عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است که با توجه به وضعیت کنونی اقتصاد کشور، توجه به کسب و کارهای خانگی و خرد از اهمیت بسیاری برخوردار است. او می گوید این کسب و کار ها ابتدا نیازمند حمایت و تامین مالی با نرخ های پایین هستند. چراکه چنین مشاغلی بهره وری عوامل تولید اندکی دارند و فاقد صرفه های ناشی از منبع، بازار و مقیاس اند. بنابراین باید انتظارمان را در این کسب و کار ها محدود کنیم و باید بپذیریم نوع کیفیت کالا و میزان قیمت تمام شده کالا در این کسب و کار ها با بنگاه های بزرگ اقتصادی متفاوت است.


پرتال امام خمینی(س)- در سخنان امام خمینی (س) می توان لزوم توجه به کسب و کار های کوچک را یافت. او تأکید می کند: «توجه دولت به صنایع بزرگ باعث نشود که صنایع کوچک هم از بین برود»، (صحیفه امام، ج 17، ص 33). همچنین ایشان همواره مردم را به تولید داخلی و توسعه صادرات تشویق می کردند که این توسعه باید از کسب و کار های خرد آغاز شود و با رشد چنین کسب و کار هایی اقتصاد ایران نیز به توسعه دست یابد و صادرات شکل گیرد. 


به گزارش پرتال امام خمینی (س) دکتر حسن طایی، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در نشست موسسه دین و اقتصاد که عصر پنجشنبه برگزار شد با موضوع «آسیب شناسی کسب و کارهای خرد و اکوسیستم بنگاه های کوچک و متوسط» به سخنرانی پرداخت.


کارشناس حوزه کارآفرینی و اشتغال به بررسی وضعیت اقتصاد ایران به لحاظ اشتغال پرداخت و بیان کرد: در شرایط موجود تولید ناخالص داخلی کشور برابر 400 میلیارد دلار است و حدود 85 میلیون نفر جمعیت و 22 میلیون نفر شاغل دارد. طبق آمار های جمعیت در سال 1390 تا 1400 سالانه یک میلیون نفر وارد بازار کار می شوند. بنابراین در طول این دهه جمعیتی بالقوه 10 میلیون نفری پشت بازار کار هستند که قصد دارند وارد بازار کار شوند.


طایی با بیان اینکه سطوح برنامه ریزی در توسعه اشتغال در سه سطح «کلان»، «میانی» و «خرد» قابل شناسایی است، اظهار کرد: سطح کلان توسط دولت انجام می شود. انواع طرح های جامع زیر ساختی، زیر ساخت های فیزیکی و طرح، ایجاد و توسعه بنگاه های بزرگ توسط دولت انجام می شود. سطح میانی به مساعد و آماده بودن محیط کسب و کار باز می گردد و موضوع ارتقاع سطح یا توانمند سازی محیط کسب و کار داخلی معنا و مفهوم پیدا می کند. در سطح خرد نیز انواع حمایت ها از متقاضیان حقیقی و حقوقی برای ایجاد و توسعه کسب و کار های اقتصادی و تداوم آن ها در بازار انجام می شود.


وی درباره تعداد نیروی کار کسب و کار های مختلف توضیح داد: در کشورمان تعداد افراد شاغل در کسب و کار های خانگی و بنگاه های خرد زیر ده نفر، در بنگاه های کوچک میان 10 الی 49 نفر، در بنگاه های متوسط میان 50 تا 99 نفر است و بنگاه های بزرگ بالای صد نفر شاغل دارند. تمام 22 میلیون فرد شاغل در چنین کسب و کارهایی مشغول اند.


عضو دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی هیئت علمی با تاکید بر اهمیت کسب و کار های خرد و کوچک گفت: ارزش افزوده در بنگاه های بزرگ و متوسط شکل می گیرد. هنگامی که از بنگاه های متوسط به سوی بنگاه های کوچک، خرد و خانگی حرکت می کنیم، سطح ایجاد ارزش افزوده کاهش و اشتغال افزایش می یابد. اگر به بهره وری و ارزش افزوده یا نوآوری های سیستمی خیلی پیچیده فکر می کنیم، قطعا باید به سمت بنگاه های متوسط و بزرگ حرکت کنیم. اما با توجه به مسائلی که در اقتصاد ایران وجود دارد، کسب و کارهای خانگی، خرد و کوچک اهمیت بسیاری دارند.


وی افزود: اگر فرض کنیم که تعداد جمعیت شاغل در بخش صنعت 3 میلیون نفر است، شاید 50 درصد آن ها در واحد های کمتر از 10 نفر کار می کنند و 50 درصد آن ها در بنگاه هایی با نیروی کار بیشتر از 10 نفر فعالیت می کنند. اما جریان ارزش افزوده برای کسب و کار های کوچک ها حدود 20 درصد است و 80 درصد دیگر توسط 50 درصدی که در بنگاه های با تعداد بیش از 10 نفر نیروی کارند، تولید می شود. با این وجود نقش بنگاه های کوچک به دلیل اشتغالی که ایجاد می کنند، اهمیت بسیاری دارد.


طایی درباره طول عمر بنگاه ها و آسیب پذیری از فضای کسب و کار بیان کرد: از منظر نهادگرایی در کشور های توسعه یافته طول عمر بنگاه ها بیشتر از طول عمر موسسان آن ها می شود. اما در کشورمان به این مرحله نرسیده ایم و فرد ممکن است در طول عمر خود چندین بنگاه ایجاد کند. هرگاه از بنگاه های خانگی و خرد به سمت بنگاه های بزرگ حرکت کنیم، طول عمر بنگاه ها افزایش می یابد. کسب و کار های خانگی به شدت آسیب پذیراند. به این معنا که اگر فضای کسب و کار کوچک ترین آسیبی بپذیرد، آن ها دچار مشکلات و معضلاتی می شوند که یا منحل شده یا تغییر رشته می دهند.


وی به بررسی وضعیت کسب کار های خانگی، خرد و کوچک پرداخت و اظهار کرد:  به منظور سامان دادن به وضعیت این کسب و کار ها سه محور عرضه، تقاضا و محیط پیرامونی را باید در نظر بگیریم. بخش عرضه به معنای افرادی است که در سازمان ها جایگاهی دارند و تمهیدات لازم را برای افراد، خانوار ها و دیگران آماده می کنند تا از کمک هایی برخوردار شوند و مجوز هایی دریافت کنند تا یکی از انواع کسب و کار ها را راه اندازی کنند. در بخش عرضه مسائلی مانند الگوی مفهومی که این کسب و کار های خرد و کوچک دارند، منابع مالی و انسانی، تشکیلات و هماهنگی میان اینها بررسی می شود. نخستین مساله این است که شبکه کسب و کار های خرد علی رغم اینکه به نظر ساده می آیند، پیچده اند. به این معنا که مسائل بسیاری را باید در نظر بگیریم.


عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی اقدامات لازم در کسب و کار های خانگی و خرد را توضیح داد و گفت: این شبکه ابتدا باید مشاوره و استعداد یابی شود. باید مشخص شود آیا تمام افرادی که متقاضی راه اندازی کسب و کار هستند، استعداد حضور در فعالیت یا شغل را دارند؟ پس از استعداد یابی، افراد باید آموزش ببینند و سپس سامان دهی شوند. سپس باید تامین مالی شوند. تامین مالی از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه بسیاری از کسب و کار های کوچک از نرخ بازدهی کمتر از 10 برخوردارند.


وی ادامه داد: بنابراین نمی توانند با کمک سیستم بانکی شغلی ایجاد کنند. بلکه اینها از صندوق کارآفرینی امید یا جاهای دیگر که تسهیلات ارزان قیمت 4 الی 5 درصدی می دهند، استفاده می کنند. پس از تامین مالی، مرحله راه اندازی کسب و کار و تولید محصول است. سپس باید خدمات بازار یابی به آن ها ارائه دهیم و سپس باید نظارت شوند. هیچ نهادی به شبکه کسب وکار خای کوچک نمی تواند کمک کند مگر اینکه این الگو را بپذیرد. این مراحل در آموزش، تولید، بازار یابی و فروش خلاصه می شود.


طایی به بیان نمونه ای از کسب و کارهای خانگی و خرد پرداخت و خاطرنشان کرد: کسب و کار های صنایع دستی نمونه ای از بنگاه های خرد و مشاغل خانگی محسوب می شوند. این صنایع دو لایه دارد. لایه مرکزی مرتبط به خودش است. در این لایه باید به سلایق، برند ها، استفاده روزمره، شبکه ها و خوشه ها و مهارت آمورزی توجه شود. صنایع دستی به شدت به مهارت آموزی وابسته است. فرآیند مهارت آموزی آن بسیار طولانی است. پس از لایه مرکزی لایه دیگری نیز وجود داد. به عنوان نمونه وجود بازار داخلی و خارجی است. باید مشخص شود که حجم بازار چه میزان است. همچنین رشد اقتصادی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه تمام صنایع دستی که در حوزه کالاهای فرهنگی و هنری قرار می گیرند به شدت به رشد اقتصادی وابسته است چراکه تا اندازه ای جزو کالاهای لوکس محسوب می شود.


وی افززود: مساله نظام نوآوری و خلاقیت در این صنایع باید مورد توجه قرار گیرد. مصرف کنندگان مانند تمام کالاها و خدماتی که مصرف می کنند، خواهان کالا های جدید و نو هستند. سیاست ها و قوانین نیز در رشد کسب و کار های صنایع دستی از اهمیت بالایی برخوردار است. جایگاه نماد های ملی در صنایع دستی بسیار مم است. به عنوان نمونه 40 سال پیش در جهان نماد فرش متعلق به ایران بود اما با گذشت زمان این بازار را از دست دادیم. صنایع دستی و هنری یا بخش فرهنگی کشور اگر می خواهد رشد کند، باید اقداماتی انجام دهد تا نماد های ملی کشور در عرصه جهانی مجددا مطرح شوند.


طایی تصریح کرد: در هنگام مسئولیتم در وزارت کار طرحی به نام «طرح هم افزایی نهاد های حامی کسب و کار های خرد و کوچک با رویکرد اشتغالزایی» را راه اندازی کردیم. تقریبا تمرکزمان بر مزیت کسب و کار های خرد و کوچک بود. خواهان مشارکت جمعی نهاد ها و موسسات حمایتی بودیم. قصد داشتیم که واحد های خرد و کوچک و خانگی را توانمند سازیم و به سمت مزیت های مناطق هدایتشان کنیم. چرا که مشکل اشتغال کشور را تنها با تمرکز بر مناطق شهری یا مراکز استانها نمی توان حل کرد و باید بر کل عرصه جغرافیا توجه کنیم. رویکردمان نیز توانمند سازی و ایجاد فرصت های شغلی در جوامع محلی و آسیب پذیر بود.


وی ادامه داد: معاون توسعه، کارآفرینی و اشتغال، معاون توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری، آموزش فنی و حرفه ای، بسیج، صندوق کارآفرینی امید، بانک قرض الحسنه رسالت، کمیته امداد امام خمینی، پست بانک، سازمان بهزیستی و صندوق نوآوری و شکوفایی از اعضای این طرح بودند که در کنار یکدیگر به بحث و رسیدگی به مسائل کسب و کار های خانگی و خرد پرداختند. این نهاد ها می توانند نهاد های حامی کسب و کارهای خرد و کوچک باشد. بنگاه خرد، کوچک و خانگی را نمی توان با شبکه بانکی مواجه ساخت. برای این واحد ها تامین مالی خرد یا تامین مالی جمعی را باید مهیا کنیم.


طایی متذکر شد: این نهادها در فعالیت یکدیگر مداخله نمی کنند و تنها بحث و گفت و گو دارند و از امکاناتی که دارند استفاده و تلاش می کنند که نقطه صفری باقی نماند و گروه یا اقلیتی فرهنگی، نژادی و زبانی محروم نشود و از آن چه که داریم به شکل صحیح استفاده کنیم.


کارشناس حوزه کارآفرینی و اشتغال به توضیح الزامات مدیریتی در سطح کلان پرداخت و گفت: اگر مساله کسب و کار های خانگی بخواهد موضوعیت پیدا کند، در سطح هیئت دولت به کسب و کار های خرد و خانگی باید توجه داشته باشند و در نظر و عمل آن را بپذیرند. در وزارت کار و رفاه اجتماعی باید نهاد های حامی کسب و کار را هدایت کنند و فرصت های مالی را در اختیار آن ها بگذارند و کسب و کار های خرد و کوچک را به شکل صحیح شناسایی کنند، مزیت ها را بشناسند.


وی ادامه داد: تمام نهاد ها به جز بانک قرض الحسنه رسالت به بودجه دولت مرتبط می شد و تحت تاثیر بودجه دولت بود. هنگامی که بانک رسالت را آوردیم، خواهان ورود بخش خصوصی بودیم و آن ها پذیرفتند و پا به پای ما ادامه دادند.گام بعدی که می توان برداشت این است که صندوق های قرض الحسنه و امور خیریه نیز به این نهاد ها اضافه شوند.


طایی با تاکید بر هماهنگی کسب کار ها اظهار کرد: کسب و کار های خرد و کوچک ماهیتا با کسب و کار های بزرگ و متوسط متفاوتند. به منظور ایجاد کسب و کار بزرگ یا طرح صنعتی بزرگ باید در سطح ملی تمام جوانب را بررسی کنند اما در کسب و کار های خرد تصمیم گیری در سطح ملی انجام نمی شود و باید در سطح ملی، استانی و شهرستانی تصمیم گیری شود. تمام نهادهای مذکور در سطح شهرستانی و استانی و ملی نماینده دارند. مساله نخست به منظور هماهنگی، ضرورت تغییر است. به این معنا که نهادها بفهمند با گذشته تغییری کرده اند و فردی تصمیم نمی گیرند بلکه جمعی تصمیم می گیرند. فهم و درک موضوع و قدرت تصمیم گیری از اهمیت بالایی برخوردار است.


وی افزود: در شهرستان ها با حدود 20 میلیون تومان ممکن است بتوانید کسب و کار راه اندازی کنید. در اینجا نمی توان در سطح استانی و ملی تصمیم گیری کرد. این مسائل را باید مقامات شهرستانی دنبال کنند. همواره دقت در عمل و سرعت اجرا در اعطای مجوز ها و وام ها باید مورد توجه قرار گیرد. افرادی که صاحب کسب و کار خرد هستند آنقدر پس انداز ندارند که شش ماه دوندگی کند. مساله نظارت با وجود اینکه اقدامی دشواری محسوب می شود اما مهم است. نظارت باید قبل از پرداخت، در هنگام پرداخت، بعد از پرداخت و در هنگام اجرا به شکل جدی وجود داشته باشد.


کارشناس حوزه کارآفرینی و اشتغال به بررسی بخش تقاضا پرداخت و گفت: در بخش تقاضا سه بخش «فرد»، «کسب و کار» و «بازار» باید مورد برسی قرار گیرند. افراد به منظور آغاز کسب و کار باید توانایی های مهارت محوری داشته باشند. یکی از معضلات این بود که افراد تصور می کردند که صاحب مهارتند در حالی که به شدت ضعیف بودند. یکی دیگر از معضلات این بود که افراد به شدت فردگرا بودند. به عنوان نمونه انتظار داشتیم که ابتدا به فردی 20 میلیون تسهیلات ارائه دهیم و سال بعد با توجه به پیشرفتی که داشته است، 50 میلیون پرداخت کنیم و تعداد افراد بیشتری به کار گیرد و بزرگ شود. اما آنها از بزرگ شدن فعالیت خود و افزودن افراد دیگر پرهیز می کردند.


وی افزود: یکی دیگر از الزامات «توانایی کار جمعی و سازمان پذیری» است. مساله سازمان پذیری و فعالیت جمعی بسیار مهم است. هسته شکل گیری برخی از کسب و کار های بزرگ مورد توجه حدود 15 الی 20 نفر بوده است. آنها توانایی و مهارت های بالایی داشتند، با کار جمعی آشنا بودند و روحیه کارآفرینی بالایی داشتند. به عنوان نمونه شرکت مایکروسافت با حدود 20 نفر آغاز کردند. روحیه کارآفرینی و انگیزه پیشرفت باید وجود داشته باشد و در نهایت باید بانک پذیر شوند. همچنین به منظور شکل گیری کسب و کار خرد و کوچک نیاز به یک کننده کار داریم. به این عامل یا شخص پشتیبان نیاز داریم تا با تامین مالی، این فرد بتواند چندین نفر را مدیریت و کسب و کار را راه اندازی کند.


طایی درباره سود آوری و پایداری کسب و کار توضیح داد: اصولا کسب و کار های خرد سودآور نیستند. نرخ بازدهی سرمایه در این کسب و کار ها کمتر از 10 درصد است. بنابراین تمام این کسب و کار ها نیازمند نوعی حمایت طلبی اند. مراکز رشدی وجود دارند که در آن جا کسب و کار ها دوره هایی را می گذرانند و زمانی که به اندازه کافی قدتمند شدند، از حالت جنینی خارج و وارد بازار می شوند.


عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه بهره وری عوامل تولید در کسب و کارهای خانگی و خرد خیلی بالا نیست، تصریح کرد: باید انتظارمان را در این کسب و کار ها محدود کنیم. باید بپذیریم نوع کیفیت کالا و میزان قیمت تمام شده کالا در این کسب و کار ها با بنگاه های بزرگ اقتصادی متفاوت است. کسب و کار های خانگی و خرد از صرفه های ناشی از منبع، بازار و مقیاس نیز برخوردار نیستند. هنگامی که درباره کسب و کار های خرد و کوچک صحبت می کنیم باید به تمامی جنبه ها توجه کنیم.


وی متذکر شد: در بحث محیط پیرامونی افراد چه در بخش عرضه چه در بخش تقاضا باید حد و اندازه کسب و کارهای خانگی و خرد را بدانند. توانایی تجاری سازی و پیاده سازی ایده ها مساله مهمی است. چراکه افراد ایده های بسیاری دارند اما آیا اگر تامین مالی انجام شوند، توانایی اجرای ایده های خود را دارند؟ از معضلات این کسب و کار ها، مساله مالیات ها، تامین اجتماعی و شهرداری ها است. کسب و کارای خانگی و خرد در کوتاه مدت توان پرداخت مالیات ندارند. هنگامی که وام خرد به این کسب و کار ها می دهیم، شرط می گذاریم که تمام افرادشان را بیمه  کنند در حال که سطح مزد پرداختی حداکثر 50 درصد حداقل دستمزد است.


طایی ادامه داد: یکی از موانع جدی به منظور توسعه کسب و کار های خرد و خانگی قوانین و مقررات شهری است. روابط کاری که در کشور تعیین شده است اکثرا متعلق به بنگاه های متوسط و بزرگ است. بسیاری از کسب و کار های خرد و کوچک توان رعایت و لحاظ کردن روابط کار را ندارند.


وی تعامل با اصناف را یکی از راهکار های توسعه کسب و کار های خانگی دانست و گفت: کسب و کار های خانگی هم در بازار نهاده ها و هم در بازار فروش اگر به اصناف متصل نشوند با مشکلات زیادی مواجه می شوند. همچنین نقش انواع صندوق های ضمانت می تواند بسیار امید آفرین باشد.


وی با بیان این پرسش که چه عواملی موجبات پایداری کسب و کار های کوچک را فراهم می کند؟ اظهار کرد: باید نهاد های آموزشی و ترویجی، مشاوره ای و نظارتی وجود داشته باشند و همچنین انواع مجوز ها به شکل ساده و روان صادر شوند.


به گزارش پرتال امام خمینی (س)- کارشناس حوزه بازار کار در ادامه به توضیح وضعیت بنگاه های کوچک و متوسط پرداخت و بیان کرد: در هسته مرکزی عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان و کانال های توزیعی است. پس از هسته مرکزی به محیط پیرامونی دست می یابیم. هنگامی که می خواهیم یک بنگاه کوچک و متوسط را مساله شناسی کنیم باید به مجموعه مسائل و مشکلات آن توجه کنیم. نمی توانیم به منظور حل مساله اشتغال با دید محدود به این بنگاه ها نگاه کنیم. در لایه بعدی به مواردی مانند دستگاه ها و نهاد های حکومتی، قوانین و مقررات، سهام داران و سرمایه گذاران، انجمن های تجاری، اتحادیه های کارگری، فرآیندهای تجاری و سازمان صنعتی توجه می شود. اگر بنگاه اقتصادی کوچک یا متوسط بخواهد مسائل و مشکلاتش را بررسی کند باید به این عوامل توجه کند.


طایی به بررسی مشکلات بنگاه اقتصادی کوچک یا متوسط پرداخت و اظهار کرد: بازاریابی و فروش، ضعف نوآوری و تکنولوژی، هزینه بالای نیروی انسانی، ضعف مدیریت، نقدینگی محدود و پر هزینه و هزینه های بالای مبادله ای از جمله مشکلات این کسب و کار ها محسوب می شود. برخی از مشکلات بازاریابی و فروش مرتبط به خود بنگاه و برخی مرتبط به ذینفعان پیرامونی است و برخی در کل کشور جا دارد. در بازاریابی و فروش مساله رقابت مطرح می شود. در رقابت «قیمت پایین تر»،«کیفیت بالاتر» و «میزان نوآوری» مطرح است. در لایه کلان مشکلی که در بازاریابی و فروش در کل کشور داریم این است که با شیوه های بین المللی بازار یابی آشنا نیستیم.


وی درباره ضعف نوآوری و تکنولوژی توضیح داد: در عرصه تکنولوژی حداقل حدود 30 سال عقب هستیم. به عنوان نمونه برخی کشور را یک نوع تکنولوژی را تنها یک مرتبه خریداری می کنند و از طریق سیستم های یاد گیری و تکنولوژی آن سیستم را ارتقا می دهند در حالی که در کشورمان چندین بار تکنولوژی یکسانی را خریداری می کنیم. همچنین بسیاری از کالا ها و خدماتی که در کسب و کار های کوچک و متوسط تولید می شود، عمر محصولشان پایان یافته است. پرسش این است که آیا از بنگاهی که تولید کننده محصولاتی است که عمر آن ها پایان یافته اند نیز باید حمایت کنیم؟ در اینجا باید شعار «زنده باد ورشکستگی» را مطرح کنیم. افراد ناکارآمد باید کنار گذاشته شوند.


طایی با اشاره به هزینه بالای نیروی انسانی خاطر نشان کرد: نیروی انسانی هزینه های پولی و غیر پولی بالایی برای کارفرما ایجاد می کند. مسئولان می ترسند این مساله را مطرح کنند چرا که با گروه های کارگری مواجه می شوند. اما واقعیت این است که در بنگاه های کشور آنقدر ارزش افزوده ایجاد نمی شود که بنگاه ها بتوانند از پس این هزینه ها برآیند.


عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه بنگاه های کشور به شکل نهادی به این باور دست نیافته اند که مالکیت از مدیریت جداست، گفت: شرکت ها چندین نسل دارند. نسل نخست آن خانوادگی، نسل دوم دوستان و آشنایان اند و سپس در سطح ملی مطرح می شود که شرکا و افرادی در سطح ملی وارد شرکت می شوند و سطح چهارم سطح بین المللی است که هم پیوندی شرکت های داخلی با برند های بین المللی ایجاد می شود. بسیاری از شرکت های کشور در نسل اول باقی مانده اند.


طایی درباره مشکلات تامین مالی بنگاه های کوچک و متوسط توضیح داد: در سطح کلان ابزار های مالی اندکی در سطح کشور تعریف شده است. امروزه ابزار های مالی بسیار گسترده ای در سطح جهان تعریف شده است که بنگاه ها در هر سطوحی که قرار داشته باشند می توانند از آن ها بهرمند شوند. در کشورمان تمام فشار ها به بانک وارد می شود. به شکلی که انتظار داریم تامین مالی خرد نیز توسط بانک ها انجام شود. باید به منظور تامین مالی کسب و کار های خانگی و خرد، از تامین مالی خرد برای کسب و کار های کوچک و متوسط از بانک ها و به منظور تامین مالی بنگاه های بزرگ از بازار سرمایه داخل و خارج بهره گیریم.


وی ادامه داد: همچنین در تامین مالی به مساله «سطح دسترسی» و «قیمت» آن ها باید توجه کرد. در ایران در هر دو این مسائل معضلاتی وجود دارد. همچنین یکی دیگر از مسائل انحراف منابع مالی از کسب و کارها است. به این معنا که پرداخت هایی انجام می شود که در واحد کسب و کار خرج نمی شود. یکی دیگر از معضلات هزینه های بالای مبادله ای است. هزینه های زیادی از بیرون از بنگاه کوچک و متوسط به آن دیکته می شود که به سطح تولید بنگاه مرتبط نمی باشد و مدیر بنگاه نیز هیچ کنترلی بر آن ندارد. مانند هزینه هایی که دستگاه ها، مجریان و ناظران ایجاد می کنند چراکه به هر بهانه ای در امور بنگاه ها مداخله و مطالبه می کنند. تعداد این نهاد های مجوز دهنده و مداخله کننده در اقتصاد ایران زیاد است. ایران با اقتصاد 400 میلیارد دلاری دارای 2000 مجوز است اما اقتصاد آلمان با اقتصاد 4 هزار میلیارد دلاری، 500 مجوز دارد.


کارشناس حوزه کارآفرینی و اشتغال متذکر شد: رویکرد اکوسیستمی برای فهم و درک مشکلات بنگاه ها و ارئه راه حل ها برای آن ها اقتضا می کند که جمعی متشکل از صاحب نظران، بنگاه ها و ذینفعان حکومتی در پی جلسات متعددی صحبت کنند. هنگامی تمام ذینفعان جمع می شوند، مسائل را شناسایی می کنند و در تمام مراحل می توانند بحث و گفت و گو کنند و سپس به ارائه راه حل بپردازند. طی بحث هایی که انجام شد، به این نتیجه دست یافتیم که برای بنگاه های کوچک و متوسط نمی توان نسخه واحد بیان کرد. توصیه ما برخورد کلینیکی بود. به این معنا که ابتدا مشکلات آن ها به تنهایی شناسایی شود و سپس به حل آن ها بپردازیم. پس از ارائه راه حل باید به نحوه وابستگی و ساز و کار اثر گذاری مشکلات بر یگدیگر توجه کنیم.


طایی به بیان راهکاری به منظور بهبود وضعیت کسب و کار های موجود در اقتصاد پرداخت و عنوان کرد: در یک اقتصاد باید کسب و کار های خانگی با یکدیگر به شکل خوشه و شبکه باشند چراکه اگر انفرادی وارد بازار شوند، قدرتی نخواهند داشت. مشاغل خانگی باید به کسب و کار های خرد متصل باشند. انجمن های صنفی یا اتاق اصناف چنین اقداماتی را انجام می دهد. بدون شکل گیری زنجیزه ها و ارتباطات عمودی و افقی میان کسب و کار های خرد و خانگی و بنگاه های کوچک، متوسط و بزرگ در فعالیت های گوناگون و در سطح بنگاه ها، صنعت و بازار راه به جایی نخواهیم برد.

. انتهای پیام /*