9 ـ امر به معروف
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : غلامعلی، مهدی

محل نشر : تهران

زمان (شمسی) : 1378

زبان اثر : فارسی

9 ـ امر به معروف

‏‏9‏

‏‏ ‏

‏‏امر به معروف‏

‏‏ ‏

‏‏     ‏‏امام باقر ‏‏علیه السلام‏‏:‏

‏‏     «إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهیَ عَنِ المُنکَرِ‏‎ ‎‏سَبیلُ الأنبیاءِ و مِنهاجُ الصُّلَحاءِ»‏‎[1]‎‏.‏

‏‏    ‏‏فرمان دادن به خوبی و بازداشتن از‏‎ ‎‏زشتی، راه پیامبران است و شیوۀ نیکوکاران.‏

‏‏***‏

‏‏     هرگاه شرایط نهی ازمنکروامر به معروف وجود داشت،‏‎ ‎‏امام بی درنگ وظیفه خود را انجام می دادند. پس از فوت‏‎ ‎‏آیة الله کاشانی، عده ای از اقشار مختلف مردم تهران برای‏‎ ‎‏دیدن حضرت امام به قم آمدند. آنها با صدای بلند می گفتند:‏‎ ‎‏«الکاشانی رَجَع الینا مرجعاً» یعنی اگر کاشانی به رحمت‏‎ ‎‏خدا رفته است، ولی به جای ایشان خمینی به ما برگشت و‏‎ ‎‏در واقع فردی به ما داده شد که تمام خصوصیات کاشانی‏‎ ‎‏را دارد، به اضافۀ اینکه مرجع هم هست.‏

‏‏     در همان مجلس یک نفر که جلو آمد تا دست امام را‏‎ ‎‏ببوسد، انگشتری طلا در دست داشت. در همان حال که‏‎ ‎‏می خواست دست امام را ببوسد، امام دست او را نگه‏‎ ‎‏داشت وفرمود:«عزیزم! این انگشتری برای مرد حرام است،‏‎ ‎‏شما این انگشتر را درآورید و انگشتر دیگری دست بکنید».‏

‏‏     آن شخص هم با اختیار و رضایت، همان جا انگشتر‏‎ ‎‏طلا را از دست بیرون آورد‏‎[2]‎‏.‏

‏‎ ‎

‏‎

‎

  • )) میزان الحکمة، حدیث 12713.
  • )) پا به پای آفتاب، ج 4، ص 149، راوی: آیة الله مسعودی.