در این نوشتار سعی بر این است که به اهم وقایع و رخدادهای حیات پربرکت حضرت امام خمینی (س) اشاره گردد. ضمنا در ادامه مناسبتهای ملی و مذهبی روز را در سیره و اندیشه امام جستجو می کنیم.


  • نجف اشرف، 1346_‎ تدوین نامه ای خطاب به آقای میرزا محمد ثقفی با مضمون احوالپرسی و حصول اطلاع از خبر سلامتی ایشان

***

  • نوفل لوشاتو، 1357_ سه شخصیت سیاسی آمریکایی پس از مراجعت از بازدید تهران که برای بررسی وضعیت ایران صورت گرفته بود و مقارن با ایامی که سید جلال الدین تهرانی (رئیس شورای سلطنت) استعفای خود را با حضور در پاریس به امام (س) تقدیم نمود، مصاحبه ای با رهبر نهضت اسلامی ایران انجام دادند.



اهم بیانات حضرت امام (س) در این مصاحبه:

- حکومتی که بر اساس مذهب تشیع پیش بیاید، نه ظلم را تحمل می کند و نه ظلمی را به کسی تحمیل می نماید. تشیع مظهر مقاومت و دفاع از حق بوده است.

- در حکومت شیعه هیچ انسانی بر اساس مسلک مذهبی تحت فشار و سلب آزادی قرار نمی گیرد. تمامی انسانها در مذهب تشیع آزاد و مستقل هستند.

- برنامه شیعه از منظر امامان معصوم (ع) در دو کلمه خلاصه می شود: « نه تحمل ظلم بکن و نه ظالم باش ». تشیع در عین مقاومت، عادل است و عدالت یعنی نه ظلم بکن و نه زیر بار ظلم برو.

- در عین حال که ما از اظهار عقیده جلوگیری نکرده و نمی کنیم، لکن کارهایی که منحرفین انجام می دهند و اینکه اگر بخواهند دست به شورش بزنند و مسیر ملت را در نهضتی که قطع ظلم رژیم فاسد را دنبال می کند، تغییر دهند و ظالم را حفظ نمایند؛ مجاز نخواهد بود و ملت منافع ملی و مذهبی خود را از تعدیات آنها حفظ می کند.

-  ثمره پنچاه سال حکومت پهلوی عقب بردن فرهنگ مردم، فقیر شدن ایران و عقب ماندگی اقتصاد، غارت مخازن کشور نظیر نفت و درست کردن پایگاه نظامی برای آمریکا به جای آن، عقب راندن نیروهای انسانی، فاسد تربیت کردن ارتشی ها و رؤسای ارتش (انگل تربیت کردن ارتش ما) بود. اصلاح این وضع غمبار به یک برنامه طولانی احتیاج دارد؛ و این خرابی ها موجب مخالفت ما با شاه شد).

- در طی سالهای آینده باید آشفتگی های پهلوی ترمیم بشود؛ فرهنگ مستقل اسلامی، ارتش مستقل، اقتصاد سالم، زراعت پر رونق، جلوگیری از هدر رفتن مخازن کشور، صادرات و خرج عاقلانه به نفع ملت باید برنامه های ما برای این ترمیم باشد.

در پایان این مصاحبه، حاضران مصاحبه گر سه آرزوی انتقال قدرت به دولت جدید با حفظ سرعت و آرامش، تحقق وعده های عدالت برای مردم و برقراری تفاهم و احترام بین مردم ایران و آمریکا را نمودند. حضرت امام (س) در جواب، تحقق آرزوی استقرار دولت جدید را منوط به عدم دخالت و فشار و تهدید اجانب دانسته که در این صورت ملت ایران تحت تربیت اسلامی با آرامش قدرت را به دست گیرند. امام (س) تحقق عدالت را نیز منوط به این قدرت مردمی دانسته و برقراری رابطه حسنه بین ملت ها را به کنار رفتن قدرتمندان زورگویی که در رأس ملت ها قرار دارند مرتبط دانسته و در غیر اینصورت برقراری تفاهم بین ملت ایران و آمریکا را نامعلوم شمردند.

***


 

***

***

***



مناسبت خاص روز:

(حادثه آمل)

ششم بهمن 1360

شرح کوتاه: پس از اعلام مبارزه مسلحانه مخالفین نظام نوپای اسلامی در تاریخ 30 خرداد 1360، اتحادیه کمونیستهای ایران متشکل از مارکسیست _ لنینیستهای چپ با شناسایی موقعیت جغرافیایی جنگلهای آمل، در آنجا برای عملیات چریکی استقرار یافته که با طرح سقوط شهر آمل در مرحله اول؛ دیگر مناطق استان مازندران را نیز از حکومت مرکزی جدا و در ساقط نمودن جمهوری اسلامی سهمی بسزا ایفا نمایند.

صبح ششم بهمن مردم غیور آمل با سنگربندی شهر به مقابله با آرایش نظامی دشمن پرداختند و تا غروب همان روز با کشته شدن 34 نفر از کمونیستها و به جای گذاردن چندین مجروح و 30 نفر دستگیر شده و اهدای 40 شهید سرفراز از شهر هزار سنگر آمل به انقلاب نوپای اسلامی؛ غائله کمونیستها را به پایان رساندند.

حضرت امام خمینی (س) در سخنرانی چند روز بعد خود به تاریخ دهم بهمن ماه 60 در جمع سرپرستان هیأتهای عازم به کشورهای خارجی از مردم غیور آمل تشکر نمودند.

(... و ما باید تشکر کنیم از شهر آمل و آن مردم فداکار که مع الاسف خوب عده ای را هم شهید دادند، لکن خوب این مطلب را ثابت کردند که آنجایی که شما تمام آمالتان به آنجا بود با شما مخالفند ...)

صحیفه امام؛ ج 16، ص 2

امام راحل (س) همین طور در دیدار با خانواده شهدای این حادثه، کارکنان وزارت امور خارجه و پرسنل هوانیروز به تاریخ 24 اسفند 60 به این حماسه تاریخی اشاره نموده و فرمودند:

اگر این عده ای که در جنگل بودند اسلام را فهمیده بودند، حمله به آمل نمی کردند. این حمله در عین حالی‌که برای ما تأسف انگیز بود و عده ای از برادرهای ما را از دست ما گرفت، لکن فهماند به این دسته های غیرانسانی که این‌طور نیست که شما خیال می کنید که اگر یک صدایی بلند کنید، مردم با شما هستند. چطور یک مردم مسلمانی که دل بسته اند به اسلام و دل بسته اند به قرآن، و شهادت را برای خودشان افتخار می دانند و هرکس شهیدی دارد برای خانمان خودش یک افتخاری می داند و هست، چطور امکان دارد که چند تا دزد سرگردنه و چند تا اشخاصی که هیچ از قرآن و اسلام اطلاع ندارند و هیچ ایمان ندارند، بیایند و یک شهر مؤمن را بخواهند به هم بزنند؟ این معنا واضح شد که مسأله آن‌طور نیست که این‌ها فکر کردند.

صحیفه امام؛ ج  16، ص 105

حماسه مردم آمل در ششم بهمن ماه 60 به قدری برای امام حائز اهمیت بود که حتی در وصیتنامه سیاسی _ الهی خود نیز بدان اشاره نمودند:

(اکنون که شما فریب خوردگان در عشق آن رژیم (شوروی) جان می دهید، مردم مظلوم شوروی و دیگر اقمار او چون افغانستان از ستمگریهای آنان جان می سپارند، و آن گاه شما که مدعی طرفداری از خلق هستید، بر این خلق محروم در هر جا که دستتان رسیده چه جنایاتی انجام دادید و با اهالی شریف آمل که آنان را به غلط طرفدار پر و پا قرص خود معرفی می کردید و عده بسیاری را به فریب به جنگ مردم و دولت فرستادید و به کشتن دادید، چه جنایتها که نکردید.)

صحیفه امام؛ ج  21، ص 439 (وصیتنامه سیاسی – الهی)



. انتهای پیام /*