها، به وضع احکام جدید نیاز است. علاوه بر این ، در تزاحم احکام باید حکمی را برگزید که ملاک قوی تری دارد ، و در موارد ضرر و حرج نیز از احکام ثانوی غفلت نورزید . هم چنین امام معتقد بود که حفظ جان ، حیثیت و مال مردم وابسته به وضع مقررات جدید زندگی اجتماعی است و حکومت باید با استفاده از منطقة الفراغ و دایرۀ وسیع مباحات و مقبولیت عمومی خود ، متناسب با زندگی نوین بشری ، به وسیلۀ مجلس قانون تازه بنویسد و دولت می تواند در تمام مواردی که مردم استفاده از امکانات و خدمات دولتی می کنند با شروط اساسی و حتی بدون شرط ، قیمت مورد استفاده از آنان را بگیرد.[3]

امام سال 1360 را سال حکومت قانون اعلام کرد و گفت : قانون در رأس واقع شده و همه در مقابل آن مساوی اند حتی پیامبر اسلام(ص) و تبعیّت از قانون و قانون را برای تهذیب تمام جامعه و آرامش خاطر ملت دانست ، و علت لزوم تبعیت از قانون را دو چیز برشمرد : برای این که میزان رأی اکثریت و عدم مخالفت آن با اسلام است . و قانون شکنی را منشأ اختلافات ، و دیکتاتوری را زاییدۀ تخلف از قانون به حساب آورد و گفت : دیکتاتورها از قانون بدشان می آید . او همۀ احکام اولی و ثانوی را حکم الله  و لازم الاجرا می دانست و مخالفت با آن ها در نظر او خلاف شرع بود . می گفت : قانون برای همه و برای قوای سه گانه وظیفه معین کرده است و دخالت فرد در وظیفۀ دیگری و یا دخالت یک قوه در قوۀ دیگر از مصادیق منکر است و ممکن است آن فرد یا مسئولان آن قوه نهی از منکر شوند . پای بندی امام به اندیشۀ تفکیک قوا تا آن جا است که قوه قضائیه را نیز ، هر چند منصوب از جانب ولی فقیه است ، مستقل از او می داند.

 برقراری قانون ؛ هدف همه انبیا

ـ حکومت اسلام حکومت قانون است . در این طرز حکومت ، حاکمیت منحصر به خدا است و قانون ، فرمان و حکم خدا است . قانون اسلام ، یا فرمان خدا بر همۀ افراد و بر دولت اسلامی حکومت نام دارد . همۀ افراد ، از رسول اکرم(ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد ، تا ابد تابع قانون هستند . (ولایت فقیه ، ص 34)

«بعضی مسائل ، مسائل اصلی است . مسائلی است که بنیاد مسائل دیگر است. مسائلی است که حفظ کیان اسلام و حفظ استقلال کشور به آن ها بسته است و بعد از این که این مسائل اصلی تحقق پیدا کرد مسائل دیگری است که آن مسائل باید دنبال بشود . ما الآن مبتلا هستیم به یک رشته از مسائل اصلی که اسلام به آن بسته است و استقلال کشور .» (25 / 3 / 58)

ـ قضیۀ قانون اساسی ، اساس حکومت اسلام است . ما اساس حکومت را باید درست بکنیم و بعد برویم سراغ این که کارهای حکومت باید چه باشد (28 / 3 / 58)

از صدر عالم تاکنون تمام انبیاء برای برقرار کردن قانون آمده اند و اسلام برای برقراری قانون آمده است، و پیغمبر اسلام و ائمه اسلام تمام برای قانون خاضع بوده اند و تسلیم قانون بوده اند. .. قانون برای همه است. (18 / 3 / 60)

 اهمیّت احکام حکومتی

ـ البته بعضی از احکام حکومتی را که برای نظام اسلامی و تمشیت امور مسلمین و حفظ نظام و جمهوری اسلامی است نباید از نظر دور داشت و اوضاع زمان و از تغییرات عظیمی که در عالم واقع شده است و مسائل بسیاری را پیش می آورد که در صدر اسلام نبوده است نباید غفلت کرد که همۀ این امور برای حفظ و استقرار حکومت اسلامی است . (اسناد موجود در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، ص 78)

 تنفر دیکتاتورها از قانون

ـ قانون برای همه وظیفه معین کرده . اگر یکی از قانون دست بردارد و بخواهد دخالت به کار دیگری بکند برخلاف شرع عمل کرده و آن وقت ممکن است که برخلاف شرع وقتی عمل کرد از باب نهی از منکر نسبت به او کاری انجام دهند . (3 / 5 / 59)

ـ مجلس دخالت نکند در اجرای قوۀ مجریه و قوۀ قضائیه . (3 / 5 / 59)

ـ امید است امسال سال حکومت قانون باشد . در اسلام همه کس حتی پیامبر عظیم الشأن ـ صلی الله  علیه وآله ـ در مقابل قانون بی امتیاز در یک صف هستند و احکام قرآن و اسلام بر همه جاری است و شرف و ارزش انسان ها در تبعیت از قانون است که همان تقواست و متخلف از قانون مجرم و قابل تعقیب است و بر دستگاه های قضایی است که از متصدیان به جان و شرف و مال بندگان خدا دفاع کنند و آنان را به سزای خود بنشانند . (29 / 12 / 59)

ـ من در اوّل این سال اعلام کردم که این سال را باید سالِ اجرای قانون بدانیم و با قانون طوری عمل کنیم که هم اسلام و هم دنیا ـ ما را ـ یک رفتار صحیح بداند کارهای ما را . (18 / 3 / 60)

ـ نمی شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم ، غلط می کنی قانون را قبول نداری ، قانون تو را قبول ندارد . نباید از مردم پذیرفت ، از کسی پذیرفت که ما شورای نگهبان را قبول نداریم ، نمی توانی قبول نداشته باشی ، مردم رأی دادند به این ها، ..  . مردمی که به قانون اساسی رأی دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا شود .. . همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ولو برخلاف رأی شما باشد ، باید بپذیرید . برای این که میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست میزان این است همه ما باید بپذیریم .. . اگر می خواهید از صحنه بیرونتان نکنند بپذیرید قانون را . نگویید هی قانون و خودتان خلاف قانون بکنید . بپذیرید قانون را . همه تان روی مرز قانون عمل بکنید و اگر همه روی مرز قانون عمل بکنند اختلاف دیگر پیش نمی آید . (6 / 3 / 60)

ـ اختلافات از راه قانون شکنی ها پیش می آید .. . قانون برای نفع ملت است ، برای نفع جامعه است. برای نفع بعضی اشخاص و بعضی گروه ها نیست . قانون توجه به تمام جامعه کرده است و قانون برای تهذیب تمام جامعه است. البته دزدها از قانون بدشان می آید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید و کسانی که مخالفت ها می خواهنند بکنند از قانون بدشان می آید ، لکن قانونی که مال همۀ ملت است و برای تهذیب همه ملت است و برای آرامش خاطر همۀ ملت است و برای مصالح همه ملت است ، این قانون باید محترم شمرده بشود .. . قانون در رأس واقع شده است و همۀ افراد کشور باید خودشان را با آن قانون تطبیق بدهند . اگر قانون برخلاف خودشان هم حکمی کرد ، باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند ، آن وقت است که کشور کشور قانون می شود. اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابان ها بر ضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند این همان معنای دیکتاتوری است که مکرر گفته ام که قدم قدم پیش می رود . این همان دیکتاتوری است که به هیتلر مبدل می شود انسان . این همان دیکتاتوری است که به استالین انسان را مبدل می کند . اگر قانون در یک کشوری عمل نشود کسانی که می خواهند قانون را بشکنند این ها دیکتاتورانی هستند که به صورت اسلامی پیش آمده اند یا به صورت آزادی و امثال این حرف ها . (18 / 3 / 60)

ـ تخلف از مقررات خیابان ها و رفت و آمدها ، این غیر اسلامی است و باید جلوش را بگیرید . (7 / 6 / 61)

ـ ردّ احکام ثانویه .. . با ردّ احکام اولیه فرقی ندارد . (22 / 11 / 61)

ـ همه باید به این که مجرمی که بالاترین جرم را دارد و به سوی چوبۀ دار می رود جز اجرای حدّ شرعی احدی حق آزار او را لفظاً و عملاً ندارد و مرتکب ، خود ظالم است و مستحق کیفر . (7 / 3 / 63)

 

2 ـ انتخاب مردم

ملت ایران هم فهیم است و هم آزاد ، و این دو سبب می شود که مردم فرد صالح را بشناسند و انتخاب کنند . امام می گوید :

«قهراً وقتی مردم آزاد هستند یک نفر صالح را انتخاب می کنند .» به نظر او آراء عمومی نمی شود خطا کند و در سی میلیون جمعیت اشتباه نخواهد شد . بنابراین مردم احتیاج به قیم ندارند و در انتخابات آزادند . کسی نباید نظر خودش را بر مردم تحمیل کند و مردم هم نباید از کسانی که در رأس هستند ، تقلید کنند . هیچ مقامی در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند . بنابراین انتخابات دست مردم است ، و به همین دلیل ، تمام مسئولیت به عهدۀ ملت می باشد و همان طور که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند یک دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند . انتخابات نه در انحصار روحانیین است و نه در انحصار احزاب .»

چون آگاهی و آزادی مردم سبب انتخاب صالح و تشخیص درستِ مصالح خودشان است پس حق مردم است که مصالح خودشان را ، خود تشخیص دهند و کسی به جای همه سرنوشت یک ملت را رقم نزند . هرکس در هر مقامی باشد ، به اندازۀ یک نفر از مزایای جامعه بهره می گیرد ، پس در تشخیص مصلحت خود یک رأی دارد ، و مصلحت جامعه هم چیزی جز مجموعۀ مصلحت اندیشی اکثر مردم نیست . پس انتخابات در انحصار هیچ کس نیست و در تشخیص مصالح ، بین ولی فقیه ، رییس جمهور و دیگران فرقی نیست و همۀ ملت در مقابل آن مسئول اند.

تشخیص و انتخاب اکثریت برای همه لازم الاتباع است چون سیرۀ عقلا بر آن استوار است و لازمۀ سفارش اسلام به شورا نیز هست . بنابراین مخالفت با رأی اکثریت برخلاف دموکراسی و اسلام است .

امام پای بندی خود به این اندیشه را در عمل نیز ثابت کرد و در موارد متعدد به رأی اکثریت گردن نهاد ؛ از جمله : نصب مرحوم بازرگان به نخست وزیری با پیش نهاد اهل حلّ و عقدِ قبل از انقلاب ، تنفیذ ریاست جمهوری اولین رییس جمهور ایران ، عدم مخالفت با تعیین قائم مقام رهبری از سوی مجلس خبرگان ، ادامۀ جنگ و پذیرش صلح .

امام به همۀ مردم احترام می گذاشت و صاحبان آرای مختلف را فرزندان خود می دانست و به ائمه جمعه و علمای عظام توصیه می کرد که با آنان رابطه پدرانه داشته باشند و تحت تأثیر گروه گرایی و طرفداری از قشری و مخالفت با قشری دیگر قرار نگیرند . و با این که در انتخابات ، اظهار رأی را حق خود می دانست اما همواره از آن ابا داشت ، و چنان بر این سیره پایدار ماند که در هیچ یک از انتخابات دوران خود ، به هیچ کس اجازه نداد که تأیید یا ردّ یک نامزد انتخاباتی را به او نسبت دهد . حتی برای این که مردم سنگینی مسئولیت تشخیص اصلی و انتخاب آن را بر دوش خود احساس کنند و انتخابات را پرشور برگزار نمایند ، از ارائه لیست های سراسری از جانب احزاب جلوگیری کرد و گفت : آن ها در محدودۀ حوزۀ خود کاندیدا معرفی کنند ، هرچند که قوی ترین تشکل ها در آن زمان ، تشکل های روحانیان و یا وابسته به آنان بود .

امام احزاب قانونی را به رسمیت می شمرد و از تبلیغات انتخاباتی آنان استقبال می کرد ، اما معرفی افراد از طریق احزاب صالح را الزاماً دلیل بر اصلح بودن آن نامزدها نمی دانست و مردم را از تقلید از اشخاص یا احزاب برحذر می داشت و به خود احزاب هم سفارش می کرد که در معرفی افراد ، معیار اصلح بودن را بر حزبی بودن مقدم بدارند ، و در ائتلاف بکوشند ، نه این که باعث تفرقه شوند . اخلاق اسلامی را رعایت نمایند ، نه این که به کاندیداهای دیگران اهانت کنند .

 ملّتِ فهیم

ـ ملت می شناسد افراد صالح را ، لازم نیست که حالا یک چند سال هم ما درسشان بدهیم . نخیر خودشان می فهمند . این ملت چیز می فهمند ، می فهمند کی آدم صالح است [ و ] کی آدم ناصالح . البته گاهی هم یک کسی خودش را جا می زند اما این ، گاهی است . (16 / 8 / 58)

ـ جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزش های والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و این پیمان بزرگ وفادار مانده اند مسلّم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند . (11 / 1 / 67)

 انتخاب جمعی

ـ قهراً وقتی مردم آزاد هستند یک نفر صالح را انتخاب می کنند و آراء عمومی نمی شود خطا بکند . یک وقت یکی می خواهد یک کاری بکند اشتباه می کند ، یک وقت یک مملکت سی میلیونی نمی شود اشتباه بکند . کسی بگوید خوب ، لعلّ یک آدم غلطی را گذاشتند . اگر غلطی را گذاشتند قدم اوّل را که برداشت همین ملت غرش می کنند ، تمام شد . . . قهراً وقتی که یک ملتی می خواهد یک کسی را برای سرنوشت مملکت خودش تعیین کند  ، این یک آدم صحیح را تعیین می کند نه آدم فاسدی را ، و قهراً اشتباه در سی میلیون جمعیت نخواهد شد.[4] (10 / 10 / 57)

 بی نیازیِ مردم از قیّم

ـ یکی از مهم ترین وظایف اولیه جمعی که پس از سقوط شاه مسئولیت امور را به دست می گیرند فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد است که به هیچ وجه اعمال قدرت و نفوذ از هیچ طبقه و گروهی در انتخابات نباشد . (18 / 10 / 57)[5]

ـ دیگر شما مجلستان به دست خودتان است ، اختیار دست خودتان است . شما مختارید و مقدرات مملکت را ، خودتان به دست خودتان باید مقدرات را بگیرید . (23 / 1 / 58)

ـ وکلای مجلس شورا را خودتان تعیین می کنید ، همه چیز دست خودتان است ، خودتان بگیرید وکیل خوب تعیین بکنید که مقدرات مملکتتان دست مجلستان باشد . (24 / 2 / 58)

إن شاء الله  ما امیدواریم که دیگر لیستی در کار نباشد که یک لیستی بدهد و شما ملزم باشید ، بله لیست بدهید که هدایت کند ملت را به این که این ها افراد خوبی هستند . (21 / 4 / 58)

ـ اکثریت هر چه گفتند آرائشان معتبر است ولو به ضرر خودشان باشد . (27 / 5 / 58)

ـ تا آن جایی که من شاهد انتخابات در ایران بودم ، از زمان قبل از رضاشاه ، سال های طولانی که شاهد بودم انتخابات را ، انتخابات آزاد در ایران نبود ، منتها انتخابات یک وقت با زور خوانین بلاد و مالکین بلاد انجام می گرفت و زمان شاه که دست آن ها کوتاه شد ، تحت کنترل رضاشاه بود و دیگر مجلسی در کار نبود به جز انتخاباتی که از اشخاص معلوم ، و در زمان محمدرضا بدتر از او شد . من می توانم ادعا کنم که انتخابات در این سال ، تنها انتخاباتی است که به رأی مردم و بدون فشار کسی و بدون این که دخالت داشته باشند اشخاص در آرای مردم ، انجام خواهد گرفت . (23 / 11 / 58)

ـ امروز مسئولیت به عهدۀ ملت است .. . تمام مسئولیت به عهدۀ ملت است .. . امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است . (22 / 12 / 58)

ـ امروز هیچ قدرتی نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند ، از رییس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانی ، ژاندارمری ، خان ها هم که دیگر چیزی از آن ها باقی نمانده است، و اشراف و اعیان هم همین طور . متنفذینی هم نداریم ، هیچ کس الآن در ایران ، هیچ مقامی در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند . (22 / 12 / 58)

ـ ملت و شما و هرکس آزاد است همیشه ، و به هرکس که می خواهد رأی می دهد . (11 / 9 / 61)

ـ انتخابات دست مردم است .. . ما امروز کسی را نداریم که دستور بدهد . پیش نهاد می کند و مردم مختارند . فرض بکنید که اگر همه کسانی که در رأس بروند پیش نهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست بر شما تبعیت کنید . باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحی است تا این که بتوانید رأی بدهید . (13 / 10 / 62)

ـ مردم در سراسر کشور ، در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند و احدی حق تحمیل خود یا کاندیدای گروه یا گروه ها را ندارد . (22 / 11 / 62)

ـ انتخابات در انحصار هیچ کس نیست نه در انحصار روحانیین است ، نه در انحصار احزاب است ، نه در انحصار گروه ها است . انتخابات مال همۀ مردم است . مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است و انتخابات برای تحصیل سرنوشت شما ملت است . از قراری که من شنیده ام در دانشگاه بعضی از اشخاص رفته اند گفته اند که دخالت در انتخابات دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است .. . همان طوری که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند یک دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند .. . این از آن توطئه سابق بدتر است برای ایران، برای این که آن ، یک عده از علما را کنار می گذاشت .. . این تمام ملت را می خواهد کنار بگذارد . (9 / 12 / 62)

ـ هیچ کس در انتخابات بر دیگری مقدم نیست ، همۀ افراد ملت یک جور هستند در انتخابات ؛ یعنی همان آدمی که یک کار کوچکی انجام می دهد با آن کسی که در رأس همه امور است در باب انتخابات هیچ با هم فرقی ندارند ، این یک رأی دارد ، آن هم یک رأی دارد . این یک جور باید با او عمل بشود ، با آن هم باید یک جور عمل بشود . بنابراین توجه به این که انتخابات جوری باشد که مردم پسند باشد نه جوری باشد که فرض کن خان پسند باشد . (14 / 12 / 62)

ـ امور سیاسی مخصوص یک طبقه نیست . همان طوری که علم مخصوص یک طبقه نیست . (19 / 1 / 63)

ـ باید مردم را برای انتخابات آزاد گذاریم و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود . (10 / 4 / 66)

ـ همان طور که بارها گفته ام مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیّم ندارند و هیچ فرد یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند .. . البته مشورت در کارها از دستورات اسلامی است و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت می نمایند و افراد و گروه ها و روحانیون در حدّ تذکرات قبلی در حوزۀ خود می توانند کاندیدا معرفی نمایند ، ولی هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهار نظر و اظهار وجود نکنند . (11 / 1 / 67)

 ردّ رأی اکثریت برخلاف دموکراسی و اسلام است

ـ آن مسیری که ملت ما دارد روی آن مسیر راه بروید ولو عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است ، خوب باشد . ملت می خواهد این طور بکند به من و شما چه کار دارد . خلاف صلاحش را می خواهد انجام بدهد . ملت رأی داده و متّبع است . در همۀ دنیا رأی اکثریت ، آن هم یک همچو اکثریتی ، آن هم یک فریاد چند ماهه و چند ساله ملت ، آن هم این مصیبت هایی که ملت ما در راه این مقصد کشیده اند انصاف نیست که حالا شما بیایید یک مطلبی بگویید که برخلاف مسیر است ؛ یعنی انصاف نیست که نمی شود ، پیش هم نمی رود ، اگر چنان چه یک چیزی هم گفته بشود پیش نمی رود .. . (27 / 5 / 58)

ـ شما در دنیا به هر مکتبی رجوع کنید که آقا ملت یک چیزی را می خواهد یک پانصد نفر ، یک هزار نفر ، یک ده هزار نفر (فرضاً باشند) این ها هم یک چیزی را می خواهند ، ملت رأی به این دادند ، این چند نفر هم می گویند که ما قبولش نداریم این را می گویند که این ها برخلاف آن چیزی که همۀ بشر بر آن متفق شدند برخلاف ـ او ـ دارند می گویند . برخلاف دموکراسی است ، برخلاف اسلام هم است . اسلام که می گوید ، می فرماید که شورا باشد کارهایتان ، خوب این یک کاری بوده است و به شورا گذاشته شده است . وقتی که شورا یک چیزی را به اکثریت قبول کردند معنایش این است که همان را عمل بکنید ، هرکه رد بکند معنایش این است که ما قبول نداریم این را . این برخلاف دموکراسی است ، برخلاف اسلام است ، برخلاف مصالح مملکت است و حمله به همان جایی است که شما از آن جا پیروز شدید . (1 / 10 / 58)

ـ همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ولو برخلاف رأی شما باشد ، باید بپذیرید برای این که میزان اکثریت است . (6 / 3 / 60)

ـ من کار ندارم کی رییس جمهور می شود ، به من مربوط نیست . من خودم یک رأی دارم به هرکه دلم می خواهد می دهم ، شما هم همین طور . (8 / 5 / 64)

 معرفی کاندیداها

ـ ما هم کاندیدای خودمان را می گوییم در باب رییس جمهور ، می گردیم پیدا می کنیم . مراجعه می کنیم به همه جا . پیدا می کنیم یک نفری که صالح است برای این کار .. . او را معرفی می کنیم . (10 / 10 / 57)

 عدم جانب داری رهبری از کاندیداهای خاص

ـ این جانب بنا ندارم از کسی تأیید نمایم ، چنان که بنا ندارم کسی را رد کنم و از تمام احزاب و گروه ها و افراد می خواهم از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود ندهند . (14 / 10 / 58)

ـ عکس این جانب دلیل بر تأیید کسی نبوده چناچه دلیل بر عدم تأیید هم نمی باشد . (26 / 10 / 58)

ـ برای هرچه بهتر و پرشورتر شدن انتخابات ، هیچ حوزه ای برای حوزۀ دیگر کاندیدا تعیین ننمایند و هم چنین صلاحیت و عدم صلاحیت شخص و یا اشخاص کاندیدا را تأیید و تصدیق ننمایند . (22 / 11 / 62)

ـ هیچ فرد و گروهی و هیچ نهاد و سازمان و حزب و دفتر و تجمعی نمی تواند در حوزۀ انتخابات دیگران دخالت نماید و برای غیر حوزۀ خود ، فرد یا افرادی را کاندیدا نموده و از آنان تبلیغ نماید . (10 / 4 / 66)

 نقشِ پدری روحانیان

ـ از متصدیان امور در جمهوری اسلامی خصوصاً قشر روحانی تقاضا دارم .. . تحت تأثیر گروه گرایی و طرفداری از قشری و مخالفت با قشری دیگر قرار نگرفته و با عدل اسلامی و عطوفتِ متوقّع از جمهوری اسلامی با مردم و مراجعین رفتار ، و حکومت اسلامی را در انظار واژگونه جلوه ندهند . (29 / 12 / 59)

ـ روحانیون محترم حوزه های انتخاباتی سعی کنند در حوزۀ خود از افراد و گروه های مسلمان که در انتخابات کاندید شده و یا از کاندیداهای مورد علاقۀ خود طرفداری می کنند چون پدری مهربان باشند و آنان را با دیده محبت بنگرند . (10 / 4 / 66)

پرهیز از تقلید

ـ نه حزب اسباب این می شود که غیر آن فاسد ، و نه صددرصد حزبی بودن صلاح آن ها است . (4 / 8 / 62)

ـ مسئله ، خوب بودن خود شخص است نه این که از یک دسته خاصی باشد ، نه این که اهل علم باشد ، حزبی باشد ، بازاری باشد ، این ها دیگر شرط نیست . عمده موازینی است که قانون و اسلام تعیین کرده است . (20 / 9 / 62)

ـ ما نباید مقلد کسی باشیم که هرچه را عده ای تشخیص دادند همان را عمل کنیم . (12 / 10 / 62)

ـ احدی شرعاً نمی تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رأی بدهد و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاص تمام افراد و گروه ها نظر موافق داشتند ولی رأی دهنده تشخیص اش برخلاف همۀ آن ها بود ، تبعیت از آن ها صحیح نیست و نزد خداوند مسئولیت دارد . و اگر گروه یا اشخاص ، صلاحیت فرد یا افرادی را تشخیص دادند و از این تأیید برای رأی دهنده اطمینان حاصل شد می تواند به آن ها رأی دهد . (22 / 11 / 62)

انتخاب اصلح

ـ اگر انتخاب اصلح برای مسلمان ها است کی و از کجاست مطرح نیست . گروهی باشد حزب باشد یا غیر حزب .. . ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد . اگر اصلح را انتخاب کردید کاری اسلامی می کنید و این یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خودتان .. . آیا می خواهید انتخاب اصلح بکنید برای خودتان یا برای اسلام؟ (4 / 8 / 62)

ـ باید انسان توجه کند به این که آیا من که می خواهیم یک کسی را انتخاب کنم ، اگر این کس یک نفر دیگری از او بهتر بود لکن ارتباطی با من نداشت بلکه با من هم دلخوری داشت آیا او را کاندید می کردم؟ .. . این دقیق است و این از اموری است که بر انسان پوشیده می ماند . (11 / 11 / 62)

ـ مسئله انتخابات یک امتحان الهی است که گروه گرایان را از ضوابط گرایان ممتاز می کند . (22 / 11 / 62)

 توافق در معرفی کاندیداها

ـ من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید . (23 / 11 / 58)

 پرهیز از اختلاف

ـ از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی ـ انسانی را در تبلیغ برای خود ، کاندیداهای خویش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خودداری نمایند که برای پیشبرد مقصود ، ولو اسلامی باشد ، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ ، مطرود  و از انگیزه های غیر اسلامی است .. . من بسیار مایل هستم که گروه هایی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی و خدمت گذار به اسلام هستند ، در مبارزات انتخاباتی کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یک دیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامی داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند که تفرقه و تشتت دوستان را نگران و دشمنان را کامیاب می کند و موجب تبلیغات سوء می شود . (14 / 10 / 58)

ـ من از همۀ قشرها ، از همۀ ملت می خواهم که آداب اسلامی خودشان را نسبت به همه امور ، خصوصاً در انتخابات حفظ کنند و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتی عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنی بکنند . (23 / 11 / 58)

ـ لازم است مطلبی را که گاهی شنیده می شود که برای تبلیغات انتخاباتی بعضی از کاندیداها خدای نخواسته بعضی دیگر را تضعیف یا توهین می کنند ، در رابطه با آن تذکر دهم که امروز این نحو مخالفت ها خصوصاً از چنین کاندیداهایی ، برای اسلام و جمهوری اسلامی فاجعه آمیز است . اگر فرضاً کسی در دیگری مناقشه دارد ، ابراز آن و اظهار آن در بین مردم هیچ مجوّزی ندارد و حیثیت و آبروی مؤمن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مؤمن ، چه رسد به مؤمن عالم ، از بزرگ ترین گناهان است و موجب سلب عدالت است . (16 / 9 / 61)

ـ امروز دارند تهیه می بینند مخالفین شما ، مخالفین جمهوری اسلامی  ، که برای انتخابات ایجاد نفاق کنند و این یک خطری است برای کشور ما . این ها با زور نمی توانند کاری انجام بدهند ، نه آمریکا ، نه شوروی ، با فشار و زور به یک کشوری که همه با هم هستند نمی توانند آسیب برسانند ، لکن با توطئه و وادار کردن عمال خودشان در داخل می توانند ایجاد نفاق کنند و بهانه هم انتخابات . (13 / 7 / 62)

ـ نصیحتی است از پدری پیر به تمامی نامزدهای مجلس شورای اسلامی که سعی کنید تبلیغات انتخاباتی شما در چهارچوب تعالیم و اخلاق عالیه اسلام انجام شود و از کارهایی که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیری گردد . (11 / 1 / 67)

ـ من احتمال می دهم که عوامل و دست های ناپاکی بخواهند از رقابت های انتخاباتی در رسیدن به آرزوهای خود استفاده کنند و با طرح مسائل پوچ و بی معنا دل ها را از یک دیگر جدا سازند و یا با تردید و ایجاد ذهنیّت ها ، صحت و سلامت انتخابات و نهایتاً مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند . (7 / 3 / 67)

 تبلیغات در دوران مشروطه

ـ اگر احتمال بدهیم که به واسطه تبلیغات انتخاباتی ما اسلام و جمهوری اسلامی در خطر است باید آن جور تبلیغاتی که خطرناک است دست از آن برداریم ، برای این که ضد اسلام است و گاهی با اسم اسلام یا با توهّم اسلامی بودن ، یک اموری انجام می گیرد که برخلاف اسلام است ، در مشروطه هم این طور بود . یک دسته واقعاً به آن ها آن قدر تزریق شده بود که اعتقاد کرده بودند که باید فلان جور را عمل کرد ، به آن ها تزریق کرده بودند ، این سلطنت طلب های آن وقت آن قدر تزریق کرده بودند که (یک دسته از اهل منبر هم همین طور [بودند]) ، حالا هم همین طور است ممکن است شیاطینی در بین مردم بیفتند و آن قدر تزریق کنند که تکلیف شرعی معین کنند برایتان که باید با مخالفت با فلان مقام ، مخالفت با فلان امر بکنید ، بیدار باشید . (13 / 7 / 62)

 3ـ نمایندگان مجلس

عمر پر برکت مرحوم امام با تشکیل مجلس اوّل و دوّم و سوم شورای اسلامی مصادف بود ؛ او در طول این مدت در ضمن سخنرانی ها و بیانیه ها، این شرایط را برای نمایندگان مجلس شورا لازم دانست:

 مکتبی بودن

امام بیش از ویژگی های دیگر ، روی مکتبی بودن نمایندگان مردم تأکید کرده است و آن را با عبارت های مختلف  ـ دست کم 38 بار ـ تذکر داده است: «اعتقاد به اسلام ، صددرصد اسلامی ، اعتقاد به اجرای احکام اسلام ، گرایش به اسلام ، مکتبی ، کار برای اسلام ، مقیّد به احکام شرع ، معتقد به اسلام ، خدمت گزار به اسلام ، اسلامی ، در صراط مستقیم اسلامیت ، صددرصد مسلمان ، متدین ، متعبد به اسلام ، متعهد به اسلام ، مسلم ، تعهد به قوانین اسلام .»[6] و در یک مورد «فاضل»[7] بودن را لازم دانسته است و در هشت مورد «متعهد» بودن را.[8]

با توجه به تاریخ بیان این ویژگی ها روشن می شود که امام برای انتخابات مجلس اوّل شورای اسلامی دست کم 37 بار روی صفت مکتبی بودن تأکید می کند و برای مجلس دوّم دست کم پنج بار و برای مجلس سوم یکی ـ دو بار آن را توصیه می کند:

ـ مردم کوشش کنند که وکلای صالح متدین در مجلس بفرستند . تمام گرفتاری ها و تمام چیزهایی که بر خلاف موازین عمل می شود آن جا حل می شود .. . مملکت ما همه متدین اند اکثراً ، و وکیل متدین تعیین می کنند . وقتی بنا شد وکلای متدین باشند و مقید به احکام شرع باشند که ان شاءالله  هستند ، آن وقت این مسائل همه اش حلّ می شود . (6 / 6 / 58)

ـ برویم سراغ مجلس شورا و مجلس شورا درست بکنیم و محوّل بشود کار به ملت و به نمایندگان ملت ، و کارها ان شاءالله  با محول شدن به ملت و به اشخاصی که متعهد هستند و توانستیم و توانستید که یک منتخباتی داشته باشید که آن ها صددرصد ان شاءالله  اسلامی و ملّی و متفکر و همه جهات در آنان جمع باشد ، آن وقت ان شاءالله  با آن ها کارها ان شاءالله  اصلاح بشود . (23 / 6 / 58)

ـ مسئله این است آن هایی که مکتب دارند ، آن هایی که گرایش دارند به اسلام ، ان شاءالله  شما پیدا کنید ، از حالا شروع کنید . این دفعه مصیبت تان زیادتر است ، برای این که یک مجلس خبرگانی بود که یک مدت کوتاهی بود [این] یک مجلسی است که مدت بلندی است و استفاده ها توی آن است ، باید خیلی دقت بکنید ، خیلی زحمت بکشید ، کاندیداتان را تعیین کنید و ارائه بدهید به مردم ، این کاندید ماست ، این است که برای اسلام کار می کند، ترویج کنید از اسلام، شمشیر دستتان باشد، شمشیر هم هست دستتان ، با این شمشیر کارها را انجام بدهید . این شمشیر برنده اسلام ، یک شمشیری که خائن ها را از بین می برد و خادم ها را در امان نگه می دارد . (23 / 6 / 58)

ـ من متواضعانه از شما می خواهم که .. . اشخاصی اسلامی ، متعهد ، غیر منحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند . (23 / 11 / 58)

ـ کسانی را انتخاب کنند که صددرصد مسلمان و معتقد به احکام اسلام و معتقد به اجرای احکام اسلام و مخالف با مکتب های انحرافی و معتقد به جمهوری اسلامی باشند . (17 / 2 / 59)

ـ انتخاب اصلح برای مسلمین ، یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیّت آن داشته باشد . (4 / 8 / 62)

ـ همه چیز باید روی موازین اسلامی باشد ، افرادی که تعیین می شوند باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند و عقیده شان هم این باشد که اسلام خوب است ، نه فقط اظهار کنند ولی عقیده نداشته باشند ، کما این که در اوّل انقلاب خیلی ها اظهار اسلام می کردند . البته اقلیت های رسمی غیر مسلمان قانوناً انتخاب می شوند . (20 / 9 / 62)

ـ مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند . (11 / 1 / 67)

ـ به اقلیت های مذهبی رسمی وصیت می کنم که .. . وکلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و .. . بدون گرایش به مکتب های الحادی و انحرافی و التقاطی انتخاب نمایند . (15 / 3 / 68)

 روحانی بودن

امام در انتخابات مجلس اوّل آخوند و آخوند مسلک بودن نمایندگان را نیز لازم دانسته است.[9]

اما برای مجلس دوّم اهل علم بودن را شرط نمی داند و معتقد است که در مجلس هم وجود علما و روحانیون مطلع از احکام شرعی و سیاسی لازم است و هم متخصصان رشته های مختلف . هم چنین از ائمه جمعه و جماعات می خواهد که شهرهای خود را خالی نکنند . البته در همین دوره است که مرحوم مدرس را الگوی نمایندگان قرار می دهد ، اما معرفی او از این جهت است که از مسائل روز اطلاع داشت . و برای مجلس سوم نیز متذکر می شود که نباید انتظار داشت که حتماً نمایندگان از گروه و صنف خاصی باشند:

ـ مردم را حالی کنید که ما کاندیدهامان عبارت از این ششصد نفر مثلاً یا پانصد نفر هر چقدری که هست کاندیدهامان عبارت از این ها هستند ، البته از ملاها و علما ، از این نترسید که [بگویند] آخوندیش کردند ، اسلام آخوندیش کرده ، به ما چه ربط دارد . و عرض می کنم آخوند و آخوند مسلک یعنی اسلامی و اسلامی مسلک ، همه باید این طور باشند . (23 / 6 / 58)

ـ پس مسئله خوب بودن خود شخص است نه این که از یک دسته خاصی باشد ، نه این که اهل علم باشد ، .. . (20 / 9 / 62)

ـ نمایندگان صالح ، کاردان و مطلع بر اوضاع سیاسی جهان و سایر چیزهایی که کشور به آن ها احتیاج دارد .. . چه از روحانیون باشند ، و چه نباشند ، و مجلس چنان چه محتاج به علما و روحانیون مطلع از احکام شرعی و سیاسی اسلام است ، محتاج به متخصصین رشته های مختلفی است که کشور احتیاج به آن ها دارد .. . حضرات روحانیون از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم توجه کنند که شهرهای خود را از خدمت گزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالی نکنند که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمی و اخلاقی بندگان خدا که شغل شریف روحانیت است بر هر چیز مقدم است ، مگر آن که بدانند وجود آن ها در مجلس برای خدمت به اسلام مفیدتر است . (22 / 11 / 62)

 معتقد به ولایت فقیه:

امام اعتقاد به ولایت فقیه را در یک مورد در سال 58 شرط لازم برای رییس جمهور و وکلا دانسته است و در انتخابات های بعدی مجلس سخنی از آن به میان نیاورده است:

ـ من بنا ندارم به این که کسی را تعیین کنم ، ما همین اوصاف رییس جمهور و اوصاف وکلایی که بعد می خواهید ان شاءالله  تعیین کنید باید بگویم و شما خودتان انتخاب کنید و از تفرقه و تفرق پرهیز کنید . اشخاص را هم ملاحظۀ سوابقشان را بکنید که قبل از انقلاب چه بوده اند ، در حالا ، انقلاب ، چه بوده اند و بعد از پیروزی نسبی چه کردند و چه بودند و بعد از این که همه اوصافش را به دست آوردید و او را شخصی دانستید که لیاقت دارد برای یک همچو مسندی و می تواند این مملکت را به طوری که خدا می خواهد اداره کند تا آن حدودی که در اختیار اوست ، و شخصی است که تعهد به اسلام دارد ، اعتقاد به قوانین اسلامی دارد و در مقابل قانون اساسی خاضع است و [آیا به] اصل صدو دهم [آن] ظاهراً که راجع به ولایت فقیه است معتقد است و وفادار است نسبت به او . یک همچو شخصی را شماها خودتان انتخاب کنید و گروه های مردم را هم وادار کنید که یک همچو شخصی را انتخاب کنند و از تفرقه بپرهیزید . (9 / 10 / 58)

 

معتقد به جمهوری اسلامی و قانون اساسی

امام در این باره این تعبیرها را به کار برده است : اعتقاد به جمهوری اسلامی ، تعهد به جمهوری اسلامی ، کارشکنی نکردن برای دولت و مجلس،[10] اعتقاد به قانون اساسی ، وفادار به قانون اساسی ، خاضع در مقابل قانون اساسی،[11] موافق با وجهۀ جمهوریت:[12]

ـ اگر وکیلی باشد که این جایش پینه بسته از شدّت سجده و لکن جمهوری اسلامی را نمی خواهد این به درد شما نمی خورد و اگر وکیلی باشد که بدانید دشمن با رژیم منحوس بوده و دشمن با آمریکا و شوروی بوده لکن جمهوری اسلامی را نمی خواهد ، این وکیل را تعیین نکنید . وکیلی که تعیین می کنید آنی است که جمهوری اسلامی را عقیده داشته باشد ، نه چهار روزی که حالا می خواهد وکالت بکند بگوید جمهوری اسلامی .. . اگر یک نفر آدمی باشد که فیلسوف باشد ، یک آدمی باشد که تمام عالم را تحت سیطرۀ علمی خودش برده باشد لکن جمهوری اسلامی را نمی خواهد این را تعیین نکنید . (3 / 3 / 58)

 آگاه به تخصص های لازم در مجلس:

امام این ویژگی را با این تعبیرها بیان کرده است: آگاه به مسائل دیگر و تخصص های لازم در مجلس ، مطلع به مصالح و مفاسد کشور ، مطلع به احتیاجات مملکت ، آگاه به مسائل سیاسی ، اشخاصی سیاسی ، سیاستمدار ، مطلع بر اوضاع جهان ، مطلع به امور ارتش ، کشاورزی ، اقتصاد ، امور جهانی؛ مسائل را بفهمد ، کاردان ، تحصیل کرده، متفکر.[13] چنان که از تاریخ سخنان امام پیداست ، تأکید روی این ویژگی مربوط به مجلس دوّم و سوم است:

ـ در مجلس اسلام تنها کافی نیست ، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد . (4 / 8 / 62)

ـ باید دانست مسلمان بودن تنها فایده ای ندارد . باید جمهوری اسلامی را قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد.سعی کنید مثل مرحوم مدرّس را انتخاب کنید . (12 / 10 / 62)

ـ مجرد این که آدم خوبی است خیلی ، اوّل وقت نمازش را می خواند و نماز شب می خواند ، این برای مجلس کفایت نمی کند . مجلس اشخاصی سیاسی لازم دارد ، اشخاص اقتصاددان لازم دارد ، اشخاص سیاست مدار لازم دارد ، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد . با تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهوری اسلامی ، لکن این مسائل هم باشد . در یک مجلس باید همه چیز باشد . در این کمیسیون های مجلس از امور ارتشی و کشاورزی و اقتصاد و همه چیز بحث می شود ، باید مطلع باشند این ها. آن هایی که در این کمیسیون ها هستند باید اشخاصی باشند که در بینشان که عالم به اقتصاد باشد ، عالم به امور کشاورزی باشد ، عالم به امور اداری باشد ، عالم بر مسائل جهانی باشد .. . مقدّرات کشورتان را به دست کسانی بدهید که برای کشور مفیدند از حیث سیاست ، از حیث اقتصاد ، از حیث همه چیز . (13 / 10 / 62)

ـ مجلس چنان که محتاج به علما و روحانیون مطلع از احکام شرعی و سیاسی اسلام است محتاج به متخصصین رشته های مختلفی است که کشور احتیاج به آن ها دارد . (22 / 11 / 62)

 پای بند به اصل نه شرقی نه غربی:

امام برای رساندن این منظور ، از این عبارت ها استفاده کرده است : ملّی ، صددرصد ملّی ، نه شرقی نه غربی ، در صراط مستقیم انسانیت ، عدم گرایش به چپ و راست ، عدم گرایش به شرق و غرب و مکتب های فاسد ، مخالف با مکتب های انحرافی ، عدم احتمال انحراف در مورد آنان ، وفادار به کشور خودشان ، عدم وابستگی به قدرت های بزرگ ، بازیگر نبودن ، بصیر و غیر منحرف:[14]

ـ اشخاصی را که برای ایران کار می خواهند بکنند ، به نفع ایران کار می کنند .. . صددرصد ملّی ، متدیّن ، نه منحرف به چپ و نه منحرف به راست ، هیچ نباشند . از خودمان باشند و مصالح خودمان را در نظر بگیریم . (16 / 1 / 58)

ـ اشخاصی که ملی هستند ، اشخاصی که چپ و راستی نیستند . (17 / 10 / 58)

ـ کسانی که نه گرایش چپ دارند نه گرایش راست دارند . نه ما را می خواهند به آن ها بفروشند ، نه ما را می خواهند به آن طرف بفروشند... . کسانی که برای کشور و اهالی کشور ارج قائل هستند . کسانی که نمی خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد .. . نه آن هایی که می خواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرت های بزرگ . (22 / 12 / 58)

 همگام با محرومین

امام برای هر سه دورۀ مجلس و بلکه برای همۀ دوره ها توصیه کرده است که نمایندۀ مجلس باید دلش برای طبقۀ ضعیف بسوزد ، همگام با محرومین ، طعم تلخ فقر را چشیده، درد مستضعفان را چشیده و مدافع اسلام پابرهنگان باشد ، طرفدار اسلام سرمایه داری و اسلام آمریکایی نباشد ، خدمت گزار ملت و مسلمین ، دلسوز به ملت و وفادار به مردم باشد . خیرخواه امت باشد و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارد.[15]

ـ مردم آنی را باید انتخاب بکنند که می شناسند که به این ملت خدمت گزار است و دلش برای این طبقۀ ضعیف می سوزد . ما نمی خواهیم یک مجلس اعیان درست کنیم ، مجلس سنا را ، مجلس اعیان به آن می گویند ، ما می خواهیم اعیان را از بین ببریم ، آدمشان کنیم آن ها را .. . مجلس شورا داریم . مجلس شورا هم نمی خواهیم از طبقۀ بالا درست بشود . (16 / 8 / 58)

ـ مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند ، و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین ، اسلام مستضعفین ، اسلام رنج دیدگان تاریخ ، اسلام عارفان مبارزه جو ، اسلام پاک طینتان عارف و در یک کلمه ، مدافع اسلام ناب محمدی ـ صلی الله  علیه و آله وسلم ـ باشند . و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه داری ، اسلام مستکبرین ، اسلام مرفّهین بی درد ، اسلام منافقین ، اسلام راحت طلبان ، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه ، اسلام آمریکایی هستند ، طرد نموده و به مردم معرفی نمایند .. . و تمیز بین کسانی که در تفکر خود ، خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده اند، با دیگران کار مشکلی نیست . (11 / 1 / 67)

ـ وکلای مجلس از طبقه ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند ، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدر نشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند . (15 / 3 / 68)

 امین و شجاع

امام این ویژگی ها را نیز برای نماینده مجلس لازم می داند : امین ، مطمئن ، صحیح ، صالح ، سالم ، صادق ، متّقی ، خوب ، شجاع ، آزادمنش ، منوّر:[16]

ـ نه از افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند باید بایستند و مقابله کنند . (12 / 10 / 62)

 9ـ دارای حسن سابقه

حسن سابقه[17] و ریا کار نبودن نیز از شرایط لازم وکلاست:

ـ ما یک نفر را داشتیم که می خواست وکیل بشود . می گفتند که این آدم در ایامی که می خواهد رأی بگیرد نماز می خواند ، این جور نباشد ، خودتان فهمیده باشید . بین خودتان زندگی کرده باشد . فهمیده باشید که مسیر همان مسیری است که شما دارید . (2 / 3 / 58)

 4ـ وظایف مجلس

بیش ترین تأکید امام بر اسلامی بودن قوانین قبل از تشکیل مجلس خبرگان بررسی نهایی قانون اساسی است . استدلال امام این بود که برای نگارش قانون اساسی اسلامی ، به اسلام شناسان نیازمندیم نه به حقوق دانان غرب زده حقوق دانانی که تبعیت قانون گذار از قانون کشورهای پیشرفته را ، ولو با کنار گذاردن قانون اسلام ، لازم می دانستند در این دوره مورد بیش ترین حملۀ امام قرار گرفتند . مرحوم آل احمد غرب زدگان را مثل وبازدگان می دانست ، و مرحوم امام گفت : «کشور غرب زده از زلزله زده بدتر است .»

امام اسلامی بودن قوانین را در آغاز بازگشایی مجلس اوّل شورا به نمایندگان سفارش کرد . در مواقع دیگر نیز گاهی تأکید می کرد که نمایندگان مجلس باید متعهد و مکتبی باشند ، و گاهی به ضرورت حضور شورای نگهبان در مجلس می پرداخت و در موارد متعدد از لزوم صددرصد اسلامی بودن قوانین ، و یا غیر اسلامی نبودنِ آن ها صحبت می کرد ، و از نمایندگان مجلس می خواست که در این راه از بعضی از روشنفکران نهراسند و در مقابل آنان کوتاه نیایند ؛ روشنفکرانی که با احکام اسلام سر سازش ندارند ، یا در عین مسلمان بودن ، در مورد قابل اجرا بودن احکام اسلام به چشم تردید نگاه می کنند و در نگارش قانون ، به غرب و شرق چشم دوخته اند.

استقامت نمایندگان در برابر غرب زدگان و مخالفان با اسلام سفارش امام بود و می گفت : «آن هایی که با اسلام مخالفند هر کاری بکنید به مخالفت خودشان ادامه می دهند .» و در اوایل 1359 مارکسیست ها را «عقب مانده» نامید .

امام از اوّل معتقد بود که در اسلام حکم همۀ نیازهای بشر آمده است و در این عقیده اش تغییری رخ نداد . ولی در سال دوّم مجلس اوّل، بین مجلس و شورای نگهبان ، در مورد اسلامی بودن قوانین ، ناهم آهنگی قابل توجهی بروز کرد ، و امام در پاسخ به نامۀ رییس مجلس ، اخلال نظام و فساد و حرج را مطرح کرد و تشخیص موارد ضرری و حرجی و مواردی که در حفظ نظام جمهوری اسلامی دخالت دارد را به عهدۀ اکثریت وکلای مجلس گذاشت . اما مشکل کاملاً حل نشد و در موارد متعدد شورای نگهبان مصوبات مجلس را خلاف شرع دانست . و با رجوع به آرای شورای نگهبان معلوم می شود که تعداد قابل توجهی از مصوبات مجلس که در شورای نگهبان رد شده است توسط شورای عالی قضایی ـ که از مجتهدان منصوب امام بودند ـ تنظیم و به مجلس ارائه شده بوده است امام اواخر سال سوم مجلس اوّل، از نمایندگان خواست که در تشخیص مصالح نظام همۀ اطراف مسئله را مطالعه کنند و توجه داشته باشند که احکام اوّلیِ الهی طبق مصالح وضع شده است و «خدا این طور نیست که در نظر نگرفته باشد که مصلحت چی است برای یک ملت .» هم چنین توصیه کرد که : مسائل را طوری طرح کنند و طوری رأی بدهند که در شورای نگهبان رد نشود و گرنه مجلس موهون می شود و مردم نسبت به نمایندگان مجلس شبهه پیدا می کنند ؛ اگر مجلس در موردی به حکم اضطراری تمسک کرد ، باید کاری بکند که شورای نگهبان هم اضطراری بودن آن را بپذیرد . امام در این سخنرانی برای تشخیص موارد احکام ثانوی ، اکثریت مجلس را کافی ندانست و رأی دو سوم نمایندگان را لازم شمرد تا برای اعضای شورای نگهبان اطمینان بیش تری بیاورد . چند روز بعد نیز امام تأکید کرد که شناخت موضوعات احکام ثانویه به عهدۀ عرف است و دو سوم نمایندگان مجلس مظهر آن هستند و تشخیص موضوعات و احکام ثانوی ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از تنفیذ شورای نگهبان هیچ مقامی حق ندارد آن را رد کند . و در پیام به مجلس دوّم باز تأکید کرد که همه قوانین باید مطابق با قوانین مقدس اسلام ـ اعم از احکام اولیه یا ثانویه ـ باشد .

امام در بهمن سال 1366 در پاسخ به مسئولان مملکتی برای کسب تکلیف در مورد تشخیص موضوع حکم حکومتی ، برای غایت احتیاط در صورتی که بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان شرعاً و قانوناً توافق حاصل نشد ، مجمع تشخیص مصلحت نظام را تشکیل داد[18] . و در پیامش به مجلس سوم نیز اظهار امیدواری کرد که مجلس با شورای نگهبان مشورت کند و در تنگناها و موانع از مجمع تشخیص مصلحت بهره مند شود .

علاوه بر لزوم پیروی نمایندگان مجلس از اسلام ، مجلس باید در تبعیّت از قانون ، سردمدار نهادهای قانونی کشور باشد . امام از تذکر این نکته به مجلس غفلت نورزید و در پاسخ به نامۀ جمعی از نمایندگان مجلس ، در خصوص کیفیت کار و محدودۀ اختیارات مجمع تشخیص مصلحت نظام ، نوشت : «ان شاءالله  تصمیم دارم در تمام زمینه ها وضع به صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم .. . از تذکرات همۀ شما سپاسگزارم و به همۀ شما دعا می کنم .»[19]

پیروی نمایندگان از مردم هم چون لزوم پیروی از اسلام ، در سخنان امام موج می زند . همان طور که در باب انتخابات ، امام شناخت اکثریت را معتبر می دانست و تبعیت از آن را سیرۀ عقلا و سنت شرعی می شمرد ، و به نمایندگان مجلس خبرگان هم تأکید می کرد که شما ولیّ مردم نیستید ، وکیل مردم هستید و باید در قانون گذاری ، از خواست موکلین خود که اکثریت مردم هستند پیروی کنید ، به نمایندگان اولین دورۀ مجلس شورای اسلامی می گوید : باید دلخواه ملت و دلخواه اسلام را در مجلس مطرح کنید و اگر برخلاف دلخواه ملت عمل کنید به وکالتی که دارید خیانت کرده اید . تأکید امام به خاطر این است که اعتبار مجلس را از اعتبار اکثریت مردم می داند و معتقد است : «مجلس خانۀ مردم است» و خطاب به نمایندگان می گوید : «تمام ملت خلاصه در وجود شما آقایان است .» (4 / 3 / 59)

امام گاهی لزوم تبعیت نمایندگان از احکام اسلام را هم به خواست مردم مستند می کند و می گوید : چون ملت اسلام را می خواهد نمایندگان مجلس خبرگان هم باید قانون اسلامی تصویب کنند . (12 / 7 / 58)

ایشان با اشاره به مجلس شورای اسلامی می گوید : «این مجلس ماحصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند و این مجلس عصارۀ زحمت های طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است . این مجلس فراهم آمده از الله اکبرهای مردم است .» (6 / 3 / 60)

امام در وصیّت نامۀ خود به جریان تصویب اعتبارنامۀ منتخبان مردم اشاره کرده و می گوید : اگر عناصر منحرفی با فریب دادن مردم انتخاب شدند ، نمایندگان ، اعتبارنامه آنان را تصویب نکنند .

این سخن امام با تأکید او بر اعتبار رأی اکثریت منافات ندارد ؛ زیرا کار اصلی نمایندۀ مجلس تصمیم گیری در مورد مسائل مهم کشور و نظارت بر همۀ ارگان های اجرایی است و این کار حق کسی است که از جانب اکثریت مردم کشور انتخاب شده باشد نه مردم یک منطقه . از این رو منتخب هر منطقه باید با اخذ رأی اکثریت منتخبان ، این درجۀ اعتبار را کسب کند و اگر اعتبار نامه اش تصویب نشد حق انجام وظیفۀ نمایندگی و دخالت در تصمیم گیری های کشوری ندارد .

امام در زمان برقراری مجلس خبرگان مسئله عزل وکلا و انحلال مجلس را مطرح کرد و گفت تنها مردمند که چنین حقی دارند .

مجلس فوق نهادهای اجرایی است و مردم، فوق مجلس اند . بنابراین نظارت مجلس بر دولت حقِ نظارت مردم بر همه چیز است . از این رو امام به مردم یادآوری می کند که از این حق خود استفاده کنند و بر مجلس و دولت و همه چیز نظارت داشته باشند تا کار به تباهی نکشد .

«مرکز همۀ قانون ها و قدرت ها مجلس است» (4 / 3 / 59) و مقدرات کشور به دست اوست . از این رو در کمیسیون های مختلف مجلس باید کارشناسان متعهد و زبردست باشند و از متخصصان دیگر نیز دعوت کنند و در بررسی مسائل کلیدی کشور دقت نمایند . مشکل مجلس وقتی ظهور می کند که نمایندگانش به جای حل مشکلات اساسی و تصویب سیاست های زیربنایی کشور ، به رفع نیازمندی های حوزۀ انتخابیه خود بپردازند و احیاناً بخواهند به وعده های بی جایی که به مردم داده اند وفا کنند .

امام چند نمونه از مسائل مهم کشور را ذکر کرده است : اولین مسئله ای که قبل از تشکیل مجلس شورا به آن واگذار می شود و از اختیارات آن به حساب می آید ، تصمیم گیری در مورد گروگان های آمریکایی است و امام بر این امر چنین استدلال می کند : «زیرا این مردمند که باید در جریانات سیاسی دخالت داشته باشند .» با شروع مجلس امام اظهار امیدواری می کند که رسیدگی به حال مستضعفین و مستمندان در رأس برنامه ها قرار گیرد ، و این تذکر در سخنان او مکرّر دیده می شود و یکی از شرایط نمایندگان را طرفداری آنان از اسلام پابرهنگان و محرومان می داند . سومین موردی که امام به عنوان مسائل کلیدی کشور مطرح کرده است و به نحوی به مورد قبلی برمی گردد حل مسائل اقتصادی ، کشاورزی و مبارزه با تورم می باشد .

مجلس باید کشور را به استقلال برساند و آزادیی را که مردم با جان فشانی به دست آورده اند حفظ کند و در راه اعتلای کلمة الله  و اجرای احکام الله  بکوشد طبیعی است که در این راه شرق و غرب و ایادی آنان که منافع خود را از دست رفته می بینند به مقابله برمی خیزند . ادامۀ حرکت استقلال طلبانه ، آزادی خواهانه و اسلام گرایانۀ مجلس نیازمند استقامت در راه است که امام مکرر نمایندگان را به آن سفارش کرده است و معتقد است : «چنین مجلسی ، قدرت روحی مافوق عادی لازم دارد . قدرتی که اگر همه جهان در مقابل آن رو به سوی باطل روند ، بی وحشت به سوی حق رود» . جالب این جا است که راه دستیابی به چنین قدرتی را نیز ارائه می کند : «خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب بر مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید .»

«مجلس در رأس همۀ امور واقع است .» (6 / 9 / 61) و «در رأس همۀ نهادهاست» (22 / 11 / 61)

بنابراین حق دارد بر همۀ نهادهای اجرایی نظارت کند و در این راه هیچ کس نمی تواند از حقوق قانونی نمایندگان جلوگیری کند .

به نظر می رسد آخرین وظیفۀ مجلس پرهیز از تفرقه است. امام با توجه به این که مجلس حق دارد که موافق و مخالف و ممتنع داشته باشد و اختلاف آرا را نمی توان از بین برد بلکه نیاز تکامل اجتماعی است ، متواضعانه و دردمندانه از نمایندگان تقاضا می کند که با هم دوست باشند و جبهه گیری نکنند و اغراض شخصی را کنار بگذارند و از تضعیف دولت بپرهیزند . امام از بعضی از نطق های مجلس اظهار تأسف و تأثر می کند و می گوید :

ـ بعضی از آن ها اهانت به یک مسلمان و مؤمن را به حدّ اعلی می کشاند و مجلس شورای اسلامی را هم چون مجلس طاغوت می نماید . امام از نمایندگان می خواهد که به شخص غایبی که در مجلس مورد اهانت قرار می گیرد اجازه بدهند که از حق خود دفاع نماید . به نظر امام ، نمایندگان باید معلم اخلاق باشند و با سلاح اخلاق اسلامی وارد مجلس شوند و در مخالفت با دولت ، مشکلات و شرایط دیگر را هم در نظر بگیرند. هنگام اظهار مخالفت ، با هم به مبارزه نپردازند بلکه مباحثه کنند ، مباحثۀ نرم اسلامی ، و با برهان با یک دیگر صحبت کنند . درصدد هدایت هم باشند و انگیزه شان یافتن واقعیت باشد نه تحمیل عقیده . و توجه داشته باشند که بین نظارت و استیضاح و بین عیب جویی و انتقام گیری فرق ها است و این را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش می فهمد :

 1 ـ تصویب قوانین اسلامی

ـ قانون اساسی و سایر قوانین در این جمهوری باید صددرصد بر اساس اسلام باشد و اگر یک ماده هم برخلاف احکام اسلام باشد ، تخلف از جمهوری و آراء اکثریت قریب به اتفاق ملت است . (28 / 5 / 58)

ـ خوف این معنا را نداشته باشید که اگر در مجلس ، شما یک مطلبی را بگویید ، پیش روشنفکرها این خوب نیست . شما نماز هم اگر بخوانید بعضی از این روشنفکرها پیششان خوب نیست . شما اگر دعا هم بخوانید بعضی از این ها پیششان خوب نیست . من نمی گویم همۀ روشنفکرها ، روشنفکرِ خوب در همۀ طبقات هست .. . شما خوف هیچ کس را نداشته باشید . شما ـ در مسائل قانون اساسی است و اسلام ، و قانون اساسی هم تابع اسلام است ـ باید به اسلام فکر بکنید ، نباید فکر کنید حالا که در فلان کشور کذا چه جور واقع شده ما هم خوب است که التقاطی باشیم ، یک قدری بگوییم خدا ، یک قدری هم بگوییم چیز دیگر .. . شما خوف این را نداشته باشید که اگر چنان چه یک چیزی برخلاف مثلاً مسلک مارکسیسم بگویید ، بگویند که این ها چه عقب مانده هستند ، خود آن ها عقب مانده اند. .. اسلام مدّ نظر شما باشد و این را بدانید که آن هایی که با این مجلس مخالفند و آن هایی که با این انقلاب مخالفند و آن هایی که با اسلام مخالفند هرکاری بکنید آن ها به مخالفت خودشان ادامه می دهند ، منتها یک وقتی با یک بهانه است بعد یک بهانه دیگر پیدا می کنند . (4 / 3 / 59)

ـ آن چه در حفظ نظام جمهوری اسلامی دخالت دارد که فعل یا ترک آن موجب اخلال نظام می شود و آن چه ضرورت دارد که ترک آن یا فعل آن مستلزم فساد است و آن چه فعل یا ترک آن مستلزم حرج است ، پس از تشخیص موضوع به وسیلۀ اکثریت وکلای مجلس شورای اسلامی با تصریح به موقت بودن آن مادام که موضوع محقق است و پس از رفع موضوع خود به خود لغو می شود ، مجازند در تصویب و اجرای آن ، و باید تصریح شود که هر یک از متصدیان اجرا از حدود مقرر تجاوز نمود مجرم شناخته می شود و تعقیب قانونی و تعزیر شرعی می شود . (20 / 7 / 60)

ـ الآن هم مجلس لوایحی که عرضه می شود یا خودش قوانینی می خواهد بگذراند .. . اسلامی بودنش صددرصد باشد . اگر یک قانون ، یک پینشهاد ، یک لایحه در آن یک نکتۀ غیر اسلامی باشد ، این در نظر اسلام و خدای تبارک و تعالی مردود است . (11 / 3 / 61)

ـ ما باید راه مستقیم را بگیریم و مطالعات اسلامی داشته باشیم ، یا از کسانی که مطالعات اسلامی دارند یاد بگیریم که آیا سرمایه داری تا چه حدود در اسلام قبول شده است و اسلام دربارۀ او چه می گوید و کمونیسم را اصل اسلام قبول دارد یا قبول ندارد . اگر یک مکتب انحرافی ما را در تحت تأثیر خودش قرار بدهد ، ما از اسلام غافل شده ایم . حسن نیت داریم ، خیلی هم میل داریم که ملت چه باشد ، صلاح این است که امروز چه جور بشود . همۀ اطراف مسئله مطالعه نمی شود که ببینند آن صلاح آخری ، آن که اسلام گفته است ، این یک مطلبی است که از خداست . خدا این طور نیست که در نظر نگرفته باشد که مصلحت چی است برای ملت ، یا برای یک جمعیت مصلحت چی است و مصلحت حالا باید این باشد، آن وقت آن باشد . آن جاهایش هم که مصلحتی در تغییرات بوده است خدا گفته است آن ها را . احکام ثانویه برای همین معناست که گاهی یک مسائلی در جامعه ها پیش می آید که باید یک احکام ثانویه ای در کار باشد ، آن هم احکام الهی است ، منتها احکام ثانویه الهی است . ما باید درصدد این معنا باشیم که اگر رأی به یک پیش نهادی می دهیم توجه بکنیم که ما تحت تأثیر یک مکتبی از مکتب های دنیا واقع نشویم ، ما تحت تأثیر قرآن باشیم ، ما تحت تأثیر احادیث از ناحیۀ پیغمبر ـ صلی الله  علیه وآله ـ . اگر این طور بشود کارها زودتر می گذرد و کارها بهتر می گذرد و نظر مردم به شما ، همان نظری است که حالا هست . اگر ده مرتبه این طور اتفاق بیفتد که یک عده ای که اکثریت ـ فرض کنید ـ هستند ، این ها یک چیزی بگویند ، یک عده ای هم در اقلیت باشند چیز دیگر بگویند ، برود در شورای نگهبان و رد کند ، اکثریت را رد کند ، نقض کند ، اگر چندین دفعه این طور بشود مردم آزرده می شوند .. . اگر چند مرتبه مردم ببینند که در مجلس آن هایی که فرستادند در مجلس و همه را به دیانت می شناسند ، این ها رأی هایی می دهند که فقهای شورای نگهبان برای مخالفتش با اسلام رد می کند ، خوب ، درشان شبهه پیدا می شود . شما کاری بکنید که تحت تأثیر هیچ کس ، خودتان را از تمام مکاتب دنیا ، خودتان را تبرئه کنید و نصب العین شما اسلام و قرآن و احادیث اسلامی باشد ، منتها چه احکام اولیه ، چه گاهی احکام ثانویه . اگر این طور بشود ، شورای نگهبان رد نمی کند دیگر . و من خوف این را دارم که یک مدتی که شما گفتید و آن ها نپذیرفتند ، مردم درشان شبهه پیدا بشود ، چنان که این خوف برای دولت هست .. . شما آقایان باید توجه به این معنا بکنید که مسائل را طوری طرح کنید ، مسائل را طوری رأی به آن بدهید که در شورای نگهبان رد نشود ، یا اگر رد می شود در هر سالی یک دو تایش رد بشود . اما شما از این ور یک ماه زحمت بکشید و صحبت بکنید و یک مسئله ای را تمام کنید ، آن ها بعد از چند روز بگویند این ها خلاف شرع است ، با اسلام نمی سازد ، یا با قانون اساسی مخالف است ، که آن هم از روی اسلام است . این وهن برای مجلس می آورد .. . همه این اشخاصی که در کارهای دولتی یا در کارهایی که جمهوری اسلامی باید بشود دست به کار هستند باید این حیثیّت خودشان را پیش مردم حفظ کنند و این حیثیّت حفظ می شود به این که بر مُرِّ اسلام عمل بشود ، اعم از احکام اولیه و اگر چنان چه نشد و تشخیص داده شد به این که الآن مصلحت در حکم ثانوی است احکام ثانویه . و اما این هم باید روی تشخیص صحیح باشد . خوب یک نفر می نشیند می گوید که الآن حکم اضطراری است . باید فلان چیز بشود . یک عده می گویند نیست اضطراری ، این که نمی شود گفت که حالا که یک عده ای گفتند اضطراری است ما او را می گیریم . فرض کن چند نفر هم او اکثریت دارد . شما باید یک کاری بکنید که اضطراری را قبول کند ، شورای نگهبان قبول کند ، مجلس لااقل دوثلثش رأی بدهد به این که این ضمّ اضطراری است ، مشورت کنند با اشخاص مطلع . ما باید به مُرِّ اسلام عمل کنیم . آقایان ، شما باید به مُرِّ اسلام ، هم تکلیف شرعی تان است ، هم حکم عقل است که باید حفظ کنیم مردم را .. . و من امیدوارم که ان شاءالله  جدیت زیاد در این مسئله بکنید و ان شاءالله  رأی هایی که شما می دهید ، مشورت ها زیاد باشد ، بلکه گاهی وقت ها با بعض افراد شورای نگهبان مشورت کنید و بعد از این که مشورت شد و این امور آن طور شد ، دیگر نه شورای نگهبان رد می کند و نه مردم ناراضی می شوند . مردم وقتی دیدند یک حکمی را حکم خداست ، مجلس گفته است، شورای نگهبان هم که دنبال این است که احکام اگر خلاف اسلام باشد ردّش کند ، حال که قبول کردند اسلامی است ، مردم با اسلام که دعوا ندارند . مردم، اسلام هرچه بفرماید قبول می کنند . (4 / 11 / 61)

ـ رد احکام ثانویه پس از تشخیص موضوع به وسیلۀ عرف کارشناسی ، با رد احکام اولیه فرقی ندارد ، چون هر دو احکام الله  می باشند و نیز احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از رأی مجلس و انفاذ شورای نگهبان ، هیچ مقامی حق ردّ آن را ندارد و دولت در اجرای آن باید بدون هیچ ملاحظه ای اقدام کند و با تشخیص دو سوم مجلس شورای اسلامی که مجتمعی از علمای اعلام و مجتهدان و متفکران و متعهدان به اسلام هستند ، در موضوعات عرفیه که تشخیص آن با عرف است ، با مشورت از کارشناسان ، حجت شرعی است که مخالفت با آن بدون حجّت قوی تر خلاف طریقۀ عقلاست و چنان چه تغییر احکام اولیه ، با شک در موضوع و عدم احراز آن با طریقه عقلا مخالف است . (22 / 11 / 61)

ـ اگر مجلسی که از مقامات بلند یا بلندترین مقام کشوری است اگر چنان چه الگو قرار داد آن چیزی که امیرالمؤمنین(ع) می خواست و آن عدالتی را که او در همان برهۀ کمی که به او مجال دادند ، خیلی کم مجال پیدا کرد ، اگر الگو قرار بدهند آن را برای این که این احکام را و اموری که باید محوّل به آن ها است به آن نحو اجرا کنند ، به آن نحو تصویب بکنند و دقت بکنند آن وقت می شود گفت که مجلس ما هم از متمسکین به امیرالمؤمنین(ع) هستند . (4 / 7 / 62)

ـ و در تمام این امور آن چه لازم است بدون مسامحه عمل شود موافق بودن قوانین مربوط به این امور و سایر امور کشور با قوانین مقدس اسلام اعم از احکام اولیه یا احکام ثانویه است که اگر جزئی انحرافی خدای نخواسته در این مجلس از شرع اسلام پیدا شود سنت سیّئه ای خواهد شد که دنبال آن سنت های سیّئۀ دیگر خواهد آمد .. . کسی گمان نکند که به نفع محرومین و خدمت به آنان اگر به طور غیر مشروع هم باشد مانع ندارد ، که ، این یک انحراف و خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی بلکه به محرومین است که از مال حرام و غصب و با ظلم به دیگران آنان را مبتلا به آتش جهنم کنند . (7 / 3 / 63)

ـ امیدوارم این مجلس با هم آهنگی و هم دلی نمایندگان و نیز با هم سویی و ارتباط قوی با مجریان و کارشناسان و هم چنین با استفاده از نظریات و مشورت با شورای محترم نگهبان ، بتواند گام های بلندی در حل معضلات محرومین و پا برهنه ها بردارد و در تنگناها و موانع ، از قدرت و قاطعیت و سرعت عمل مجمع تشخیص مصلحت که پشتوانۀ عظیم و با برکت و پرثمری برای کشور ماست بهره مند شود . (7 / 3 / 67)

 2 ـ پیروی از قانون

ـ قانون برای مجلس حدود معین کرده . تخلف از این حدود نشود ..  . شما باید برای این ملت خدمت بکنید . به آن چیزی که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید ، اگر انحراف پیدا کنید برخلاف ملت خیانت کرده اید به وکالتی که دارید . (4 / 3 / 59)

ـ مجلس دخالت نکند در اجرای قوۀ مجریه و قوه قضائیه . (3 / 5 / 59)

 3 ـ پیروی از مردم

اعتبار اکثریت

ـ اکثریت هرچه گفتند آرائشان معتبر است ولو به ضرر خودشان باشد . شما ولیِّ آن ها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ، ما نمی خواهیم بکنیم . شما وکیل آن ها هستید . ولیّ آن ها نیستید .. . شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان است و آن مسیری که ملت ما دارد روی آن مسیر راه بروید .. . (27 / 5 / 58)

ـ ..  . ملت به این رأی دادند . این چند نفر هم می گویند که ما قبولش نداریم این را .. . وقتی که شورا یک چیزی را به اکثریت قبول کردند معنایش این است که همان را عمل بکنید ، هرکه ردّ بکند معنایش این است که ما قبول نداریم این را . این برخلاف دموکراسی است ، برخلاف اسلام است ، برخلاف مصالح ملت است . (1 / 10 / 58)

ـ باید آن که دلخواه ملت است ، در آن جا طرح بشود و آن چه دلخواه اسلام است بحث و مشورت بشود ، و به ترتیبی که مقرّر است تصویب بشود و همه چیزش اسلامی باشد .. . شما باید برای این ملت خدمت بکنید . به آن چیزی که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید . اگر انحراف پیدا کنید برخلاف ملت خیانت کرده اید به وکالتی که دارید . (4 / 3 / 59)

ردّ اعتبارنامۀ وکیل تحمیلی

ـ اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را بر مردم تحمیل نمودند مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد . (15 / 3 / 68)

عزل وکلا به دست ملت

ـ ملت اگر وکلاشان خواستند برخلاف اسلام عمل بکنند ، مردم مختارند که وکلا را عزلشان بکنند ، بریزند دور . آن ها خیال می کنند که نه ، این خلاف آزادی است . شما دارید دیکتاتوری می کنید . شما دارید در مقابل ملت می ایستید . ملت اسلام را می خواهد شما می گویید لازم نیست ، ملت ولایت فقیه می خواهد ـ که خدا فرموده ـ شما می گویید خیر لازم نیست . (12 / 7 / 58)

ـ اگر صد مرتبه انتخابات بشود مردم علمایشان را انتخاب می کنند صد مرتبه . اگر صد مرتبه انحلال پیدا بکند مجلس .. . اولاً انحلال نمی شود ، کسی حق انحلال ندارد ، خود ملت حق دارند . (1 / 8 / 58)

نظارت مردم بر مجلس

ـ ما اگر نظارت نکنیم ، یعنی ملت اگر نظارت نکنند در امور دولت و مجلس و همه چیز ، اگر کنار بروند و بسپارند دست این ها و بروند مشغول کارهایشان بشوند ، ممکن است یک وقت به تباهی بکشد . ما باید ناظر باشیم به امور مردم ، ملت باید ناظر باشد به اموری که در دولت می گذرد . اموری که فرض کنید که در مجلس می گذرد ، نظارت ، توجه داشته باشد به این ها. ملت باید توجه داشته باشد که اگر در مجلس این سفر ـ فرض کنید که یک کسی را تعیین کردند که کارشکنی برای دولت کرده ، کارشکنی برای مجلس کرده ، دفعۀ دیگر تعیینش نکند . اعلام کنند نمی کنیم ، بلکه ان شاءالله  به راه بیایند .. . و من حالا دارم با همه وکلا این مطلب را می گویم که اگر مسیرتان را از مسیر ملت جدا بکنید و بخواهید علیحده باشید و تکلیفتان را با کسانی که مخالفت با اسلام کردند و جوان های ما را آن طور کشتند و ابرار ما را این طور کشتند جدا نکنید ، اگر این دوره هم صحبتی نشود ، دورۀ شما التماس دعا دارید . (10 / 4 / 60)

 4 ـ حلّ مسائل کلیدی کشور :

ـ مسائل عملی همان طوری که آن دقت های بسیار ارزنده را لازم دارد ، مسائل سیاسی کم تر از آن نیست برای این که مقدرات کشور در دست آن هایی هست که این مسائل را می خواهند تفکر کنند .. . باید هر مسئله ای با دقت رسیدگی شود و در کمیسیون ها اولاً و بعد در مجلس ثانیاً و بعد هم در شورای نگهبان ثالثاً .. . بحث طلبگی بکنند . (14 / 3 / 62)

ـ چنین مجلسی در کمیسیون های مختلفش کارشناسان و متخصصان متعهد و زبردست لازم دارد ، هرچند برای مشورت در هر رشته خصوصاً در سیاست خارجی و نیز سیاست اقتصادی که امروز از اهمّ امور است از اشخاص کاردان دعوت کنند و چون مقصد همه ان شاءالله  پیشرفت احکام اسلام و خدمت به بندگان خدای متعال است ، باید از این که از خارج مجلس استمداد می کنند خوشوقت باشند . (7 / 3 / 63)

ـ مسائل بسیار مشکل یک دولتِ در حال انقلاب و کشور مورد هجوم قدرت های بزرگ و کوچک و .. . که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته های مختلف است نمی توان به طور سطحی نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و انعکاسات داخلی و خارجی آن با سلیقۀ شخصی اظهار نظر کرد .. . و از این جهت لازم است در کمیسیون ها ـ به ویژه کمیسیون های مهم ـ چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روی هم می سنجند و به مشکلات سخت نظام آگاهی دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگی به امور گردد ..  . مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر .. . از اهم واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلاً منجّز است . (22 / 11 / 63)

ـ نمایندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوایح و تبصره ها و مواد غیر ضرور به فکر مسائل اصلی و کلیدی کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز در کمیسیون ها با طرح قوانین و لوایح به سمتی حرکت کنند که مشکلات اساسی کشور مرتفع و سیاست های زیربنایی کشور در امور فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در راستای کمک به محرومین و رفع استضعاف ، مدوّن و به مورد اجرا درآید . (7 / 3 / 67)

مسائل کلیدی کشور :

ـ از آن جا که در آیندۀ نزدیک نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی اجتماع می نمایند با نمایندگان مردم است تا نسبت به آزادی گروگان ها و امتیازاتی که در قبال آن باید بگیرند تصمیم گیرند ، زیرا این مردمند که باید در جریانات سیاسی دخالت داشته باشند . (4 / 12 / 58)

ـ امید آن است که رسیدگی به حال مستضعفین و مستمندان کشور که قسمت اعظم ملت مظلوم را در بر می گیرد در رأس برنامه ها قرار گیرد . (7 / 3 / 59)

ـ من امیدوارم که در این سال جدیت بیش تر بشود برای رسیدگی به امور کشور و محرومین کشور و مستضعفین . (14 / 3 / 62)

ـ و رسیدگی هرچه بیش تر به امور محرومان و قشرهای کم درآمد و از آن جمله افراد محترمی می باشند که در دستگاه های دولتی با حقوق محدود مشغول خدمت هستند . این کارمندان زحمت کش اکثر قریب به اتفاقشان درآمد دیگری ندارند و به حقیقت از قشر محروم هستند . (7 / 3 / 63)

ـ باید گفت مجموعۀ خواسته ها و انتظارات اسلامی مردم از مجلس ، رفع گرفتاری ها و محرومیت ها و دگرگونی در نظام پر پیچ و خم اداری کشور از انتظارات به حقی است که باید آن ها را جدّی گرفت ..  . امیدوارم این مجلس .. . بتواند گام های بلندی در حل معضلات محرومین و پابرهنه ها بردارد . (7 / 3 / 67)

ـ قهراً بسیاری از مشکلات به عهدۀ مجلس حاضر است ، از آن جمله حل مسائل بسیار مهم اقتصادی و مبارزه با تورم و حل مسئله مسکن و زمین است .. . چنان چه حل مسائل کشاورزی که از مهمات امور کشور است به عهدۀ دولت با پشتیبانی مجلس است . (7 / 3 / 63)

4 ـ استقامت در انجام وظیفه

ـ شما خوف هیچ کس را نداشته باشید ، نه خوف چپی ها را داشته باشید ، نه خوف راستی ها را داشته باشید .. . مستقیم باشید و با استقامت کارتان را پیش ببرید . پشتیبان شما خداست . از هیچ چیز ، از هیچ قوه نترسید .. . شما نباید گول از این ها بخورید و تحت تأثیر نه شرقی ها واقع بشوید و نه غربی ها . (4 / 3 / 59)

ـ شما می خواهید که یک مجلسی داشته باشید که در مقابل این مهاجماتی که از خارج می شود پایدار باشد .. . شما می خواهید که یک مجلسی داشته باشید که در مقابل تهاجماتی که در دنیا واقع می شود ، فشارهایی که واقع می شود در دنیا این بتواند دفاع کند و این از مجلس سرچشمه می گیرد ، از مجلس دولت درست می شود و شما یک همچو مجلسی لازم دارید . (13 / 10 / 62)

ـ قهراً مسئولیت هایی که چنین مجلسی دارد بسیار بزرگ است . مسئولیت مقابله با سیاست بازی های غرب و جناح سرمایه داری آن و دیکتاتوری شرق و قطب کمونیستی آن . این مجلسی است که باید سیاست «نه شرقی و نه غربی» را در جهان دو قطبی اجرا کند و احکام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی اسلام را که به طاق فراموشی سپرده شده بود و قرن ها منزوی بود به صحنه آورد .. . و چنین مجلسی است که قدرت روحی مافوق عادی و قدرت تشخیص مسائل پیچیده جهان و قدرت تصمیم گیری های قاطع بی گرایش به دو قطب الحادی و سرمایه داری را لازم دارد . قدرتی که اگر همه جهان در مقابل آن به سوی باطل روند، بی وحشت به سوی حق رود ، قدرتی که جوسازی ها و شایعه پردازی ها را به هیچ شمارد .. . اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و مقام بپرهیزید . مردان بزرگ که خدمت های بزرگ برای ملت های خود کرده اند اکثر ساده زیست و بی علاقه به زخارف دنیا بوده اند . (7 / 3 / 63)

 5 ـ نظارت بر امور کشور

ـ شک نیست که مجلس به همۀ امور کشور نظارت دارد و حق نمایندگان است که از هر انحراف و خلافی که از وزرا و ادارات می بینند به حکم قانونی جلوگیری کنند و دولت را تا حدّ استیضاح بکشانند  . .. نمایندگان در محدودۀ قانون و شرع آزاد و مختارند و هیچ کس نمی تواند از حقوق قانونی آنان جلوگیری کند . (7 / 3 / 63)

 6 ـ پرهیز از تفرقه ، و رعایت آداب مناظره

ـ مجلس حقش است که موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع یک مسئله ای است که همیشه باید در مجلس باشد . (24 / 7 / 64)

این طور نیست که بتوانیم اختلاف آرا را رفع کنیم ، اختلاف آرا هست و باید باشد . (11 / 4 / 66)

ـ همه با هم هستند دو جبهه نیست . البته دو تفکر هست باید هم باشد . دو رأی هست باید هم باشد . سلیقه های مختلف باید باشد . .. اگر در یک ملتی اختلاف سلیقه نباشد ، این ناقص است . اگر در مجلسی اختلاف نباشد این مجلس ناقصی است . اختلاف باید باشد . اختلاف سلیقه ، اختلاف رأی ، مباحثه ، جار و جنجال ، این ها باید باشد . (27 / 2 / 67)

ـ اغراض شخصیه را باید همه ما کنار بگذاریم . فرضاً که من با شما خدای نخواسته یک حساب و خرده دارم ، این در مجلس نباید ، در مجلسی که مجلس اسلامی است نباید این خرده حساب ها را آن جا به آن رسید . مجلس شورای اسلامی در یک محفظۀ سربسته نیست که اگر خدای نخواسته انحرافی در آن پیدا شد همان اجزاء خود مجلس بفهمند .. . اگر بنا باشد که خدای نخواسته از اوّل صف آرایی بشود برای جنگ اعصاب و آن مجالسی که در زمان طاغوت بود ، آن مجالس ، باز محتوایش تکرار بشود ، این مجلس اسلامی نیست و آقایان به وظیفه شرعی و الهی خود عمل نکرده اند . من امیدوارم که آقایان بدون این که جهات نفسیّت را در نظر داشته باشند و بدون این که اغراض خودشان را و مخالفت های شخصی که با اشخاص دارند در نظر داشته باشند ، به آن چیزی که وکیل او ، به آن چیزی که در آن چیز وکیل هستند ، اندیشه کنند و مباحثه کنند و شور کنند . شوری که در محیطی واقع شد که اسلامی است و اخلاق اسلامی است منتهی به جنگ نمی شود ، منتهی به آن مسائلی که در آن مجلس ها و بعضی از آن مجلس ها واقع می شود که انصافاً شرم آور نمی شود .. . شما وکیل نیستید که بروید آن جا بنشینید و حساب هایی که خودتان با هم دارید صاف کنید . اگر یک همچو کاری بشود ، این انحراف است و غصب است آن محل برای شما .. . از الآن بنای بر این نگذارید که ما یک جبهۀ کذا و یک جبهۀ کذا ، از اوّل بنای مبارزه باشد .. . از حالا بنا نگذارید که یک جبهه بندی کنید .. . بنای بر این نباشد که مجلس دولت را ضعیف کند و بنای بر این هم نباشد که دولت مجلس را ضعیف کند . تضعیف هریک تضعیف خودش هم هست . اگر رییس دولت ، رییس جمهور تضعیف کند مجلس را ، خودش قبل از مجلس سقوط می کند . و اگر مجلس تضعیف کند دولت و رئیس جمهور و آن ها که اجرا می خواهند بکنند ، این خودشان هم تضعیف می شوند و امروز صلاح نیست . اگر چنان چه در یک وقتی یک همچو مطلبی واقع بشود . آن هم یک جرم است .. . اگر .. . یکی از این طرف برود و یکی از آن طرف برود و یکی یک چیزی بگوید و یکی یک چیز دیگری بگوید و جبهه بندی بشود و دولت با مجلس ، مجلس با دولت و همه با هم به هم بریزند ممکن است که عنایت خدا به واسطه کفران نعمت برداشته شود و ما انحطاط همه چیز پیدا بکنیم .. . شکرگزاری به این است که شماهایی که وکیل ملت هستید کارشکنی برای دولت نکنید ، هدایت کنید ، هرجایی که پا را کنار می گذارد هدایتش بکنید . (4 / 3 / 59)

ـ گاهی بعضی نطق ها موجب تأسف بسیار و تأثر است و چه بسا که اهانت به یک مسلمان و مؤمن را به حد اعلی می کشاند و حیثیات انسان ها را لکه دار می کند و گاهی ارقام و اقلام بسیار از گوشه و کنار اعم از صحیح و فاسد جمع آوری می کند و با آبروی دولت و اشخاص بلکه مجلس بازی می کند و مجلس شورای اسلامی را ، بی توجه، هم چون مجلس طاغوت می نماید و مورد تاخت و تاز اعراض مسلمانان در سراسر کشور قرار می دهد . آقایان می دانند مجلس اسلامی .. . نمایندگان آن باید از اخلاق اسلامی بالا و والایی برخوردار باشند و .. . اگر خدای نخواسته کسی از حدود شرعی چه در نطق های قبل از دستور و چه در مذاکرات و محاورات دیگر خارج شد ، وظیفۀ فریضۀ بزرگ نهی از منکر را فراموش نکند که خدای نخواسته حق و عرض و حیثیت مردم در مکانی که حافظ مصالح اسلام و مسلمین و مردم کشور است ضایع نگردد .. . اگر در مجلسی به کسی که حاضر نیست و راه به مجلس ندارد که از خود دفاع نماید حمله ای شد ، به او اجازه داده شود یا در مجلس از خود دفاع کند و اگر قانوناً اشکالی در این عمل می بینید ، رادیو تلویزیون و مطبوعات این وظیفۀ سنگین را به دوش کشند تا حق مظلومی ضایع نشود و شخصیتی بی دلیل خرد نگردد و راه گشای این امر خود نمایندگان و رییس محترم مجلس هستند که با تعهدی که دارند و مسئولیتی که بر دوش آن ها است این حق را به اشخاص غایب بدهند تا به وسیلۀ مجلس که نگهدار مصالح کشور و ملت است حقی ضایع نشود و انسانی مظلوم نگردد .. . در اعتبار نامه ها که مورد بحث و نظر واقع می شود بدون ملاحظه دوستی و دشمنی و جهات سیاسی رایج در دنیا ، آن چه رضای خداست و واقعیت اقتضا می کند در نظر گیرند و گرایش های سیاسی را کنار بگذارند و این رویه را در همۀ اعمال و اقوال و آراء خود در مدت این خدمت ارزشمند ملحوظ دارند و برای رضای مخلوق خدای نخواسته به سخط خالق مبتلا نشوند . (7 / 3 / 63)

ـ مجلس رأی اعتماد داده است به نخست وزیر .. . آیا از این به بعد ، مخالف می خواهد کارشکنی بکند برای دولت؟ به ترتیب غربی اش می خواهد عمل بکند؟ برای اثبات این که ما راست گفتیم ، می خواهد اسلام را شکست بدهد؟ می خواهد جمهوری اسلامی را شکست بدهد؟ .. . باید کوشش کنید در تأیید ، نه کوشش کنید در انتقاد . انتقاد سالم باید بکنید ، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است . انتقاد سالم و راهنمایی دولت در همۀ کارهایی که می خواهد انجام بدهد ، این ها از اموری است که لازم است . اما این که خدای نخواسته یک وقت برای این که اثبات کنید مطلب خودتان را راجع به دولت ، بخواهید کارشکنی بکنید .. . الزاماً باید جلوش گرفته بشود .. . شما برای این تشخیص مصلحت دادید این کار را کردید ، حالا از این به بعد اگر چنان چه از دولت یک چیزی برخلاف دیدید برای این که بگویید ما مصلحت دیدیم و برای مصلحتمان این کار را کردیم و اثبات کنید حرف خودتان را ، بخواهید تأیید کنید از دولت در موارد بی جا ، آن هم برخلاف شرع است . (24 / 7 / 64)

ـ شما هی تندرو و کندرو درست نکنید ، دودستگی ایجاد نکنید ، این خلاف اسلام است . (29 / 8 / 65)

ـ اختلاف باید باشد .. . لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته بشویم دشمن هم ، باید دو دسته باشیم در عین حالی که اختلاف داریم دوست هم باشیم . (27 / 2 / 67)

ـ رقابت های گذشته انتخاباتی هم هرگز نباید موجبات تفرقه و جدایی را فراهم نماید . (7 / 3 / 67)

ـ آقایان وزرا من به شما و به نمایندگان محترم نصیحت می کنم که سیاست های یک دیگر را تضعیف و یا تخریب نکنید که اگر وحدت روش و حرکت در نظام نوپای اسلامی صدمه ببیند نتایجی که دنیای استکبار از این برخوردها می گیرد بسیار شکننده است. کاری نکنیم که دنیا فکر کند نظام اسلامی ایران با این اختلاف سلیقه ها و با این ابزار اختلاف ها هیچ گاه راه ثبات را نخواهد پیمود . (23 / 3 / 67)

با سلاح اخلاق اسلامی وارد شوید

ـ شما باید در آن جا معلم اخلاق باشید و از برای همۀ کشور ، برای این که مطالب شما به همۀ کشور بسط پیدا می کند . .. شماها باید در مجلس که می روید .. . با سلاح اخلاق اسلامی وارد بشوید و با آن سلاح مردم را تربیت کنید که وقتی چند سال از مجلس گذشت ، در مردم آثار گفت وگوهای شما و مناظرات شما پیدا باشد .. . علاوه بر این که باید ملاحظه کنید که در حضور خدای تبارک و تعالی هستید و هر نفسی که می کشید در حضور او هست ..  . و باید ناظر بدانید خدا را بر اعمال خودتان ، باید شما دیگران را هم تربیت کنید . همۀ اشخاصی که در هر مرکزی هستند باید آن مرکز را به صورت یک تعلیم گاه درآورند .. . اگر خدای نخواسته انحرافی در مجلس پیدا بشود ، چون منعکس می شود به همه جا ممکن است که انحراف در سطح گسترده ای پیدا بشود و مسئولیت بزرگ باشد .. . از الآن بنای بر این نگذارید که ما یک جبهۀ کذا و یک جبهۀ کذا ، از اوّل بنای مبارزه باشد ، مبارزه نیست .. . همه برای اسلام هستید و خدمت گزار اسلام هستید و می خواهید برای اسلام خدمت بکنید .. . قضیۀ هدایت مسئله ای است ، قضیۀ کارشکنی مسئله دیگر . هدایت باید کرد . مرکز همه قانون ها و قدرت ها مجلس است . مجلس هدایت می کند همه را و باید بکند . (4 / 3 / 59)

رعایت شرایط در مخالفت با دولت

ـ در عین حال که حق نظارت و حق جلوگیری از انحرافات را دارید لکن در وضعیت کنونی مسائل را [باید] روی هم بسنجید و اگر چیزی به نظرتان ناروا بود با وضع گرفتاری های حاضر بسنجید و ببینید اگر شما به جای دولت بودید با چه قدرتی می توانستید با مشکلات موجود مقابله کنید . (7 / 3 / 63)

ـ چرا ما این قدر عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطۀ اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتی که دنیا به تزلزل درآمده است برای این بی اعتنایی ایران به کاخ سفید و سیاه ، چرا ما باید توجه کنیم مسائل آن ها را چرا ما باید این قدر غرب زده باشیم یا شیطان زده؟ من هیچ وقت توقع نداشتم از بعض این اشخاص ولو بعضی شان در نظر من پوچند .. . که در این زمان که باید فریاد بزنند بر سر آمریکا ، فریاد می زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ . . . أین تذهبون؟ .. . وقت همچو تأییدی است از کاخ سفید؟ وقت یک هم چون تأییدی است از ریگان؟ لحن شما در آن چیزی که به مجلس دادید از لحن اسرائیل تندتر است ، از لحن خود کاخ نشینان آن جا تندتر است . (29 / 8 / 65)

آداب مناظره و انتقاد

ـ مبارزه نیست ، مباحثه است، مباحثه ، مباحثۀ نرم اسلامی . می خواهید هر کدام مسائلی که دارید به دیگری بگویید با برهان ، با بیان ، البته باید بگویید اما مبارزه ندارید با هم . (4 / 3 / 59)

ـ از نمایندگان متوقع است که مراعات آداب اسلامی در محاورات بشود و انگیزۀ آن یافتن حق و راه حلّ باشد و این امور در محیط دوستی و صفا چون بحث های علمی در محیط مدارس فقاهتی که مقصود یافتن واقعیت نه تحمیل عقیده است آقایان را بهتر و آسان تر به حقیقت می رساند . (7 / 3 / 63)

ـ باید آقایان نظر داشته باشند ، انتقاد کنند انتقاد سازنده ، انتقاد نصیحت ، و انتقاد خصمانه نکنند .. . هتاکی نکنند .. . البته باید انتقاد کرد ، مسائل را گفت و هرچه به نظر آقایان می آید باید بگویند و اگر نگویند خلاف است . (24 / 7 / 64)

ـ همه با هم هستند دو جبهه نیست . البته دو تفکر هست باید هم باشد . دو رأی هست باید هم باشد . سلیقه های مختلف باید باشد . لکن سلیقه های مختلف اسباب این نمی شود که انسان با هم خوب نباشد . من عرض کردم مثل طلبه ها که با هم مباحثه می کنند ، آن وقتی که مباحثه می کردند جار و جنجال جوری بود که انسان خیال می کرد دشمن هم هستند ، وقتی مباحثه تمام می شد می نشستند به دوستی کردن و انس . (27 / 2 / 67)

آداب سؤال و استیضاح

شک نیست که مجلس به همه امور کشور نظارت دارد .. . لکن فرق هاست بین نظارت و استیضاح و بین عیب جویی و انتقام گیری ، و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش می فهمد .. . به فرض این که هیچ مقصدی جز حق جویی و جلوگیری از انحراف نباشد در کیفیت ادای وظیفه و بیان اشکال می توان معیار الهی و نفسانی را تشخیص داد . معیار الهی آن است که اثبات مدّعا مبنی بر استدلال و شواهد متقن باشد و از کلمات نیش دار و اهانت آمیز و کردار ناروا مبرا باشد .. . آبرو و حیثیت یک مسلمان در کار است . .. اگر انحرافی دیدید نخست بدون سروصدا دنبال تحقیق بروید . پس از آن که معلوم شد ، قبل از کشیده شدن به مجلس با طرف به گفت وگو بنشینید و مسئله را حتی الامکان با خود او حل کنید ، اگر در این مرحله توفیق حاصل نشد در کمیسیون مربوط او را بخواهید و با کمک دوستان فیصله دهید و اگر فیصله نشد و شخص مذکور می خواهد برخلاف مصالح اسلام و کشور و ملت عمل کند و در انحراف پافشاری نماید حفظ مصلحت عمومی و اسلام مقدم است بر حفظ مصلحت شخصی (هرکس باشد) . در این صورت تقاضا کنید و با استدلال و منطق و بدون کوچک ترین اهانت مطلب را عرضه کنید. (7 / 3 / 63)

 

منبع: کنگره امام خمینی و اندیشه حکومت اسلامی / نهادهای سیاسی و اصول مدنی، ج 6، ص 197.

پی نوشت ها:


[1] )) شیخ فضل الله  نوری ، رساله حرمت مشروطه ، ر . ک  : غلامحسین زرگری نژاد ، رسائل مشروطیت (انتشارات کویر ، 1374) ص154 .

[2] )) ر . ک : سخنرانی امام در تاریخ 1 / 8 / 58 و 24 / 3 / 60 .

[3] )) ر . ک  : جواب امام به نامۀ وزیر کار .

[4] )) این سخن را امام در مورد انتخاب رییس جمهور بیان کرده است ، اما چون همرا با بیان ملاک و علت است ، در موارد دیگر نیز قابل استناد می باشد .

[5] )) هم چنین امام در مورد اوّلین انتخابات پس از سقوط رژیم شاهنشاهی ، آزادی مردم را این گونه بیان می کند : «تمام مردم آزادند که آرای خودشان را بنویسند و بگویند . بگویند که رژیم سلطنتی می خواهیم . بگویند که ما برگشت محمدرضا پهلوی را می خواهیم . آزادند بگویند که ما رژیم غربی می خواهیم ، جمهوری باشد لکن اسلام نباشد . (10 / 12 / 57)

[6] )) امام این عبارت ها را در این تاریخ ها بیان کرده است :  16 / 1 / 58 ـ 19 / 1 / 58 ـ 21 / 1 / 58 ـ 23 / 1 / 58 ـ 22 / 3 / 58 ـ 21 / 4 / 58 ـ 6 / 6 / 58 (سه بار) ـ 23 / 6 / 58 (چهار بار) ـ 17 / 10 / 58 ـ 23 / 11 / 58 (چهار بار) ـ 28 / 11 / 58 ـ 11 / 12 / 58 (دو بار) ـ 12 / 12 / 58 ـ 21 / 12 / 58 (دو بار) ـ 22 / 12 / 58 ـ 7 / 2 / 59 (سه بار) ـ 4 / 8 / 62 ـ 13 / 7 / 62 ـ 20 / 9 / 62 ـ 12 / 10 / 62 (دو بار) ـ 10 / 4 / 66 ـ 11 / 1 / 67 ـ 15 / 3 / 68 (دو بار)

[7] ))  19 / 1 / 58.

[8] ))  23 / 1 / 58 ـ 22 / 3 / 58 ـ 23 / 6 / 58 ـ 23 / 11 / 58 ـ 28 / 11 / 58 ـ 11 / 12 / 58 (دو بار) ـ 12 / 12 / 58.

[9] )) ظاهراً منظور امام این نیست که همه نمایندگان حتماً باید معمم باشند ولی گرایش امام به حضور قوی روحانیان در مجلس اوّل به خوبی پیداست.

[10] )) تاریخ این بیان های امام:  3 / 3 / 58 ـ 23 / 11 / 58 ـ 17 / 2 / 59 ـ 10 / 4 / 60 ـ 12 / 10 / 62 ـ 15 / 3 / 68.

[11] )) تاریخ این بیان های امام : 9 / 10 / 58 ـ 23 / 11 / 58 ـ 21 / 12 / 58.

[12] )) تاریخ این بیان امام :  13 / 7 / 62.

[13] )) تاریخ این بیان ها :  4 / 8 / 62 (دو بار) ـ 12 / 10 / 62 (دو بار) ـ 13 / 10 / 62 ـ 22 / 11 / 62 (چهار بار) ـ 10 / 4 / 66 ـ 15 / 3 / 68.

[14] )) تاریخ سخنان امام : ملّی :  16 / 1 / 58 ـ 19 / 1 / 58 ـ 24 / 2 / 58 ـ 21 / 4 / 58 ـ 23 / 6 / 58 ـ 17 / 10 / 58.

وطن خواه ، وطن دوست :  21 / 1 / 58.

عبارت های دیگر :  16 / 1 / 58 (سه بار) ـ 18 / 1 / 58 (دو بار) ـ 21 / 1 / 58 ـ 22 / 3 / 58 ـ 21 / 4 / 58 ـ 17 / 10 / 58 ـ 11 / 12 / 58 (سه بار) ـ 21 / 12 / 58 ـ 22 / 12 / 58 (سه بار) ـ 7 / 2 / 59 (دو بار) ـ 15 / 2 / 68.

[15] )) تاریخ این بیانات :  24 / 2 / 58 ـ 16 / 8 / 58 (سه بار) ـ 23 / 11 / 58 ـ 28 / 11 / 58 (دو بار) ـ 11 / 12 / 58 ـ 21 / 12 / 58 ـ 20 / 9 / 59 ـ 10 / 4 / 66 (دو بار) ـ 11 / 1 / 67 (شش بار) ـ 15 / 3 / 68.

[16] )) تاریخ کاربرد این تعبیرها از جانب امام : امین :  17 / 1 / 58 ـ 23 / 1 / 58 (دو بار).

مطمئن :  24 / 2 / 58 . صحیح :  17 / 10 / 58 ـ 17 / 2 / 59 . صالح :  16 / 1 / 58 ـ 21 / 4 / 58 ـ 6 / 6 / 58 ـ 12 / 10 / 62 ـ 22 / 11 / 62 . سالم : 18 / 1 / 58 ـ 21 / 1 / 58 . صادق : 17 / 1 / 58 . متّقی :  16 / 1 / 58 . خوب : 24 / 2 / 58 . دارای اخلاق خوب :  11 / 12 / 58 . شجاع : 12 / 10 / 62 . آزادمنش :  19 / 1 / 58 . منوّر : 17 / 1 / 58 . دارای همۀ جهات: 23 / 6 / 58.

[17] )) تاریخ کاربرد این تعبیر از سوی امام :  3 / 3 / 58 ـ 9 / 10 / 58 ـ 21 / 12 / 58 ـ 20 / 9 / 62 ـ 11 / 1 / 67.

[18] )) ر.ک: صحیفه امام ، ج 20 ، ص 464-465 .

[19] )) ر.ک: صحیفه امام ، ج 21 ، ص 203 . 

. انتهای پیام /*