سنّت و بدعت
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : معادیخواه، عبدالمجید

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1374

زبان اثر : فارسی

سنّت و بدعت

‏‏سنّت و بدعت‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏‏‏عبدالمجید معادیخواه‏

‏‏‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 431

‎


‏
‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 432

‎

‏بسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم‏

‏‏مقدمه‏

‏‏بسمه المتعال و له الحمد علی کل حال،  و الصلواه علی نبیه نبی الرحمه‏‎ ‎‏و علی الأئمة من اهل بیته، سیّما خاتم الاوصیاء المرتجی من دولته الکریمة‏‎ ‎‏منتهی الآمال.‏

‏‏بررسی نقش زمان و مکان در اجتهاد اسلامی، نیازمند پژوهشی است ژرف و‏‎ ‎‏بس گسترده تر از آنچه بتوان آن را در قلمرو کار کنگره هایی  از این دست، انتظار‏‎ ‎‏داشت. با این همه، نباید ناامید بود که چنین کنگره هایی  را در زمینه سازی کاری‏‎ ‎‏بایسته در این زمینه ـ بیش یا کم ـ نقشی باشد؛ که هرگاه چنین زمینه ای فراهم شود،‏‎ ‎‏در طرح تحقیقاتی آن، بررسی همه سویۀ «سنت و بدعت» را جایگاهی بسیار معتبر‏‎ ‎‏خواهد بود. در بررسی همه سویۀ سنت و بدعت، یکی از محورهای اساسی،‏‎ ‎‏روشن ساختن مرز «بدعت» و نوآوری است، که این مقاله گامی است به سوی‏‎ ‎‏طرح درست ـ و نه حل نهایی ـ این مساله؛ چه، نگارنده دیر زمانی است که‏‎ ‎‏طرح مسائل را بیش از حل آنها ارج می نهد. هر چند شماری بسیار از مدعیان‏‎ ‎‏اندیشه را می شناسد که ساده اندیشانه بر این پندارند که می توان در کتابی، تکلیف‏‎ ‎‏جهان و انسان را معلوم کرد، یا در مقاله ای، مسألۀ بدعت و بدعت گذار را‏‎ ‎‏حلاجی کرد.‏

‏‏‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 433

‎

‏‏1 ـ مرز میان بدعت و نوآوری‏

‏‏پیش از هر چیز، یادآوری این نکته را بایسته می دانم که، نواندیشی، نوآوری و‏‎ ‎‏نوپردازی ارزشی است که خرد و دیانت اصیل، آن را ارج نهاده است. «بدیع»،‏‎ ‎‏یکی از اسما و صفات خداوند است که درقرآن کریم، خدا با آن یاد شده است؛ و‏‎ ‎‏می دانیم که پشتوانۀ نظام ارزشی اسلام، اسما و صفات پروردگار است که در این‏‎ ‎‏فرصت نمی توان به آن پرداخت؛ هرچند در جای خود باید به پرداختن آن‏‎ ‎‏همت گماشت و با پردازش ریشه دار و نو از مبانی ارزشهای توحیدی، پهنه ای‏‎ ‎‏بی کران را در نگاه ناامید نسل نوگرای کنونی نشاند و فقط از چنین رهگذرهایی‏‎ ‎‏می توان تهاجم فرهنگی بیگانه را فرصت یکه تازی نداد.‏

‏‏دریغا! مکتبی که کتاب مقدسش خدای جهان را چنان می شناساند که هر روز‏‎ ‎‏او را جایگاهی است دیگر:‏‏ ‏‏«یسأله من فی السموات والارض، کل یوم هو فی‏‎ ‎‏شان»‏‎[1]‎‏؛ آسمانیان و زمینیان همه را به پیشگاهش دست نیاز است که او هر روز در‏‎ ‎‏جایگاهی است دیگر. مکتبی که از خدای جهان با عنوان نوپرداز سطوح برین و‏‎ ‎‏سطوح فرودین هستی یاد می کند: ‏‏«بدیع السموات والارض، و اذا قضی امراً فإنما‏‎ ‎‏یقول له کن فیکون»‏‎[2]‎‏؛ آن همیشه نوپرداز آسمانها و زمین که چون جریانی را‏‎ ‎‏اراده فرماید گویدش باش، آنک بی درنگ هستی یابد. آری مکتبی چنین را، چنان‏‎ ‎‏زنگارهای خرافه و کج اندیشی می پوشاند که دم زدن از هرگونه اعتراض به وضع‏‎ ‎‏موجود، همان، و به اتهام بدعت در سیاه چال افتادن و با ضدانسانی ترین شیوه‏‎ ‎‏شکنجه شدن و نابودی، همان!‏

‏‏علامه مجلسی در «بحار الانوار»‏‎[3]‎‏ داستانی را از مروج الذهب مسعودی‏‎ ‎‏آورده است که نمودار نمونه ای از خشم و خشونت خلیفۀ زمان، المعتصم بالله‏‎ ‎‏است با آزاد مردی که در راه مبارزه با فساد ـ به اتهام بدعت ـ محکوم به مرگ‏‎ ‎‏شده است، با شیوۀ رایج در آن زمان که او را به قفس درندگان بیفکند... او پس از‏‎ ‎‏صدور این حکم ظالمانه، با خدای خود چنین نیایش می کند:‏

‏‏‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 434

‎‏

«اللهم انک تعلم انی ما کلمت الا فیک، و لانصرت الا دینک، و لا اتیت الا من‏‎ ‎‏توحیدک، و لم ارد غیرک، تقرباً الیک بطاعتک، و اقامة الحق علی من خالفک،‏‎ ‎‏أفتسلمنی؟»؛‏‏ بار خدایا! تو خود نیک می دانی که من جز در راه تو لب به سخن‏‎ ‎‏نگشودم، جز دین تو را به یاری نشتافتم، جز در خط توحید حرکت نکردم، در این راه‏‎ ‎‏جز تو را آهنگ نداشتم، باشد که با فرمانبرداری تو به پیشگاهت نزدیک شوم و اجرای‏‎ ‎‏حق را بر هر که با تو سر نافرمانی دارد توفیق یابم. با این همه، آیا مرا در می سپاری؟‏

‏‏غلام ترک خلیفه را این نیایش چنان رعشه ای بر تن و جان می افکند که‏‎ ‎‏خطرپذیری را در راه رهایی او مصمم می شود... .‏

‏‏شگفتا شگفت! در نگاه زور مدارانی چون معتصم که در جایگاه پیامبر‏‎ ‎‏تکیه زده اند، و شیوۀ حکومت نادرست آنان به نام اسلام وخلافت اسلامی، اسلام‏‎ ‎‏را متهم می کند، خودکامگی، دیکتاتوری، کاخ نشینی، بی حرمتی به انسان و‏‎ ‎‏کرامت انسانی، خودمحوری، زورگویی، ترویج تبعیض و بی عدالتی، گرایش به‏‎ ‎‏تشریفات استکباری همراه با استخفاف بندگان خدا، سلب آزادیهای مشروع‏‎ ‎‏انسانها، لگدکوب کردن شریفترین انسانها، نادیده گرفتن حق مشارکت مردم در‏‎ ‎‏تعیین سرنوشت خویش، منزوی ساختن فرزندان بعثت و خاندان پیامبر(ص)، ...‏‎ ‎‏بدعت نیست! آنچه بدعت است گفتار یا رفتاری است که حشمت خلیفۀ پیامبر! را‏‎ ‎‏خدشه ای وارد کند یا چنین شبهه ای از آن در ذهن بنشاند.‏

‏‏ ‏

‏‏2 ـ تلقّی مفهوم بدعت از دیدگاه اسلام بعثت‏‏ ‏

‏‏و از دیدگاه اسلام خلافت و سلطنت‏

‏‏رخصت می خواهم تا در همین فرصت، برای روشنتر شدن فاصلۀ «اسلام‏‎ ‎‏بعثت» از «اسلام خلافت و سلطنت» ـ در تلقی مفهوم بدعت ـ روایتی کوتاه از‏‎ ‎‏امام صادق ـ سلام الله علیه ـ را یادآور شوم که چگونه از کمرنگ ترین گرایش‏‎ ‎‏به خود محوری، به عنوان بدعت یاد شده است: ‏‏«من دعا الناس الی نفسه و فیهم من‏‎ ‎‏هو أعلم منه، فهو مبتدع ضال»‏‎[4]‎‏.‏

‏‏‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 435

‎‏

باید به این واقعیت تلخ اعتراف کرد که ذهنیت نسلهای پی در پی جامعۀ اسلامی‏‎ ‎‏ ـ با ملیتهای گوناگون ـ تا حدود زیادی اثرپذیر از ذهنیت همان پایه گذاران و پیروان‏‎ ‎‏و پاسداران اسلام خلافت و سلطنت است که ‏‏«الناس علی دین ملوکهم».‏‎ ‎‏رژیمهای سیاسی را بر فرهنگها تاثیری است ناگزیر؛ و اثرپذیری ذهن و اندیشه از‏‎ ‎‏هر فرهنگ، اساسیترین، ریشه دارترین و ماندگارترین بعد هر فرهنگ است. در‏‎ ‎‏اینجا خاطره ای را از سالهای‏‏ 46 ـ 47‏‏ در توضیح این بخش از مقاله، سودمند‏‎ ‎‏می دانم:‏

‏‏در اولین سال آشنایی با مرحوم حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ‏‎ ‎‏مصطفی ملکی، و نیز اولین ماه رمضانی که در مسجد همت تجریش با دعوت‏‎ ‎‏ایشان سخنرانی داشتم، زمینۀ بحث ارزشها و ضد ارزشهای محوری در قرآن بود،‏‎ ‎‏با تعمیم قلمرو هر ارزش بر مصادیق گوناگون آن. در مثل، اگر با استناد به کریمۀ‏‎ ‎‏«ان الله یحب التّوابین و یحب المتطّهرین»‏‏ پاکی به عنوان یکی از ارزشهای محوریِ‏‎ ‎‏قرآنی مطرح می شد، به مصادیق عینیِ آن در سطح سیاسی، اقتصادی، فرهنگی‏‎ ‎‏و ... توجه می شد. در چنین زمینه ای پیام این آیه: ‏‏«قل انما حرّم ربی الفواحش‏‎ ‎‏ما ظهر منها و ما بطن»‏‏ برایم سخت مبهم بود که منظور از این تقسیم بندی چیست؟‏‎ ‎‏فحشای پیدا و ناپیدا یعنی چه؟ آنچه در تفاسیر در شرح این تقسیم بندی آمده بود،‏‎ ‎‏برایم قانع کننده نبود. بر حسب تصادف یکی از افطارها میهمان مرحوم‏‎ ‎‏حجةالاسلام والمسلمین حاج سیدحسن موسوی در اختیاریه بودم، نگاهم به‏‎ ‎‏تفسیر تبیان افتاد. با دیدن روایتی در تفسیر آیه، از یک سو به گونه ای لرزش روحی‏‎ ‎‏دچار شدم و از سوی دیگر، احساس آرامش و آسایش ذهنی کردم: زیرا امام صادق‏‎ ‎‏در تفسیر فحشای ناپیدا یا زیر بنای فحشا می فرماید: ‏‏«ذاک والله أئمة الجور»‏‏، سپس‏‎ ‎‏گام را فراتر می نهند که‏‏ ‏‏«الفواحش، ما ظهر منها و ما بطن، أئمة الجور».‏

‏‏ ‏

‏‏3 ـ بدعت از نظر حضرت علی(ع)‏

‏‏اینک با این توضیحات،بدعت را در نگاه ژرف قهرمانِ بدعت ستیزی در‏‎ ‎

‏‏‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 436

‎

‏تاریخ اسلام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ از نگاه می گذرانیم: ‏‏«اِنَّما بَدءُ‏‎ ‎‏وُقُوعِ الفِتَنِ اَهوآءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحکَامٌ تُبتَدَعُ. یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللهِ، وَ یَتَوَلّی عَلَیهَا رِجَالٌ‏‎ ‎‏رِجَالاً عَلَی غَیرِ دِینِ اللهِ»‏‏؛ پیدایش فتنه ها را، جز از هوسهای رهبران و بدعتهایی‏‎ ‎‏که در راستای آن پدید می آید، سرچشمۀ دیگری نباشد. بدعتهایی که ستیز با کتاب‏‎ ‎‏خدا را بهانه می شود، و بدین سان، مردانی برخلاف مبانی دین خدا، بر دیگران‏‎ ‎‏ولایت می یابند‏‎[5]‎‏.‏

‏‏در این گفتار کوتاه، بدعتها و فتنه های تاریخ در پیوندی تنگاتنگ مطرح‏‎ ‎‏شده است و در ریشه‏‏ ‏‏یابی فتنه های تاریخ، نقش تعیین‏‏ ‏‏کنندۀ بدعتها مورد تأکید‏‎ ‎‏قرار گرفته است، با اشاره به این نکتۀ بسیار ظریف که منشأ بدعت، هوسهای‏‎ ‎‏مسلطند که از آن به هوس رهبران، هوس حاکمان زمان یا هوس زورمداران و‏‎ ‎‏زرمندان ... نیز می توان تعبیر کرد. هر هوسی را یارای بدعت آفرینی نیست. اگر‏‎ ‎‏بخواهیم در تبیین این نکته اندکی امروزی تر قلم بزنیم، باید چنین نگاشت:‏

‏‏فلان بقال یا دوره گرد، اگر اندکی از کالاهای ضروری مردم را اندوخته کند و‏‎ ‎‏هوسش او را برانگیزد که نرخ کالای اندوخته اش چندان و چندان افزوده شود،‏‎ ‎‏توان بهره گیری از بدعت خاصی در رسیدن به هوس خود را نخواهد داشت.‏‎ ‎‏بهره گیری از بدعت، کار بزرگِ سرانی است که در بازار، پایگاه نیرومندی‏‎ ‎‏داشته باشند. در این صورت، جای این احتمال خواهد بود که سنت قانونگذاری،‏‎ ‎‏با بدعتی پایمال شود. سنت قانونگذاری، تصویب قانون بر پایۀ مصالح کشور و‏‎ ‎‏ملت است، تصویب قانون به پاس تأمین هوس اشخاص حقیقی و حقوقی، بدعتی‏‎ ‎‏است خطرناک و منشأ فتنه های زیانبار... .‏

‏‏در نگاه فرزند کعبه، فتنه های تاریخ، و از جمله فتنه های تاریخ اسلام که‏‎ ‎‏خطرناکترینش ـ حداقل تا این تاریخ ـ فتنۀ بنی امیه بوده است، همه، با چنین‏‎ ‎‏مکانیسمی پدید آمده اند:‏

‏‏هوسهایی مسلط و متَّبَع، انگیزۀ اعمال نفوذ در شرع و قانون شده است،‏‎ ‎‏در حالی که قانونگذاری و اجتهاد در شرع ـ که جدیترین نوع قانونگذاری در‏‎ ‎

‏‏‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 437

‎

‏جامعه های مذهبی است ـ باید تابع عقل و منطق باشد، نه احساسات و هوس.‏‎ ‎‏قانونگذاری، نه تنها بر پایۀ هوسهای مادی، حتی بر پایۀ احساسات مقدس‏‎ ‎‏غیر منطقی، نادرست، زیانبار و سقوط آفرین است. به حدیثی از «بحار الانوار» در‏‎ ‎‏این زمینه توجه کنیم:‏

‏‏«تمیم القرشیّ، عن أبیه، عن أحمدبن علیّ الأنصاریّ، عن الهرویّ قال: سأل‏‎ ‎‏المأمون یوماً علیّ بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ فقال له: یابن رسول الله ما معنی‏‎ ‎‏قول الله عزَّو جلَّ «و لو شاء ربُّک لا من من فی الأرض کلّم جیمعاً أفأنت‏‎ ‎‏تکره الناس حتّی یکونوا مؤمنین و ما کان لنفس أن تؤمن إلاّ بإذن الله» فقال الرضا‏‎ ‎‏ ـ علیه السلام ـ : حدّثنی أبی موسی بن جعفر، عن أبیه جعفر بن محمّد، عن أبیه‏‎ ‎‏محّمدبن علیّ، عن أبیه علیّ بن الحسین، عن أبیه الحسین بن علیّ، عن أبیه‏‎ ‎‏علیّ بن أبی طالب ـ علیهم السَّلام ـ أنَّ المسلمین قالوا لرسول الله‏‎ ‎‏ ـ صلّی الله علیه و آله ـ : لو أکرهت یا رسول الله من قدرت علیه من الناس‏‎ ‎‏علی الإسلام لکثر عددنا و قوینا علی عدوّنا؛ فقال: رسول الله‏‎ ‎‏ ـ صلّی الله علیه و آله ـ :ما کنت لألقی الله عزَّ و جلَّ ببدعة لم یحدث إلیَّ فیها شئیاً‏‎ ‎‏و ما أنا من المتکلّفین. فأنزل الله تبارک و تعالی: یا محمّد «و لو شاء ربّک لآ من من‏‎ ‎‏فی الأرض کلّهم جیمعاً» علی سبیل الإلجاء و الاضطرار فی الدنیا، کما یؤمنون‏‎ ‎‏عندالمعاینة و رؤیة البأس فی الآخرة، و لو فعلت ذلک بهم لم یستحقّوا منّی ثواباً و لا‏‎ ‎‏مدحاً لکنّی اُرید منهم أن یؤمنوا مختارین غیر مضطرّین، لیستحقّوا منّی الزلفی‏‎ ‎‏والکرامة و دوام الخلود فی جنّة الخلد، «أفأنت تکره الناس حتّی یکونوا مؤمنین» و أمّا‏‎ ‎‏قوله عزَّ و جلَّ: «و ما کان لنفس أن تؤمن إلاّ بإذن الله» فلیس ذلک علی سبیل‏‎ ‎‏تحریم الإیمان علیها، و لکن علی معنی أنّها ما کانت لتؤمن إلاّ بإذن الله، وإذنه أمره‏‎ ‎‏لها بالإیمان، ما کانت مکلّفة متعبّدة و إلجاؤه إیّاها إلی الایمان عند زوال التکلیف‏‎ ‎‏والتعبّد عنها. فقال المأمون: فرّجت عنّی یا أبا الحسن فرّج الله عنک»‏‎[6]‎‏.‏

‏‏این حدیث به وضوح بیانگر این نکته است که زورمداری ـ حتی در راه تحمیل‏‎ ‎‏اسلام و توحید به جامعه های انسانی ـ بدعتی است که با سنتهای حاکم بر جهان و‏‎ ‎

‏
‏
‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 438

‎‏

جامعه و تاریخ مغایرت دارد و پیامبر اسلام از آن تبری می کند.‏

‏‏با این توضیحات می توان نتیجه گیری کرد که بدعت، عمدتاً تزویری است در‏‎ ‎‏خدمت زر و زور؛ و بدعتگذاران، ضلع پلیدی از مثلث شوم زور و زر و تزویرند.‏‎ ‎‏این مثلت شوم ـ که بسا آیۀ قرآن نیز آن را مورد اشاره قرار داده است‏‎[7]‎‏، همه دارای‏‎ ‎‏ریشه ای مشترکند به نام «استکبار». در خطبۀ 134 «نهج البلاغه»،‏‎ ‎‏امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فراز و فرودهای تاریخ را همه، با بررسی این‏‎ ‎‏مقوله، به تحلیلی جامع نشسته است.‏

‏‏در این فرصت، نگارنده بر آن است که بر حسب توان، از آیات قرآن کریم ـ در‏‎ ‎‏طبقه بندی بدعت و تحریف، ریشه ها و زمینه های آن ـ جمع بندی روشنی را‏‎ ‎‏ارائه کند تا از یک سو گامی باشد در نزدیکتر شدن به بینش قرآنی در دریافت مفهوم‏‎ ‎‏بدعت، و از دیگر سو بتوان با تکیه بر آن، پیش طرحی را برای پژوهشی گسترده در‏‎ ‎‏این زمینه ارائه کرد. مجموعۀ آیات قرآن کریم را که پیام مستقیم آن به بدعت و‏‎ ‎‏تحریف راجع است، می توان چنین طبقه بندی کرد:‏

‏‏ ‏

‏‏4 ـ بدعت در قرآن‏

‏‏(1 ـ 4) ـ بدعت و تحریف دین، سهمگین ترین جنایت:‏

‏‏بقره (2) آیه 176، هود (11) آیه 18 ـ 22.‏

‏‏ ‏

‏‏(2 ـ 4) ـ بی ریشه بودن بدعت:‏

‏‏توبه (9) آیه 32.‏

‏‏ ‏

‏‏(3 ـ 4) ـ زمینه های بدعت و تحریف:‏

‏‏(1 ـ 3 ـ 4)‏‏ جاذبۀ زور و زر:‏

‏‏بقره (2) آیه 79 ـ 82، اعراف (7) آیه 37، توبه (9) آیه 37، یونس (10)‏‎ ‎‏آیه 68 ـ 70، ابراهیم (14) آیه 3.‏

‏
‏
‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 439

‎‏

(2 ـ 3 ـ 4)‏‏ انحراف از خط اصیل دیانت و تعهد دینی:‏

‏‏مائده (5) آیه 13 ـ 15.‏

‏‏(3 ـ 3 ـ 4)‏‏ ‏‏ساده اندیشی در فلسفۀ احکام:‏

‏‏آل عمران (3) آیه 93 ـ 94، حدید (57) آیه 27.‏

‏‏(4 ـ 3 ـ 4)‏‏ سلطه پذیری:‏

‏‏توبه (9) آیه 31.‏

‏‏(5 ـ 3 ـ 4)‏‏ تعصب و امتیاز طلبی:‏

‏‏بقره (2) آیه 116، آل عمران (3) آیه 24، نساء (4) آیه 123، مائده (5)‏‎ ‎‏آیه 17 ـ 18.‏

‏‏(6 ـ 3 ـ 4)‏‏ رفاه زدگی و جهادگریزی پیروان:‏

‏‏بقره (2) آیه 59 ـ 60.‏

‏‏(7 ـ 3 ـ 4)‏‏ جو زدگی و سازشکاری رهبران:‏

‏‏انعام(6) آیه 116، هود(11) آیه 31، یونس (10) آیه 102 ـ 106، اسرا (17)‏‎ ‎‏آیه 73 ـ 75، حاقه (69) آیه 44 ـ 47.‏

‏‏(8 ـ 3 ـ 4)‏‏ خرافه گرایی:‏

‏‏انعام (6) آیه 142 ـ 148، نحل (16) آیه 35.‏

‏‏(9 ـ 3 ـ 4)‏‏ خودکامگی با تحمیل محرومیت به مردم:‏

‏‏مائده (5) آیه 87 ـ 88، انعام (6) آیه 118 ـ 119، 136 ـ 146، اعراف (7)‏‎ ‎‏آیه 80.‏

‏‏یونس (10) آیه 59 ـ 60، نحل (16) آیه 114 ـ 117.‏

‏‏(10 ـ 3 ـ 4)‏‏ شهوت پرستی:‏

‏‏عنکبوت (29) آیه 28 ـ 29.‏

‏‏ ‏

‏‏(4 ـ 4) ـ نقش ویژۀ یهود در بدعت و تحریف:‏

‏‏نساء (4) آیه 44 ـ 46.‏

‏
‏
‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 440

‎

‏‏(5 ـ 4) ـ لفاظی و اصطلاح بافی بدعت گذاران:‏

‏‏آل عمران (3) آیه 78.‏

‏‏در بررسی بدعت و تحریف در قرآن کریم، نباید به آیاتی که پیام مستقیم آن به‏‎ ‎‏موضوع مربوط است بسنده کرد، زیرا آیات فراوانی در قرآن به صورت غیرمستقیم‏‎ ‎‏روشنگر ابعاد بدعت و تحریف است. برای مثال، آیاتی که بیانگر سیرۀ پیامبران و‏‎ ‎‏پیامبر خاتم(ص) است، در این زمینه بسیار سودمند خواهد بود؛ چه، عدول از‏‎ ‎‏سیرۀ پیامبران به ویژه پیامبر خاتم، برابر است با انحراف و بدعت. نگارنده با تأمل‏‎ ‎‏در بیش از یکصد آیۀ قرآن کریم در زمینۀ سیرۀ پیامبر خاتم(ص) سیرۀ آن بزرگوار را‏‎ ‎‏چنین جمع بندی کرده است:‏

‏‏ ‏

‏‏5 ـ سیره پیامبران بویژه پیامبر خاتم در قرآن‏

‏‏(1 ـ 5) ـ ‏‏تعبد و ایمان راسخ‏

‏‏(2 ـ 5) ـ ‏‏هماهنگی حرف و عمل‏

‏‏تقویت اراده و بنیۀ معنوی با تهجد و ریاضت مشروع‏

‏‏(3 ـ 5) ـ ‏‏وارستگی از استکبار و اخلاق شرک آلود... و در نتیجه پرهیز از تحقیر‏‎ ‎‏مردم‏

‏‏(4 ـ 5) ـ ‏‏آراستگی به ارزشهای عالی اخلاقی: متانت، صبر، شرح صدر،‏‎ ‎‏توکل، ...‏

‏‏(5 ـ 5) ـ ‏‏پرکاری و اشتغال پی در پی‏

‏‏(6 ـ 5) ـ ‏‏یتیم نوازی و رسیدگی به محرومان‏

‏‏(7 ـ 5) ـ ‏‏پرهیز از حرکت بی شناخت‏

‏‏(8 ـ 5) ـ ‏‏واقع بینی و دوری از تکلف و زورگویی و مدارا با مردم‏

‏‏(9 ـ 5) ـ ‏‏انسان دوستی بی مرز و همدردی با همگان.‏

‏‏(10 ـ 5) ـ ‏‏تبلیغ درست بر پایۀ طبقه بندی مخاطبها‏

‏
‏
‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 441

‎‏

(11 ـ 5) ـ ‏‏خدمت بی چشمداشت و بی اعتنا به منافع شخص...‏

‏‏(12 ـ 5) ـ ‏‏اصول گرایی در تنظیم رابطه با جامعه، بی اعتنا به جاذبه های‏‎ ‎‏زور و زر‏

‏‏(13 ـ 5) ـ ‏‏فروتنی با مومنان‏

‏‏(14 ـ 5) ـ ‏‏جو ناپذیری و شهامت در برخورد بی انعطاف با انحراف‏

‏‏(15 ـ 5) ـ ‏‏رای زنی، دوری از استبداد و احترام به افکار دیگران‏

‏‏(16 ـ 5) ـ ‏‏صراحت در موضع گیری‏

‏‏(17 ـ 5) ـ ‏‏دوری از تبعیض‏

‏‏(18 ـ 5) ـ ‏‏داشتن مواضع اصولی در جذب و دفع و گریز از جهل و جاهلان‏

‏‏(19 ـ 5) ـ ‏‏بهره گیری از تجربه های تاریخ‏

‏‏ ‏

‏‏نتیجه‏

‏‏هر یک از این محورها ـ و محورهای دیگر، که بسا در این جمع بندی شتابزده‏‎ ‎‏از قلم افتاده است ـ زمینۀ پژوهشی است گسترده، به ویژه با توجه به بدعتهایی که‏‎ ‎‏پس از رحلت آن حضرت در فتنه های تاریخ اسلام ـ خاصه فتنۀ امویان ـ پیش آمد.‏‎ ‎‏در مثل اگر فقط در یکی از یکصد آیۀ مورد اشاره در این جمع بندی، نیک بیندیشیم‏‎ ‎‏و به اجرای آن پایبند شویم، بسا صدها و هزاران مشکل با آن حل شود. به عنوان‏‎ ‎‏نمونه: ‏‏«خذ العفو وامر بالعرف و اعرض عن الجاهلین»‏‏ آری، سنت پیامبر(ص)‏‎ ‎‏اعراض از نادانهاست، در حالی که بدعت رایج در اسلام خلافت و سلطنت و‏‎ ‎‏فرهنگ به جای مانده از آن، جذب عوام و نادانهاست تا آنجا که می بینیم گاهی‏‎ ‎‏به عنوان «حزب الله» تشویق می شوند... .‏

‏‏به هر حال، اگر بر آن شویم که بدعتهایی را که در روند اسلام خلافت و‏‎ ‎‏سلطنت، رایج شده و در فرهنگ جامعه های اسلامی رسوخ کرده، باز بشناسیم و‏‎ ‎‏زلال اسلام بعثت را از زنگار آن بپالاییم، نیازمند فراهم کردن طرحی است که در‏‎ ‎‏آن، مقاطع مختلف تاریخ به تفکیک شناخته شود و در هر مقطع، کار بایسته‏‎ ‎

‏‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 442

‎‏

انجام گیرد که ضمن آن، هوسهای مسلط هر زمان و بدعتهای ناشی از آن‏‎ ‎‏روشن شود.‏

‏‏آنچه هم اکنون می توان از جمع‏‏ ‏‏بندی مطالب گذشته نتیجه گیری کرد، این‏‎ ‎‏است که نوآوری ـ با رعایت اصول و موازین ـ هرگز بدعت نیست؛ بدعت، آن‏‎ ‎‏نوآوری است که انگیزۀ آن، جلب خشنودی حاکمان زمان باشد. بدعت نوآوری‏‎ ‎‏مزوّرانه ای است، در پیوند با جاذبۀ زور و زر و با هدف زمینه سازی سلطه و توجیه‏‎ ‎‏خودکامگی.‏

‏
‏
‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 443

‎‏

کتابنامه‏‎:‎

‏‎

کتابجامعیت شریعت: مجموعه مقالاتصفحه 444

‎

  • ـ رحمن (55) آیه 55.
  • ـ بقره (2) آیه 117.
  • ـ مجلسی، بحار الانوار، ج 50، «زندگی امام هادی»، باب 5، صص 218 ـ 219.
  • ـ همان، ج 78، ص 259.
  • ـ خورشید بر غروب نهج البلاغه، ش 80، خطبۀ 50.
  • ـ مجلسی، بحار الانوار، ج 5، ص ص 49 ـ 50.
  • ـ مرسلات (77) آیه 30.