سرآغاز توفان
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1390

ناشر مجله : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : محقق، جواد

سرآغاز توفان

‏‏ ‏

‏‏سرآغاز توفان‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏Wind_Tree_Clouds‏

سرآغاز توفان تو بودی‏

‏‏که در شب وزیدی‏

‏‏و باروی ظلمت فروریخت‏

‏‏و صبح از گلوی افق بانگ برداشت.‏

‏‏□‏

‏‏سرآغاز رویش تو بودی‏

‏‏زمین زیر پایت نفس تازه می کرد‏

‏‏و گلها،‏

‏‏            به نام تو قد می کشیدند‏

‏‏چه عطر خوشی در زمان بال می شست!‏

‏‏□‏

‏‏سرآغاز عصری پر از نور‏

‏‏سرآغاز هر شور‏

‏‏سرآغاز آن راه تا پیش از این دور‏

‏‏تو بودی که می آمدی‏

‏‏زیر بارانی از اشک‏

‏‏و در حلقه گرم یارانی از آهن و عشق‏

‏‏به دست دعا دوست را می سرودی.‏

‏‏□‏

‏‏که بودی؟‏

‏‏چه بودی؟‏

‏‏چزا زندگی بی تو تنهاست؟‏

‏‏چرا آسمان بی ستون تو برپاست؟‏

‏‏و در جام هر چشم، با یاد چشم تو دریاست؟‏

‏‏□‏

‏‏تو رفتی‏


‎

‏‏ ‏

‏‏و آئینه و سنگ درهم شکستند‏

‏‏تو رفتی ‏

‏‏و گلبوته ها باز بر خاک حسرت نشستند‏

‏‏تو رفتی‏

‏‏و باران نیامد‏

‏‏عطش باز جمعیت باغها را به هم زد‏

‏‏و شب چون چنان گردبادی‏

‏‏چراغانی لاله را واژگون کرد.‏

‏‏□‏

‏‏شگفتا که همپای با مرگ راندیم‏

‏‏و دیدیم روح از تن ما جدا شد‏

‏‏شگفتا نمردیم در زیر این بار سنگین تنهایی تلخ‏

‏‏و حالا‏

‏‏چه در روم و ایران‏

‏‏چه در مصر و بغداد یا بلخ‏

‏‏غروبی نشسته ست در راه این نسل فردا‏

‏‏                                                                که خواب است‏

‏‏و فردا چنان چون که دیروز‏

‏‏آبستن آفتاب است.‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏خرداد 80 ـ جواد محقق‏

‏‎

‎