روز  27 آبان 1358 ارتشبد ازهارى به اتفاق اعضاى کابینه اش به مجلس رفت و پس از یک رشته سخنرانى و معرفى اعضاى کابینه و اظهارات موافقین و مخالفین، از طرف نمایندگان مجلس رأى اعتماد گرفت. اخذ رأى اعتماد کابینۀ ارتشبد ازهارى در حالى صورت گرفت که تانکها، زره پوشها و کامیونهاى پر از سرباز، آمد و رفت اتومبیلها و مردم را در خیابانهاى مرکزى شهر ممنوع کرده بودند و تظاهرات و راهپیمایى ها شعاردادنها، همانند روزهاى گذشته در خیابانها و کوچه هاى تهران ادامه داشت. چند روزنامه اى که على رغم اعتصاب مطبوعات بزرگ منتشر مى شدند، نوشتند: کابینۀ ارتشبد ازهارى با 191 رأى موافق، 27 رأى مخالف و 11 رأى ممتنع از مجلس رأى اعتماد گرفت.

خبرهاى ناگوار از شهرهاى اصفهان، مشهد و قم، حکایت از رویارویى تظاهرکنندگان با مأموران نظامى، هنگام برگزارى رژۀ ارتشیان در «روز ارتش» (26 آبان) و شهادت دهها تن از مردم این شهرها و مجروح شدن صدها تن از آنها داشت.به محض انتشار این خبر، از سوى حضرت آیت اللّه  گلپایگانى اعلامیۀ نسبتاً تندى خطاب به ارتشبد ازهارى صادر شد. در این نامه، که در تیراژ وسیعى تکثیر و بین مردم تهران و شهرستانها توزیع شد، تأکید شده بود:

«بر حسب وظیفۀ شرعیه و مسئولیّت مهمى که برعهده دارم، لازم دانستم به جنابعالى و تمام درجه داران و افسران و افراد ارتش تذکر دهم؛ باشد که این تذکرات باعث تنبّه و فکر صحیح و اتخاذ ترتیب مشروع و منطقى گردد و در مقابل خداوند متعال و وجدان و ملت ایران و مردم آزاد دنیا، بیش از این، این مملکت اسلامى سرافکنده و مورد تنفر واقع نشود... آیا نمى بینید که مملکت در اعتصاب است؟ آیا نمى دانید که دانشگاهیان و فرهنگیان و بازاریان و کارگران و کارمندان صنعت نفت و مطبوعات و جراید، و همه و همه، همکارى با نظام حاکم را خیانت به مملکت و حقوق و آزادى خود مى دانند؟ راضى نشوید در تاریخ ثبت شود که ارتش ایران بعد از سالها استراحت، ملت را هدف قرار داد و خیابانها و کوچه و بازار و دانشگاه و مدارس را از خون ملتى که بودجۀ هنگفت ارتش را متحمل است، رنگین ساخت!... آیا اگر ملتى رژیم خود را بخواهد تغییر دهد، ارتش آن ملت حق دارد به عنوان معارضه و کوبیدن ملت، وارد عمل شود و مردم را هدف تیر قرار دهد و به قتل عام تهدید نماید؟ از خدا بترسید و از راه باطل برگردید[1]

این نخستین اعلامیه اى بود که از سوى آیت اللّه  گلپایگانى برخواست مردم ایران مبنى بر «تغییر رژیم» به صراحت تأکید شده بود و رژیم شاهنشاهى را نظامى استبدادى و دیکتاتورى خوانده بود. در همین حال اقدامات پشت پرده از سوى آمریکا براى حفظ رژیم سلطنتى همچنان ادامه داشت.

شهرک «نوفل لوشاتو» در حومۀ پاریس، آن روزها به عنوان بزرگترین کانون خبرى جهان درآمده بود و اخبار مربوط به ایران و موضعگیریهاى قاطعانۀ امام خمینى(س) و مخصوصاً جملۀ معروف «شاه باید برود» در صدر خبرهاى رسانه هاى گروهى و خبرگزاریهاى بزرگ جهان بود.

خبرنگار بولتن خبرى خاورمیانه و مجلۀ «الاقتصادالعربى» از امام مى پرسد:

 [در مصاحبه با خبرگزارى فرانس پرس، اظهار داشتید که یک حکومت انقلابى باید با سقوط شاه تشکیل شود، و شما پیش از سقوط شاه به ایران باز نخواهید گشت. به نظر مى رسد در اثر مذاکرات شاه با افرادى مانند آقاى سنجابى[2] و همچنین در اثر فشار امریکا بر شاه، امکان این باشد که شاه ایران را ترک کند و حکومتى انتقالى متشکل از همین سازشکاران تشکیل شود. آیا در چنین شرایطى شما این دولت را به عنوان دولت انتقالى خواهید پذیرفت و به ایران باز خواهید گشت؟]

امام: «اولین چیزى که در خواسته هاى ما آمده است و عموم ملت خواهان آنند، برکنارى شاه است، ولکن مسئله شخص شاه نیست. ما هر حکومتى را که از طرف خود مردم نباشد و متکى به همان قدرتى که شاه را سرِ کار آورد و حفظ کرد و یا قدرتى دیگر، بشدت طرد مى کنیم، و با او همان رفتارى را خواهیم کرد که با شاه کرده و مى کنیم. و مسئله رفتن من به ایران، یا بودن در خارج از ایران تابع این است که در کجا بهتر بتوانم به ملتم بیشتر خدمت کنم.»

... خبرنگار: [نظرتان دربارۀ فعالیت احزاب سیاسى چپ، بدون اتکا به هیچ قدرت خارجى در چهارچوب حکومت جمهورى اسلامى چیست؟]

امام: «در جمهورى اسلامى، هر فردى از حق آزادى عقیده و بیان برخوردار خواهد بود، ولکن هیچ فرد و یا گروه وابسته به قدرتهاى خارجى را، اجازۀ خیانت نمى دهیم.»[3]

هر روز بر تعداد اعتصاب کنندگان در کشور اضافه مى شد. کارکنان رادیو و تلویزیون که در اعتصاب به سر مى بردند، خواستار اعمال فشار به آن دستۀ معدود از همکاران خود بودند که برخلاف تصمیم همگان، هنوز به کار خود ادامه مى دادند. اعتصاب کارکنان رادیو تلویزیون موجب شده بود  که از چند روز پیش از تشکیل کابینۀ نظامى، هیچ برنامۀ جدیدى از شبکه هاى تلویزیونى پخش نشود. مأموران نظامى در رادیو و تلویزیون مستقر بودند. به دنبال استقرار نیروهاى مسلح و تانکهاى سنگین در خیابان جام جم و فرستنده هاى رادیو تهران در میدان ارک، کارکنان رادیو تلویزیون با صدور اطلاعیه اى از مردم خواستند که تا ادامۀ این وضع، گیرنده هاى رادیویى و تلویزیونى خود را روشن نکنند. گویاتر از این اطلاعیه، تصویر «آرم» سازمان رادیو تلویزیون بود که شیرها در حالى که تفنگ به دست و کلاه خود نظامى بر سر دارند، نشان مى داد.

کارکنان بانکهاى مختلف، همچنان در اعتصاب بسر مى بردند. بانک مرکزى، بانک رهنى، بانک صادرات، بانک سپه و بانک عمران به علت اعتصاب کارکنانشان تعطیل بودند و از انجام کلیۀ خدمات بانکى خوددارى مى کردند. بانک ملى ایران چند بار توسط نیروهاى نظامى اشغال شد اما کارکنان آن حاضر نشدند به طور مرتب در آنجا حضور یابند.

بر همین اساس است که امام خمینى(س) در سخنرانى روز 27/آبان/1357 (صحیفه امام، ج 5، ص: 15- 17) در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج اعلام مى کنند: «...الآن هم همۀ روزنامه ها در اختناق هستند. رادیو در دست نظامى هست؛ مملکت اصلاً با حال غیر عادى الآن هست، و همه اش نظامى و سرنیزه الآن حکمفرماست در ایران. هیچ آرامشى در ایران الآن نیست و هر روز کشتار هست؛ هر روز گرفتارى هست...»[4]

با وجود صفهاى طولانى جلوى مغازه هاى خواربارفروشى، نانواییها، شعبه هاى نفت و جایگاههاى فروش بنزین، فریادِ «نهضت ما حسینى است، رهبر ما خمینى است، این است شعار ملى، خدا، قرآن، خمینى؛ خمینى بت شکن، خدا نگهدار تو؛ رهبر این سرزمین؛ خمینى نازنین» در همۀ کوچه پس کوچه هاى تهران، شهرهاى کوچک و بزرگ و حتى روستاها به گوش مى رسید. و همه چیز خبر از قریب الوقوع بودن حادثه اى عظیم[5] مى داد. تمامى طرحهاى نجات آمریکا به بن بست رسیده بودند؛ امام خمینى(س) ذره اى از مواضع قاطع خود عدول نکرده بودند و مردم ـ یکپارچه ـ از رهبرى امام حمایت مى کردند. (کوثر، ج2، ص 320-323)

امام خمینى(س) روز 26 آبان 57 خبرنگار خبرگزارى لیبى را به حضور پذیرفتند و به سؤالات او پاسخ دادند:

ـ [نظر شما در مورد ادعاهاى شاه مبنى بر اینکه مى خواهید کشور را به قطعات گوناگون تقسیم نمایید چیست؟]

امام: «نظر ما این است که شاه دروغ گفته است. ما اگر نظر نداشته باشیم که تمام اقطار اسلام یکى بشود، اینچنین نظرى نداریم که ایران از هم جدا بشود اینها تبلیغاتى است که شاه مى کندو واقعیت ندارد.»

خبرنگار: [به هنگام اعلان شما براى شروع مبارزه مسلحانه بر ضد حکومت پهلوى، آیا از جانب کشورها و خَلقهاى عربى و اسلامى مترقى، انتظار کمک دارید؟]

امام: «اگر چنانچه موقع آن رسید، البته مسلمین همه باید به هم کمک کنند.»

خبرنگار: [موافقتنامه هاى «کمپ دیوید» و تنازل سادات در مورد «بیت المقدس» را چگونه ارزیابى مى فرمایید؟]

امام: «من جداً او را محکوم مى کنم.»

خبرنگار: [آیا توقع آن را دارید که در جهان اسلام بر ضد رژیمهاى ارتجاعى که براى محافظت منافع استعمار عمل مى کنند، یک انقلاب اسلامى مترقى به وجود آید؟]

امام: «ما امیدواریم اینطور بشود و همۀ مسلمین بر ضد استعمار قیام کنند و دولتهایى هم که خیانت به ملت مى کنند بر ضد آنها هم قیام کنند.»[6]

آمریکا آخرین تلاشهاى خود را براى سرپانگهداشتن محمدرضا، از طریق تماسهاى پشت پرده و تهدیدها و حمایتهاى آشکار، ادامه مى دهد؛ و مردم، براساس رهنمودهاى امامشان با شعار «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» به پیروزى حتمى خود بیش از هر زمانى امیدوارتر شده اند.

امام خمینى(س) در دیگر بیانات خود در روز  27 آبان 1357 (صحیفه امام، ج 5، ص: 18) تأکید بر سه اصل اساسى نهضت یعنى کنار رفتن محمدرضا، الغاى رژیم سلطنتى، و استقرار جمهورى اسلامى، تلاش و جهاد در جهت تحقق این هدفها را تکلیف شرعى ملت مى دانند. ایشان با اشاره به تحول ملت در نهضت اسلامى، مقاومت مردم را عاملى تعیین کننده در پیروزیهاى به دست آمده دانسته با صراحت اعلام مى دارند که مقصد اعلاى قیام، تشکیل حکومت عدل اسلامى است که در رفتارش با مردم و ادارۀ نظام جامعه به الگوهایى همچون على (ع) اقتدا خواهد کرد.

مشى امام خمینى(س) در ادوار و مراحل مختلف مبارزه منحصر به فرد بود و همین امر موجب سردرگمى رژیم شاه و حامیان وى شده بود. خبرنگاران و شخصیتهاى سیاسى در ملاقاتهاى خود مى کوشیدند روشهاى بعدى مبارزۀ امام را جویا شوند. حضرت امام ضمن بیان اصول خدشه ناپذیر خود، به گونه اى دقیق و ظریف پاسخ مى دادند که هیچگونه امکانى براى بهره بردارى و تهیه طرحهاى خنثى سازى از سوى سرویسهاى اطلاعاتى رژیم و حامیان غربى و آمریکایى شاه فراهم نیاید. معظم له با طرح شرایط احتمالى متعدد، امکان تصمیم گیرى و پیش بینى را از حامیان شاه سلب مى نمود.

از ویژگیهاى این سخنرانى امام، تهدید رژیم شاه به مبارزۀ مسلحانه بود، امام مى فرمایند: «ما مکلفیم که با اینها معارضه و مبارزه بکنیم. اگر یکوقتى هم دستمان برسد، دست به تفنگ مى بریم و معارضه مى کنیم. خودمان تفنگ به دوشمان مى زنیم و معارضه با آنها مى کنیم، هر وقت مقتضى بشود...»[7]

این سخنان از یکسو تقویت روحیۀ مبارزین در داخل کشور و اعلام این مطلب بود که در صورت ادامۀ کشتارهاى رژیم و اقتضاى شرایط، امکان تغییر شیوۀ مبارزه و روى آوردن به جنگ مسلحانه به شیوۀ جهادى و بسیجى به رهبرى امام وجود دارد و از سوى دیگر مشروط کردن تغییر شیوۀ مبارزه به عنوان یک امر احتمالى در آینده بیانگر آن بود که گروههایى که در این ایام و پیش از آن ـ جداى از مشى مردم در مبارزه، و پیش از آماده شدن شرایط ـ صرفاً بر مبارزۀ مسلحانه به عنوان تنها روش تکیه مى کردند، از خط امام و مردم فاصله دارند.

همچنین این سخنان پاسخى بود به آن دسته از روحانیون و احزاب و شخصیت هایى که به بهانۀ جلوگیرى از کشتارها و خشونتها، خواستار اعتدال در مواجه با شاه و در نهایت سازش و مصالحه با رژیم بودند. (کوثر، ج2، ص 326-329)


[1]. نهضت روحانیون ایران، ج 8، ص 339 و 340 [2]ـ آقاى کریم سنجابى [3]. صحیفه امام؛ ج 5، ص 138 - 139 [4]. صحیفه امام؛ ج 5، ص 17  [5]. همان حادثه‏ اى که امام خمینى در نجف اشرف در تاریخ 4 اردیبهشت 57 در مصاحبه با خبرنگار لوموند پیش‏بینى کردند: «آخرِ این شورش ها مقدمۀ انفجار عظیمى است که نتایجش غیرقابل محاسبه است». طلیعۀ انقلاب اسلامى، ص 1 . [6]. صحیفۀ امام، ج 5، ص 1 - 2 [7]. صحیفه امام؛ ج 5، ص 21 

. انتهای پیام /*