در روز 11  مرداد سال 1360 که مقارن با عید سعید فطر بود، حضرت امام حکم ریاست جمهوری شهید رجائی را تنفیذ کرد و سپس طی سخنان مبسوطی در جمع مقامات و مسئولین مملکتی به نصیحت آنان پرداخته و وظیفه خطیر رئیس‌جمهور در قبال آرای ملت را تبیین نمود.

 سخنرانی حضرت امام پس از تنفیذ حکم ریاست جمهوری رجایی شامل توصیه ها و رهنمودهایی است که همواره می تواند برای مسئولین الگو و روش درست رفتار و عمل باشد. این رهنمودها که شامل مسائل اخلاقی و منش سیاسی است، در حضور مسئولین وقت نظام بیان شده است. بخش هایی از بیانات مهم حضرت امام در این دیدار را در ادامه مطلب می خوانید:                     

نصیحت به رئیس جمهور و مسئولان

من آنچه که لازم است به طور نصیحت به آقاى رئیس جمهور و به همه دست اندرکاران جمهورى اسلامى از لشکرى و کشورى عرض کنم این است که آنچه که به سر انسان مى آید از خیر و شر، از خود آدم است. آنچه که انسان را به مراتب عالى انسانیت مى رساند، کوشش خود انسان است و آنچه که انسان را به تباهى در دنیا و آخرت مى کشد، خود انسان و اعمال خود انسان است.

این انسان است که خداى تبارک و تعالى به طورى خلق فرموده است که راه راست و کج را مى تواند انتخاب کند. و تمام انبیا از صدر عالم تا آخر براى این آمده اند که این آدم را از آن راه کج و راههاى باطل هدایت کنند به صراط مستقیم انسانیت؛ یک سرش اینجاست و سر دیگرش عند اللَّه است. ما خودمان را اگر توانستیم اصلاح کنیم، کنترل کنیم  و تربیت کنیم خودمان را، مراقبت کنیم از خودمان، در همه امور موفق خواهیم شد.

و چنانچه- خداى نخواسته- در آن مقاصد اسلامى یا انسانى که داریم، موفق نشویم، مع ذلک، آن توفیق الهى که براى اشخاص صحیح و متعهد هست، براى ما هم هست. ما نباید نگران این باشیم که آیا در کارهایى که انجام مى دهیم، چه کارهاى شخصى و در بین خودمان و خداى خودمان و چه در کارهاى اجتماعى که به عهده کسانى هست، نباید نگران باشیم که مبادا شکست بخوریم، باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم؛ نگرانى از خود ماست.

اگر ما به تکالیفى که خداى تبارک و تعالى براى ما تعیین فرموده است عمل بکنیم، باکى از این نداریم که شکست بخوریم، چه از شرق و چه از غرب و چه از داخل چه از خارج و اگر به تکالیف خودمان عمل نکنیم، شکست خورده هستیم؛ خودمان، خودمان را شکست دادیم...

 مسئولیت رئیس جمهور در مقابل آراى ملت

خداى تبارک و تعالى حاضر است، همه این عالم در محضر حق تعالى است و تمام خطرات قلبى ما و تمام لحظات عمر ما و تمام آنچه که در باطن ما مى گذرد در مغز ما مى گذرد در محضر حق تعالى است و ما باید برگردیم به محضر حق تعالى و آنجا در آن محضر دیگر حساب پس بدهیم. هر چه آرا زیادتر باشد مسئولیت زیادتر است. اگر آراى شما پنج میلیون بود مسئولیتتان کمتر بود. حالا که سیزده میلیون بیشتر است، مسئولیت شما حجمش زیادتر است؛ براى اینکه شما جواب یکى یکى از این افرادى که به شما رأى دادند و شما را به عنوان رئیس جمهور اسلام، رئیس جمهورى کشور اسلامى تعیین کردند هر یک از اینها فردا مى آیند شما را مى گیرند، جواب از شما مى خواهند. من شما را تعیین کردم رئیس جمهورى اسلامى باشید و اسلام را در این کشور تأیید کنید و پیاده کنید و- خداى نخواسته- شما نکردید، اقلًا سیزده میلیون و هزار و چند صد نفر مى آیند سراغ شما، ببینید که مى توانید جواب این را پیش خدا بدهید؟ این جمعیتى که آنجا در حساب جمع شدند و از شما بازخواست مى کنند، اگر مى توانید، جواب بدهید و نمى توانید و ما هیچ نمى توانیم. باید بنا بر این بگذارید که دیروز شما و امروزتان با هم فرقى نداشته باشد، هر دو براى خدمت به این مردم، اینهایى که زحمت کشیدند و جان دادند، مال دادند، رنج کشیدند و شما آقایان را به این مقام رساندند. یک وقت نخست وزیر بودید حالا هم رئیس جمهورید، جواب مى خواهند اینها.

اگر شما پایتان را کج بگذارید، همین سیزده میلیونى که به شما امروز رأى دادند فردا «مرده باد» مى گویند. انقلاب این طور است، وضع انقلاب این طور است؛ طورى است که مردم دیگر سربسته و در بسته تسلیم کسى نمى شوند، مردم هر یکیشان نظر دارند. شما مى بینید که وقتى که در تلویزیون نظرخواهى مى کنند از افراد، از زن، از مرد، از جوان، از پیر، همه نظر مى دهند، این طور نیست که بى تفاوت باشند. اگر هر یک ما تخطى کنیم از آن خواستى که ملت دارد و آن خواستش اسلام است و احکام اسلام، اگر هر یک از ما تخطى کنیم علاوه بر آنکه در محضر خداى تبارک و تعالى در آن روزى که همه وارد مى شوند و حساب است در کار، جوابى نداریم، همین مردم هم در همین جا به حساب مى رسند. اینها نمى گذارند که- آنجا حسابش على حده [است ]- همین مردم در همین جا، شمایى که الآن به مقام ریاست جمهور رسیدید اگر فردا- خداى نخواسته- تخطى کنید از آن راهى که راه ملت است و راهى که اسلام پیش پاى همه ما گذاشته است، همین سیزده میلیون و زیادتر که به شما رأى دادند و اعتماد به شما کردند بر مى گردند. آنجا هم حسابش، بدتر است. اینجا وقتى برمى گشتند خوب، شما مى روید منزلتان مى نشینید، اما آنجا کار مشکل است، باید شما حساب آنجا را بکنید...

معذور نبودن مسئولان در خدمت به مردم

باید شما توجه کنید که مسئولیت شما از باب اینکه آرائتان خیلى زیاد است، مسئولیتتان خیلى زیاد است. همچو نیست که آن آقایان دیگر نداشته باشند، آنها هم مسئولیت دارند، همه ما در مقابل اسلام مسئولیم. این اسلامى که با خون اولیا و بزرگان به دست ما سپرده شده است و الآن ما مسئول او هستیم، این اسلام را ما باید به نسل آتیه برسانیم. یک روزى بود که ما بعضیمان عذر داشتیم یا همه مان که نمى گذارند که ما عمل کنیم به اسلام، در رژیم سابق، خوب، خیلیها مى گفتند که از ما نمى آید، اگر مى آمد، مى کردیم. امروز این طور نیست، امروز دست همه باز است، مجلس دستش باز است و هیچ کس آقا بالا سر او نیست. دولت هم دستش باز است و مجلس هم تأییدش مى کند.

رئیس جمهور هم دستش باز است و ملت تأییدش کرده اند. هیچ عذرى براى ما نیست امروز. چنانچه یک خرابى در مملکت واقع بشود و دنبال اصلاحش نرویم، عذرى نداریم. همه ما، چه آنهایى که لشکرى هستند و اینجا هستند و نیستند و چه آنهایى که در کشور خدمت مى کنند و چه مردم دیگر، همه ما مسئول هستیم؛ کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُکُّم مَسْئول

وقتى همه ما مسئول هستیم و همه ما در مقابل خدا جواب باید بدهیم، باید فکر این کشور باشیم، فکر این اسلام که در کشور ما تشریف آورده اند و قدمشان روى چشم، باشیم، نرویم سراغ اینکه حالا که من شدم رئیس جمهور باید چه بشود و چه بشود و من هم باید مقامم چه باشد، خیر، این از ضعف نفس انسان است، از تنگى چشم و قلب انسان است که  خیال مى کند این یک چیزى است. این یک چیز اعتبارى است که امروز دادند فردا هم تمام است، مى گیرندش مى رود سراغ کارش. شما براى این ملتى که در این چند سال آن قدر در طول تاریخ زحمت دیده، در مرئى  و منظر ما این همه جدیت کرده و جوان داده و مال داده و جان داده است تا اینکه آن رژیم را کنار گذاشته است و شما را روى کار آورده است، شما براى این ملت باید کار بکنید. این مملکتى که به دست شما افتاده است، باید ارتش براى این کشور کار بکند، سپاه پاسداران، ژاندارمرى، همه قواى مسلح باید براى این مملکت خدمت بکنند، این امانتى است دست شما. مسأله، مسأله اینجا نیست تنها، اینجا هم اگر- خداى نخواسته- ارتش یک سستى بکند و- خداى نخواسته- یک غلبه اى واقع بشود از غیر- که نخواهد شد- آن هم در همین دنیا ننگش بر پیشانى همه است. و مسأله، مسأله اینجا نیست. مسأله جاى دیگرى است که ما از آن غافل هستیم. تمام اعمال شما، تمام جدیتهاى شما ثبت است و همه عالم این چیزها را ثبت مى کند در خودش و ما باید جواب بدهیم؛ ارتشى باید جواب بدهد- اگر خداى نخواسته- کوتاهى بکند، و آنهایى هم که متکفل امور کشور هستند، آنها هم باید جواب بدهند. شما باید براى این پابرهنه ها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و اینها را حساب نمى آوردند و فقط آن طبقه بالا را راضى نگاه داشتند و به اصطلاح کدخدا را مى دیدند و ده را مى چاپیدند، شما باید توجهتان به این توده هاى مستضعفى که با زحمت خودشان و رنج خودشان الآن در جبهه ها مشغول فداکارى هستند که خداوند تأییدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکارى هستند و مستضعف اند، آن بالاها اینها را ضعیف مى شمارند و مى شمردند و اینها به حساب نمى آمدند و در رژیم سابق براى اینها کارى نشده بود، براى اینها کار کنید.

قانع نشوید به اینکه بعضى جاها کار شده است، مى دانم شده است، خیلى هم شده است، اما نباید قانع شد، باید همه دست به دست هم بدهید که ان شاء اللَّه، براى اینها یک زندگى مرفهى، یک وضع صحیحى پیش بیاید، درست بشود. اینها حق دارند به ما و به شما، خیلى حق دارند. سیزده میلیون رأى به شما داده اند، اینها حق دارند به شما، باقى هم  حق دارند به شما و همین طور وقتى دولتى پیش مى آید، آن هم دولتى است که مردم به آن حق دارند. اگر نبودند این مردم، شما هم شاید حالا در حبس بودید و آن زجرها را مى کشیدید و دیگران هم که متعهد بودند، آنها هم در حبس بودند یا در جاهاى دیگر. این ملت حق دارد، دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده، شما باید خدمت کنید به این مردم؛ شما، ما، همه باید خدمتگزار اینها باشیم. و شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم. اینها بندگان خدا هستند، خداى تبارک و تعالى، علاقه دارد به این بندگان و ما مسئولیم، باید خدمت بکنیم و من امیدوارم که شما به حسب آن روحیه اى که دارید، آقاى رجایى به حسب آن روحیه اى که دارند، این مقام ایشان را بازى ندهد شما سوار مقام بشو، مقام سوار شما نشود، این دو تا مثل راکب و مرکوبند.

(صحیفه امام، ج 15، ص: 69-78)

. انتهای پیام /*