علی رغم تمامی تدابیر امنیتی! پیش بینی ها و پیشگیری های دامنه دار و همه جانبه، هنوز ساعتی از آزادی امام نگذشته بود که خبر آن برق آسا در سراسر تهران انعکاس یافت و همانند بمب صدا کرد و تهران را تکان داد. مردم فداکار و وفادار مرکز، یکباره از جا کنده شدند و سیل جمعیت به سوی داوودیه سرازیر شد، راه تهران ـ داوودیه و تهران ـ قلهک به علت ازدیاد ناگهانی وسایل نقلیه و اتومبیل ها بند آمد و مسأله ترافیک آن، پلیس راهنمایی را با مشکلاتی روبه رو کرد. ساواک گزارش کرده است:

طبق اطلاع، ساعت 30/14 روز جمعه 11/5/42 آیت اللّه خمینی به اتفاق سه نفر از همراهان زندانی ایشان از زندان آزاد شده اند... این خبر که ساعت 16 منتشر گردید، دستجات مردم و روحانیون در خیابان ها به یکدیگر گفته و به سمت شمیرانات رهسپار شده بودند.

علمای مهاجر که از قم و مشهد و دیگر شهرستان ها به منظور پشتیبانی از امام در تهران اجتماع کرده بودند و نیز روحانیان مقیم مرکز، پس از دریافت خبر آزادی امام، بی درنگ به «داوودیه» شتافتند و با او ملاقات مفصلی به عمل آوردند و اجتماع شکوهمندی در محضر او به وجود آمد و بار دیگر مراتب وحدت و یگانگی جامعۀ روحانیت در آن دورۀ حساس پدیدار شد و ضمناً گوشه هایی از فجایع دردناکی را که در روزهای 15 و 16 خرداد بر مردم مسلمان ایران گذشت، برای امام ـ که به طور کلی بی اطلاع بود ـ شرح دادند.

... رژیم شاه که می خواست همه جا وانمود کند که امام خمینی را آزاد کرده و هرگونه قید و بندی را نسبت به او برداشته است و رفت و آمد به حضور او کاملاً آزاد است، از عکاسان، فیلمبرداران و خبرنگاران خارجی دعوت کرد که به داوودیه بروند و از آنچه می بینند عکس بردارند و گزارش کنند. خبرنگاران خارجی نیز خبر آزادی امام و رفت و آمد مردم به حضر او را با عکس و تفصیلات به دنیا مخابره کردند که مایۀ مسرت و خرسندی آزادیخواهان جهان که نسبت به او ارادتمند و از سرنوشت او نگران بودند، شد و تلگرافاتی به عنوان تبریک، به مناسبت آزادی او از حوزۀ علمیه نجف و بسیاری از کشورهای اسلامی به مراکز دینی و مقامات روحانی ایران مخابره شد.
ساواک که خانه و محل دیدار امام با میهمانان را از پیش با سیستم کنترل مجهز کرده بود، از دیدارها و گفتگوهای مقامات روحانی با امام و دیدگاه امام در مورد برخی از مسائل و جریان ها چنین گزارش کرده است:
عصر دیروز به مناسبت آزاد شدن آیت اللّه روح اللّه  خمینی از زندان، اغلب از روحانیون و علمای طراز اول و دوم و همچنین معممین و بازاری ها و اصناف و سایر طبقات مردم، در منزل آیت اللّه  نجاتی واعظ به ملاقات خمینی رفته، و بین روحانیون طراز اول، آیات اللّه  بهبهانی، شریعتمداری، میلانی، نوری، مرعشی نجفی و خوانساری و خلاصه عموم آیات اللّه و حجج اسلام وجود داشته اند و دسته دسته از مردم به منزل داخل و در حالی که در صف ایستاده بودند، به نوبت سینه و دست و پای خمینی را می بوسیدند و عموماً هم متأثر شده و گریه می کردند... تا ساعت 9 جمعیت مثل سیل می آمد و از یک در وارد می شدند و دست و پای خمینی را می بوسیدند و از در دیگر خارج می شدند. از جمله مذاکراتی که بین بازاری ها به عمل آمد، این بود که ظاهراً قصد دارند امروز یا فردا که روز یکشنبه است، بازار را چراغانی کنند و جشن بگیرند.

در گزارش دیگری در تاریخ 12/ 5/ 42 مأمور ویژه ساواک با اشاره به آزادی امام خمینی از زندان نوشته است:« اغلب روحانیون و علمای طراز اول و نیز معممین، بازاریان، اصناف و سایر طبقات مردم در منزل آیت اللَّه نجاتی واعظ به ملاقات خمینی رفتند. مردم دسته دسته و در حالی که در صف ایستاده بودند به نوبت سینه و دست و پای خمینی را می بوسیدند و عموماً متأثر بودند و گریه می کردند. تنها مذاکره ای که بین خمینی و آیت اللَّه بهبهانی صورت گرفت، احوال پرسی بود که خمینی در پاسخ احوال پرسی آیت اللَّه بهبهانی [ مطالب فوق را] اظهار داشت:« خیلی خوب و موفق هستم ... تا فردا غروب اینجا هستم و بعد منزلی در شمیران تهیه کرده اند که چند روز آنجا خواهم رفت، و سپس به قم می روم؛ ولی کارهایی هست که باید انجام شود و من ایستادگی می کنم که تمام محبوسین آزاد شوند. همچنین باید جلوی انتخابات مفتضح را گرفت ». در پایان گزارش مأمور ساواک آمده است:« ... تا ساعت 9[ شب ] جمعیت مثل سیل می آمد و از یک در وارد می شدند و دست و پای خمینی را می بوسیدند و از درِ دیگر خارج می شدند. از جمله مذاکراتی که بین بازاریها به عمل آمد این بود که ظاهراً قصد دارند امروز یا فردا( 11 یا 12 مرداد ماه 42) بازار را چراغانی کنند و جشن بگیرند. این موضوع بین بازاریها مورد مذاکره بود».

منبع: صحیفه امام، ج 1، ص: 253 و نهضت امام خمینی، دفتر اول، سید حمید روحانی، ص701

. انتهای پیام /*