شناسنامه سخنرانی امام در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج از کشور در سالروز کشتار نوزدهم دی قم در نوفل لوشاتو؛


در روزهای دیماه 57، تمام شهرهای ایران خونین ترین روزها را پشت سر گذاشتند. در سراسر ایران شهری نبود که شهدایی تقدیم انقلاب نکرده باشد. اخبار دردناک و تأثرانگیز کشتارهای گسترده در مشهد، قزوین و کرمانشاه، همه را تکان داده بود. رهبر انقلاب با اظهار تأسف از آنچه در ایران می گذشت، با ارسال پیامی مردم مسلمان را به ادامۀ مبارزه و پایداری در برابر حملات رژیم فراخواند و  فرمود: «...این چند روز آخر عمر این جنایتکار از خطرناکترین لحظات تاریخ کشور ما است. ملت مظلوم و شریف ایران باید در مقابل باقیماندۀ جنایات شاه پایداری کند تا به خواست خداوند تعالی پیروزی نهایی را به دست آورد...بنابراین اعانت به حکومت یاغی و پرداخت مالیات، پول آب و برق و تلفن و سایر کمکها به دولتی که شاه سر کار آورد، خیانت به ملت و مخالفت با حکم خدا تبارک و تعالی است...[1]»


اخبار فداکاریهای مردم در دفاع از انقلاب، جزو مهم ترین گزارش های خبری رسانه های گروهی جهان بود. اغلب مفسرین سیاسی، محور تحلیل ها و تفسیرهای خود را به بررسی کیفیت و میزان تأثیرات نهضت اسلامی در کشورها و مردم منطقه قرار داده بودند. در روز 14 دی ماه 57 ، سران چهار قدرت درجۀ اول غرب (آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان فدرال) با تشکیل کنفرانسی در گوادلوپ به بررسی مسائل جهانی، که مهمترین آنها اوضاع ایران بود، پرداختند. گزارشهای رسیده حاکی از این بود که «کارتر در طول بحث و گفتگوهای سه روزۀ کنفرانس، بدواً ژیسکاردستن (رئیس جمهور فرانسه) و سپس اشمیت (صدراعظم آلمان) را متقاعد می کند که حضور شاه در کشور قابل دوام و پشتیبانی نیست و کالاهان (نخست وزیر انگلستان) وقتی خود را در اقلیت می بیند، مجبور به موافقت می شود[2]


مقارن با تشکیل کنفرانس گوادلوپ، «رابرت هایزر» ژنرال نیروی هوایی آمریکا با یک مأموریت سری ویژه از سوی جیمی کارتر وارد تهران شد. از مأموریت «هایزر» بجز تعداد انگشت شماری از فرماندهان ارتش، شخص دیگری حتی شاه مطلع نبود. ارتشبد فردوست در رابطه با پنهانی بودن مأموریت هایزر در ایران، اظهار می دارد: «...من از ورود هایزر اطلاع نداشتم و محمدرضا نیز اطلاعی نداشت. من تنها بعدها بود که از طریق گارد شنیدم که بدره ای به محمدرضا اطلاع داده که هایزر بیست روز است در تهران است. محمدرضا تلفنی از سولیوان سفیر آمریکا گله می کند و فردای آن روز سولیوان و هایزر به اتفاق هم به دیدار محمدرضا می روند... مأموریت هایزر در تهران چه بود؟ اطلاعی ندارم...تنها اطلاعی که قره باغی از مأموریت هایزر به من داد این بود که وی برای برداشتن دستگاهی از روی هواپیماهای اف ـ 14 و نیز برداشتن کلیۀ رادارهای مستقر در شمال، که برای کسب اطلاع از درون خاک شوروی بود، آمده است...[3]»


هایزر در اولین روز اقامتش در ایران با فرماندهان نیروی هوایی، نیروی دریایی و ارتشبد طوفانیان تماس برقرار می کند. وی با گذشت هفت سال از شکست مأموریت خود در ایران، در کتابی که پیرامون مأموریت خود می نویسد، اظهار می دارد: «...اولین مسأله ای که باید با آن روبرو می شدیم، رفتن شاه بود. باید درمی یافتیم که هر کدام از فرماندهان با رفتن شاه چه می کردند. واشنگتن درست فکر کرده بود که وظیفۀ اصلی ما طبق رهنمود کارتر جلوگیری از فرار فرماندهان (بعد از رفتن شاه) بود. باید فرماندهان می ماندند و در تثبیت دولت و در دست گرفتن اوضاع مملکت کمک می کردند. مسأله دوم، اکراه آنها از کار با بختیار بود. وفاداری آنها به شاه آن قدر قوی بود که به نظر نمی رسید به انقیاد جدیدی گردن نهند، به بختیار هم قلباً اعتماد نداشتند. ترس آنها را درک می کردم. بختیار، عضو جبهۀ ملی بود و همه می ترسیدند که ورود او به معنی خروج دیگران باشد، همه نگران بودند که بختیار ممکن است خبر تشکیل «هیأت» (گروه کودتا) را شنیده باشد و در آن صورت، به محض رفتن شاه، آنها را قلع و قمع کند. مسألۀ سوم، تهیۀ طرح اولویت ها برای نخست وزیر جدید بود، طرحهای گسترده ای برای به حرکت درآوردن اقتصاد و سرپا آوردن دوبارۀ کشور، مورد نیاز بود...[4]»


بختیار در اولین سخنرانی رادیو و تلویزیونی خود در روز شانزدهم دی ماه، در حالیکه عکس بزرگی از دکتر مصدق را در کنار میز خود گذاشته بود، گفت: «...سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) منحل می شود...مواد 8 و 5 قانون حکومت نظامی در مورد مطبوعات، معلق می ماند و مطبوعات در چهارچوب قانون اساسی آزادند...». بختیار پس از ادای چند سوگند مبنی بر اینکه مروج دین اسلام باشد، کلیۀ زندانیهای سیاسی را آزاد کند و کلیۀ آزادیهای فردی و اجتماعی مصرحه در قانون اساسی و اعلامیۀ حقوق بشر را جامۀ عمل بپوشاند، در ادامۀ سخنانش گفت: «... کلیه احزاب سیاسی که غیر قانونی نیستند می توانند شروع به فعالیت کنند...» و صحبت خود را با این بیت، پایان داد که: «من مرغ طوفانم نیندیشم ز طوفان، موجم نه آن موجی که از دریا گریزد»!


سپس بختیار، آخرین تیر ترکش آمریکا برای حفظ سیستم و رژیم وابسته، به اتفاق اعضای کابینه اش به کاخ نیاوران می رود و با اظهار سخنان تملق آمیز، اعضای کابینه را به شاه معرفی می کند. شاه در پاسخ اظهارات بختیار می گوید: «...برای رئیس دولت و سایر اعضای دولت، امید موفقیت دارم...مسلماً خستگی به من دست داده و احتیاج به استراحت دارم که اگر این استراحت در خارج از ایران باشد، مطابق قانون اساسی و یا سنت ها، در غیاب ما یک شورای سلطنتی خواهد بود که قانون اساسی ما به قوت و استحکام خودش ادامه داشته باشد...»


امام خمینی (س) در مصاحبه های مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی متعدد در آن روزها در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامۀ اکسپرس که پرسیده بود: «از خسته شدن مردم در مقابل مشکلات روزانه نمی ترسید؟»، می فرمایند: «ملت دلیر و با استقامت ایران در طول مبارزات قهرمانانۀ خود در این سالها بخصوص در یک سال اخیر نشان داده است که هرچه سختیها و مشکلات در این راه بیشتر می شود روحیۀ او قویتر و ارادۀ او استوارتر می شود. زیرا که روز به روز بر درستی و حقانیت راه خود که راه خداست بیشتر مؤمن می شود[5]


از سوی دیگر پیام رهبر انقلاب در روز پانزدهم دی ماه، بزرگترین ضربه ای بود که در اولین روز تشکیل کابینۀ بختیار به «طرح جدید» آمریکا وارد آمد؛ حضرت امام خمینی، ضمن هشدار به ملت شجاع و بیدار ایران، آنها را از توطئه ای خطرناک که از طرف عمال شاه خائن و طرفداران غارتگران بین المللی در حال پیاده شدن بود، آگاه ساخته می فرمایند: «...ملت آگاه ایران! شجاعانه مبارزات خود را ادامه دهید که اگر لحظه ای غفلت کنید تمام خونهایی که در راه اسلام و آزادی داده اید هدر می رود... کارمندان وزارتخانه ها، وزرای فاسد غیرقانونی را نپذیرند و از آنان اطاعت نکنند... اینجانب روز دوشنبه نهم صفر 99 را برای شهدای مشهد و قزوین و کرمانشاه و سایر بلاد، روز عزای عمومی اعلام می کنم...[6]»


حضرت امام در سخنرانی خود در روز 17 دی ماه در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج، در تشریح علل موضعگیری خود نسبت به دولت بختیار، می فرمایند: «...الآن ما با این دولت مخالفیم برای اینکه این دولتْ غیرقانونی است... ما این دولت را دولت خائن می دانیم، برای اینکه خیانت، بالاترْ خیانت این است که مجلس را فاسد بداند و مع ذلک از او رأی اعتماد بگیرد... امر به تشکیل کابینه را از کسی می گیرد که ملت یک سال است داد می زند که مرگ بر این آدم... یک همچو دولتی دولت باطل است. و هرکس و هر مقامْ ادنی موافقتی با این دولت بکند، خائن است بر ملت ما و به حَسَب حکم الهی هم فاسق؛ و کارِ حرام کرده، هر کس می خواهد باشد...»[7]


با شکست دولت نظامی و براساس قول دولت بختیار مبنی بر تأمین آزادی مطبوعات، زمینۀ پایان دادن به اعتصاب شصت و دو روزۀ مطبوعات فراهم گردید. روزنامه نگاران و دست اندرکاران مطبوعات در انتظار پیامی از سوی رهبر انقلاب بودند تا اعتصاب خود را بشکنند؛ حضرت امام در پیامی خطاب به آنها فرمودند: «از اعتصاب کنندگان محترم مطبوعات که زیر بار سانسور دیکتاتوری نرفتند، تشکر می کنم. و اکنون که دولت غیرقانونی جدید مدعی برداشتن سانسور است، آقایان به کار ادامه دهند و از اعتصاب بیرون آیند تا تکلیف ملت با دولت غیرقانونی معلوم شود. مقتضی است سایر اعتصاب کنندگان محترم به اعتصاب خود ادامه دهند، که امید است پیروزی نزدیک باشد، ان شاءاللّه  تعالی[8]


پیام های پی درپی حضرت امام و تحولات سیاسی سریعی که انجام می گرفت، موجب تشدید و گسترش بیش از پیش انقلاب شد. انتشار مجدد مطبوعات که حاوی خلاصۀ اخبار دو ماه گذشتۀ انقلاب اسلامی بود، موجب تشکیل صف های طولانی برای خرید روزنامه ها گردید. در چند نقطۀ تهران مأموران نظامی به صف روزنامه ها حمله کرده و تعدادی را به قتل رسانده و یا مجروح کردند. روزنامۀ اطلاعات عکس، هویدا، داریوش همایون (وزیر سابق اطلاعات و جهانگردی)، منصور روحانی (وزیر سابق کشاورزی)، نیک پی (شهردار سابق تهران) و آزمون (وزیر مشاور سابق) را به عنوان نخستین عکس ها از مقامات بازداشت شده، به چاپ رسانید.


در اکثر خیابانهای تهران، تظاهرات مردم و تیراندازی مأموران جریان داشت و هر لحظه بر شمار شهدای انقلاب اسلامی افزوده می شد[9]. با بحران سیاسی موجود و وخامت اوضاع اجتماعی، وقوع هرگونه حادثه ای دور از انتظار نبود. ترس و وحشت، اغلب خارجی های مقیم ایران را فرا گرفته بود. دولت های عضو بازار مشترک اروپا به اتباع خود در ایران توصیه می کردند که در صورت نداشتن کار لازم، ایران را ترک کنند. کشور اسلامی ایران، دیگر برای مستشاران دول استعمارگر «جزیرۀ ثبات» نیست. فریاد «اللّه اکبر» و شعار «لااله الااللّه » مردم مسلمان ایران، خواب را از چشم عوامل رژیم و حامیان آنها، ربوده بود.





[1]. صحیفه امام؛ ج 5، ص 331 - 330 .


[2]. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، ص 599 .




[3]. همان مأخذ، ص 600 .




[4]مأموریت در تهران، ص 38 .




[5]. صحیفه امام؛ ج 5، ص 334 .


[6]. همان مأخذ، ص 351 - 350 . همچنین جامعه روحانیت مبارز تهران با صدور اطلاعیه‏ای کوبنده این روز را عزای عمومی اعلام کرد. نهضت روحانیون ایران، ج 9، ص 153 .




[7]. همان، ص 374 .




[8]. صحیفه امام؛ ج 5، ص 352 .




 [9]. خبرگزاری فرانسه «11 دیماه» گزارش داد: «اوضاع شهر مشهد به شدت بحرانی است و براساس آمار بیمارستانها و درمانگاههای خصوصی این شهر، هفتاد تن جان خود را از دست داده‏اند و نزدیک به دو هزار نفر زخمی شده‏اند.» همچنین رادیو مسکو و خبرگزاری پارس و فرانسه دوازدهم دیماه گوشه‏ای از وقایع ایران را به این شرح اعلام کردند: «24 ساعت پس از اینکه نخست‏وزیر احتمالی آینده ایران از مردم خواست تا آرامش را رعایت کنند و کار خود را از سر گیرند، مردم به دعوت شاپور بختیار پاسخ مثبت ندادند. امروز در تهران و شهرهای دیگر ایران، تظاهرات ضد دولتی صورت گرفت. در تهران، میان نیروهای مسلح و تظاهر کنندگان زد و خوردهایی روی داد و عده‏ای کشته شدند. امروز در کرمانشاه، ارتش باز هم به تظاهرکنندگان شلیک کرد، رویارویی دیروز نیروهای ارتش با مردم کرمانشاه از خود 54 کشته و 100 مجروح به جا گذاشت. در قزوین، ارتش به مردم تیراندازی کرد، به گفته پزشکان این شهر، آمبولانسها از جمع‏آوری مجروحین افتاده در سطح کوچه‏ها و خیابانها منع شده‏اند. در مشهد هزاران تن در نزدیکی مسجد گرد آمدند...در سراسر ایران، جنبش مخالفت با مداخلۀ آمریکا در امور کشور شدت یافته است.» تقویم تاریخ انقلاب اسلامی ایران، ص 217.««13 دی): در قم، خرمشهر، ساری و بهبهان، مردم قهرمان واژه شهادت را رنگ و مفهوم دادند»، «در تظاهرات کرمانشاه، کاخ دادگستری به آتش خشم مردم کشیده شد»، «14 دی): در لار، لنگرود، سنقر، مراغه و بناب عده‏ای شهید و مجروح به جای نهادند»، «15 دی): در حمله چماق بدستان به میناب 13 تن زخمی شدند»، «16 دی): در تهران مزدوران، 5 تن را به شهادت رساندند، در بهشهر 2 شهید، در بانه 2 شهید و در ورامین 4 شهید به خیل شهدای انقلاب اسلامی پیوستند.» دو سال آخر، ص 253 ـ 250. و در تظاهرات 17 دی تهران چندین نفر به شهادت رسیدند. در همین حال قضات و کارکنان دادگستری تهران در پی اجتماع خود قطعنامه‏ای صادر کرده و با حرکت مردم و رهبری امام، اعلام همبستگی کردند. همچنین کارکنان آتش‏نشانی طی اعلامیه‏ای 14 دی عنوان کردند که حاضر به خاموش کردن حریق لانه‏های فساد نیستند. هفدهم دیماه سالروز شهادت جهان پهلوان تختی با حضور هزاران تن بر مزار وی در ابن‏بابویه تهران گرامی داشته شد. در همین روز آیت‏اللّه‏ منتظری در مصاحبه با خبرگزاری لیبی گفت: «رهبران عرب باید از قیام مردم ایران پند بگیرند». «کارکنان اعتصابی سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کردند: فرود هواپیماهای آمریکایی و اسرائیل را نمی‏پذیریم». همان مأخذ ص 254 و مطبوعات 16 و 17 دیماه 57 .




منبع: برگرفته از کتاب کوثر، ج2، ص ص556-561 



. انتهای پیام /*