«مرحوم طبرسی در احتجاج[1] سند به حضرت امیرالمؤمنین(ع) رسانده که فرمود: ده سال رسول خدا ایستاد بر سر انگشتان خود تا قدمهای آن حضرت ورم نمود و رویش زرد شد. می ‏ایستاد تمام شب را تا عتاب به او شد در آن. پس فرمود خدای عزوجل: طه، ما فرو نفرستادیم بر تو قرآن را تا به تَعَب اُفتی، بلکه برای آنکه به سعادت و راحتی رسی به واسطۀ آن. و از حضرت صادق(ع) مروی است که رسول خدا در عبادت یکی از پاهای مبارکش را بلند می‏فرمود تا زحمت و تعبش زیاد شود. پس خدای تعالی این آیۀ شریفه را فرو فرستاد. و بعضی مفسّرین گفتند این آیه شریفه جواب مشرکین [است] که گفتند پیغمبر به زحمت افتاد به واسطه ترک دین ما، پس این آیه نازل شد. و شیخ عارف کامل شاه‏آبادی ـ دام ظله‏ـ می‏فرمودند، پس از آنکه آن وجود مبارک مدتی دعوت فرمود و مؤثر نشد آن طوری که حضرت مایل بود، آن سرور احتمال داد که شاید نقص در دعوت او باشد. پس اشتغال به ریاضت پیدا کرد مدت ده سال تا آنکه قدمهای مبارکش ورم کرد.[2] آیه شریفه نازل شد که خود را مشقّت مده. تو طاهر و هادی هستی و نقص در تو نیست، بلکه نقص در مردم است.»[3]


مهمترین فلسفۀ بعثت پیامبر اکرم(ص) دعوت انسانها به خداوند است. از این‏رو باید خود ارتباط فوق ‏العاده و عاشقانه‏ای با حضرت حق داشته باشد. ریشۀ این ارتباط عاشقانه، شناخت پیامبر(ص) از حضرت حق است. هرچه شناخت محبوب بیشتر باشد، عشق آتشین‏تر می‏شود. قرآن کریم خوف و خشیت از پروردگار را، تنها به عالمان نسبت داده است و می‏فرماید: اِنَّما یَخشَی اللّه من عباده العلمؤا.[4]


رسول خدا(ص) به نماز که مهمترین حلقه وصل بندگان با خداوند است توجه زیادی داشته و نماز را بر هر کاری مقدم می داشت. انتظار فرارسیدن وقت نماز را می‏کشید و اذان بلال را بسیار دوست می‏داشت، چرا که زمینه‏ساز سخن گفتن با معشوق حقیقی است. بارها می‏فرمود: نماز نور چشم من است و محبوب‏ترین لذتها برایم نماز است.[5]


به هنگام نماز، دوست و رفیق و آشنا و همسر و... نمی‏شناخت. تنها و تنها نماز را می‏شناخت و به سرعت در پی انجام آن بود. امام دراین‏باره می‏فرماید: «از بعضی از زنهای رسول خدا(ص) نقل شده که رسول خدا(ص) با ما صحبت می‏کرد و ما با او صحبت می‏کردیم، چون وقت نماز حاضر می‏شد، گویی او ما را نمی‏شناخت و ما او را نمی‏شناختیم، برای اشتغالی که به خدا پیدا می‏کرد از هر چیز.»[6] و از آنجا که نماز شب جلوه ‏گاه و تجلی‏گاه عشق عاشقان اللّه‏ است، این شخصیت بزرگ، نیمه‏شب برمی‏خاست و عاشقانه به نماز شب می‏ایستاد.[7]


اینک برداشتهایی از احادیث و سیرۀ نبوی در اقامه نماز، بیان می گردد.


1. «اولین سؤالی که در قبر و قیامت از انسان می‏شود، نماز است، اگر آن مورد قبول واقع شد، سایر اعمال نیز قبول می‏شود و اگر نماز رد شد، سایر اعمال نیز رد می‏شود.»[8]


2. هنگامی که هدیه ارزشمندی خدمت ایشان می ‏آوردند، حضرت بخشی از آن را به عنوان جایزه به کسی می‏دادند که دو رکعت نماز با حال خوانده باشد و جز به خدا به دیگری توجه نداشته باشد که جز امام علی(ع) دیگری برندۀ این جایزه نمی‏شد.[9]


3. ایشان نماز جماعت و نماز جمعه را مختصر می‏خواند تا با طولانی شدن آن مایه ملالت و خستگی مردم از نماز نگردد. وقتی کسی با حضرت کار داشت، نماز را مختصر می‏خواند، به حل مشکل او می‏پرداخت. گاه در نماز بود، صدای کودکی را می‏شنید که گریه می‏کند، بلافاصله نماز را مختصر کرده، پایان می‏داد و به سراغ کودک می‏رفت.[10]


4. نماز و قرآن را محور ارزشها مطرح می‏کرد و می‏فرمود: «به نمازخوانها، به آنها که اهل نماز جماعتند، خوش‏بین باشید، چرا که یک ارزش است.»[11]


کردار امام


یار و یادگار امام، مرحوم حجت ‏الاسلام سید احمد خمینی(ره)[12] می‏گوید:


عبادت و ارتباط امام با خدا چیزی نیست که بتوانیم ترسیمش کنیم تا آنجا که توانسته ام با دوستان پدرم تماس گرفته‏ام و از مادرم در این‏باره سؤالها کرده‏ام، همه بر این قولند که امام با خدای خود رابطه‏ای خاص داشت و دارد امام چنان در خدا فانی است و چنان از معشوق خود سخن می‏گوید که موی بر اندام انسان راست می‏شود. شوخی نیست که تمام دوستان امام او را عابد و زاهد یافته‏اند. نمازهای شب و راز و نیاز امام و گریه و ناله در نیمه‏های شب چنان شدید است که انسان بی‏اختیار به گریه می‏افتد.[13]


یکی دیگر از یاران امام(س) می‏گوید:


پنجاه سال است که نماز شب امام ترک نشده؛ امام در بیماری، در صحت، در زندان، در خلاصی، در تبعید، حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب می خواند. امام در قم بیمار شدند؛ به دستور اطباء، امام به تهران می‏بایست منتقل شود، هوا بسیار سرد بود و برف می‏بارید، یخبندان عجیبی در جاده‏ها وجود داشت، امام چندین ساعت در آمبولانس‏بودند و پس از انتقال به بیمارستان قلب باز نماز شب خواندند. امام شبی که از پاریس به سوی تهران می‏آمدند، تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند و تنها امام در طبقه بالای هواپیما نماز شب می‏خواندند و شما اگر از نزدیک دیده باشید آثار اشک بر گونه‏های مبارک امام حکایت از شب زنده‏داری و گریه‏های نیمه شب وی دارد و بعضی از پاسداران در قم نقل می‏کردند که گاهی اوقات که امام برای تهجد بیدار می‏شدند، آنها را مورد نوازش و تفقد قرار می‏دادند.[14]


یکی دیگر از یاران امام می‏گوید:


امام هر شب در هر حالی که باشند نماز شب می خوانند و هنگامی که برای نماز شب از خواب برمی‏خیزند، این‏قدر آرام و آهسته قدم برمی‏دارند که هیچ‏کس از خواب بیدار نشود و به ندرت اتفاق می‏افتد که از حرکت امام در دل شب، کسی بیدار شود. آن شب که امام را از تهران به قم برگرداندند (پس از تمام شدن مدت حصر) تا ساعت نیم بعد از نصف شب، در منزل امام رفت و آمد بود و پس از اینکه رفت و آمد مردم تمام شد، افراد خانواده، پروانه‏وار دور امام نشسته بودند. ساعت یک و نیم بعد از نصف شب بود تقریباً که چراغها را برای استراحت خاموش کردند. امام پس از آن همه خستگی دیدارها و ملاقاتها، شاید یک ساعت نگذشته بود که دوباره بلند شدند برای نماز شب. با اینکه معلوم بود صبح زود مردم برای دیدار با امام هجوم می‏آورند، مع‏ذلک در آن شب هم، امام نماز شب را ترک نکردند. جالب این است که امام همیشه موقع نماز، عطر و بوی خوش مصرف می‏کنند و شاید بدون بوی خوش سر نماز نایستاده باشند، حتی در نجف هم که نماز شب را پشت بام می‏خواندند، در همان پشت بام نیز یک شیشه عطر داشتند.[15]


یکی دیگر از یاران امام می‏گوید:


یادم هست که یک‏بار در خدمت امام به تهران رفتیم و به منزل آیة‏اللّه‏ لواسانی وارد شدیم. آیة‏اللّه‏ لواسانی از دوستان خیلی صمیمی امام هستند. آنجا که رسیدیم، برخوردشان خیلی دوستانه و صمیمی بود. آنها صحبت می ‏کردند و با یکدیگر شوخی‏های مناسب با مقام رفاقت داشتند. و مقداری که صحبت کردند، وقت نماز شد. امام در عین اینکه خسته بودند و تازه رسیده بودند و با رفیقشان هم بودند، و به قول ما طلبه‏ها «گعده» هم داشتند، اما اول وقت نماز که شد، چون مقید بودند که همیشه نمازشان را در اول وقت بخوانند، مثل اینکه یکباره همۀ آن مسائل به کنار می‏رفت، و تنها مسأله‏ای که ماند، خواندن نماز ظهر بود.[16]


یکی دیگر از یاران امام می‏گوید:


ایشان هر روزه ده جزء قرآن را می‏ خواندند، یعنی در هر سه روز یک دوره از قرآن را می‏خواندند. در ماه رمضان، برادران خوشحال بودند که دو دوره قرآن را خوانده‏اند، ولی بعد می‏فهمیدند که امام ده یا یازده دوره قرآن را خوانده‏اند. و فکر می‏کنم که حالا هم ایشان این برنامه را داشته باشند. احمدآقا می‏گفت: شبی در ماه رمضان، من پشت‏بام خوابیده بودم، خانه ایشان یک خانۀ کوچک 45 متری بود. بلند شدم دیدم که صدا می‏آید و بعد متوجه شدم که آقاست که در تاریکی در حال نماز خواندن است و دستهایش را طرف آسمان دراز کرده و گریه می‏کند. برنامه عبادی ایشان این بود که شب تا صبح در ماه مبارک رمضان نماز و دعا می‏خواندند و بعد از نماز صبح و مقداری استراحت، صبح زود برای کارهایشان آماده بودند.[17]


جلوه‏ای دیگر از عبادت رسول خدا(ص) روزه گرفتن آن حضرت است. امام خمینی(س) نوشته ‏اند:


سنّت دوم رسول اکرم، صلی اللّه‏ علیه وآله، که عبارت است از سه روز روزه در هر ماه، پس اخبار کثیره که بالغ بر چهل حدیث می شود در فضل آن وارد است. و در کیفیت آن بین علمای اعلام خلاف است. آنچه مشهور بین آنها و موافق با اخبار کثیره است و عمل رسول خدا،صلی اللّه‏ علیه وآله، در آخر عمر و ائمۀ هدی بر آن بوده  آن است که آن سه روز پنجشنبۀ اول، که روز عرض اعمال است و چهارشنبه اول دهه دوم، که روز نحس مستمرّ و روز نزول عذاب است و پنجشنبۀ آخر از دهه آخر که نیز روز عرض اعمال است می‏باشد، و در روایتی وارد است که بر امم سابقه هر وقت عذاب نازل می‏شد در یکی از این ایام نازل می‏شد. پس رسول اکرم،صلی اللّه‏ علیه وآله، در این ایام مخوفه روزه گرفت.[18]


در روایات آمده که پیامبر اکرم صلی ‏اللّه‏ علیه و آله یک روز در میان روزه می‏گرفتند: «صام یوماً و أفطر یوماً»[19]، و دو ماه شعبان و رمضان را پیوسته روزه  بودند: «کان رسول اللّه‏ صلی‏اللّه‏ علیه و آله یصوم شعبان و رمضان.»[20]


پیوست ها:


 [1] ر.ک.به: بحارالانوار؛ 67: 348؛ و 71:26. [2] کحل البصر؛ ص 78. [3] شرح چهل حدیث؛ ص 351. [4] فاطر / 28. [5] «قرة عینی فی الصلاة»؛ محجة البیضاء؛ ج 3، ص 68؛ علامه طباطبایی؛ سنن النبی؛ ص 268، 269. [6] آداب الصلوة؛ ص 111؛ محجة البیضاء؛ ج 1، ص 351. [7] وسائل الشیعه؛ ج 1، ص 365.  [8] بحارالانوار؛ ج 72، ص 227. [9] همان؛ ج 41، ص 18. [10] صحیح مسلم؛ ج 4، ص 185؛ سنن النبی؛ ص 250. [11] کافی؛ ج 3، ص 371. [12] زمان تنظیم این بخش از کتاب مصادف بود با اربعین رحلت یادگار امام، حضرت حجت‏ الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی؛ از خداوند منان، علو درجات و همنشینی با امام امت ـ خمینی کبیر ـ و ائمه اطهار(ع) را برای این عزیز، خواهانیم. «والذین آمنوا وَ اتَّبعتْهُمْ ذریَّتُهُمْ بایمان اَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُریَّتَهُمْ و مٰا ألَتْنٰا هُمْ من عَملهمْ من شی‏ءٍ؛ کسانی که خود ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان، پیرویشان کردند، فرزندانشان را به آنها ملحق می‏کنیم و از پاداش عملشان هیچ نمی‏کاهیم»؛ (طور / 21). [13] سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام خمینی؛ ج 1، ص 126. [14] همان؛ ج 2، ص 51. [15] همان؛ ج 3، ص 29 ـ 30. [16] همان؛ ص 38. [17] همان؛ ج 4، ص 129 ـ 130. [18] شرح چهل حدیث؛ ص 487 ـ 488. [19] وسائل الشیعه؛ ج 7، ص 305. [20] همان؛ ص 369. 


منبع: دستور زندگی، سیره نبوی از دیدگاه امام خمینی(س)، فاضل عرفان ـ مرتضی حبیبی کرهرودی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ص 3-9

. انتهای پیام /*