اسلام طرفدار حقوق بشر

اسلام هم حقوق بشر را محترم می شمارد، و هم عمل می کند. حقی را از هیچ کس نمی گیرد. حق آزادی را از هیچ کس نمی گیرد. اجازه نمی دهد که کسانی بر او سلطه پیدا کنند که حق آزادی را به اسم آزادی از آنها سلب کند و حق استقلال را به اسم استقلال از آنها سلب کند. 1

***

برابری حقوق افراد در اسلام

حکومت اسلامی مبنی بر حقوق بشر و ملاحظه آن است. هیچ سازمانی و حکومتی به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی به تمام معنا در حکومت اسلامی است. شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور. 2

***

تعیین سرنوشت حق هر ملت و فرد

و این ملت- هر ملتی- حق دارد خودش تعیین کند سرنوشت خودش را. این از حقوق بشر است که در اعلامیه حقوق بشر هم هست. هر کسی، هر ملتی خودش باید تعیین سرنوشت خودش را بکند، دیگران نباید بکنند. این ملت ما هم الآن همه ایستاده اند و می خواهند سرنوشت خودشان را تعیین کنند. 3

***

رعایت حقوق پیروان همه ادیان

در اسلام مابین اقشار ملتها هیچ فرق نیست. در اسلام حقوق همه ملتها مراعات شده است: حقوق مسیحیین مراعات شده است؛ حقوق یهود و زرتشتیین مراعات شده است؛ تمام افراد عالم را بشر می داند، و حق بشری برای آنها قائل است؛ تمام عالم را به نظرِ محبت نگاه می کند؛ می خواهد عالم مستضعفین نجات پیدا کنند، می خواهد تمام عالم روحانی بشوند، تمام عالم به عالِم قدس نزدیک بشوند. اسلام برای نجات مردم بشر آمده است که از این علایق جسمانی آنها را رها کند و به روحیات برسد. 4

***

رعایت حقوق زنها در اسلام

زنها در حکومت اسلامی آزادند؛ حقوق آنها مثل حقوق مردها. اسلام زن را از قید اسارت مردها بیرون آورد و آنها را همردیف مردها قرار داده است. تبلیغاتی که علیه ما می شود برای انحراف مردم است. اسلام همه حقوق و امور بشر را تضمین کرده است. الآن از فشار حکومت در ایران، آزادی نه برای مرد است و نه برای زن؛ در اسلام برای همه هست. 5

احترام به زنها و سیاهپوستان

ما آزادی زنها را و آزادی سیاهها را برای این قائل شدیم که زنها در اسلام یک احترام ویژه دارند و سیاهپوستان هم تحت فشار امریکا بودند و ظلم بر آنها شده است. و آنها را ما آن طور مقصر نمی دانیم. بلکه آنها شاید تحت فشار بودند که اینجا آمدند. ولهذا ما برای امتثال امر اسلام و خدا این عمل را کردیم. 6

***

رعایت حقوق محرومین در اسلام

این جمعیت زاغه نشینهای اطراف شهرها که هر هفت نفر، هشت نفر آنها در یک سوراخی زندگی می کنند، اینها حقوق بشر را بهتر از ما می دانند. اینها جمعیت دلسوزی برای بشرند. اینها جمعیت حقوق بشرند، نه من و شما. بیایید برای اینها فکری بکنید، برای اینها. دولت و ملت برای این طبقه فکر کنند. اینها حق دارند. حق اینها را ادا کنید. و همینها حق بشر را دارند ادا می کنند. 7

***

قصاص برای رعایت حقوق بشر

یک کسی که پای کسی را ارّه کرده، لکن آنکه پایش ارّه [شده ] نمرده این را نمی شود ما بگوییم که «تو بسم اللَّه! تشریف ببرید، اهلًا و سهلًا!» خوب، این باید به مجازات برسد. اگر آن آدمی که پایش را ارّه کردند پیدا بشود، پای او را به حسب حکم شرع باید ارّه بکند؛ قصاص. اگر آن آدمی را که آن جور شکنجه کردند الآن ما پیدا کنیم و ببینیم که می خواهد این هم تقاص کند، ما به او اجازه می دهیم که برود تقاص کند.

این برای حقوق بشر است. خوب، این بشر حق دارد، آن بشر هم  حق دارد. این بشر سلامت این را سلب کرده است، حقِّ این است که سلامت او را سلب کند. این بشر یکی را کشته است، حق ورثه او این است که او را بکشند. ما ورثه را پیدا نکنیم، حق حاکم است که او را بکشد. تا حالا این عده- را که کم هم بودند؛ چیز زیادی نبودند- ... دادگاههای انقلابی کشته اند. اینها برای احقاق حقوق بشر اینها را کشته اند ... ما برای حقوق بشر این کار را داریم انجام می دهیم. و این جمعیتی که صدا بلند می کنند که حقوق بشر، حقوق بشر، اینها عمال استعمارند. اصلِ این جمعیتهایی که در امریکا، یا در جاهای دیگر، درست شده است به عنوان جمعیت «حقوق بشر»، جمعیت کذا و کذا، اینها را- همه- آنها درست کرده اند برای اینکه حقوق بشر را ضایع کنند. این همه خیانت این مرد نانجیب به ایران کرده است و این همه قتل و غارت کرده است، حالا که می گویند این باید به قتل برسد. حالا هم که حکمی صادر نشده برای قتل محمدرضا، لکن صادر می شود. اگر ما پیدایش بکنیم، باید کشته بشود. اینهایی که می گویند حقوق بشر حالا صدایشان درآمده و اظهار تأسف می کنند! 8

***

حدود الهی در جهت حفظ حقوق بشر

تمام حدود الهی برای مصلحت جامعه است. اگر آن آدمی که فلان کار را می کند و در شرع برایش فلان جزا را قرار داده اند، اگر این جزا نباشد امثالش زیاد می شود. آن کسی که رفته مثلًا با زن کسی چه کرده است، اگر چنانچه این را جزا به او ندهند، خوب، این فحشا زیاد می شود. جلو فحشا را باید گرفت. دزدها را می گرفتند و می بردند توی حبس، آنجا تعلیم دزدی می کردند! می گفتند کلاس باز شده برای کیفیت جیب بری! و چه جور جیب بری، بهتر است؟! اگر چهار تا دزد که روی موازینی که البته هست، بگیرند و جزای آنها را بدهند، دست دزدی از ایران قطع می شود، از عالم قطع می شود. چهار نفر دزد را به آنطوری که شارع فرموده است- آن شارعی که راضی نیست به یک بشر که هیچ، به یک حیوان ظلم بشود- امر می کند که باید که این جرم را کرده است این حد را هم بخورد. این برای این است که مصلحت بشر را دارد ملاحظه می کند، برای حفظ حقوق بشر است. حدود الهی برای حفظ حقوق بشر است. بشر- همه- حقّ حیات دارند؛ اگر نکشند این آدم جانی را و این آدمی که آدم کشته است، آدمکشی زیاد می شود. اگر به جرم دزدی، چهار نفر را که دزدی کرده اند و رفتند منزل مردم مالش را از بین برده اند، جزا به آنها ندهند، جنایت زیاد می شود. گرفتن و بردن توی حبس و نگه داشتن و در همان جا هم باز جیب بری را تعلیم و تعلم کردن- این- اسبابِ زیادی اش می شود. این را حبس نباید کرد؛ باید همان جزایی که گفتند بکنند و رهایش کنند برود. دیگر [زیاد] نمی شود. اگر آن کسی که به نوامیس مردم [تعرض ] کرده است، با آن شرایطی که دارد بیاورند بکشند، دیگر این زیاد نمی شود. حق بشر را اسلام دارد ادا می کند.

شما که فریاد «حقوق بشر» می زنید می خواهید حقوق بشر را ضایع کنید و پایمال کنید. ... این همه بشر کشته شده است، حق ندارند دو تا بشری که این همه را کشته [اند، مجازات کنند] حالا کشتن خلاف حق بشر است؟ آخر این حرف است در عالم؟ منطق است این منطق؟ 9

منبع: حکومت اسلامی، و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی «س»، متن، ص: 679-683

 

 مآخذ:

(1)- 19/ 11/ 59-- سخنرانی در جمع پرسنل نیروی هوایی-- صحیفه امام ج 14 ص 69

(2)- آبان 1357-- گفتگو با راسل کر-- صحیفه امام ج 5 ص 70

(3)- 19/ 7/ 57-- سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم پاریس-- صحیفه امام ج 3 ص 503

(4)- 13/ 1/ 58-- سخنرانی در جمع اسقف هیلارین کاپوچی و همراهان---- صحیفه امام ج 6 ص 468

(5)- آبان 1357-- گفتگو با راسل کر-- صحیفه امام ج 5 ص 70

(6)- 27/ 8/ 58-- مصاحبه با خبرنگار تلویزیون «سی. بی. اس» امریکا-- صحیفه امام ج 11 ص 79- 80

(7)- 15/ 3/ 58-- سخنرانی در جمع روحانیون و اقشار مختلف مردم-- صحیفه امام ج 8 ص 59

(8)- 25/ 2/ 58-- سخنرانی در جمع اعضای هیأت بازرگانان ایرانی-- صحیفه امام ج 7 ص 308- 309

(9)- 25/ 2/ 58-- سخنرانی در جمع اعضای هیأت بازرگانان ایرانی-- صحیفه امام ج 7 ص 313- 314

 

 

. انتهای پیام /*