پاسخ یک جمله بیش نیست و آن اینکه: «ایشان مصحلت ملت را در نظر گرفتند.» و آنقدر در ساحت سیاست اخلاقی بودند که آقای هاشمی رفسنجانی که جانشین در موضوع دفاع مقدس بودند، پیشنهاد داد که من اعلام صلح می کنم و شما دستور محاکمه مرا بدهید ولی امام(س) گفتند در قانون اساسی مسئولیت جنگ و صلح به رهبری واگذار شده و مسئولیت آن با خودم می باشد. همین داستان که آقای هاشمی تعریف کرده اند دلالت می دهد لااقل در بخش عمده ای از جامعه، پایان جنگ بدون پیروزی ظاهری و کامل نظامی که منجر به سقوط صدام شود، قبح ذاتی داشته است. در چنین فضایی پذیرفتن مسئولیت پایان جنگ یعنی از آبرو مایه گذاردن. اما گویی خداوند کسانی را که حاضرند برای مصلحت ملت خود از آبرو که برای شخصیت های بزرگ ارزشمندتر از جان است، هزینه کنند، پاداش های بزرگ خواهد داد. چنانکه پس از مدتی بعد از رحلت امام(ره) معلوم شد خداوند به پاس جانفشانی و اخلاص ملت ایران در دفاع و نیز مسئولیت پذیری رهبر تا حد از آبرو مایه گذاردن، نوعی پیروزی نصیب می کند که با پیروزی کامل نظامی به دست آمدنی نمی باشد. بخشی از پیروزی های به دست آمده عبارتند از:
- حمله دوباره صدام به ایران که نشان داد به هیچ عهدی پایبند نیست و شکست آن که نشان داد نیروهای دفاعی به رغم کمبود امکانات، توانایی دفاع دارند.
- حمله منافقین به ایران و شکست فضاحت بار آنها در عملیات مرصاد که بیانگر آن بود که چنین گروهکی علاوه بر آنکه هم پیمان کثیف ترین دشمنان این ملت و ملت عراق می باشد، حتی با چتر حمایتی یک ارتش نسبتاً مجهز تا چه میزان منفور و در حمله بی لیاقت است.
- متجاوز شناخته شدن صدام از سوی سازمان ملل. چیزی که ممکن بود در پیروزی کامل نظامی تامین نشود.
- حمله صدام به کویت و آشکار شدن دیوانگی او برای حکام عربی و سرافکندگی آنها که در جنگ کمک های فراوان مالی، انسانی و تبلیغاتی به صدام کرده بودند.
- اقرار صدام به متجاوز بودن در جنگ تحمیلی بر ایران در نامه های او به آقای هاشمی رفسنجانی ریاست جمهوری وقت ایران
- نهایت دستگیری و اعدام صدام توسط ملت عراق و نیز دولت آمریکا که او را برای حمله به ایران تشویق و حمایت کرده بود.
- هم اکنون ملت و دولت عراق بیشترین دوستی را با جمهوری اسلامی ایران دارند. حال آنکه اگر پیروزی کامل جمهوری اسلامی در سایه نیروی نظامی صورت گرفته بود، احساس ملت عراق نسبت به ملت ما احساس شکست خورده از یک متجاوز و اشغالگر بود. چنانکه حتی آمریکایی هایی که باعث سقوط دیکتاتور عراق شدند، نزد ملت عراق اشغالگر محسوب می شوند و ملت عراق اصرار دارد که هر چه زودتر خاک عراق را ترک کنند.
- البته بدیهی است که جنگ دارای خسارت های زیادی نیز بوده که با پذیرش قطعنامه از مضاعف شدن آنها جلوگیری شد و این را نیز باید افزود که اکنون نیز تبلیغات بسیار پیچیده ای وجود دارد تا افکار عمومی افرادی را به این سو معطوف کند که موضوع صدور انقلاب باعث شروع جنگ بوده است. حال آنکه هر اهل سیاستی که معاند نباشد خوب می داند که آغازگر جنگ قدرت هایی بوده اند که استقلال ملت ها را بر نمی تابند و در این میان صدام وسیله ای بیش نبوده است و آنگاه که صدام را در موضع ضعف دیدند با هدف قرار دادن هواپیمای مسافری و جایزه دادن به فرمانده آن اعلام کردند که از این پس مستقیماً وارد جنگ خواهند شد.

. انتهای پیام /*