فرودگاه مهرآباد همچنان در محاصرۀ تانکها، زره ‏پوش ها و اتومبیل های آتش ‏نشانی است. کارکنان هواپیمایی ملی با صدور بیانیه ‏ای اعلام کردند که: قسمت هایی از هواپیمایی که قرار بود از تهران عازم پاریس شود توسط عمال رژیم شاهنشاهی خراب شده است. از سوی دیگر، جمعی از روحانیون متعهد و مبارز با تحصن در مسجد دانشگاه تهران خواستار بازشدن فرودگاه و بازگشت امام خمینی به وطن هستند. فرار سربازان، درجه ‏داران و افسران جوان از پادگانها و پیوستن آنها به ملت تشدید یافته است. رئیس ستاد ارتش در کتاب «اعترافات ژنرال» در رابطه با این ماجرا می‏ نویسد:

موقعی که فرودگاه مهرآباد برای جلوگیری از آمدن خمینی به ایران بسته شد و روحانیون در مسجد دانشگاه متحصن شدند، اخبار روزنامه ‏ها حاکی بود که همۀ افسران نیروهای سه ‏گانه در پایگاه های خود در تهران، اصفهان، کرمانشاه، دزفول، شاهرخی (همدان)، بندر بوشهر و بندر پهلوی اقدام به تظاهرات و اعتصاب غذا نموده ‏اند و از این رویداد، بهره ‏برداری تبلیغاتی شدیدی به نفع مخالفین می ‏کردند. اگرچه روابط عمومی ستاد بزرگ بنا به تقاضای فرماندهان نیرو و اعتماد به اظهارات آنان، خبر اعتصاب پرسنل نیروها را در مطبوعات تکذیب نمود، ولی گزارش های اداره دوم، اعتصاب غذا و شرکت در تظاهرات یگانها را تأیید می ‏کرد و حتی در تهران، بوشهر، شیراز و اصفهان برخی از افسران، همافران، درجه‏داران و سربازان با خانواده ‏هایشان به راهپیمایی پرداختند. چون گزارشهای اداره دوم و نیروها ضد و نقیض بود دستور دادم از ستاد بزرگ، دو هیأت یکی به ریاست سپهبد فیروزمند معاون ستاد برای رسیدگی به وضع پایگاههای یکم ترابری و شکاری در تهران و دیگری به سرپرستی سپهبد رحیمی لاریجانی رئیس اداره یکم ستاد برای رسیدگی به وضع پایگاههای نیروی هوایی در اصفهان، شیراز و بندر بوشهر اعزام گردند.

هیأت های اعزامی پس از رسیدگی دستور بازداشت محرکین و مسببین را در پایگاهها صادر کردند، بلافاصله مخالفین، شایعۀ تیرباران 165 نفر از همافران را عنوان و شروع به تظاهرات و تبلیغات شدید علیه دولت و ارتش نمودند»

شاپور بختیار هم در این زمینه در مجلس سنا حضور یافته می ‏گوید: «درباره محاکمه همافران خبر می ‏دهند که 160 همافر اعدام شده ‏اند و بقیه هم اعدام خواهند شد، من به خدا قسم می‏خورم که هنوز یک نفر هم محاکمه نشده است».

بختیار در حالی که فرودگاه مهرآباد را به منظور جلوگیری از فرود هواپیمای حامل امام خمینی(س) و یارانش بسته است همچنان به تلاش خود برای باقی ماندن بر قدرت ادامه می‏ دهد. حرف های ویلیام سولیوان سفیر آمریکا در تهران حاکی از این تلاش ها است:

«...بختیار [پس از اینکه با وساطت من موفق به جلوگیری از استعفای ارتشبد قره ‏باغی از ریاست ستاد شد] گفت: با تدابیری که پیش‏بینی کرده، پس از مراجعت آیت‏ اللّه‏ خمینی اوضاع به نفع حکومت او تغییر خواهد کرد...»

سولیوان که سیاستمدار کهنه‏ کار بود می‏ دانست شاپور بختیار هیچ شانسی ندارد لذا به قول خود «به فکر تسریع در اجرای برنامۀ تخلیه امریکائیان از ایران و تقلیل اعضای کادر رسمی سفارت می‏ افتد».

او در این‏ باره می‏ گوید: «...ما برنامه‏ ای تنظیم کردیم که اتباع امریکایی را از ایران بسرعت با هواپیماهای نظامی که بین تهران و آتن پرواز می‏ کردند تخلیه کنیم. با تشدید بحران، ژنرال هایزر هم برای بازگشت از ایران بیقراری می‏ کرد و در گزارشات روزانۀ خود به واشنگتن درخواست می‏ کرد با خاتمۀ مأموریت وی در ایران موافقت کنند. من هم فکر می‏کردم که دیگر حضور هایزر در تهران مثمر ثمری نیست. ولی کاخ سفید هنوز معتقد بود که او می ‏تواند کارها را در تهران سرپرستی کند».

نگرانی دیگر سفیر آمریکا در تهران، سرنوشت برنامۀ فروش سلاح های امریکایی به ایران بود. به گفتۀ او: «ارزش قراردادهای فروش اسلحه امریکا به ایران در آن تاریخ حدود شش میلیارد دلار بود. این قراردادها براساس توافق بین دولتین ایران و امریکا امضا شده بود، ولی طرف قرارداد ما شرکتهای خصوصی امریکایی بودند و اگر حکومتی که پس از پیروزی انقلاب در ایران بر سر کار می‏ آمد و تصمیم به لغو این قراردادها می‏ گرفت دولت امریکا متعهد پرداخت ارزش قراردادها یا خسارت آن به کمپانی ها بود».

سولیوان با توجه به اهمیت موضوع، واشنگتن را در جریان می ‏گذارد و سرانجام موافقت وزارت دفاع امریکا را برای مسافرت یکی از کارشناسان برجسته حقوقی و اداری وزارت دفاع به نام «اریک فن مار بود» را به تهران جلب می‏ کند. سولیوان معتقد است که پس از زحمت فراوان موفق شد موافقت‏نامه ‏ای برای لغو این قراردادها به امضای مقامات مسئول ایران برساند و به قول خودش «مالیات‏ دهندگان امریکایی را از پرداخت حدود چهار میلیارد دلار خسارت و ادعاهای احتمالی کمپانی ها از کیسۀ دولت برهاند»...

یکی از خبرگزاری ها دربارۀ وضعیت کنونی شاه اظهار می ‏دارد: «شاه از خیانت دوستان خود، سخت اندوهگین است و به این جهت طی چند روز گذشته حدود 12 کیلو لاغر شده است»!

در تهران هم، عده ‏ای از ارتشیان، ساواکی‏ ها و وابستگان رژیم شاه در ورزشگاه امجدیه گرد آمده و در پناه نظامیان و عده ‏ای از چماقداران به تظاهرات می‏ پردازند و حمایت خود را از دولت بختیار و سنگر قانون اساسی اعلام می ‏کنند. این در حالی بود که ده ها هزار تن از مردم تهران در خیابان های اطراف امجدیه با در دست داشتن عکس های امام خمینی(س) به طرفداری از رهبری امام تظاهرات کرده و شعار می دادند.

رادیو پاریس اعلام می ‏کند که: سفر امام خمینی(س) به تهران به تعویق افتاده است و امام نیز در پیامی اعلام می‏ دارد: «از اینکه ایادی اجانب، فرودگاه های سراسر ایران را به روی من بسته ‏اند ، بناچار تصمیم گرفتم که روز یکشنبه 29 صفر به کشور برگشته و چون سربازی در کنار شما به مبارزه علیه استعمار و استبداد تا پیروزی نهایی ادامه دهم».

حضرت امام شخصاً و بر اساس معیارها و شناخت دقیقی که از مسائل ایران و جهان داشتند تصمیم گرفتند به ایران بازگردند و این در حالی بود که بسیاری از دوستان امام، حتی نیروهای تند انقلابی نیز مخالف سفر امام در آن شرایط بحرانی و خطرزا بودند و با پیغام های مکرر خویش درخواست تعویق سفر تا زمان انحلال ارتش و کنترل اوضاع را داشتند.

امام خمینی(س) در مصاحبه کوتاه پنجم بهمن خویش عزم راسخ خود را بر بازگشت قریب‏ الوقوع به میهن اسلامی ابراز داشته و می ‏فرمایند: «من از همۀ ملت ایران تشکر می‏ کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم و به ملت برگردانم».

چشمها نگران است. همه در انتظار ورود رهبر سازش ‏ناپذیر خویشند و فعالیت های گسترده ‏ای از سوی مبارزین برای باز کردن فرودگاه ها، همچنان ادامه دارد.

هشتم بهمن ماه 1357، روزنامه ‏ها خبر دادند که: «سفر امام خمینی دو روز دیگر به تعویق افتاد.» این خبر برای ملت مسلمان ایران، که مشتاقانه چشم به راه مراجعت رهبرشان هستند و خود را جهت استقبال از آن بزرگوار آماده می‏ کنند، بسیار تأثرانگیز و نگران‏ کننده است.

هنوز فرودگاه ها بسته هستند. نگرانی و خشم مردم لحظه ‏به‏ لحظه افزایش می ‏یابد؛ درگیری ها شروع می‏ شود و با گذشت چند ساعت، شدت می ‏گیرد. در جنگ و گریز خیابانی، ده ها تن توسط مزدوران امریکایی به خاک و خون کشیده می‏ شوند. شعارهای دیروز با فریادهای بغض ‏آلود تکرار می‏ گردد:

«وای به حالت بختیار، اگر خمینی دیر بیاد»

«اگر خمینی دیر بیاد، مسلسل ها بیرون میاد»

تظاهرات و راهپیمایی 28 صفر که با شرکت میلیون ها نفر، در سراسر ایران برپا شده بود، گرچه خبرگزاری ها آن را آرام و بدون تشنج مخابره کردند، ولی حرکتی سرشار از بغض و کینه نسبت به دولت بختیار بود. احساسات پرشور موتورسوارها و جوانان دانش ‏آموز و دانشجو، که گروه های متعددی را در میان راهپیمایان تشکیل می ‏دادند، به انبار باروتی شباهت داشت که با کوچک ترین جرقه به آتشی گسترده و غیرقابل کنترل تبدیل می ‏شد. تمام مطالب قطعنامۀ هشت ماده ‏ای دیروز حاکی از آتشی بود که در زیر خاکستر پنهان شده باشد.

خبر تعویق بازگشت رهبر انقلاب، آن انبار باروت و آن آتش زیر خاکستر را مشتعل می‏ سازد. تظاهرکنندگان که به سوی فرودگاه مهرآباد در حرکت بودند، همۀ راه ها را بسته و محوطۀ اطراف فرودگاه را در محاصرۀ نظامیان می‏ بینند. فریاد «اللّه ‏اکبر» آنها با صفیر گلوله ‏ها و رگبار مسلسل ها درهم می پیچد. در کشتار وحشیانۀ امروز تهران، چندین داروخانه در هجوم مردم جهت کمک به مجروحین خالی می‏ شود. درگیری ها، حدود ساعت دو بعدازظهر به میدان 24 اسفند (انقلاب) و مقابل ساختمان ژاندارمری کشیده می‏ شود. سربازان رژیم از پشت‏بام ساختمان ژاندارمری، مردم را به رگبار گلوله می ‏بندند.

ارتشبد قره ‏باغی، پیرامون این حوادث می ‏نویسد: «جریان حادثۀ مقابل ژاندارمری کشور تا شب ادامه پیدا کرد. خبر این حوادث در تمام خبرگزاری ها منتشر شد و مورد بهره ‏برداری مخالفین قرار گرفت. مخالفین از این حادثه که خود به وجود آورده بودند، سوء استفاده نموده بر میزان تظاهرات و اغتشاشات مختلف در شهرها افزودند... در همین روز علاوه بر این وقایع آقای غلامحسین دانشی [روحانی ‏نما] نمایندۀ مجلس شورای ملی نیز در خیابان مورد سوء قصد قرار گرفته و در اثر تیراندازی زخمی گردید...»

حضرت امام در بیانات امروز خود، با توجه به حوادثی که در ایران می ‏گذرد، می‏ فرمایند: «...ما می‏ بینیم همان بساطی که در زمان محمدرضا خان ـ شاه سابق ـ بود حالا هم همانها دارد اجرا می‏ شود... آن وقت آدم می ‏کشتند حالا هم آدم می‏ کشند، آن وقت غارت می‏ کردند حالا هم غارت می‏ کنند، آن وقت از اجتماعات جلوگیری می ‏کردند حالا هم جلوگیری می‏ کنند...»

امروز صبح، روحانیت مبارز به عنوان اعتراض به عمل ضد انسانی دولت غیرقانونی بختیار در جلوگیری از مراجعت حضرت امام، در مسجد دانشگاه تهران دست به تحصن زده و در اعلامیۀ شمارۀ یک خود اعلام می‏دارند:

«...تا بازگشت حضرت آیت‏ اللّه‏ العظمی امام خمینی دام ظله به وطن، به آغوش پر از مهر ملت، در مسجد دانشگاه تهران تحصن اختیار می‏ کنیم و از این محل مقدس در کنار برادران دانشجوی خود، ندای حق‏ طلبانۀ خود را به گوش جهانیان خواهیم رساند...». آیت ‏اللّه‏ طالقانی طی اطلاعیه ‏ای به تأخیرافتادن مراجعت رهبر عالیقدر انقلاب را به اطلاع عموم رسانده و خود ایشان به متحصنین دانشگاه تهران می ‏پیوندند.

بختیار با نوشتن نامه ‏ای به حضور امام، درخواست می‏ کند که به وی مهلت کافی برای انجام تغییرات داده شود و تأکید می ‏کند: «...اجازه فرمایید که هر تغییر در نظام مملکت از راه صلح و سلم و آرامش بر طبق سنن دموکراتیک معمولی در تمام جهان انجام گیرد... » و چون از نوشتن نامه نتیجه ‏ای نمی‏ گیرد، مصمم به عزیمت به پاریس و برقراری تماس و مذاکرۀ مستقیم با رهبر انقلاب می‏ شود. بیانیۀ نخست‏ وزیر مبنی بر مسافرت به پاریس از رادیو و تلویزیون پخش می ‏شود. در قسمتی از بیانیه آمده است: «...تصمیم گرفتم که ظرف 48 ساعت آینده شخصاً به پاریس مسافرت کرده و به زیارت معظم ‏له نایل آیم و با گزارشی از اوضاع کشور و اقدامات خود ضمن درک فیض، دربارۀ آیندۀ کشور کسب نظر نمایم...»

ژنرال هایزر که هر روز با فرماندهان نیروها و رئیس ستاد مشترک جلسه می‏ گذارد و آنها را برای اجرای نیات شوم خود آماده می ‏کند، در خاطرات خود می ‏نویسد: «...امید ما این بود که این دیدار، بتواند بازگشت خمینی را به کشور برای دست کم، یک ماه دیگر، به تعویق بیندازد...به نظر من چنین می ‏آمد که اوضاع به دلخواه ما، در حال تغییر بود. اما متأسفانه اگر خمینی ظرف چند روز آینده باز می‏ گشت، همه چیز را خراب می‏ کرد. ما به 30 الی 60 روز وقت دیگر احتیاج داشتیم...»

بعضی از مطبوعات داخلی و اغلب خبرگزاری های وابسته به غرب و آمریکا، فرصت را غنیمت شمرده و اقدام به شایعه پراکنی می‏ کنند. تهران ژورنال در مقاله‏ ای تحت عنوان «امام خمینی، با پذیرفتن بختیار موافقت کرد»، نوشته بود: «آیت‏ اللّه‏ در نظر داشته است، شنبه‏ شب، پاریس را ترک گوید، اما ایرفرانس به وی اطلاع داده است که فرودگاه تهران هنوز بسته است...امام خمینی با بختیار ملاقات خواهد کرد»

پیام رهبر اندیشمند و آینده ‏نگر انقلاب اسلامی، توطئه دشمنان نهضت را با شکست مواجه می ‏سازد. حضرت امام خمینی(س) در پیام خود خطاب به حضرات حجج اسلام تهران و سایر شهرستان ها، اظهار می‏ دارند:

«آنچه ذکر شده است که شاپور بختیار را با سمت نخست‏ وزیری من می‏ پذیرم، دروغ است بلکه تا استعفا ندهد او را نمی‏ پذیرم؛ چون او را قانونی نمی‏ دانم... من با بختیار تفاهمی نکرده ‏ام و آنچه سابق گفته است که گفتگو بین او و من بوده، دروغ محض است. ملت باید موضع خود را حفظ کنند و مراقب توطئه‏ ها باشند.»

رهبر انقلاب در بیانات امروز خود، پیرامون همین موضوع می‏ فرمایند: «...من گفتم که اگر دولت بیاید اینجا یعنی رئیس دولت بیاید ـ به قول خودشان ـ  بیاید اینجا، تا استعفایش را قبلاً ننویسد و اعلام نکند با من ملاقات نمی‏ تواند بکند. این هم که من می‏ گویم استعفا، نه اینکه این معنای واقعی استعفا دارد؛ این نیست. این نخست‏ وزیر نیست نه اینکه نخست ‏وزیر است و استعفا کند؛ لکن برای حفظ ظاهری که حالا کلمۀ استعفا را ما هم ذکر می ‏کنیم...»

گزارش های رسیده حاکی از این است که راهپیمایی و تظاهرات ضد دولتی در اغلب شهرستان ها جریان دارد. دهها هزارتن از مردم همدان در سرمای 20 درجه زیر صفر، تظاهرات پرشوری راه انداخته ‏اند و مردم «شاهی» در تظاهرات خود، نام شهرشان را عوض کرده ‏اند. خبر دیگری حاکی از این است که حدود شش هزار کارگر فنی و کارکنان مسلسل‏ سازی وابسته به صنایع نظامی، در حال راهپیمایی هستند. دیروز نیز حدود چهارهزار نفر از همافران مدرسۀ آموزش خلبانی هلیکوپتر، پس از برخورد با فرماندۀ پایگاه و به هنگام بازگشت به شهر، با عده‏ای از افراد ارتش درگیر می‏ شوند و...

... در حالی که مردم ایران، خود را برای برگزاری بزرگترین استقبال تاریخ مهیا می‏ کنند، محل اقامت امام خمینی(س) در تهران تعیین و آماده شده است. روز سه‏ شنبه دهم بهمن ماه، دولت بختیار بازگشایی فرودگاه های کشور را اعلام می‏ نماید و روز یازدهم بهمن ماه، تیتر بزرگ روزنامه ‏ها یکسان بود: «9 صبح فردا، دیدار با امام در تهران»

و سرانجام؛

روز دوازدهم بهمن 1357 هجری شمسی مطابق با سوم ربیع‏ الاول 1399 هجری قمری؛ حضرت آیت‏ اللّه‏ العظمی امام خمینی (س)، منادی بزرگ آزادی و عدالت در عصر حاکمیت ستم و بی‏عدالتی، پس از پانزده سال پای بر خاک مقدس میهن اسلامی خویش گذارد و این روز، آغاز دهۀ مبارکۀ فجر انقلاب اسلامی شد. انقلابی که سرنوشت تاریخ ایران و جهان اسلام را به نفع ملت ایران و دیگر ملل مسلمان جهان رقم زد و «اسلام ناب محمدی» را پس از قرنها مهجوریت، دوباره به عنوان تنها راه نجات بشریت، در صحنۀ حیات اجتماعی مطرح ساخت.


منبع: کوثر، ص 624-632

. انتهای پیام /*