فصل اول: تاریخچه بسیج
در صدر اسلام
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)

زمان (شمسی) : 1380

زبان اثر : فارسی

در صدر اسلام

‏‏در صدر اسلام‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏مبارزه‏

‏‏با کفر و شرک‏

‏‏هر انقلاب اسلامی توی آن یک مطلبی هست، توی آن یک کُشتنی‏‎ ‎‏هست، یک ناراحتی هست، همچو نیست که خوب ‏‏[‏‏بدون قربانی باشد‏‏]‏‏؛‏‎ ‎‏اسلام را ما باید ببینیم اولش چه جور به دست آمد. این اسلام، این‏‎ ‎‏پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن وقتی که اجتماعات را درست‏‎ ‎‏کرد و توانست قیام بکند بر ضد شرک و کفر و بی عدالتیها، با چه‏‎ ‎‏مصیبتهایی گرفتار بود، چه جنگهایی کرد و چه کشته هایی داد و خودش‏‎ ‎‏چه زحماتی کشید و چه جراحاتی برداشت.(1)‏

‏‏23 / 2 / 57‏

‏‎ ‎

‏‏*  *  *‏

‏‎ ‎

‏‏ ‏

‏‏اجتماع‏‎ ‎‏مستضعفین‏

‏‏علیه دیکتاتورها‏

‏‏حضرت موسی مردم را آگاه کرد و بیدار کرد، و با آن بیداری به فرعون‏‎ ‎‏حمله کرد و آن کارهایی که کرد. خود پیغمبر ما؛... هم شبانی کرده است‏‎ ‎‏هم از همین تودۀ مردم، از همین تودۀ طبقۀ سه بوده است. و از اول که‏‎ ‎‏قیام کرده بر ضد قلدرها، بر ضد دیکتاتورها ـ‌که در آن زمان در‏‎ ‎‏جزیرة العرب عبارت از قریش بودند و یک طوایف دیگر ـ بر ضد آنها قیام‏‎ ‎‏کرده؛ نه اینکه آنها این را آوردند روی کار تا مردم را اغفال کنند! این مردم‏
‏
‎

کتاببسیج در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 3

‎

‏‏را آگاه کرده و رفته سراغ آنها. ‏

‏‏     اگر کسی تاریخ اسلام را بداند، از آن وقتی که ایشان به مدینه رفتند‏‎ ‎‏یک عده ای از همین مسلمانها دور ایشان جمع شدند. یک عده ای از این،‏‎ ‎‏همین طبقۀ صالح، دور ایشان جمع شدند. این‏‏[‏‏ها‏‎ ‎‏]‏‏بی چیز بودند. یک‏‎ ‎‏صُفه مسجد رسول الله ـ آن هم نه این صفه ها بوده که شما دیدید ـ یک‏‎ ‎‏جایی بوده است که از گِل درست کرده بود؛ عدۀ زیادی از آنهایی که‏‎ ‎‏اصحاب پیغمبر بودند، طرفداران پیغمبر بودند، آنجا می خوابیدند. هیچ‏‎ ‎‏اصلاً منزل نداشتند. خود پیغمبر منزلش آن اتاقهایی بود که با گِل‏‎ ‎‏درست کرده بودند. آن هم نه یک معماری،... یک ‏‏[‏‏اتاق گلی‏‏]‏‏ بوده است.‏‎ ‎‏مع ذلک پیغمبر همین طبقۀ سه را، همین مستضعفین را جمع کرد و‏‎ ‎‏جنگها را با اینها شروع کرد برخلاف سرمایه دارها و برخلاف قلدرها و‏‎ ‎‏برخلاف شتردارها و برخلاف قافله دارها و برخلاف اینها. دائماً جنگ‏‎ ‎‏اینها با این دسته بوده.(2)‏

‏‏30 / 11 / 57‏

‏‎ ‎

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏بسیج مردم‏

‏‏علیه فرعون‏‏ ‏

‏‏موسی ـ علیه السلام ـ که تفصیل تاریخش در قرآن هم هست و در دیگر‏‎ ‎‏کتب آسمانی هم هست، ملاحظه می کنید که یک آدمی بوده است ـ یک‏‎ ‎‏شبانی بوده است، شبان حضرت شعیب بود ـ مدتها با یک عصا مردم را،‏‎ ‎‏همین مردم توده را بر ضد فرعون، که در زمان او بزرگترین قدرت بود،‏‎ ‎‏بسیج کرد، نه اینکه مردم را خواب کرد تا فرعون بچاپد آنها را! مردم را‏‎ ‎‏بیدار کرد که فرعون نچاپد آنها را. عکس آن چیزی که گفتند، و جوانهای‏‎ ‎‏ما باور کردند.(3)‏

‏‏5 / 4 / 58 ‏

‏‏*  *  *‏

‏
‏
‎

کتاببسیج در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 4

‎

‏‏بسیج مردم‏

‏‏علیه غارتگران ‏

‏‏پیغمبر اسلام مردم را بسیج کرد؟ همین سرو پا برهنه ها را بسیج کرد بر‏‎ ‎‏ضد مشرکین، قتال کرد و جنگها کرد تا مشرکین را دماغشان را به خاک‏‎ ‎‏مالید، و عدالت اجتماعی را ایجاد کرد...اصحاب «صُفّه» ـ که معروف است ـ‏‎ ‎‏اینها یک عده ای بودند که توی مسجد، از باب اینکه منزل نداشتند، توی‏‎ ‎‏مسجد می آمدند روی صفه ای، روی سکویی آنجا می خوابیدند. در‏‎ ‎‏جنگهایی که می شد، اینها نداشتند چیزی. یک خرما را ـ اینطور‏‎ ‎‏می گویند ـ یک خرما را این دهنش می گذاشت در می آورد می داد به او؛ او‏‎ ‎‏دهنش می گذاشت، در می آورد می داد به او! اینطور بود وضعشان. اینها را‏‎ ‎‏پیغمبر بسیج کرد بر ضد این سرمایه دارها، بر ضد این قدرتمندها، بر ضد‏‎ ‎‏این مشرکین که مردم را غارت می کردند.(4)‏

‏‏5 / 4 / 58 ‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏اجتماع‌مستضعفین‏

‏‏علیه مستکبرین‏‏ ‏

‏‏به حسب تاریخ ـ تاریخ اسلام هم که نزدیک است به ما، تاریخ دیگر هم که‏‎ ‎‏منقول است ـ که از این طایفه تجهیز می کردند انبیا مستضعفین را در‏‎ ‎‏مقابل مستکبرین؛ نه مستکبرین اینها را درست می کردند که‏‎ ‎‏مستضعفین را خواب کنند! اینها مستضعفین را بیدار می کردند که بر ضد‏‎ ‎‏مستکبرین قیام کنند.‏

‏‏     قیامهای انبیا همیشه این طوری بوده که یکی از بین خود اینها، از‏‎ ‎‏بین خود این مؤمنین ـ که طبقۀ پایین بودند، از خود همین مردم پایین ـ‏‎ ‎‏یکی انتخاب می شد برای اینکه تبلیغ کند. و یکی از کارهایش هم این بود‏‎ ‎‏که همین جمعیتِ مستضعفِ مقابل مستکبر را تجهیز می کرد با‏‎ ‎‏تبلیغاتی که می کرد، مهیّٰا می کرد، تجهیز می کرد بر ضد آنها؛ بر ضد‏‎ ‎‏مستکبرین. مستکبرین اینها را برای منافع خودشان درست نمی کردند،‏‎ ‎‏این مستضعفین بودند که از میان آنها یکی پا می شد و خداوند ‏‏[‏‏او را‏‏]‏‎ ‎


‎

کتاببسیج در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 5

‏‏انتخاب می کرد و بر ضد مستکبرین قیام می کردند. موسی بر ضد فرعون؛‏‎ ‎‏و رسول اکرم بر ضد قریشی که آن وقت همه چیز دستشان بود و در آیه‏‎ ‎‏این معنا را می فرماید. و این به مَرْئیٰ و مَنْظَر مردم بوده است که مطلبی را‏‎ ‎‏نمی شده است که خلافش بگوید نَعُوذُبِالله . ‏

‏‏     این مطلبی بوده است که همۀ مردم می دانستند که پیغمبر زندگیش‏‎ ‎‏چه طور بوده؛ و مادرش در کجا بچه را بزرگ کرد، در یک بیابانی، بعد هم‏‎ ‎‏که آمده، همیشه تحت قدرت این بزرگها بوده و نمی شده زندگی بکند و‏‎ ‎‏در مکّه در غار مدتی بوده است و هیچ نمی توانسته. همیشه آنجا در مکه‏‎ ‎‏که بوده، تبلیغاتشان به طور تقیّه و زیرزمینی بوده. تا وقتی هم که آمدند‏‎ ‎‏مدینه. مدینه هم آنی که دور و بر حضرت بود یک دسته ای از همین فقرا،‏‎ ‎‏مستمندها بودند. وقتی که ایشان، مسجد درست کردند، آن هم نه مثل‏‎ ‎‏مسجدهای ما، یک مسجدی که یک دیواری با چوب دورش درست کرده‏‎ ‎‏بودند ابتدائاً، و اگر هم یک سایه ای داشت با این چیزهای خرما، با این‏‎ ‎‏علفهای خرما و چوبهای خرما، با این درست کرده بودند و یک جایی هم‏‎ ‎‏بود که به آن می گفتند صُفَّه. یک دسته ای از اصحاب پیغمبر اصحاب‏‎ ‎‏صُفّه هستند؛ یعنی اشخاصی بودند که خانه نداشتند، هیچی‏‎ ‎‏نداشتند،‌می آمدند توی همین مسجد، روی همین زمینها. و صُفَّه اش‏‎ ‎‏هم مثل صُفَّه های مسجد حالا نبوده است که آجر فرش مثلاً باشد، یا با‏‎ ‎‏چیزهای دیگر درست شده باشد. یک زمینی بوده است قدری بلندتر‏‎ ‎‏مثلاً، جای آن گِل بوده یا چیز دیگر شاید. اصلاً حصیر هم نداشتند. آن‏‎ ‎‏وقت آنجا می خوابیدند و آنجا زندگی می کردند. اینها را حضرت بر ضد‏‎ ‎‏قریش و آنهایی که دارای اموال بزرگ بودند و از مستکبرین بودند، از اینها‏‎ ‎‏حرکت کرد و رفت سرکوبی آنها را کرد.(5)‏

‏‏30 / 4 / 58 ‏

‏‏*  *  *‏

‏
‏
‎

کتاببسیج در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 6

‎

‏‏غلبه قدرت ایمان‏

‏‏در صدر اسلام یک جمعیتهای کم و بی سازمان بر یک قدرتهای بسیار‏‎ ‎‏بزرگ با همۀ سازمانها که داشتند، قدرت ایمان این جمعیت کم را بر آن‏‎ ‎‏جمعیتهای بزرگ با همۀ سازوبرگی که داشتند غلبه داد.(6)‏

‏‏21 / 6 / 58 ‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏بسیج مردم‏

‏‏توسط ائمه‏

‏‏ائمۀ ما با همان دید الهی که داشتند، می خواستند که این ملتها را با هم‏‎ ‎‏بسیج کنند و یکپارچه کنند از راههای مختلف. اینها را یکپارچه کنند تا‏‎ ‎‏آسیب پذیر نباشند.(7)‏

‏‏14 / 8 / 59 ‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏اسلام،‏

‏‏منشأ بسیج مردم‏

‏‏اسلام است که همه قشرها را به هم پیوند می دهد و یک همچو بسیج‏‎ ‎‏عمومی درست می کند.(8)‏

‏‏9 / 11 / 59 ‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏سابقۀ تاریخی‏‎ ‎‏بسیج‏‏ ‏

‏‏قضیۀ بسیج همان مسأله ای است که در صدر اسلام بوده است.‏‎ ‎‏وقتی‌جنگ می شد، طوایف مختلف می آمدند و به جنگ می رفتند و این‏‎ ‎‏مسأله جدیدی نیست و در اسلام سابقه داشته است... در کشور ما وقتی‏‎ ‎‏مسأله، مسأله اسلام و فداکاری در راه اسلام است، مردم همه حاضرند،‏‎ ‎‏چون مردم ما می دانند در صدر اسلام خود پیغمبر و ائمه آنطور‏‎ ‎‏فداکاری‌کردند و مسلمین صدر اسلام با آن که عددشان کم بود آنگونه‏‎ ‎‏فعالیت کرده و جنگ کردند. و کشور ما بحمدالله به حسب نوع و اکثریت‏‎ ‎‏غالب افراد این احساس را دارند که برای اسلام و کشورشان‏
‏
‎

کتاببسیج در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 7

‎

‏‏خدمت‏‎ ‎‏‌کنند.(9)‏

‏‏25 / 1 / 64 ‏

‏‏*  *  *‏

‏‎ ‎

‏‎ ‎

‏‎

کتاببسیج در اندیشه امام خمینی (س)صفحه 8

‎