سخنرانی
وظایف فرمانداران و بخش داران در حکومت اسلامی ـ اهمیت انتخابات
سخنرانی در جمع فرمانداران، بخش داران و اعضای شوراهای روستایی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 13 دی‌ ‭1362

زمان (قمری) : 29 ربیع الاول ‭1404

مکان: تهران

شماره صفحه : 278

موضوع : وظایف فرمانداران و بخش داران در حکومت اسلامی ـ اهمیت انتخابات

زبان اثر : فارسی

حضار : ناطق نوری، علی اکبر (وزیر کشور) ـ نوری، عبد الله (نماینده امام در جهاد سازندگی) ـ فرماندار و بخشدار

سخنرانی در جمع فرمانداران، بخش داران و اعضای شوراهای روستایی

سخنرانی

‏زمان: صبح 13 دی 1362 / 29 ربیع الاول 1404 ‏

‏مکان: تهران، حسینیه جماران‏

‏موضوع: وظایف فرمانداران و بخشداران در حکومت اسلامی ـ اهمیت انتخابات ‏

‏حضار: ناطق نوری، علی اکبر (وزیر کشور) ـ نوری، عبدالله (نمایندۀ امام در جهاد سازندگی) ـ‏

‏فرمانداران و بخشداران سراسر کشور ـ اعضای شوراهای اسلامی روستاییان‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

رفتار حکومتهای قاجار و پهلوی با مردم

‏     ‏‏به همۀ آقایانی که در اینجا تشریف دارند خوشامد عرض می کنم و توفیق همه آقایان‏‎ ‎‏را از خدای تبارک و تعالی برای خدمت به اسلام و مسلمین و خدمت به کشور خودشان‏‎ ‎‏خواهانم. شاید میان شماها کسی نباشد که زمان قاجار را درک کرده باشد، اگر هم باشد‏‎ ‎‏بسیار کم است. و همین طور اوایل سلطنت پهلوی، اواخرش را که بسیار تغییر کرده بود با‏‎ ‎‏آن اوایل ملاحظه کردید. بافت حکومت درآن وقت و بافت کسانی که در دستگاه دولتی‏‎ ‎‏کاری به دستشان بود چه استانداران و چه فرمانداران و چه بخشداران و چه دیگران، یک‏‎ ‎‏بافت خاصی بود که مناسب بود با دستگاه شاهنشاهی. ممکن نبود که یک نفر بخشدار‏‎ ‎‏حتی در یک مجمعی که مردم عادی هستند، کشاورزان هستند، بازاریها هستند آن هم‏‎ ‎‏حاضر بشود، با آنها در صف واحد بنشیند. یک بافت خاصی بود که هر یک از آنهایی که‏‎ ‎‏در آن وقت حتی فرماندار یک جای کوچکی بودند اگر مقایسه کنیم با رئیس جمهور‏‎ ‎‏امروز ما و نخست وزیر نمی توانید بدانید که آنها چه وضعی داشتند و اینها چه وضعی. در‏‎ ‎‏رفت و آمدهایشان، در نشست و برخاستهایشان، در معاشرتشان یک وضع عجیبی بود.‏‎ ‎‏وقتی که یک حکومتی ولو جای کوچکی وارد می شد فراش ها و آنهایی که اطراف او‏‎ ‎‏بودند مردم را کنار می زدند که این آقا می خواهد عبور کند از اینجا، چه برسد به اینکه‏‎ ‎‏یک وزیر باشد که دیگر او بالاتر از همه، یایک نخست وزیر باشد و آنهاهمه درپیش‏‎ ‎‏خودشان آن طور یال و کوپال داشتند لکن در مقابل کشورهای دیگر ضعیف و ناتوان‏

‏بودند. با رعیت آن رفتار غیرانسانی را می کردند و رعیت را از هر طرف تحقیر می کردند،‏‎ ‎‏توهین می کردند، اذیت و آزار می کردند، از آنها استفاده های مادی می کردند، ولی در‏‎ ‎‏مقابل یک سفیر همه شان خاضع بودند.‏

مردمی بودن مسئولان در نظام اسلامی 

‏     ‏‏امروز ما می بینیم که فرماندارهای سرتاسر کشور، به طوری که آقا گفتند و بخشدارها و‏‎ ‎‏بعضی از کشاورزها و بعضی از مردم عادی در یک جا نشستند. اگر نخست وزیر و وزیر‏‎ ‎‏کشور هم که اینجا تشریف دارند و رئیس جمهور و اینها هم بودند اینها هم در بین اینها‏‎ ‎‏همان طور نشسته بودند که اگر کسی از خارج بیاید تشخیص نمی دهد که کدام وزیرند و‏‎ ‎‏کدام فرماندارند و کدام بخشدارند و کدام از مردم عادی کشاورز است. این همان بود که‏‎ ‎‏در روایات ما هست که اگر کسی وارد می شد در مسجد رسول الله و ایشان با اصحاب‏‎ ‎‏نشسته بودند تمیز  نمی داد، می گفت کدام یکی تان هستید. سابق معلوم بود هر که می آمد‏‎ ‎‏در مجلسی، در یک جایی وارد می شد معلوم بود که حکومت کی هست. برای اینکه آن‏‎ ‎‏در آن بالا نشسته بود با یک یال و کوپال و یک طور وضع خاص، مردم می فهمیدند که‏‎ ‎‏این است که باید چه باشد. اما رسول خدا در مدینه که مرکز حکومت ایشان بود وسعۀ‏‎ ‎‏حکومتش هم آن وقت زیاد بود، عرب می آمد می دید که چند نفر نشستند دور هم با هم‏‎ ‎‏صحبت می کنند، او نمی توانست بفهمد که کدام یکی اینها در رأس واقع است و حاکم‏‎ ‎‏است و کدام یکی از اینها پائینتر هستند. وضع زندگی این بود که تعلیم بدهد به ما که باید‏‎ ‎‏اینجور باشید که ما بفهمیم تکلیفمان چی است. من امیدوارم که همین طوری که وضع‏‎ ‎‏ظاهری شما آقایان فرمانداران و بخشداران و دیگران و همین طور همه اجزاء حکومت‏‎ ‎‏اسلامی، امروز همان طور که وضع ظاهریشان یک وضع بی آلایشی است، وضع روحی‏‎ ‎‏و معنویتان هم همان طور باشد. همان طوری که حضرت امیر ـ سلام الله  علیه ـ می فرماید‏‎ ‎‏که وقتی به او اطلاع داده بودند که یک خلخالی را از پای یک زن ـ حالا یا یهودی بوده یا‏‎ ‎‏نصاری ـ کشیدند، می فرماید که ـ به حسب نقل ـ که انسان اگر از غصه بمیرد عیب‏

‏نیست.‏‎[1]‎‏ این طور در مقابل ظلم ناراحت می شدند. شما همه در محضر خدا هستید، هر‏‎ ‎‏جا باشید. قلبهای شما در محضر خداست، بازوهای شما، چشمهای شما، همه چیز شما‏‎ ‎‏در محضر خداست و خدا حاضر است در همه جا.‏

الگو قرار دادن پیشوایان دین در رفتار با مردم 

‏     ‏‏کوشش کنید که با بندگان خدا جوری رفتار کنید که امامان شما رفتار می کردند، پیغمبر‏‎ ‎‏شما رفتار می کرد و سایر انبیا رفتار می کردند. گمان نکنید که حالا فلان نخست وزیر‏‎ ‎‏است، فلان وزیر کشور است، فلان رئیس جمهور است، ـ فلان رئیس مجلس است ـ‏‎ ‎‏فلان استاندار است، فلان بخشدار است، فرماندار است، گمان نکنید که اینها یک چیزی‏‎ ‎‏است. آن که همه چیز است به دست آوردن رضای خداست، و آن به این است که رضای‏‎ ‎‏مخلوق خدا را به دست بیاورید. با مردم که شما سرو کار دارید این مردم را باید رضایشان‏‎ ‎‏را به دست بیاورید.همین مردم کوچه و بازار و کشاورزهای بسیار عزیز و کارمندان و‏‎ ‎‏کسانی که در کارخانه ها زحمت می کشند اینها هستند که مایۀ افتخار یک ملت و مایۀ‏‎ ‎‏پیروزی یک ملت است. پیروزی را برای ما و شما اینها به دست آوردند و اینها ولی‏‎ ‎‏نعمت ما هستند. و ما باید این معنا را در قلبمان احساس کنیم که با این ولی نعمت های‏‎ ‎‏خودمان رفتاری بکنیم که خدا از آن رفتار راضی باشد. گمان نکند آن کسی که فرماندار‏‎ ‎‏یک جایی است باید به رعیت آنجا، به مردم عادی آنجا، به بازاری آنجا یک وقت‏‎ ‎‏خدای نخواسته یک بالاتری بفروشد، آن طوری که ساخت فرمانداران زمان سابق بود.‏‎ ‎‏فرق ما بین جمهوری اسلامی و شاهنشاهی این است که جمهوری اسلامی از مردم است و‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی رهین همین مردم عادی کشور است، و شاهنشاهی می گفت نه، من این‏‎ ‎‏طور نیست که به مردم کار داشته باشم، ما خودمان باید کارها را، مردم باید تحت سلطه ما‏‎ ‎‏باشند و با مردم آن طور می کردند. با بندگان خدا رفتار خوب بکنید و پیروزی از آنها به‏‎ ‎‏دست ما آمده است.‏


دشوارتر بودن حفظ پیروزی از اصل آن 

‏     ‏‏و بدانید که حفظ یک پیروزی مشکلتر است از پیروزی به دست آوردن، کشور‏‎ ‎‏گشایی از حفظ کشور آسانتر است. الآن ما در مشکل حفظ نظام جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی هستیم، یعنی آن مرحلۀ اول که پیروزی ابتدایی بود گذشت و پیروز شدید‏‎ ‎‏بحمدالله ، لکن بقای این پیروزی و بقای این دستاوردهایی که شما به دستتان آمد امروز‏‎ ‎‏مشکل تر از خود آن پیروزی است که به دستتان آمد، نگهداریش مشکل است. باید همه‏‎ ‎‏کوشش کنید که این چیزی که به دست آوردید نگه دارید. این ارزان به دست شما نیامده‏‎ ‎‏است، بسیار سنگین به دست شما آمده است و کم چیزی هم نیست که به دست شما آمده‏‎ ‎‏است. از جهات معنوی من و امثال من نمی توانیم حسابش را بکنیم که آن جهات‏‎ ‎‏معنوی ای که به دست این ملت آمده است چی هست، آن حسابش با خدای تبارک و‏‎ ‎‏تعالی است. از حیث ظاهری وقتی که ملاحظه می کنید آن چیزی که امروز به دست کشور‏‎ ‎‏اسلام و ملت ایران آمده است آن چیزی است که در طول تاریخ برای ایران پیش نیامده‏‎ ‎‏بود. ایران قلدرهای زیاد داشت، لکن آنها از ضعفایی بودند که در مقابل دولتهای دیگر‏‎ ‎‏تعظیم می کردند، خصوصاً در این قرن های آخر. هر چه بر این زمان شاهنشاهی گذشت‏‎ ‎‏ضعف شاهنشاهی زیاد شد، تا آنجایی که یک سفیر از انگلستان در آن وقت، از امریکا‏‎ ‎‏در حالا وقتی که در یک جایی بود مقدرات یک کشور دست او بود، مقدرات کشور ما‏‎ ‎‏دست دیگران بود. آن چیزی که شما به دست آوردید این است که شما مقدراتتان را به‏‎ ‎‏دست خودتان آوردید. دست امریکا و شوروی و انگلستان و سایر کشورهای دیگر را‏‎ ‎‏قطع کردید، بیرونشان کردید. این یک چیز کمی نیست که دست شما آمده است، این‏‎ ‎‏یک چیز بزرگ است و حفظش بالاتر از خودش است. آنهایی که از شما شکست‏‎ ‎‏خوردند آرام نمی نشینند. آنها در صدد این هستند که جبران کنند شکست خودشان را، و‏‎ ‎‏شکست خودشان را بخواهند جبران کنند، به حسب آن طوری که وضع آنها و سیره‏‎ ‎‏آنهاست، به دست خود شما می خواهند جبران کنند. می خواهند شکست شما به دست‏‎ ‎‏خودتان باشد، و این امر بسیار مهم است و باید بسیار رویش دقت بشود. اگر مردم را در‏

‏کارخانه ها، در کشاورزی وادار کنند به اینکه ـ با ایادی خودشان، وادار کنند به اینکه ـ‏‎ ‎‏سستی کنند در امر کشاورزی که در رأس امور یک کشور امثال کشور ماست، و آنهایی‏‎ ‎‏که در کارخانه ها کار می کنند وادار کنند به کمکاری، و کارهای دیگر، از آنجا نقطۀ‏‎ ‎‏شکست ما شروع می شود.‏

تکلیف شرعی در انتخابات

‏     ‏‏و چون امروز روزی است که باید راجع به تکلیف خودمان در انتخابات عرض‏‎ ‎‏کنم،باید عرض کنم که یکی از اموری که مطمح نظر آنهایی است که می خواهند این‏‎ ‎‏انقلاب را به شکست برسانند قضیه مجلس است. مجلس یک چیز سهلی نیست کارش.‏‎ ‎‏مجلس یک چیزی است که در رأس همه اموری که در کشور است واقع است. یعنی‏‎ ‎‏مجلس خوب همه چیز را خوب می کند و مجلس بد همه چیز را بد می کند. ولهذا آنهایی‏‎ ‎‏که قبلاً در این کشور حکومت داشتند سعیشان این بود که مجلس را نگه دارند. آنوقتی که‏‎ ‎‏دیگر مجلس تحقق پیدا کرده بود و مشروطه شده بود و مجلس پیدا شده بود، سعی‏‎ ‎‏می کردند که مجلس را به دست بیاورند. آن وقت که نمی توانستند با فشار مردم را الزام‏‎ ‎‏کنند باید کیک را چیز بکنید، آن وقت با حیله ها می کردند،ایادی خودشان، در بلاد، و‏‎ ‎‏مردم بیچاره را یا اغفال می کردند یا خانها وادار می کردند و وقتی که رضاخان آمد‏‎ ‎‏درکار، دیگرقضیه، قضیۀ این بود که دست شاهنشاه بود، همه چیز دست او بود. البته این‏‎ ‎‏آخر هم همین جور بود. فرماندارها هر جا بودند مأمور بودند که در آنجا این آدم را از‏‎ ‎‏صندوق بیرون بیاورند. بتوانند مردم را وادار کنند به این کار؛ نتوانستند صندوق ها را‏‎ ‎‏عوض بکنند، نتوانستند صندوقها را بد بخوانند و همه چیز هم دست خودشان بود. مردم‏‎ ‎‏هم چون مأیوس شده بودند کنار رفته بودند، راه دیگر باز بود. یکی از امور بسیار مهم که‏‎ ‎‏آنها کارهای خودشان را با آن انجام می دهند مأیوس کردن قشرهای مختلف کشور‏‎ ‎‏است. مأیوسشان بکنند از اینکه ما کار ازمان می آید. کوشش داشتند در رژیم سابق به‏‎ ‎‏اینکه مردم را از همه چیز مأیوس کنند، «ما نمی توانیم، باید از غرب درست بشود، ما‏‎ ‎‏همسایه کذا داریم». کوشش می کردند در این معنا و کسانی که در مجلس پیدا می شد‏

‏احیاناً که مقابل بایستد، آنها یا همان ایادی خود آنها در مجلس می کوبیدند آنها را، و یا‏‎ ‎‏اگر  نمی شد آنها را از بین می بردند. مأیوس می کردند مردم را از اینکه بتوانند خودشان‏‎ ‎‏یک کاری انجام بدهند، طبیب بتواند آپاندیس را معالجه کند. این دردآور بود هر وقت‏‎ ‎‏من فکرش را می کنم متأثر می شوم از اینکه در زمان محمدرضا برای یک آپاندیس از‏‎ ‎‏خارج طبیب آوردند، و این سرکوبی اطبا محترم ما بود. کارشناس از خارج می آوردند،‏‎ ‎‏ارتش حتماً باید کارشناس اش از امریکا بیاید. یا اگر آن وقت بود از جای دیگر بیاید.‏‎ ‎‏برای ما کارشناس می آوردند. برای کارخانه های ما کارشناس می آمد. می آمد که نگذارد‏‎ ‎‏خود شما بفهمید. کارشناس ارتشی می آمد که نگذارد ارتش چیز بفهمند. نه این که‏‎ ‎‏می آمد به آنها تعلیم کند، می آمد که جلوی تعلم را بگیرد. ‏

مردم، تعیین کننده سرنوشت انتخابات 

‏     ‏‏امروز که کشور دست خود شما افتاده است و دیگر یک آقا بالا سر ندارید که بیاید‏‎ ‎‏بگوید این کار را بکن، آن کار را بکن. از خارج ما هیچ کس را الحمدلله نداریم دیگر.‏‎ ‎‏هیچ قدرتی الآن در ایران  نمی تواند یک کاری را تحمیل کند به ما. امروز باید خود شما‏‎ ‎‏بنشینید کارتان را انجام بدهید. انتخابات مثل سابق نباشد که از مرکز دستور داده می شد که‏‎ ‎‏این باید وکیل بشود، دیگر کسی هم حقّ ندارد حرفی بزند. انتخابات دست مردم است،‏‎ ‎‏رئیس جمهور و نخست وزیر با آن رعیتی که در کشاورزی کار می کند و آن بازاری ای که‏‎ ‎‏در بازار کار می کند، راجع به انتخابات یک جور هستند، علی السواء هستند. یعنی رئیس‏‎ ‎‏جمهور یک رأی دارد، نخست وزیر هم یک رأی دارد و آن کشاورزی که در دوردست‏‎ ‎‏افتاده ترین این کشور است، آن هم یک رأی دارد. رأیشان فرقی با هم ندارد و همه هم‏‎ ‎‏مسئول هستند. در تشخیص خوب و بد، اتکال به قول غیر نکنید مگر اشخاصی باشند که‏‎ ‎‏مورد اعتماد خودتان باشد صددرصد. این را به مردم دارم می گویم و به شما آقایانی که‏‎ ‎‏در آتیه متصدی اجرای انتخابات هستید توجه می دهم که اگر یک انحرافی در یکی از‏‎ ‎‏شما پیدا بشود، و این بعد موجب این بشود که در این جمهوری یک لطمه ای وارد باشد‏

‏به گردن شماست. به اسلام لطمه ای وارد بشود به گردن شماست. و اگر در اینجا هم کشف‏‎ ‎‏بشود معذور نیستید و مورد تعقیب وارد می شوید. باید شماها بدون توجه به اینکه دستور‏‎ ‎‏کسی داده، دستور کسی حق ندارد راجع به انتخابات بدهد، دستور در اجرا، در خوبی‏‎ ‎‏اجرا بله، وزیر کشور دستور می دهد که اجرا خوب بشود، اجرا اسلامی باشد. اما یک‏‎ ‎‏بالایی بخواهد به شما دستور بدهد که کِیَک باید وکیل بشود، کِیَک می خواهد وکیل بشود‏‎ ‎‏این امر نیست در اسلام، در ایران هم نیست. اینکه من عرض می کنم برای این است که‏‎ ‎‏بعدها کسانی که در ایران بعدها و نسلهای بعد می آیند بدانند که باید این طور باشند والاّ‏‎ ‎‏امروز ما کسی را نداریم که دستور بدهد، پیشنهاد می کند و مردم مختارند. فرض بکنید که‏‎ ‎‏اگر همۀ کسانی که در رأس ‏‏[‏‏هستند‏‎ ‎‏]‏‏بروند پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید‏‎ ‎‏لکن شما به نظرتان درست نباشد جایز نیست برشما تبعیت کنید. باید خودتان تشخیص‏‎ ‎‏بدهید که آدم صحیحی است تا اینکه بتوانید رأی بدهید.‏

نیاز مجلس و کمیسیونها به کارشناسان و صاحبنظران

‏     ‏‏و مجرد اینکه این آدم یک آدم خوبی است خیلی، اول وقت نمازش را می خواند و‏‎ ‎‏نماز شب می خواند.این برای مجلس کفایت  نمی کند. مجلس اشخاص سیاسی لازم‏‎ ‎‏دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاستمدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر‏‎ ‎‏اوضاع جهان لازم دارد. باید تعهد به اسلام باشد و موافقت با جمهوری اسلامی باشد‏‎ ‎‏لکن این مسائل هم باشد. در یک مجلس باید همه چیز باشد در این کمیسیونهای مجلس‏‎ ‎‏از امور ارتشی و کشاورزی و اقتصاد و همه چیز بحث می شود،باید مطلع باشند اینها.‏

‏     آنهایی که در این کمیسیونها هستند باید اشخاصی باشد در بینشان که عالم به اقتصاد‏‎ ‎‏باشد، عالم به امور کشاورزی باشد، عالم به اموراداری باشد، عالم به مسائل جهانی باشد.‏‎ ‎‏مجلس می خواهد ایران را در مقابل جهان اداره کند، مجلس یک چیزی نیست که‏‎ ‎‏بخواهد ایران را در مقابل خودش درست بکند. ایران در مقابل جهان است امروز، آن‏‎ ‎‏هم یک جهان امروزی و یک ایران امروزی. ایران امروزی که تک است در دنیا و جهان‏

‏امروزی که همه مهاجم اند، همه مهاجم به شما هستند. شما می خواهید که یک مجلسی‏‎ ‎‏داشته باشید که در مقابل این مهاجماتی که از خارج می شود پایدار باشد. یک دولتی را او‏‎ ‎‏تعیین کند که درمقابل تهاجماتی که در دنیا واقع می شود، فشارهایی که واقع می شود در‏‎ ‎‏دنیا این بتواند دفاع کند، و این از مجلس سرچشمه می گیرد، از مجلس دولت درست‏‎ ‎‏می شود و شما یک همچو مجلسی لازم دارید. شما برای حفظ کشور خودتان، برای حفظ‏‎ ‎‏اسلام عزیز، که این همه خون در راهش ریختید باید پایداری کنید و توجه بکنید که حفظ‏‎ ‎‏کنید این را، و حفظش نسبت به شماها که مأمورین هستید به این است که ـ اجرایش را‏‎ ‎‏بدون اینکه به کسی اعتنا کنید اجرایش را خوب و موافق شرع و موافق اسلام و موافق‏‎ ‎‏مصالح کشور اجرا کنید. و مردم هم همه آزادند. عرض کردم از رئیس جمهور و نخست‏‎ ‎‏وزیر و وزیرکشور و همۀ اینها گرفته تا آن کسی که در آخر این کشور مشغول کشاورزی‏‎ ‎‏است فرقی ندارند در اینکه مکلف اند آدمی را که باید به درد مملکت بخورد انتخاب‏‎ ‎‏کنند و خودشان تشخیص بدهند.‏

آزادی در تشخیص و انتخاب نماینده 

‏     ‏‏بازار باید خودش تشخیص بدهد. کارخانه ها باید خودشان تشخیص بدهند، هیچ‏‎ ‎‏کس تحت تأثیر دیگری نیست. بله اگر چنانچه اشخاص مطمئنی باشند که آنها تشخیص‏‎ ‎‏بدهند، شهادت بدهند که فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است، آن وقت مانعی‏‎ ‎‏ندارد که کسی به واسطه تشخیص آنها و اطمینان به اینکه این صحیح است رأی هم به‏‎ ‎‏آنها بدهد. اما این طور نیست که کورکورانه انسان دنبال این باشد که ببیند کیک چه گفته،‏‎ ‎‏این صحیح نیست، این در اسلام نیست و در جمهوری اسلامی هم نباید باشد. شما‏‎ ‎‏فرمانداران و بخشداران و همین طور اشخاص محترمی که این انجمن های اسلامی را در‏‎ ‎‏سرتاسر کشور دارند، همه تان موظفید به اینکه در این امر دقت کنید که خوب انجام‏‎ ‎‏بگیرد، نبادا یک وقت خدای نخواسته، یک تقلبی در کار بیاید، نبادا خدای نخواسته‏‎ ‎‏یک اشخاص نابابی خودشان را عوضی جا بزنند که از این معانی بسیار خواهد بود. اینها‏

‏تکلیف شماست که بکنید. مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در‏‎ ‎‏انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است،‏‎ ‎‏خلاف مصالح اسلام است.‏

‏     آن مقدسی که خیال می کند کنار نشسته و دخالت در امور اسلامی نمی کند، او بر‏‎ ‎‏خلاف اسلام دارد رفتار می کند، اگر خدای نخواسته یک همچو آدمی باشد. آن‏‎ ‎‏آدمی که به واسطه اینکه مثلاً یک چیز اعوجاجی از یک نفر می بیند یا از یک گروهی‏‎ ‎‏می بیند کنار برود، این برخلاف مصالح اسلام عمل می کند. این معانی در صدر اسلام هم‏‎ ‎‏بوده است، در زمان ائمه ما هم بوده است. خوب، همۀ اینها بوده لکن آنها کنارگرفتند،‏‎ ‎‏آنها مشغول فعالیت خودشان بودند. به مردم عرض می کنم شرکت کنید در این انتخابات‏‎ ‎‏و تمیز بدهید اشخاصی را که لایق اند برای این مقام. مقدّرات کشورتان را به دست کسانی‏‎ ‎‏بدهید که برای کشور شما مفیدند از حیث سیاست، از حیث اقتصاد، از حیث همه چیز. اگر‏‎ ‎‏مسامحه بکنید و امروز هم کسی نفهمد، خدا هست، خدا می داند و می بیند. شما در‏‎ ‎‏محضر خدا هستید هر جا هستید. همه خلق الله در محضر خدا هستند هر جا هستند. بر‏‎ ‎‏فرض اینکه من یک کار خلاف کردم اسلام که خلاف نکرده است، شما برای اسلام کار‏‎ ‎‏بکنید، چکار دارید که فلان آدم بد کرده. خوب، بد کرد، بد بکند شما خوب بکنید برای‏‎ ‎‏اسلام تا آن بد هم به تبع شما ان شاءالله خوب بشود.‏

‏     کنار نروید، آقایان علما کنار نروید. و البته باید از هر طایفه ای باشد اطلاعاتش داشته‏‎ ‎‏باشد و اشخاصی باشند که همه جهاتشان ‏‏[‏‏خوب‏‏]‏‏ باشد. و در هر صورت من دعا می کنم‏‎ ‎‏که ان شاءالله موفق باشید و مؤیّد باشید و این مطلبی که جزء فرایض باید حسابش کرد به‏‎ ‎‏طور شایسته شما عمل بکنید و به طور شایسته اجرا بکنید و مردم هم به طور شایسته‏‎ ‎‏حضور داشته باشند. مردم اگر حضور نداشته باشند و خدای نخواسته، لطمه ای به اسلام‏‎ ‎‏وارد بشود، مسئول هستند. ان شاءالله خداوند همۀ شما را موفق کند. ‏

‏والسلام علیکم و رحمة الله  ‏

‎ ‎

  • ـ نهج البلاغه، خطبه 27 خطبه جهاد.