متن کامل سخنان دبیر کل حزب الله لبنان در بیست و سومین سالگرد ارتحال امام خمینی (س) که از طریق ویدئو کنفرانس پخش شد:


امروز مواجه  با سالروز رحلت امام ارزشمند و عزیز خود هستیم.همچنین، پیش از ورود به موضوع امام و سالگرد رحلت ایشان ، سالگرد اشغال  اراضی فلسطین در پنجم ژوئن سال هزار و نهصد و شصت و هفت را پیش روی داریم.همچنین سالگرد اشغال لبنان در ششم ژوئیه 1982 را پیش روی داریم.


این عملیات را اسرائیل عملیات اشغال می نامید، اما پس از جنگ ژوئیه دریافت که برای آن یک جنگ بوده است و آن را جنگ اول لبنان نامید و جنگ ژوئیه را نیز جنگ دوم لبنان نامگذاری کرد.
این دو حادثه سبب می شود تا ملت های عربی  و اسلامی و ملت های منطقه همیشه از همه تجربیات، حوادث،  پیش آمدها، رنج ها، دردها، اشتباه ها، دستاوردها و مسائل مثبت درس ها و عبرت ها بگیرند به این علت که این رویارویی هنوز پایان نیافته است و نیز به این علت که فلسطین همچنان تحت اشغال است و مقدسات مسلمانان و مسیحی ها همچنان پایمال می شود. همواره یک ملت در سرزمین خود و خارج از آن به طور کامل آواره و در حال عذاب است؛ به این علت که هزاران نفر از اسیران (فلسطینی) در زندان ها به سر می برند و اجساد هزاران نفر در گورستان های شماره دار هستند.
همچنین در ابتدا لازم است به تشییع پیکرهای شهدای فلسطین اشاره کنم که شمار آنها نود یک شهید است که دیروز در نوار غزه و کرانه باختری تشییع  شدند.
ممکن است انسان در برابر این حادثه که در آن هم احساس اندوه و هم احساس مباهات می کند پیام های زیادی ببیند.
مهم ترین این پیام ها دو پیام است.
پیام اول نشان دهنده توحش دشمن است که پیکرهای شهداء را عامدانه توقیف می کند تا به معنویات، عواطف و احساسات یک ملت کامل اهانت کند و آن را تحقیر شمارد.
پیام دوم ، نشان دهنده درخشش مرحله قدرتمند تاریخ مقاومت فلسطین است که همچنان به شهامت، شجاعت، قهرمانی، عملیات منحصر به فرد، تصمیم برای تاریخ متمایز است. پیکرهای آن شهداء همچنان در گورستان های شماره دار (در اسرائیل) است.

همچنین مسئله مفقودالاثرها و اسیران لبنانی که  زنده بودن یا شهید شدن آنها همچنان محل مناقشه قرار دارد  مطرح است.
ما همیشه یادآور شده ایم (رسیدگی به این پرونده) از مسئولیت های دولت است که  به آن رسیدگی کند. زمانی که مقاومت در این عرصه به مسئولیت هایش عمل می کند، معمولاً  به علت نبود مسئولیت (از سوی دولت) صورت می گیرد.
در سالگرد اشغال لبنان نیز باید یادآور شویم که بخشی از خاک کشورما در منطقه بلندهای شبعا و بلندهای کفر شوبا در اشغال قرار دارد و مسئولیت ملی برعهده دولت و مردم و بر عهده همه ماست که باقیمانده اراضی خود را که تحت اشغال است آزاد کنیم.
سید حسن نصرالله افزود در پرداختن به موضوع امام خمینی (ره) باید گفت که امام یک فقیه ، فردی بزرگ، فیلسوف، عارفی از عرفای بزرگ، اندیشمند اسلامی، مبتکر و نوگرا بود. ایشان ویژگی های ذاتی زیادی داشت و به لحاظ عمل نیز ویژگی های زیادی داشت.
آنچه امام در زندگی مردم ، امت (اسلامی) ، تاریخ معاصر و بلکه در تاریخ بشریت و آنچه برای آینده بنیانگذاری کرد بسیار زیاد است، اما به  دو عنوان و موضوع بارز درباره ایشان می پردازم:
عنوان اول اینکه درباره امام می گویم ایشان رهبر انقلاب بود؛ یعنی او رهبر  انقلابی اسلامی و مردمی بود که در ایران آغاز شد و در نهایت به سرنگونی رژیم طاغوتی شاه (مخلوع) منجر شد که ژاندارم آمریکا در خلیج (فارس) و متحد راهبردی اسرائیل بود.
همچنین عنوان و مشخصه دیگر ایشان این بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران است و به لحاظ عملی ویژگی های زیادی دارد ، اما به اختصار به دو صفت و ویژگی او اشاره می کنیم.
در وهله اول ، ایشان رهبر انقلاب بود و بلکه در واقع متمایز به این بود که انقلاب را در ابتدای دهه شصت (قرن گذشته) به تنهایی آغاز کرد.
تنها یک فرد به نام روح الله الموسوی خمینی آغاز کننده بود.
او به سخنرانی ، فریاد زدن ، محکوم کردن، موعظه و راهنمایی پرداخت و مردم را به هوشیاری، موضع گیری، بیداری و اقدام کردن فرا خواند.
در ابتدای راه شاگردان ، طلبه ها ، دوستان و نزدیکانش به همراه او بودند.
ایشان رهبر انقلاب است که جرقه های اولیه آن را زد.
ایشان اولین کسی بود که تبعات و بار انقلاب را به دوش کشید ، تبعاتی مانند در معرض تهدید قرار گرفتن امنیت شخصی او ، یورش به منزلش، غارت دفترش ، بازداشتش که حتی نزدیک بود حکم اعدام درباره او اجرا شود، تبعید به مدت سالیان طولانی، شهادت فرزندش سید مصطفی.
در طول سالیان انقلاب شاگردان ، طلبه ها و بهترین دوستان او به چوبه دار کشیده شدند ، در زندان ها محبوس و یا به خارج از کشور تبعید شدند.
ایشان این انقلاب را همراهی، رهبری و هدایت کرد.
انتقال ایشان (از پاریس به تهران) منحصر به فرد است.
لحظه ای انسانی ، روحانی و تاریخی بود که نشان دهنده اوج شجاعت و عزم در اوست، آن زمان بود که امام پافشاری کردند از پاریس به تهران سوار هواپیما شوند، در حالی که احتمال سرنگون کردن هواپیما  بسیار زیاد بود.
سید حسن نصرالله در ادامه سخنرانی اش به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) درباره ویژگی های امام گفت امام خمینی (ره) رهبری بود که (در راه انقلاب) در حال حرکت به جلو با خطر مرگ و هر نوع خطر دیگری مواجه بود.

امام خمینی انقلاب را با توفیق خداوند سبحان آغاز ، بنیانگذاری کرد و به پیروزی رساند.
اکنون که در منطقه جنجال و فضای کشمکش ها زیاد است، روزی خواهد آمد که در فضای آرام اهمیت نقش پایه ای و اساسی امام خمینی (ره) و پیروزی انقلاب مبارکش در ایران در برابر همه تحولات بزرگ که در منطقه روی داد و برای انقلاب هایی که پس از سپری شدن دهه ها انجام شد مشخص خواهد شد.
(در آن روز) نقش ساختاری و پایه ای این انقلاب در موضوع رویارویی عربی- اسرائیلی، جنبش های مقاومت و پیروزی ها مشخص خواهد شد.
دومین ویژگی  امام خمینی (ره) این است که بنیانگذار یک جمهوری اسلامی است. همه ما می دانیم- و این از بدیهیات است و نمی خواهم درباره آن استدلال کنم- که نابود کردن بسیار آسان تر از ساختن است.
نابود کردن زمان اندک می خواهد، اما ساختن نیازمند امکانات، توانایی، زمان و تلاش است.
ممکن است خیلی ها در نابود کردن موفق شوند، اما در ساختن موفق نشوند.
این یک چالش واقعی بود.
من پارسال درباره اهمیت تکیه و اعتماد امام به اراده مردم در ایجاد گزینه جایگزین و تشکیل دولت سخن گفتم.
امروز می خواهم اندکی درباره اصل مسئله تشکیل دولت سخن بگویم.
بله، این دستاورد بزرگ و حساس بود. تشکیل دولت و موفقیت در آن بسیار پیچیده تر از پیروز شدن در رهبری کردن انقلاب و به  موفقیت نهایی رساندن آن است. اکنون بسیاری از ملت های عربی با این مسئله مواجهند ، آنها که در انقلاب خود کاملاً موفق بودند یا با درصدهای بالا یا پایین در این باره موفق بودند اکنون با یک چالش واقعی مواجهند و در بسیاری از کشورها و در برابر بسیاری ملت ها این مسئله اکنون موجود است.
امام رضوان الله علیه اساساً در مسئله تشکیل دولت بر اساس ذهنیت فکری و عقیده ای عمل کرد.
با توجه به ضیق وقت باید اشاره کنم که اساساً در ایده اسلامی- همان طوری که امام می گویند - مسئله وجود حکومت و نظام سیاسی مطرح است.
منظور از حکومت هئیت دولت نیست بلکه به معنای کلی حکم  بر اساس ادبیات آن زمان یعنی وجود امیر ، امام یا خلیفه است. این نیاز طبیعی و فطری برای هر جامعه بشری است. این مسئله بدیهی است و نیاز به استدلال ندارد و مانند نیاز انسان به آب و غذا و نیاز انسان به خواب است.
مسئله بدیهی است و نیازمند استدلال نیست.
نیاز هر جامعه ای به حکومت در فهم اسلام و فهم امام مسئله ای بدیهی است که نیازی به استدلال ندارد.
آنچه محل مناقشه است طبیعت و ماهیت حکومت و شکل نظام حاکم در جامعه است. این مسئله نظری نیازمند بحث، استدلال  و استفاده از تجربیات بشری در ادیان الهی، فلسفه بشریت و دیگر موارد است اما اصل حکومت و نیاز برای تشکیل آن برای اداره کردن مسائل عمومی جامعه در هر مرحله ای از تاریخ بشریت امری طبیعی، فطری و بدیهی است.
امکان ندارد هیچ جامعه ای بدون داشتن حکومت و نظام حاکم مسائل کلی خود را اداره کند.
از این رو ،  به محض پیروزی انقلاب در یازده فوریه در سال 1979 در اولین لحظات تشکیل دولت در ایران آغاز شد. امام، همراهان، شاگردانش و افراد اصلی در انقلاب برای این منظور آماده بودند. افکار و ایده های زیادی درباره ساختار ، شکل و ماهیت دولت داشتند. طرح آنها آماده شده بود. اما مهارت و درایت عظیم در رهبری از لحظه اول آغاز شده بود. امام فرمان دادند و نزدیکان، همراهان او و مردم به او در وهله اول با حفظ همه چارچوب های کشور پاسخ دادند. ساختار ارتش حفظ شد. ژنرال های بلند پایه که در نزد شاه (مخلوع) و آمریکا، موساد و ساواک بودند فرار کردند، اما چارچوب و ساختار ارتش حفظ شد. اداره های دولتی نیز همین طور بود. یک روز بعد (از انقلاب) کارکنان به محل کار خود بازگشتند.
طبقه سیاسی فرار کردند، برکنار  یا مجازات شدند. املاک کشور حفظ شد.
 امام مردم را به بازگرداندن اموال مصادره شده مانند اسلحه، اموال و اسناد فرا خواند. همه ما درباره آن روز به یاد داریم که چگونه ایرانی ها برای تحویل آنچه در رویارویی با رژیم گذشت به دست آورده بودند در صف های طولانی ایستاده بودند و به این ترتیب  پایه ها و سنگ های اصلی تشکیل دولت را قرار دادند.
از این رو، امام خمینی از مردم ایران خواست اعضای شورای خبرگان را انتخاب کنند؛ به این معنا که شورای خبرگان را ایشان خود انتخاب نکرد.
مجلس خبرگان برای تدوین قانون اساسی تشکیل شد. این مجلس شامل فقهاء، حقوقدانان، نخبه های سیاسی و فکری، استادان دانشگاه ها، نخبه ها، اقتصادانان و دیگران بود.
پس از آن به شورای خبرگان برای آماده کردن پیش نویس قانون اساسی زمان داده شد. ایشان پیش نویس قانون اساسی را به رای همه پرسی عمومی گذاشت که مورد موافقت مردم قرار گرفت.
قانون اساسی در هر کشور معاصر اساس و پایه آن کشور به شمار می رود.
در سایه قانون اساسی که مردم ایران با آن موافقت کردند، فرایند تشکیل نظام سیاسی آغاز  و پس از آن اولین رئیس جمهور ایران انتخاب شد.
در مدت کمتر از یک سال چنین شد.
برادران و خواهران!
 کمتر از یک سال مجلس خبرگان تشکیل شد، قانون اساسی به همه پرسی گذاشته شد، رئیس جمهور انتخاب شد و همه ارکان و نهادهای کشور نیز حفظ شدند.
اگر بر اساس دیدگاه آمریکایی ها عمل می شد کشور و ارتش  به هم می ریخت و همه چیز ویران می شد. فقط یک سال و یک ماه بعد از انقلاب، انتخابات اولین مجلس نمایندگان ایران برگزار شد.
اگر بگویم ظرف یک سال و یک ماه نهادها و پایه های نظام سیاسی مانند قانون اساسی ، مجلس خبرگان، انتخاب رئیس جمهور، تشکیل مجلس نمایندگان و تشکیل دولت فقط ظرف یک سال و یک ماه اتفاق افتاد. این کارها با وجود همه شرایط فوق العاده، استثنانی و دشوار آن زمان روی داد که از داخل و خارج پیش روی انقلاب اسلامی وجود داشت و امام عامل این دستاورد بود.
امام از ابتدا قادر به موفقیت بود. علت اینکه مردم با این میزان بسیار عالی به او پاسخ مثبت دادند نفوذ معنوی امام بود. امام شمشیر یا چیز دیگری علیه مردم نداشت. بلکه سخنرانی می کرد و بیانیه می داد و مردم نیز پاسخ می دادند.
مردم به طور گسترده پاسخ می گفتند و عظمت انقلاب اسلامی ایران نیز همین جاست.
زمانی که درباره مردمی بودن سخن می گوییم باید گفت که ماهیت مردمی در اینجا تجلی یافته است.
امام می توانست بگوید که در وضع فوق العاده که عوامل داخلی، خطرات خارجی، توطئه های بین المللی و منطقه ای تهدید بودند امکان برگزاری انتخابات، همه پرسی و تدوین قانون اساسی وجود ندارد بلکه بگذاریم بر اساس قانون فوق العاده عمل کنیم و مسئولان و دولت موقت تشکیل شود و ایشان نیز خود به عنوان حاکم مطلق به مدت سال ها عمل کند و در نتیجه این مسائل (تشکیل ارگان های دولتی) یک سال، دو سال، سه سال یا چهار سال زمان خواهد برد اما امام چنین نکرد زیرا در خاطر امام و اندیشه او این نبود که به دنبال قدرت برای خود باشد بلکه خواهان تشکیل دولت برای مردم ایران بود، دولتی که مستمر، ماندگار و در حال پیشرفت باشد، به گونه ای که حتی در نبود او با انواع تهدیدها و خطرها مواجه کند.
از این رو، در وصیتنامه خود نوشت که با قلبی آرام و قلبی مطمئن به جایگاه ابدی خود سفر می کنم زیرا او می دانست که چه چیزی و چه کسی باقی گذاشته است.
 ضرورت اول یا اگر بگوییم بزرگ ترین دستاورد امام خمینی (س) علیه موفقیت او در تشکیل دولتی بود که تازگی و اصالت را در خود جمع کرده است؛ با همه تهدیدها و خطرها مقابله می کند؛ به بیشتر خواسته ها و مطالبات مردم ایران پاسخ می دهد و الگوی مترقی در این باره ارائه کرد.
 این نمونه و الگو باید به طور واقع گرانه بررسی شود.
نباید به نداهای تحریف و گمراه کننده در اینجا و آنجا گوش کرد زیرا آنها نمی خواهند این الگو عمومیت یابد.
آنها خواهان دولتی با ویژگی توام با اصالت و تازگی،  دولتی با ویژگی مبتنی بر اصول و مبانی  و آزادی از یک سو و پیشرفت و به روز بودن از سوی دیگر نیستند.
الگویی که امام خمینی ایجاد کرد باید به طور علمی و واقع گرایانه و نه نظری- که در فضای کنونی موجود است- مورد مقایسه قرار گیرد.
قبل از انتقال از این موضوع به وضع لبنان باید به عنوان وفاداری به امام یادآور شوم که اهتمام و توجه امام رضوان الله علیه به فلسطین و قدس از اوایل حرکت او و پیش از انقلاب اسلامی بود.
این اهتمام تا تشکیل دولت و ارتحال او ادامه داشت. نه چالش های روزهای انقلاب، نه چالش های روزهای تشکیل دولت ، نه انواع خطرها و تهدیدهای بین المللی و منطقه ای- امیدوارم به این نکته توجه کنید- در موضع امام خمینی درباره مسئله فلسطین، قدس و اسرائیل ذره ای تغییر ایجاد نکرد.
ایشان معتقد بودند که مسئله فلسطین و قدس مسئله محوری، عقیدتی و راهبردی است نه موضوعی برای چانه زنی، نشان دادن تاکتیک و بازی.
همچنین باید یادآور شوم که امام خمینی (س) دعوت کننده همیشگی برای وحدت، تقریب (نزدیکی)، همکاری، تشریک مساعی، تکامل بین مسلمانان و نیز بین مستضعفان در دایره گسترده تر از دایره مسلمانان بود.
همیشه درباره مشترکات و سنت ابراهیمی بین ادیان آسمانی و پیروان ادیان آسمانی سخن می گفت.
این امام در این تعهد صادق بود و انواع توطئه ها سبب تغییر تعهد او نشد.
بر این امام که در سن بالا دولت تشکیل داد و مردم او به مدت هشت سال جنگ تحمیل شد.
صدام  با حمایت آمریکا، غرب و حمایت های بین المللی آغاز کننده این جنگ بود. در آن زمان بسیاری از کشورهای عربی در کنار صدام حسین ایستادند. در آن زمان مشخص بود که گناه امام چه چیزی بود. اندکی از کشورها از جمله سوریه در کنار صدام حسین نبودند.
 بسیاری از کشورهای عربی برای جنگ علیه امام، ملتش و دولتش صدها میلیارد دلار هزینه کردند. این درحالی بود که مردم آنها از فقر، بی سوادی، بی کاری، گرسنگی، عقب ماندگی و محرومیت دچار رنج بودند و همچنان نیز هستند.
در آن زمان مردم فلسطین با انواع رنج ها مواجه بودند و در همه آن سال ها به فراموشی سپرده شدند.
من همچنین قصد دارم به همه مردم بگویم که، امام با وجود همه آنچه صدام  و برخی رژیم های عربی و به نام ماهیت عربی در حق او و ملتش انجام دادند و جنگ و کشتار به راه انداختند ،  از ایده وحدت، نزدیک سازی، همکاری، تکامل و برادری بین مسلمانان و بین مستضعفان یک گام هم عقب نشینی نکردند زیرا این مسئله برای ایشان یک مسئله عقیدتی، ایمانی و نشات گرفته  از ارتباط او با خداوند و تلاش او برای جلب رضایت خدا بود.
این مسئله به واکنش هایی که در مناطق مختلف روی می داد حتی اگر به اندازه جنگ هشت ساله باشد مربوط نبود.
بگذارید بیشتر بگویم که اگر غیر از امام، یارانش و مردم ایران بودند و اگر بیشتر حکومت های عربی (به جای امام و مردم ایران) بودند که  به مدت هشت سال با جنگ مواجه می شدند اعلام می کردند که توجهی به عرب ها، ملت های عربی، فلسطین، قدس ندارند و به همه دنیا پشت می کردند و به دنبال منافع خود در آسیای میانه یا اروپا بودند، همان طوری که روزی ترکیه در زمان آتاترک انجام داد.او به جهان عرب و اسلام پشت کرد و به غرب روی آورد اما امام در هیچ لحظه ای چنین نکردند.

. انتهای پیام /*