آن کیست که روی تو، به هر کوی ندید؟آوای تو در هر در و منزل نشنید؟کو آنکه سُخن ز هر که گفت از تو نگفت؟آن کیست که از می وصالت نچشید؟
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
با چشمِ «منی» جمال او نتوان دیدبا گوش «تویی» نغمهی او کس نشنیداین «ما و تویی» مایهی کوری و کری استاین بُت ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
جُز یاد تو، در دلم قراری نبودای دوست! بجز تو غمگساری نبوددیوانه شدم، ز عقل بیزار شدمخواهان تو را به عقل کاری نبود.بهمن 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
تا دوست بود، تو را گزندی نبودتا اوست، غبار چون و چندی نبودبگذار هر آنچه هست و، او را بگُزیننیکوتر از این دو حرف، پندی نبود.خرداد 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
آن کسی که رخش ندید، خُفّاش بودخورشیدْ، فروغ رُخ زیباش بودسرّ است و هر آنچه هست اندر دو جهاناز جلوهی نور روی او فاش بود.اسفند 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
علمی که جُز اصطِلاح و الفاظ نبودجُز تیرگی و حجاب چیزی نفزودهر چند تو حکمت الهی خوانیشراهی به سوی کعبهی عاشق ننمود.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
ذرّات وجود عاشق روی ویندبا فطرت خویشتن ثناجوی ویندناخواسته و خواسته، دلها همگیهر جا که نظر کُنند در سوی ویند.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
ذرّات جهان، ثنای حق میگویندتسبیح کُنان لقای او میجویندما کوردلان، خامُششان پنداریمبا ذکر فصیح، راه او میپویند.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
آن شب که همه میکدهها باز شوندیاران خرابات همآواز شوندفارغ ز رقیب، در کنار محبوبطومار فراقْ بسته، همراز شوند.18 اسفند 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
تا جلوهی او جِبال را دَک نکندتا صَعْق، تو را از خویش مُنْدَک نکندپیوسته خطاب «لَن تَرانی»[1]شنویفانی شو! تا خود از تو مُنفّک نکند.اردیبهشت 13631- تلمیح ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فولادْدلی که آه نرمش نکُندیا نالهی دلْسوخته گرمش نکُندطوقی ز جفا فکنده بر گردن خویشآزارِ دلم دُچار شرمش نکُند.اسفند 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
آنان که به علمِ فلسفه مینازندبر علم دگر، به آشکارا تازندترسم که در این حجاب اکبر، آخرسرگرم شوند و خویشتن را بازند.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی که فنون فلسفه میخوانداز فلسفه «فاء» و «لام» و «سین» میدانداُمّید من آن است که با نور خُداخود را ز حجاب فلسفه برهاند.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
موسیٰ نشده کلیم کی خواهد شددر طور رهش مقیم کی خواهی شدتا جلوهی حق تو را ز خود نرهاندبا یٰار ازل، ندیم کی خواهی شُد.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
تا تکیهگهت عصای بُرهان باشدتا دیدگهت کتاب عرفان باشددر هجر جمال دوست، تا آخر عُمرقلب تو دگرگون و پریشان باشد.بهمن 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
ابروی تو قبلهی نمازم باشدیاد تو گره گُشای رازم باشداز هر دو جهان، بر فِکنم روی نیازگر گوشهی چشمت به نیازم باشد.اسفند 1366
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
آن کسی که به زعم خویش عارف باشدغوّاص به دریای معارف باشدروزی اگر از حجاب آزاد شودبیند که به لاک خویش واقف باشد.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
این عید سعید، عید اسعد باشدملّت به پناه لُطف احمد باشدبر پرچم جُمهوری اسلامی ماتمثال مُبارک مُحمّد(ص) باشد.12 فروردین 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی گُل بوستان احمد باشدفرزند دلارام مُحمّد باشدگُفتار من از نشانِ «سُلطانی» و «صدر»در جبههی سعد او مؤیّد باشد.اسفند 1366
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فصلی بگشا که وصف رویت باشدآغازگر طُرّهی مویت باشدطومار علوم فلسفه در هم پیچیارا! نظری که رَه بسویت باشد.14 اسفند 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی که به علم فلسفه مینازدبر عِلم دگر به آشکارا تازدترسم که در این حجاب اکبر آخرغافِل شود و هستی خود را بازد.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
از هستی خویشتن گُذر باید کردزین دیو لعین، صرف نظر باید کردگر طالب دیدار رُخ محبوبیاز منزل بیگانه سفر باید کرد.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی! به سوی دوست سفر باید کرداز خویشتنِ خویش گذر باید کردهر معرفتی که بوی هستی تو داددیوی است به ره، از آن حذر باید کرد.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
صوفی! به ره عشق صفا باید کردعهدی که نمودهای وفا باید کردتا خویشتنی، به وصل جانان نرسیخود را به رهِ دوست فنا باید کرد.فروردین 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی که طریق ملکوتی سُپردخواهد ز مقام جبروتی گُذردنابینایی است کو ز چاه ناسوتبیراهنما بسوی لاهوت رود.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
با فلسفه، ره به سوی او نتوان یافتبا چشم علیل، کوی او نتوان یافتاین فلسفه را بِهِلْ که با شهپر عشقاشراقِ جمیلِ رویِ او نتوان یافت.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
جُز هستی دوست در جهان نتوان یافتدر «نیست» نشانهای ز جان نتوان یافت«در خانه اگر است یک حرف بس است»در کوْن و مکان به غیر آن نتوان یافت.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
افسوس که ایّام جوانی بگذشتحالی نشد و جهان فانی بگذشتمطلوب همه جهانْ، نهان است هنوزدیدی همه عُمر، در گمانی بگذشت؟12 اسفند 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
افسوس که عُمر در بطالت بگذشتبا بار گُنه، بدون طاعت بگذشتفردا که به صحنهی مُجازات رومگویند که هنگامِ ندامت بگذشت.
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹