شرایط داخلی ایران بعد از انقلاب اسلامی در زمینه های نظامی و اقتصادی و سیاسی، ماهیت توسعه طلبانه حزب بعث، نگرانی و مخالفت ابرقدرتها از گسترش انقلاب اسلامی از عواملی بودند که دشمنان انقلاب اسلامی را به این جمع بندی رساند، از طریق یک جنگ همه جانبه علیه ایران، قادر خواهند بود تا نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی را به زانو در آورده و ساقط نمایند یا حداقل آن را به تعدیل در مواضع و اقداماتش مجبور سازند.

از دید امریکایی ها در چنین شرایطی، ضربه وارد ساختن به ایران از طریق تجاوز نظامی یک کشور ثالث، می توانست منافعی مانند موارد زیر را برای آنها داشته باشد:

فروکش کردن احساسات انقلابی مردم ایران با فشارهای سیاسی و اقتصادی ناشی از جنگ، متقاعد شدن ایران برای برای تأمین نیازمندیهای خود، بویژه نیازهای نظامی و تسلیحاتی از امریکا،  فراموش کردن اهداف انقلابی و یا شکست بر اثر کمبود سلاح ، نارضایتی مردم بر اثر فشارهای اقتصادی، نظامی و سیاسی، ایجاد تفرقه میان مسلمانان و رودر رو قرار دادن کشورهای عربی با ایران و بازداشتن اعراب از توجه به اسرائیل.

جنگ هشت ساله ایران و عراق به عنوان یکی از طولانی ترین جنگهای معاصر دنیا، با حملات ارتش عراق در 31 شهریور 1359 ه. ش (22 سپتامبر 1980) آغاز شد و در مدت کمی نواحی زیادی از خاک ایران به تصرف دشمن درآمد. (درودیان محمد؛ از آغاز تا پایان؛ ج ص 37)

با آزادسازی شهر خرمشهر، پس از عملیات بیت المقدس در اردیبهشت 1361، موازنه نظامی به نفع ایران عوض شد و ایران با کسب برتری نظامی، درصدد بر آمد تا با اشغال مناطقی از خاک عراق و تهدید نقاط حساس آن (مناطقی مثل بصره) این کشور را به پذیرش خواسته های خود مجبور کرده و بتواند به عنوان پیروز جنگ، به آن خاتمه دهد.

عراق که دستیابی به پیروزی در جنگ را غیر ممکن دیده بود و از همان اوایل جنگ، بخصوص زمان از دست دادن خرمشهر به بعد، خواهان اتمام جنگ بود، برای وادار کردن ایران به پذیرش آتش بس و اتمام جنگ، حملات خود را علیه ایران گسترش داد؛ از یک سو اقدام به استفاده از گازهای سمی و شیمیمایی علیه نیروهای ایران در جبهه های جنگ نمود، و از سوی دیگر مناطق مسکونی و غیر نظامی و همچنین نفتکشهای ایران را مورد حمله قرار داد. در این زمینه، طارق عزیز در رابطه با حمله به نفتکشهای ایرانی استدلال کرد که این حمله سبب پایان یافتن جنگ خواهد شد؛ زیرا اگر ایران پول نفت نداشته باشد نمی تواند اسلحه مورد نیاز خود را از بازارهای سیاه تهیه کند. (تیمرمن، کنت، سوداگری مرگ؛ ص 289)

در زمان حملات گسترده عراق و نیز حمایتهای گسترده بین المللی از آن نیروهای ایرانی بر اساس سیاست تداوم جنگ، در بهمن 1364 با اجرای عملیات والفجر 8، شهر فاو عراق را تصرف کرده و وضعیت جنگ را به نفع ایران عوض کردند.

به طور کلی، فتح فاو زنگ خطر را برای ابرقدرتهای حامی عراق به صدا درآورد و آنها به این فکر افتادند که باید به نوعی این جنگ خاتمه یابد، چون در دنیای غرب این نگرانی به وجود آمد که ایران برنده جنگ خواهد شد؛ (همان؛ ص 251) لذا آنها از یک طرف به گسترش حمایتهای خود از عراق پرداختند و از طرف دیگر تحریمهای همه جانبه خود را علیه ایران افزایش دادند و در نهایت با تصویب قطعنامه 598 خواهان اتمام جنگ شدند.

ترس قدرتهای بزرگ و بخصوص امریکا از پیروزی ایران، سبب حضور امریکا در خلیج فارس و در نتیجه رویارویی و در گیری او با ایران شد.

امریکا در ادامه فشارهای خود، هواپیمای مسافربری ایران را در تیر ماه 1367 در خلیج فارس ساقط کرد (درودیان، محمد؛ از آغاز تا پایان؛ ص 203) و جدی ترین تهدید خود را علیه ایران به کار برد. این کار امریکا، پیام روشن و قطعی آنها مبنی بر تشدید جنگ در صورت عدم اقدام ایران برای خاتمه دادن به آن بود.

بنابراین، ایران که از هر جهت تحت فشار بود، تداوم جنگ را به نفع خود ندانسته و در نامه ای به دبیر کل سازمان ملل در تاریخ 24 / 4 / 1367 قطعنامه 598 را پذیرفته و شرایط را برای خاتمه یافتن جنگ فراهم ساخت.

دیدگاههای امام خمینی (س) درمورد جنگ ایران و عراق برگرفته از دیدگاههای فقهی ایشان است. از منظر ایشان جنگ در اسلام دو گونه است؛ جنگ تهاجمی (جهاد) و جنگ تدافعی (دفاع)

در اسلام دو گونه جنگ است که یکی را جهاد می گویند و آن کشور گیری است با شرطهایی که برای آن شده است و دیگری جنگ برای استقلال کشور و دفع اجانب از آن است. (ر.ک. خمینی، روح الله؛ کشف اسرار؛ص 187)

ایشان در مورد این دو نوع جنگ، قائل به تمایز بوده و در ذکر هر یک از آنها می فرمایند:

جهاد که عبارت از کشورگیری و فتح ممالک است، پس از آن که دولت اسلامی با وجود امام یا به امر امام تشکیل شود و در این صورت، اسلام بر تمام مردان، که به حد بلوغ رسیده باشند و افتاده و عاجز نباشند ومملوک- که از افراد اجانب است - نباشند، واجب کرده است که برای کشورگیری حاضر شوند و قانون اسلام را در سرتاسر ممالک جهان منتشر کنند. (همان جا) در مورد دفاع هم می فرمایند:

قسم دوم از جنگ اسلامی که به نام دفاع اسم برده شده و آن جنگیدن برای حفظ استقلال کشور و دفاع از اجانب است، به هیچ وجه مشروط به وجود امام یا نایب امام نیست و کسی از مجتهدین نگفته که دفاع را باید با امام یا جانشین آن کرد، بلکه بر تمام افراد توده واجب است به حکم اسلام از کشور اسلامی محافظت کنند و استقلال آن را پابر جا نمایند. (همان؛ ص188)

 ایشان درباره جنگ ایران و عراق، موضع ایران را تدافعی دانسته و معتقدند جمهوری اسلامی در جنگی که بر آن تحمیل شده است مدافع است نه مهاجم، لذا امام ایران را کشوری صلح دوست می دانند که با هر گونه جنگ طلبی و کشورگشایی مخالف است و اگر امروز در برابر عراق می جنگد، به خاطر ضرورت دفاع می باشد:

"ما صریح می گوییم که ما ابداً نظر نداریم به اینکه به یک کشوری تعدی بکنیم. ما از خودمان دفاع داریم می کنیم." (صحیفه امام؛ ج 19، ص 216)

 بنابراین امام خمینی (س) با توجه به اینکه معتقدند دفاع نیازی به اذن و اجازه ندارد، می فرمایند: "دفاع را احدی از مسلمین نیست که، احدی از علمای اسلام نیست که بگوید دفاع در اسلام نیست. دفاع هیچ احتیاج به یک ولی ندارد، هیچ احتیاج به یک امامی ندارد. تمام مسلمین اگر یک وقت بنا شد برشان هجمه بشود، خودشان باید دفاع کنند، مستقلند در این امر."( همان جا)

در مورد جنگ عراق علیه ایران نیز بیان می دارند که:

"کشور ایران مستقلاً، ولو اینکه ولی فقیه هم نگوید، ولو این که علما هم نگویند - با اینکه می گویند آنها هم - مردم مکلف شرعی هستند به اینکه دفاع کنند و حکم عقشان این است که از کشور خودشان، از ناموس خودشان، از مال خودشان دفاع کنند." (همان جا)

یعنی امام خمینی (س) همان طوری که می فرمایند:

"گاهی واجب شود جنگ به طور دفاع بدون وجود امام و منصوب از جانب او؛ مثل آنکه انسان بین گروهی باشد که دشمنی بر آنها حمله کند، از آن دشمن بر کشور اسلامی بترسد، یا آنکه بخواهد بر شهرهای اسلامی استیلا پیدا کند، یا بخواهد مسلمانان را اسیر کند، یا مال آنها را بگیرد.در تمام این صورتها واجب است که مردم از کشور و جان و مال خود دفاع کنند و یا با اجانب جنگ کنند."( خمینی، روح الله؛ کشف اسرار؛ ص 188 – 189)

معتقد به وجوب جنگ دفاعی می باشند.

به عبارت دیگر باید گفت که جنگ دفاعی در اندیشه امام خمینی (س) امری واجب بوده و مانند جهاد، فقط شامل قشر یا گروه خاصی نمی شود، بلکه تمام افراد را در بر می گیرد، لذا ایشان در راستای همین امر، دفاع از ایران و جمهوری اسلامی را نه تنها وظیفه مردم بلکه یک تکلیف شرعی می دانند که بدون اینکه مقامی بالاتر به این امر دستور بدهد، مردم باید در این زمینه وارد عمل شده واز خود و مملکت خود دفاع کنند.

به طور کلی امام خمینی (س) جنگ کردن و جنگیدن ایران در برابر عراق را نه امری بلند پروازانه و جاه طلبانه، بلکه امری دفاعی دانسته و ضرورت دفاع و صیانت از خود و از اسلام را تنها توجیه برای این امر بیان می کنند و می فرمایند:

"ما دفاع داریم می کنیم از حق اسلام، ما دفاع داریم می کنیم از حق مسلمین، ما جنگ نمی خواهیم بکنیم، از اول هم جنگ نداشتیم، ما بادی {شروع کننده} جنگ نبودیم، ما بعد از اینکه بهمان حمله کردند، دفاع کردیم، حالا هم در حال دفاع هستیم." (صحیفه امام، ج 19، ص 229 – 230)

"ما دفاع داریم می کنیم، و ما از هم دلمان می خواست که جنگی نباشد و همه صلح باشد ... از اول جنگ هم گفتیم ما جنگجو نیستیم، ما مدافع هستیم. دفاع هم یک حق مسلمی است که اسلام و غیر اسلام برای انسان قائل است." (همان؛ ج 17، ص 477)

نکته دیگر اینکه ایشان ضمن اینکه دفاع از خود و مملکت خود را حق مردم ایران می دانستند، در این مورد بر ضرورت دفاع از اسلام نیز تأکید داشتند. به عبارت دیگر، از آنجا که امام خمینی (س) جنگ ایران و عراق را جنگ بین حق و باطل می دانستند، معتقد بودند که مردم ایران مدافع اسلام بوده و از آن دفاع می کنند:

"ما دفاع از اسلام می کنیم. صدام پا روی اسلام گذاشته، ما از او دفاع می خواهیم بکنیم." (همان؛ ج 19، ص 231)

لذا، این جنگ در اندیشه امام خمینی (س) جنگی حیاتی بوده و به فرموده خود ایشان پای اسلام در میان است. ولی حفظ و حراست اسلام و دفاع از آن برای همه یک تکلیف شرعی می باشد و همه باید از آن صیانت و دفاع کنند:

"همه ملت ایران باید در این امر شرکت داشته باشند. مسئله، مسئله یک حکومت نیست، مسئله، مسئله یک جنبه نیست، مسئله مسئله اسلام است. مسئله اسلام؛ یعنی، بر زن و مرد این کشور واجب است که دفاع کنند." (همان؛ ج 20، ص 80)

امام خمینی (س) از یک طرف، شکست ایران در این جنگ را شکست اسلام دانسته و از طرف دیگر، ضرورت دفاع از اسلام را امری ضروری و حیاتی می دانند، و می فرمایند:

"اگر- خدای نخواسته - در ایران، اسلام شکست بخورد، شکست اسلام تا قرنها بعد جبران نخواهد شد، این چیز واضحی است." (همان؛ ص150)

ایشان در جای دیگر می فرمایند:

"اگر خدای نخواسته، در این جنگ امریکا پیروز بشود و صدام را پیروز بکند، اسلام یک سیلی ای می خورد که تا آخر، تا زمانهای طولانی، نمی تواند سرش را بلند کند. وقتی ما در یک همچه مقامی واقع هستیم و یک همچه تکلیفی را احراز کردیم، بر همه ما لازم است و واجب شرعی است که از اسلام دفاع کنیم."( همان؛ ج 19، ص 468)

بنابراین، امام خمینی (س) موضع ایران را در جنگ عراق علیه ایران، موضعی تدافعی دانسته و معتقدند که در تمام مراحل جنگ، این موضع حالت خود را حفظ کرده و هیچ گاه به جنگ تهاجمی مبدل نشده است.به عبارت دیگر، ایشان معتقدند که اگر در اثنای جنگ، پیروزیهایی نصیب نیروهای جمهوری اسلامی می شد، این پیروزیها در ادامه همان موضع دفاع بوده و هیچ وقت قصد و انگیزه ای برای کشور گشایی و تصرف خاک عراق در کار نبوده است.چون به فرموده خود ایشان، ما اهل جنگ نیستیم که بخواهیم برویم یک کشوری را بگیریم یا کشور گشایی کنیم.

" الان هم که ما وارد شده ایم در خاک عراق، برای دفاع است، نه برای چیز دیگر. بیایند ... ما نه بصره را می خواهیم { و نه دیگر شهرها را}." (همان؛ ج 20، ص 25)

بنابراین ایشان در تمام مراحل جنگ، ایران را در موضع تدافعی دانسته و معتقد بودند که اگر در مقابل نیروهای بعثی عراق دفاع نشود و بر آنها صدمه وارد نشود، اسلام از جانب آنها در امان نخواهد بود. لذا، امام خمینی (س) معتقد به شکست دادن نیروهای دشمن و صدمه وارد کردن به آنها در حین دفاع بودند، تا شاید اسلام بتواند از دست آنها مصون بماند؛ زیرا آنها هر موقع فرصت پیدا کنند علیه اسلام و کشور اسلامی توطئه خواهند کرد، پس باید در مقابل آنها دفاع کرد و این دفاع را تا غلبه نهایی بر آنها ادامه داد.

ایشان با این اعتقاد که، ما نه تنها با عراق بلکه با هیچ کشوری سر جنگ و دعوا نداریم، بارها علاقه خود را به گسترش صلح در دنیا اعلام داشته، می فرمودند:

"ما دنبال این هستیم که دنیا در صلح و آرامش باشد." (همان؛ ص 406)

همچنین می فرمایند:

"ما صلح می خواهیم، ما با همه مردم دنیا صلح می خواهیم باشیم، ما می خواهیم مسالمت با همه دنیا داشته باشیم." (همان؛ ص 405)

ایشان با رد ادعاهای صلح طلبی صدام، بر صلح شرافتمندانه اسلامی تأکید کرده و آن را صلحی می دانند که در درجه اول، طرف خاطی مجازات شود، و بعد، طرفین بسیار به هم نزدیک شده و برادر شوند؛ ولی صدام که هیچ اعتمادی به او نیست و هر لحظه ممکن است که بعد از صلح، با بهتر شدن شرایطش باز به ایران حمله کند، صلح با او معنا ندارد:

" اگر مهلت داده بشود به این خبیث، آن روزی که مهلت پیدا کند و تجهیز قوا بکند بدتر از اول به سرزمین شما حمله می کند... آنها صلح آمریکایی می خواهند و ما صلح اسلامی می خواهیم." (همان؛ ج 13، ص295)

"صلح اسلامی، صلحی که برادر می شوند بعد از صلح - و ما طالب این صلح هستیم . اما صلحی که اصلاً اعتنا نکنند به اینکه جنایت کردند در اینجا و اعتنا نکنند به اینکه... خساراتی وارد شده است و باید جبران بکنند، این اسمش «صلح» نیست، این اسمش را باید بگذاریم «صلح صدامی»! این صلح نیست، صلحی که بخواهند یک مملکتی را بچاپند و یک مملکتی را خراب و ویران کنند." (همان؛ ج 18، ص 69)

 امام خمینی (س) هر چند در تمام طول جنگ، به فشارهای وارده از سوی عراق و حامیان او برای وادار کردن ایران به پذیرش صلح و آتش بس واقف بودند، ولی همواره ملت ایران را به صبر و استقامت در برابر این فشارها دعوت کرده و می فرمودند:

  1. جنگها کمبودی دارد، جنگها شهادت دارد، جنگها خوف دارد برای بسیاری، جنگ ها گرسنگی دارد، جنگ ها گرانی دارد، جنگ ها خرابی دارد، و همه چیزهایی که لوازم جنگ است.خصوصاً جنگی که در ایران پیش آمده است، و خصوصاً نهضتی که ایران کرده است که موجب این شده است که قدرتهای بزرگ در مقابل او دست به یک {سری} توطئه ها زده اند و می زنند که محاصره اقتصادی یکی از آنهاست... شما که می خواهید کشور خودتان را نجات بدهید، ... باید استقامت داشته باشید. (درودیان، محمد؛ از آغاز تا پایان؛ ص 166

همچنین همواره ملت ایران را در برابر فشارهای تحمیلی وارده، به صبر و استقامت دعوت می نمودند:

"ابرقدرتها و حامیان رژیم رو به زوال بعث مطمئن باشند که بین المللی کردن درگیریها در جنگ و ایجاد جوّ فشار و جریانات ساختگی سیاسی و تبلیغاتی و دیپلماسی علیه جمهوری اسلامی ایران در جهان و دخالتهای نظامی و غیر نظامی در خلیج فارس و بزرگ نمایی مشکلات و اختلاف تراشی و ارائه تحلیلهای کور و بی ثمر، ما را از هدف سرنگونی صدام و حزب بعث عراق و تنبیه متجاوز باز نخواهد داشت و به لطف خدا تمامی فشارها و محاصره های جهانی را برای نیل به این هدف بزرگ تحمل می کنیم و از جنگ کردن در راه خدا خسته نمی شویم. و این ملت بزرگ ایران است که با قامتی استوار بر بام بلند شهادت و ایثار ایستاده است و هر روز نشاط و تحرک و فریاد او برای ادامه راه بیشتر می شود." (صحیفه امام؛ ج 13، ص 464 – 465)

رهبر معظم انقلاب می فرمایند:

جوانان عزیز... نگذارید یاد دوران دفاع مقدس از یادها برود. دفاع مقدس ما، دوران جنگ هشت‌ساله‌ پر ماجرای این کشور، داستان ایستادگی ملت ایران و ایستادگی جوانان ما در مقابل خباثتها و دشمنی های کفر و استکبار جهانی است. (دفاع مقدس)

 

. انتهای پیام /*