«وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ مِنْ تِلْکَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ، شَهْرَ الصِّیَامِ، وَ شَهْرَ الْإِسْلامِ، وَ شَهْرَ الطَّهُورِ، وَ شَهْرَ التَّمْحِیصِ، وَ شَهْرَ الْقِیَامِ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ، هُدًی لِلنَّاسِ، وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ»

حضرت در ادامه می فرماید: « و شهرالقیام ». قیام یعنی ایستادن. در زبان عربی در مورد نماز شب می گویند: شخص به آن قیام کرد. شب را وقتی به نماز گذراند می گویند « قام لیله »، یعنی « صلّی فی تمام اللیل الصلاه»، یعنی در تمام شب نماز خواند. اگر روز نماز بخواند نمی گویند «قام نهاره»، چون روز برای بیداری و حرکت است ولی شب ضد حرکت است، برای خوابیدن است لذا قیام ضد خصوصیات شب است. پس اگر کسی در شب برخیزد می گوییم شب زنده داری کرد. روز همه بیدارند، نمی گوییم روز زنده داری کرد، چون روز برای حرکت و قیام است. بنابراین این ماه، ماه قیام است. در حدیث آمده است: « من قام رمضان ایماناً و احتساباً غُفِر له ما تقدّم من ذنبه »[1]، کسیکه به ماه رمضان با اعتقاد و برای خدا قیام کرد، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود.

مراد از قیام ماه رمضان یکی این است که شبهای ماه رمضان را به نماز و عبادت پرداخت. همچنین می فرماید: « و من قام لیله القدر ایماناً و احتساباً غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تأخر »[2] کسی که به شب قدر قیام کرد، که گناهانش آمرزیده می شود. یعنی شب زنده داری کرد، اطاعت و عبادت کرد و مهم تر از همه در آن شب نماز خواند، حال چه نماز اصطلاحی و چه نمازی که توجه به خدا است. لذا نماز شب را برایش لفظ قیام گفته اند همان طور که اشاره کردیم.

احتمال دیگر این که ماه رمضان، ماه قیام گفته شده است. چون در آن یکی قیام به عبادت و قیام به اطاعت خدا در طول روز است. هیچ ماه دیگری از ماه های سال این گونه نیست که انسان به طور پیوسته ساعت ها در عبادت باشد، اما در ماه رمضان از طلوع فجر تا غروب آفتاب 12 الی 16 ساعت و بیشتر در عبادت هستید. مواقع دیگر چند دقیقه نماز می خوانیم بقیه اوقات در حال عبادت نیستیم. اما در ماه رمضان ساعات متوالی در حال عبادت هستید و این قیام است، قیام به عبادت و اطاعت، این در مواقع دیگر نیست و اختصاص به ماه رمضان دارد.

برخی مراد از شهر قیام را به دلیل کثرت نمازهای مستحبی در این ماه دانسته اند. از جمله اینها هزار رکعت نوافل در شب های ماه رمضان است غیر از 24 رکعت نوافل یومیه. به این صورت که 20 روز اول ماه رمضان هر شب 20 رکعت، شب نوزدهم صد رکعت می شود، می شود 500 رکعت و ده شب آخر هر شب سی رکعت، شب 21 و 23 هم صد رکعت اضافه می شود 500 رکعت. چند نحوه دیگر هم گفته شده. هزار رکعت نافله دارد، که در هیچ ماه دیگری به این صورت نقل نشده است. لذا به خاطر کثرت نماز در آن گفته اند، این ماه، شهر قیام است. پس یکی به خاطر قیام به اطاعت و عبادت خداست، مخصوصاً همان روزه و یکی قیام به نماز، در شب های ماه رمضان و نمازهای متعدد و کلاً قیام به دعاها و اذکار، پس شهر قیام است، شهر برخاستن برای خدا و اطاعت و بندگی اوست، شهر رسیدن به حال نیازمندان است، این ها همه مصادیق قیام است.

 

«الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ، هُدًی لِلنَّاسِ، وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ»

شهری که قرآن در آن نازل شده. در مورد «فیه» دو قول گفته شده است. یک نظر اینکه « انزل فیه » یعنی «انزل در شهر»، بعضی هم اینگونه معنی کرده اند که « الذی انزل فی الصیام القرآن » یعنی در مورد روزه قرآن نازل شده و درباره آن سخن گفته است.

 «الذی» صله و « انزل » موصول است و وصف ماه رمضان است و ماه رمضانی که در مورد روزه اش قرآن نازل شده یا اینکه ماه رمضانی که در آن قرآن نازل شده، قرآنی که «هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان » است، هدایت است برای مردم و روشنگری هایی از هدایت و فرقان دارد.

 اگر بخواهیم در اینجا وارد بحث قرآن و نزول آن شویم، از شرح مختصر دعا خارج می شویم. اما آنچه می توان به خلاصه گفت: قرآن مجید هدایت است برای عموم مردم و اختصاص به گروهی غیر گروهی ندارد، « هدی للناس » است، طبقه خاصی مورد هدایت قرآن قرار نمی گیرند. همه قشرها و افراد مورد هدایت قرار می گیرند. خصوصیت دیگر قرآن که در خود قرآن هم بیان شده است جدا کردن حق و باطل است چون هم باید راه هدایت بیان شود و هم در آنجایی که امر مشتبه می شود، آنجایی که راه از بیراهه مشخص نیست، آنجایی که حق و باطل به هم آمیخته می شود آنجا هم نیاز به روشنگری دارد. چون یکی از مشکلات بزرگ بشر در همین مسأله شناخت راه درست و نادرست و آمیختگی حق و باطل است. یک سری باطل ها بطلانش به وضوح روشن است. مثلاً اگر کسی مردم را دعوت به کشتن و قتل عمد کند بسیار روشن است که دعوت به باطل کرده است. اما همه دعوت هایی که در دنیا انجام می شود اینطور نیست، بلکه دعوت هایی است که به ظاهر خودش را حق نشان می دهد و آمیخته با حقیقت و حق است، به آزادی و کمال و رفاه دعوت می کند حتی برای رسیدن به خدا دعوت می کند. آن وقت چگونه می شود تشخیص داد؟ امام می فرماید قرآن مجید این خصوصیت را دارد و خود قرآن می گوید: « بینات من الهدی و الفرقان ». این قرآن ویژگی اش این است که روشنگری هایی از فرقان و هدایت دارد. فرقان یعنی جدا کننده، یعنی بیان و سخن قرآن به گونه ای است که اگر شما به آن توجه کنید حق و باطل را به راحتی برای شما مشخص می کند. صحیح و نا صحیح را جدا می کند، ابهام زدایی می کند. این خیلی مختصری در بیان هدایت و فرقان قرآن و تفصیل بحث را باید جای خودش جستجو کرد.

 

 

[1] الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، جلد 2، صفحه 454

[2] مستدرک الوسائل، جلد 7، صفحه 458 از پیغمبر اکرم (ص)

. انتهای پیام /*