در محفل دوستان بجز یاد تو نیستآزاده نباشد آنکه آزاد تو نیستشیرینلب و شیرینخط و شیرینگفتارآن کیست که با این همه، فرهاد تو نیست؟اسفند 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
آن دل که به یاد تو نباشد دل نیستقلبی که به عشقت نتپد، جُز گِل نیستآن کس که ندارد به سر کوی تو راهاز زندگی بیثمرش حاصِل نیست.بهمن 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
آن را که زمین و آسمانش جا نیستبر عرش برین و کُرسیش مأوا نیستاندر دل عاشقش بگنجد، ای دوست!ایمان است این و، غیر از این معنا نیستخرداد 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
هر ذرّه، در این مزرعه مهمان تو هستهر ریشْدلی بحق پریشان تو هستکس را نتوان یافت که جویای تو نیستجویندهی هر چه هست، خواهان تو هستاردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی که به دانشکده ره یافته استالفاظی چند را به هم بافته استگویی که به یک دو جُملهی طوطیوارسوداگرِ ذاتِ پاکِ نایافته است.خرداد 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی که به نور فطرت آراسته استاز قید حجابِ عقل پیراسته استگویی که ز بحر نور «سُلطانی» و «صدر»این دُرّ یتیم، پاک برخاسته است.اردیبهشت 1367
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
این عید سعید عیدِ حزبُ الله استدشمن ز شکستِ خویشتن آگاه استچون پرچم جُمهوری اسلامی ماجاوید به اسمِ اعظمِ الله است.12 فروردین 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
ای دوست هر آنچه هست، نور رُخ توستفریادرس دل، نظر فرُخ توستطی شد شب هجر و مطلع فجر نشد[1]یارا! دل مُرده تشنهی پاسخ توست.18 اسفند 13631- در دستنوشته ی دیگر: «طی شد شب قدر ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی که ز من نامهی عرفانی خواستاز مورچهای، تخت سُلیمانی خواستگویی نشنیده «ما عَرَفْناکْ»[1]از آنکجبریل از او نفخهی ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
جُمهوری ما، نشانگر اسلام استافکار پلید فتنهجویان خام استملّت به رهِخویش جلو میتازدصدام، به دست خویش در، صد دام است12 فروردین1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
ای پیر! هوای خانقاهم هوس استطاعت نکند سود، گناهم هوس استیاران همه سوی کعبه کردند رحیلفریاد ز من، گناهگاهم هوس است.اسفند 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی که به قول خویش اهل نظر استدر فلسفه کوششِش بسی بیشتر استباشد که به خود آید و بیدار شودداند که چراغ فطرتش در خطر است.اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
از درد دلم، بجُز توکی با خبر است[1]یا با من دیوانه، که در بام و در است؟طغیان درون را به که بتوانم گفت؟فریاد نهان را به دل کی اثر است؟اسفند 13631- خواجه ی شیراز نیز فرموده است:هر روز ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
جُمهوری اسلامی ما جاویداستدشمن ز حیات خویشتن نومید استآن روز که عالم ز ستمگر خالی استما را و همه ستمکشان را عید است12 فروردین 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
فاطی! تو و ره به کوی دلبر، هیهات!نظّارهگریِّ روی دلبر؟ هیهات!این راه، رهی نیست که پیمایی توجبریل در آن فکنده شهپر، هیهات!اردیبهشت 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
هُشیاری من بگیر و مستم بنماسرمست ز بادهی الستم بنمابر نیستیم فزون کن از راه کَرمدر دیدهی خود هر آنچه هستم بنما.اسفند 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
ای پیر طریق! دستگیری فرما!طفلیم در این طریق، پیری فرما!فرسوده شُدیم و ره به جایی نرسیدیارا! تو در این راه امیری فرما[1]!اسفند 13631- چون بسیاری از رباعیّات، ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
ای دوست! ببین حال دل زار مراوین جان بلا دیدهی بیمار مراتا کی درِ وصل خود به رویم بندی؟جانا مپسند دیگر آزار مرا.بهمن 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
چشم تو و خورشید جهانتاب کُجا؟یاد رُخ دلدار و، دل خواب کجا؟با این تن خاکی، ملکوتی نشویای دوست! تراب و رَبُّ الأرْباب کجا؟!26 خرداد 1363
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
دوستان! آمد بهار عیش و فصل کامرانیمژده آورده گل و خواهد ز بلبُل مژدگانیباد، در گلشن فزون از حد نموده مُشک بیزیابر، در بُستان بُرون از حد نموده دُرفشانیبرقْ رخشان در فضا، ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
آمد بهار و، بوستان شد رشک فردوس برینگُلها شکفته در چمن، چون روی یار نازنینگسترده باد جانفزا، فرش زمرّد بیشمرافشانده ابر پر عطا بیرون ز حد، دُرّ ثمیناز ارغوان و یاسمن، طرف چمن شد ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
ای ازلیّت، به تربت تو مُخمّر!وی ابدیّت، به طلعت تو مُقرّر!آیت رحمتز جلوهی تو هویدارایَتِ قدرت در آستینِ تو مُضْمَرجودت، همبسترا به فیض مقدّسلطفت همبالشا به ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۹
در حلقهی درویش، ندیدیم صفاییدر صومعه، از او نشنیدم نداییدر مدرسه، از دوست نخواندیم کتابیدر مأذنه، از یار ندیدیم صداییدر جمع کتب، هیچ حجابی ندریدیمدر ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۸
جز سر کوی تو، ای دوست! ندارم جایی[1]در سرم نیست، بجُز خاک درت سوداییبر در میکده و، بُتکده و، مسجد و، دیرسجده آرم که تو شاید نظری بنماییمشکلی حل نشد از مدرسه و ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۸
باید از آفاق و انفُس بگذری تا جان شویو آنگه از جان بگذری تا در خور جانان شویطُرّهی گیسوی او، در کف نیاید رایگانباید اندر این طریقت، پای و سر چوگان ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۸
باز گویم غم دل را، که تو دلدار منیدر غم و، شادی و، اندوه و، اَلَم یار منیجُز گل رویِ توام، در دو جهان یاری نیستچهره بگشای ز رویم که تو غمخوار منیچشم ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۸
با که گویم غم دل، جُز تو که غمخوار منیهمه عالم اگرم پُشت کند، یار منیدل نبندم به کسی، روی نیارم به دریتا تو رؤیای منی، تا تو مددکار منیراهی ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۸
پریشان حالی و درماندگیّ ما نمیدانیخطا کاریّ ما را فاش، بیپروا نمیدانی[1]به مستی، کاروان عاشقان رفتند از این منزلبُرون رفتند از ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۸
غمی خواهم که غمخوارم تو باشیدلی خواهم دلازارم تو باشی[1]جهان را، یک جوی ارزش نباشداگر یارم، اگر یارم تو باشیببوسم چوبهی دارم بشادیاگر در ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۸
در غم عشقت فتادیم، کاشکی درمان نبودیمن سر و سامان نجویم، کاشکی سامان نبودیزادهیاسماء را با جَنَّةُ الْمَأویٰ چه کاری؟در چَمِ فردوس ...
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۸