تا عشقمان ترانه امید
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1386

ناشر مجله : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : حمیدی، جعفر

تا عشقمان ترانه امید

‏h‏

تا عشقمان ترانه امید‏

‏‏ ‏

‏‏ما را در انتظار نشاندی‏

‏‏تا در هوای بودن و افزودن‏

‏‏تا در هوای عشق‏

‏‏پرواز را به بال خطر آشنا کنیم‏

‏‏تا در فراق، عشق بورزیم‏

‏‏دیروز قرص کوچک خورشید را‏

‏‏با خود به تنگنای قفس بردیم‏

‏‏تا رقص نور و گرمی آتش را‏

‏‏در سردسیر سینه روان سازیم‏

‏‏شب در میان جنگل انبوه،‏

‏‏مرغی در ازدحام کبودی‏

‏‏بر قلّه منارۀ سروی بلند‏

‏‏آواز آفتاب ندا می کرد‏

‏‏با اشکهای گریۀ خاکستری‏

‏‏پیوند هر درخت،‏

‏‏به گُل می نشست‏

‏‏و کودکان خفتۀ معصوم‏

‏‏چشم انتظار عاطفه و ایمان‏

‏‏در خوابهای گرم طلائی‏

‏‏هفت آسمان روشن و رخشان را‏


‎

‏‏در پنجه های نازک رؤیا‏


‏h‏

می دیدند‏

‏‏و صبح، خواب نیم شبان؛‏

‏‏در سفرۀ تخیّل مادربزرگ‏

‏‏چون حل یک معادلۀ مجهول‏

‏‏از هفت خوان معنی و تعبیر،‏

‏‏می گذشت.‏

‏‏بیگانگان به حجرۀ پرهیز‏

‏‏ره یافتند و راه زدند و روان شد‏

‏‏در این میان هرآنچه در آتش می سوخت‏

‏‏من بودم و تو بودی و مرغان خانگی‏

‏‏تا خاکمان به لاله نشیند‏

‏‏تا خاکمان نشان گل سرخ را‏

‏‏تا دوردست آن سوی دریاها‏

‏‏جاری کند‏

‏‏تا عشقمان ترانه اُمید روزگار‏

‏‏تا عشقمان نوازش دست هزار و هزار و هزاران انسان باشد‏

‏‏ ‏

‏‏ دکتر جعفر حمیدی‏

‏‎ ‎

‏‎

‎