سخنرانی
وظیفه خطیر روحانیون ـ کوشش همگانی در رفع آشفتگی ها
سخنرانی در جمع روحانیون تبریز (وظیفه روحانیون ـ کوشش در رفع آشفتگی ها)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 18 ش‍ه‍ری‍ور ‭1358

زمان (قمری) : 17 ش‍وال‌ ‭1399

مکان: قم

شماره صفحه : 474

موضوع : وظیفه خطیر روحانیون ـ کوشش همگانی در رفع آشفتگی ها

زبان اثر : فارسی

حضار : روحانیون تبریز

سخنرانی در جمع روحانیون تبریز (وظیفه روحانیون ـ کوشش در رفع آشفتگی ها)

سخنرانی

‏زمان: قبل ازظهر 18 شهریور 1358 / 17 شوال 1399‏‎[1]‎

‏مکان: قم‏

‏موضوع: وظیفۀ خطیر روحانیون ـ کوشش همگانی در رفع آشفتگی ها‏

‏حضار: روحانیون تبریز‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

روحانیون؛ حافظان اسلام و ملت اسلامی

‏     ‏‏از این جهت که مجلس ما مُمَحَّض‏‎[2]‎‏ در روحانیون است ما می توانیم با روحانیون‏‎ ‎‏چیزهایی که در این مملکت اتفاق افتاده و باید اتفاق بیفتد با صراحت عرض کنیم.‏

‏     روحانیون در طول تاریخ مقدّم بر دیگران در فعالیت بودند و قلمهای فاسد، این‏‎ ‎‏فعالیت روحانیون را سرپوش کرده است که هیچ؛ شاید گاهی هم برخلاف جلوه داده اند.‏‎ ‎‏از بعد از هجرت رسول اکرم و در طول زمان غیبت امام ـ سلام الله علیه ـ تا حالا، آن که‏‎ ‎‏حفظ کرده است اسلام را و حفظ کرده است ملت اسلامی را این طبقۀ روحانیون‏‎ ‎‏بوده اند. شماها بودید که مردم را حفظ کردید و اسلام را به مردم معرفی کردید و ملت‏‎ ‎‏اسلام را روشن کردید؛ و آن کسی که با شماها دشمنی داشته باشد، او با اسلام دشمنی‏‎ ‎‏دارد. آنهایی که مخالفت با شماها می کنند، اولاً با اسلام مخالف اند؛ و چون شما را‏‎ ‎‏خادم اسلام می دانند، با شما مخالف اند. آن چیزی که پیش من طرح است، این است که‏‎ ‎‏ما همه در یک ردیف باشیم. من را از خودتان حساب بکنید. مسئله طبقاتی نیست در‏‎ ‎‏کار، همه در یک صف واقع هستیم و باید همه در این صف، این صف واحد، خدمت‏‎ ‎‏کنیم.‏

وظیفۀ خطیر روحانیون در جمهوری اسلامی

‏     ‏‏الآن که جمهوری اسلامی شده است ـ که امیدوارم محتوایش هم تحقق پیدا بکند ـ‏

‏این چیزی که بر دوش روحانیت است زیادتر از آن چیزی است که بر دوش دیگران‏‎ ‎‏است. همیشه بوده، لکن حالا زیادتر است. چشمها دوخته شده است به اینکه ببینند‏‎ ‎‏روحانیون که حالا یک قدرت ظاهری دست شان آمده است چه می کنند؛ با ملت چه‏‎ ‎‏می کنند. آیا آن طور است که قلمهای مسموم می گوید که ما از دیکتاتوری پهلوی خارج‏‎ ‎‏شدیم و به دیکتاتوری عبا و عمّامه مبتلا شدیم؟ اگر ما بهانه دست اینها بدهیم، یکی را‏‎ ‎‏صد می کنند و در خارج و داخل منتشر می کنند. اگر در داخل هم یک قدری ملاحظه‏‎ ‎‏بکنند، در خارج و در مجلات ممالک غربی و شرقی و اینها، این یک مطلب را صد‏‎ ‎‏مقابل می کنند؛ و ما را معرفی می کنند به اینکه اینها تا قدرت دست شان نبود هِی می گفتند‏‎ ‎‏باید آزادی باشد، چه باشد؛ حالایی که قدرت دست شان آمده خودشان مشغول شده اند‏‎ ‎‏به اینکه با مردم بدرفتاری می کنند. الآن وظیفۀ شما آقایان روحانیون ـ وَفقّکم الله ‏‎ ‎‏تعالی ـ‏‎[3]‎‏ یک وظیفۀ سنگینی است، یعنی این طور نیست که مثل اشخاصی دیگر که‏‎ ‎‏وظیفۀ شخصی دارند. همه وظیفه دارند که خودشان را حفظ کنند و جهات اسلامی را‏‎ ‎‏مراعات کنند؛ لکن شما چون که در رأس جامعه هستید و روحانی هستید و سرپرست‏‎ ‎‏ارواح مردم هستید، وظیفۀ شما دوچندان است؛ بلکه صد چندان است؛ یعنی همان قدری‏‎ ‎‏که پُست شما یک پست شرافتمندی است و از همه بالاتر است، مسئولیت تان هم یک‏‎ ‎‏مسئولیت بزرگی است که از همه مسئولیتها بالاتر است. اگر خدای نخواسته خطایی از‏‎ ‎‏بعض افراد ما صادر بشود، این را آنهایی که با اسلام مخالفند پای اسلام حساب می کنند،‏‎ ‎‏نمی گویند زید پایش را کج گذاشت، می گویند روحانیت این طوری است؛ می گویند‏‎ ‎‏اسلام هم همین است.‏

وظیفۀ بزرگ؛ حفاظت از حیثیت اسلام

‏     ‏‏این وظیفۀ بزرگی است که الآن به عهدۀ ماست؛ حفاظت از حیثیت اسلام. الآن که‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی شده است، حفاظت ما باید بکنیم این جمهوری اسلامی را و نگذاریم‏

‏که اجانب، دشمنهای ما، یک لکۀ ننگی به جمهوری اسلامی و اسلام وارد کنند؛ آن هم‏‎ ‎‏از ناحیۀ ما باشد. ما و شما باید با کمال دقت، با کمال دقت مواظب باشیم که بر طبق‏‎ ‎‏موازین شرعیه عمل بکنیم. قدرت دست تان باشد بر طبق موازین؛ نباشد برخلاف موازین.‏‎ ‎‏ما امروز گرفتار اشخاصی هستیم که می خواهند نگذارند این جمهوری اسلامی تحقق‏‎ ‎‏پیدا بکند. از اول ملاحظه کردید که مخالفتها کردند با رفراندم، که مردم خودشان‏‎ ‎‏خواستند به جمهوری اسلامی رأی بدهند، مخالفتها شد؛ صندوقهایی را آتش زدند؛‏‎ ‎‏تحریم کردند بعضیها. بعد که شکست خوردند در این سنگر، سنگرهای بعد را باز‏‎ ‎‏مخالفت کردند. در این مجلس خبرگان با مخالفتهای زیاد مواجه شدیم، در این جهت‏‎ ‎‏هم که باز شکست خوردند، شروع کردند به سمپاشیها این طرف و آن طرف کردن و‏‎ ‎‏ایجاد آشوب و اختلاف، و اینها به اسمهای مختلف. و بعد هم که قضیۀ مجلس شورا و‏‎ ‎‏قضیۀ رئیس جمهور پیش می آید، باز شما مواجه هستید با همین مخالفتها؛ یک قدری‏‎ ‎‏زیادتر. اگر چنانچه ما بهانه دست اینها بدهیم و اعمال ما برخلاف دستور عمل روحانیت‏‎ ‎‏باشد، این پای مطلق روحانیت و پای اسلام تمام می شود. و لهذا یک مسئولیت بزرگ‏‎ ‎‏الآن ما گرفتار آن هستیم. یعنی همان قدری که شما شغلتان شریف است، به اندازۀ شرافت‏‎ ‎‏شغل مسئولیتتان زیاد است. همان طوری که انبیا شغل شان بزرگ بود، مسئولیت شان‏‎ ‎‏بزرگ بود، منتها آنها از زیر بار مسئولیت درمی آمدند و می توانستند؛ و ماها باید جدّیت‏‎ ‎‏کنیم که آن قدری که می توانیم توانایی خودمان را صرف کنیم در حفظ اسلام که الآن‏‎ ‎‏دست ما سپرده شده است. این امانت بزرگی که خدای تبارک و تعالی الآن به دست ما‏‎ ‎‏داده است، ما حفاظت کنیم این را.‏

اگر روحانیت به وظایف خود عمل کند، قلوب مردم با آنهاست

‏     ‏‏شما چنانچه به وظایف روحانی، وظایف روحانیت عمل بکنید، قلوب مردم با‏‎ ‎‏شماست؛ مردم شما را می خواهند و اگر خدای نخواسته یک خلافی از بعضی بشود، این‏‎ ‎‏قلوبی که متوجه به شما شده است ممکن است خدای نخواسته برگردد. برگشتن قلوب از‏

‏شما، شکست روحانیت است؛ شکست روحانیت، شکست اسلام است. اسلام با این سد‏‎ ‎‏بزرگ روحانیت تا حالا محفوظ مانده اگر خدای نخواسته این سد شکسته بشود، اسلام‏‎ ‎‏شکسته می شود. از این جهت، وظیفۀ بسیار بزرگ است. وظیفۀ بسیار بزرگی به عهدۀ‏‎ ‎‏ماست.‏

ضرر اختلاف روحانیون

‏     ‏‏اختلافاتی که در بلاد مختلفه من می شنوم که گاهی بین بعضی از مثلاً اشخاص هست،‏‎ ‎‏اشخاص روحانی هست، بسیار ناراحت کننده است. اختلاف ما سر چه بکنیم؟ ما بِهِ‏‎ ‎‏الاْختلافمان‏‎[4]‎‏ چه باید باشد؟ اسلام را همه قبول داریم. قرآن را همه قبول داریم. ائمّۀ‏‎ ‎‏هدی را همه قبول داریم. طریق را همه می دانیم این است، راه همین است. همه مخالفت‏‎ ‎‏کردید با رژیم طاغوتی. همه موافقت کردید با جمهوری اسلامی. این اختلاف که گاهی‏‎ ‎‏شنیده می شود ان شاءالله صحیح نباشد اینهایی که من می شنوم، لکن اگر خدای نخواسته‏‎ ‎‏اختلافی باشد، این به ضرر هم طرفین منازعه و هم اسلام تمام می شود. این جور گمان‏‎ ‎‏نشود که اگر من با شما مخالفت کردم، به ضرر شما تنهاست، به ضرر هر دویمان است؛ به‏‎ ‎‏ضرر هر دو روحانی مثلاً یک شهری؛ به ضرر روحانیت آن شهر است؛ به ضرر مطلق‏‎ ‎‏روحانیت است؛ به ضرر اسلام است. باید بسیار توجه داشت به این معنا. اگر شما فرض‏‎ ‎‏کنید که در یک جایی که تشریف دارید دیدید که بعضی از اشخاص مخالف با بعضی‏‎ ‎‏هستند، خوب، ممکن است یک سوء تفاهمی باشد؛ ممکن است یک اشتباهاتی باشد.‏‎ ‎‏خود آقایان شهر و خود ائمۀ جماعت شهر و خود اهل منبر و خطبای شهر بروند پیش‏‎ ‎‏آقایان، از آقایان خواهش بکنند که اختلاف نداشته باشند؛ رفیق باشند؛ برادر باشند؛ با‏‎ ‎‏هم باشند. همه می خواهید که اسلام رشد بکند و ترقی. همۀ ما در پناه اسلام هر چه داریم‏‎ ‎‏هست. ما چیزی نیستیم خودمان، هرچه هست اسلام است. و ما در پناه اسلام اگر چیزی‏‎ ‎‏باشیم، هستیم. این اسلام را ما باید حفظش بکنیم و این اختلافات جزئی اگر باشد، در نظر‏

‏تودۀ مردم ممکن است که صحیح نباشد؛ ولو در نظر فرض کنید که زیدی که با عمرو‏‎ ‎‏اختلاف می کند، هر دویشان خودشان را مُحِقّ می دانند. لکن باز هم که مُحِقّ می دانند،‏‎ ‎‏چون انعکاسش در تودۀ مردم یک انعکاس صحیحی نیست، ممکن است موجب این‏‎ ‎‏بشود که مردم از روحانیت یک قدری سرخورده بشوند و بگویند حالایی که دست اینها‏‎ ‎‏هم افتاده، همین است می بینید. دارند می گویند به ما اینها را؛ حالا هم که جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی شده، اینها هم نتوانسته اند کاری بکنند؛ نمی توانند یک کاری انجام بدهند. در‏‎ ‎‏عین حالی که چنانچه روحانیت با هم باشند، همۀ کارها را خوب انجام می دهند، بهتر از‏‎ ‎‏دیگران انجام می دهند. برای اینکه اینها هرچه باشند علاقه به پُست خودشان دارند.‏‎ ‎‏هرچه باشند، هر امام جماعتی به مسجد خودش علاقه دارد و هر خطیبی به منبر خودش‏‎ ‎‏علاقه دارد، بالأخره علاقه هست، علاقۀ طبیعی هست. و می خواهیم اینها محفوظ بماند.‏‎ ‎‏محفوظ ماندن به این است که اسلام بین مردم قدرت داشته باشد. هرچه قدرت اسلام‏‎ ‎‏پیش مردم زیادتر باشد، مسجدها بهتر می شود و منبرها بهتر. یعنی اجتماع مسجد برای‏‎ ‎‏خداست و هرچه قدرت الهی، البته قدرت الهی هست، لکن هرچه قدرت احکام الهی‏‎ ‎‏در یک منطقه ای بیشتر باشد، مساجد آبادتر است و هرچه این قدرت احکام بیشتر باشد،‏‎ ‎‏منابر رواجش بیشتر است. ما اگر اهل رواج مسجد و منبر هم باشیم، باید آن پشتیبان‏‎ ‎‏خودمان را، آن پشتوانۀ خودمان را ـ که عبارت از اسلام است ـ با کمال دقت حفظش‏‎ ‎‏بکنیم، نگذاریم که این قلمهای مسمومی که الآن بر ضد اسلام قلم فرسایی می خواهند‏‎ ‎‏بکنند، یا می کنند در خارج، در داخل، نگذاریم بهانه پیدا بشود برایشان.‏

روحانی، خدمتگزار ارواح و قلوب مردم است

‏     ‏‏شما روحانی هستید، روحانی باید خدمتگزار ارواح مردم باشد؛ قلوب مردم را حفظ‏‎ ‎‏بکند. شماها مأمورید که قلبهای مردم را حفظ بکنید. در آیه شریفه دو جا آمده است که‏‎ ‎فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ‏. لکن در یک سوره ‏وَاسْتَقِمْ کَما اُمِرْتَ‎[5]‎‏ است؛ و در یک سوره: ‏فَاستَقِم کَمَا‎ ‎

أُمِرتَ و مَنْ تَابَ مَعَکَ‎[6]‎‏. روایت شده است از پیغمبر اکرم که شَیَّبَتْنِی سورةُ «هودٍ» لِمَکَانِ‏‎ ‎‏هذه الآیةِ.‏‎[7]‎‏ در سورۀ «شورا» هم هست. نفرمود سورۀ «شورا»؛ فرمود سورۀ «هود»؛‏‎ ‎‏برای اینکه در سورۀ «هود» ‏وَ مَنْ تابَ مَعَکَ‏ است؛ یعنی چون استقامت ملت را هم به عهدۀ‏‎ ‎‏من گذاشته است، که مستقیم باش و هر که با توست مستقیم باشد، این من را پیر کرد.‏

استقامت ملت با روحانیون است

‏     ‏‏الآن استقامت ملت با شما روحانیون است؛ یعنی خطابِ ‏فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ‏. یک نهضت‏‎ ‎‏حاصل شده، استقامت لازم دارد. یک جمهوری اسلامی تحقق پیدا کرده، استقامت در‏‎ ‎‏مقابل او لازم است، باید نگهش دارید؛ و همۀ اشخاصی که با شما هستند هم به عهدۀ‏‎ ‎‏شماست که استقامتشان را حفظ کنید. اهل مسجدید، اهل مسجد را. امام جماعتید، اهل‏‎ ‎‏مسجد را باید استقامتشان را حفظ کنید. خطیب هستید، مستمعین را باید حفظ بکنید.‏‎ ‎‏هرچه هستید و در هر جا هستید، زمام امور مردم به دست شماهاست. و پیغمبر اکرم‏‎ ‎‏می فرماید که شَیَّبَتْنی سورة هود. پیرم کرد سوره هود؛ برای اینکه استقامت امت را هم به‏‎ ‎‏عهدۀ من گذاشته اند. این یک چیز بزرگی است. استقامت هر مسجدی و اهل هر مسجدی‏‎ ‎‏به عهدۀ امام مسجد است. استقامت هر شنونده ای به عهده گوینده است. گوینده ها باید‏‎ ‎‏مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم کنند. ائمۀ جماعت باید مستقیم باشند تا بتوانند مستقیم‏‎ ‎‏کنند دیگران را. بنابراین، ما باید وظیفۀ خودمان را که بزرگترین وظیفه است، بدانیم. و‏‎ ‎‏بعد از اینکه مطلبمان حق است، مستقیم باشیم در این مطلب حق. اشکالی در کار نیست‏‎ ‎‏که مطلب ما حق است؛ ما بحق هستیم؛ ما در مقابل باطل هستیم؛ رژیم شاهنشاهی باطل‏‎ ‎‏بود و شما در مقابل رژیم شاهنشاهی ایستادید، پس شما حق هستید؛ در مقابل باطل‏‎ ‎‏ایستاده اید؛ استقامت می خواهد. تا استقامت در کار نباشد، نمی توانید به پیروزی نهایی‏‎ ‎


‏برسید. ما بین راه هستیم الآن. این طور نیست که ما صد درصد پیروز شدیم. ما یک سدّی‏‎ ‎‏را شکستیم؛ شماها شکستید؛ قدرت ملت شکست؛ اسلام شکست؛ قرآن شکست؛ ماها‏‎ ‎‏چیزی نیستیم؛ ایمان مردم شکست این سد را؛ این سد شکسته شد، پشت سد وقتی که‏‎ ‎‏وارد شدید، دیدید که همه چیز آشفته است. نه فقط دانشگاه آشفته است، دانشگاه شما‏‎ ‎‏هم آشفته است؛ منبرهایمان هم آشفته است؛ محرابهایمان هم آشفته است. ـ عرض‏‎ ‎‏کردم چون خودمانی هستیم باید بگویم ـ مجامع علمیمان هم آشفته است. پشت این سد‏‎ ‎‏همه چیز را ما آشفته دیدیم و باید همه در سازندگی این آشفتگیها شرکت کنیم. به عهدۀ‏‎ ‎‏یکی گذاشتن یا یک جمعی گذاشتن یک امری است که نخواهد شد. اگر شما بخواهید که‏‎ ‎‏این آشفتگیها را به عهدۀ دولت بگذارید، به عهدۀ مثلاً مراجع عظام بگذارید، نمی شود.‏

تلاش در رفع آشفتگیها

‏     ‏‏هرکس در هر جا هست باید همان محل خودش را درست کند. در یک اداره ای‏‎ ‎‏فرض کنید که صد نفر، دویست نفر، هستند و پستهایی دارند، اگر این کسی که این پست‏‎ ‎‏را دارد بگوید که اینها را آن رئیس اداره درست کند یا آن کسانی که در پستهای دیگر‏‎ ‎‏دارند، این درست نمی شود. این باید همان پستی را که دارد اداره کند و صحیح اداره‏‎ ‎‏کند؛ آن یکی هم آنی که دارد صحیح اداره کند؛ وقتی همه صحیح اداره کردند، درست‏‎ ‎‏می شود. وقتی بنا شد که اهل منبر خوب انجام وظیفه کردند، اهل محراب خوب انجام‏‎ ‎‏وظیفه کردند، و سایر قشرها هر کدام انجام وظیفه ای که به عهده شان است خوب انجام‏‎ ‎‏دادند، کشاورزها خوب کشاورزی کردند، کارگرها خوب کارگری کردند،‏‎ ‎‏کارخانه دارها خوب کارخانه داری کردند، بر موازین اسلامی و بر موازین انسانی عمل‏‎ ‎‏کردند، یک مملکت عبارت از همین هاست. کارگرش و کارفرمایش، و عرض می کنم که‏‎ ‎‏کارمندش و دولتش و ملتش و روحانیتش و بازارش و همه چیز، وقتی اینها هر کدام به‏‎ ‎‏آن وظایفی که خدای تبارک و تعالی محوّل کرده بر آنها هر کدام در همان چیزی که‏‎ ‎‏محوّل به آنهاست خوب عمل کردند، این مملکت بعد از چندی همه اش درست‏

‏می شود. اگر بنا باشد که ماها کنار برویم و بگوییم که بگذارید دولت این کار را بکند،‏‎ ‎‏دولت نمی تواند. دولت بخواهد بگوید که ما کنار برویم و بگذار روحانیت این کار را‏‎ ‎‏بکند، روحانیت هم نمی تواند، تنها تنها نمی شود: ‏یَدُالله ِ مَعَ الجَمَاعَةِ‎[8]‎‏ همه دست به دست‏‎ ‎‏هم اگر دادیم، می توانیم کاری انجام بدهیم. اگر در همین پیروزی ابتدایی، این قدم اوّل،‏‎ ‎‏شما محوّل کرده بودید، روحانیون محوّل کرده بودند که خوب، بازاریها بروند شکست‏‎ ‎‏بدهند، بازاریها محوّل کرده بودند که روحانیون بروند شکست بدهند، آنها محوّل کرده‏‎ ‎‏بودند کارگرها بروند، الآن هم نه شما اینجا تشریف داشتید و نه من. من یا نجف بودم یا‏‎ ‎‏فرانسه؛ و شما هم در محلهای خودتان گرفتار به سازمان امنیت بودید. همه وقتی دست به‏‎ ‎‏هم دادید، مجتمع شدید، مثل قطره های بارانی که از یک قطره یک قطره هیچ کار‏‎ ‎‏نمی آید، وقتی که با هم مجتمع شدند یک سیل راه می افتد، یک سیل عظیم راه می افتد،‏‎ ‎‏یک سد بزرگ را می شکند، این انسانها این طور هستند، هر کدام یک ذرّه کار از آنها‏‎ ‎‏می آید. اگر بخواهد این گروه خودش یک عمل مستقلی بکند، نمی تواند.‏

وحدت و اسلام خواهی، رمز پیروزی

‏     ‏‏وقتی گروهها به هم متصل شدند و مجتمع شدند، و مقصد هم مقصد الهی ‏‏[‏‏باشد‏‏]‏‎ ‎‏آن، مهم این بود که در این اجتماعات یک مقصد بود و آن خدا بود. این یک تحول‏‎ ‎‏روحی بود که در ملت به اذن خدا پیدا شد و رمز پیروزی ملت ما این معنا بود که همه‏‎ ‎‏حول و بر اسلام فریاد کردند. هرکس یک چیزی را نچسبید؛ آن یک چیزی را، آن یک‏‎ ‎‏چیزی. را حتی آنها هم که حالا یک مخالفتهایی می کنند آنها هم آن وقت مخالفت‏‎ ‎‏دیگر نمی کردند؛ مستهلک بودند در بین ملت. ملت ما مجتمع شدند در کلمۀ اسلام، در‏‎ ‎‏جمهوری اسلام؛ مجتمع شدند در اینکه ما این سلسلۀ فاسد را نمی خواهیم، این مسئله‏‎ ‎‏الهی بود، خدا خواست این کار بشود. و این مسئلۀ الهی را ما باید حفظش کنیم.‏

‏     این معنا که همه باز توجهمان به این باشد که برای خدا انجام وظیفه بکنیم. هرکس در‏

‏هر حال هست برای خدا و این اجتماعی که با این اجتماع ما موفق شدیم که این سد‏‎ ‎‏شکسته بشود این را حفظش بکنیم و این اجتماع و این اُلوهیّتی که در مردم پیدا شد و‏‎ ‎‏مقصد روحانی الهی که در مردم پیدا شد آن محفوظ باشد؛ مادامی که این محفوظ‏‎ ‎‏هست، شکست توی کار نیست. توجه کنید که این از دست شما نرود. این دو تا جهت،‏‎ ‎‏اجتماع ولله بودن و برای خدا بودن، این دو خاصیت مادامی که در امت ما هست، امت‏‎ ‎‏ما پیروز است.‏

‏     و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که این اجتماع محفوظ و این الوهیت‏‎ ‎‏محفوظ باشد. ‏

‏     و من از شما آقایان تشکر می کنم که تشریف آوردید و از نزدیک ما با هم ملاقات‏‎ ‎‏کردیم و مسائلی که باید عرض کنیم عرض کردیم.‏

‏والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته‏

‎ ‎

  • - در صحیفۀ نور، تاریخ 16 / 6 / 58 درج شده است.
  • - مُمَحَّضْ: خالص شده؛ ناب؛ غیرآمیخته.
  • - خداوند تعالی شما را موفق کند.
  • - آنچه سبب اختلاف است.
  • - سورۀ شوری، آیۀ 5: «چنانکه مأموری پایداری کن».
  • - سورۀ هود، آیۀ 112: «پس ای رسول ما، تو چنانکه مأموری استقامت و پایداری کن و کسی که به همراهی تو، به خدا رجوع کرد نیز پایدار باشد».
  • - سورۀ هود به خاطر جایگاه این آیه آیه 112 مرا پیر کرد. مجمع البیان، طبرسی، ذیل آیه 112 از سورۀ هود. علم الیقین، فیض کاشانی، ج2، ص 971.
  • - حدیث نبوی، صحیح ترمذی، ج 3، ص 316: «دست خدا با جماعت است».