با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 ضرورت تشکیل و پی‌ریزی نهادی مستقل برای زدودن آثار ستمشاهی از چهره روستاها و مناطق محروم کشور به صورت یک خواست عمومی مطرح شد. این ضرورت از آنجا ناشی می‌ شد که تشکیلات اداری و دوایر دولتی که در رژیم گذشته بنا شده بودند بر اساس توسعه نظام شهری پایه‌ریزی گردیده بودند و اصولاً در الگوی توسعه اقتصادی رژیم شاه تشکیلات و سازمانی برای رفع نیازهای روستائیان، بویژه تولید‌کنندگان فرآورده‌های زراعی و دامی پیش‌بینی نشده بود.

روستائیان ایران که بخش عظیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند تا پیش از انقلاب اسلامی هدف آزارهای اجتماعی و اقتصادی فراوانی بودند. ستم «خان»ها و «کدخدا»ها و «آژان»‌ها و سایر مأمورین دولتی و رشوه‌ها و باج‌ های کلانی که به انواع حیله‌ها از روستائیان می‌گرفتند، همراه با سلب امنیت جانی و مالی روستائیان، خاطره‌های دردناکی در اذهان تداعی می‌کند.

در نظام اقتصادی رژیم گذشته که رویکرد آن به فرهنگ شهرنشینی و رواج صنعت مونتاژ بود، نظام سنتی مبتنی بر کشاورزی در روستاها، جایگاهی نداشت و رو به اضمحلال بود. این وضعیت نه تنها موجب بیکاری و مهاجرت روستائیان به شهرها و رشد قارچ‌گونه مشاغل کاذب گردید، بلکه لطمه بزرگی به کشاورزی و بافت زندگی اجتماعی روستاها وارد ساخت. بالاترین ستم بر روستائیان، طرح «اصلاحات ارضی» بود. از طریق این طرح دست روستائیان را از آب و زمینشان بریدند و مجبورشان کردند به منظور کسب درآمد، روانه شهرها شوند. رها کردن زندگی روستائی و بیگانگی با فرهنگ شهری، زندگی آرام و سنتی روستائیان کشور را به تباهی سوق داده بود. منافع رژیم شاه ایجاب می‌کرد با جمع‌آوری نیروی کار ارزان از روستاها، کارخانجات صنعتی مونتاژ را که در واقع حلقه‌هایی از زنجیره وابستگی بودند، گسترش داده و با ایجاد روحیه مصرف‌گرایی در بین مردم، ایران را به یکی از بازارهای مهم فرآورده‌های مصرفی غرب تبدیل کند.

کم‌ توجهی به روستاها و تولید‌کنندگان کشاورزی در ابعاد مختلف و دور بودن روستائیان از امکانات گوناگون رفاهی همچون آب آشامیدنی سالم، برق، راه و خدمات بهداشتی، انگیزه سکونت و تولید در روستاها را از بین برده بود به طوری که بر اساس آمارهای موجود از سال‌های 1350 به بعد همزمان با افزایش یکباره قیمت جهانی نفت، بخش عظیمی از نیروهای فعال روستائی جذب کارخانجات شهری شدند و فقر اجتماعی و اقتصادی و نبود ابتدائی‌ترین امکانات مورد نیاز، روند فرار از روستاها را شدت بخشیده بود؛ در حالی که روستا به عنوان یک مرکز تولیدی می‌بایست در برنامه‌ریزیهای توسعه اقتصادی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار باشد.

با پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت بازسازی روستاها و احیای کشاورزی به عنوان نخستین گام در دستیابی به آرمان و اهداف انقلاب مطرح و منجر به تأسیس نهادی مستقل و مردمی تحت عنوان «جهاد سازندگی» شد.


تاریخچه تاسیس:

در مورد تاریخچه تاسیس این نهاد مردمی و انقلابی باید گفت که؛ اندیشه تاسیس جهاد سازندگی، نخستین بار، با عنوان طرح اعزام گروه ‌های ۱۰ نفره دانشجوئی به مناطق محروم و با پیشنهاد یکی از اعضای هیات علمی دانشکده فنی دانشگاه تهران، مطرح شد. ایده ابتدایی تشکیل نهادی دانشجویی برای اداره مناطق بحرانی محروم و دورافتاده از جمله کردستان، سیستان و بلوچستان، گنبد و ترکمن صحرا، مسجد سلیمان و خوزستان و چهارمحال و بختیاری و هدایت امور سیاسی و فرهنگی و فعالیت‌های انقلابی و مردمی این مناطق با استفاده از امکانات ارتش در جلسه جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های پلی تکنیک، صنعتی شریف، دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه علم و صنعت ایران با نخست وزیر وقت مهدی بازرگان مطرح شد. اولین نماینده این گروه دانشجویی محمدتقی امانپور انتخاب گردید که رابط این گروه دانشجویی با نخست وزیری بود.

پس از اعزام این گروه‌ها لزوم ایجاد نهضت جهاد سازندگی با مشارکت دانشجویان در کشور احساس شد این طرح در اردیبهشت ۵۸ در دانشگاه‌های ایران مورد نظرخواهی قرار گرفت که با موافقت دانشجویان روبرو شد، بنابراین طرح تشکیل نهضت مدون شد و توسط شهید بهشتی به اطلاع حضرت امام (س) رسید. امام خمینی مهلتی یک ماه را برای تشکیل این نهضت در نظر گرفت و در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ چهار ماه بعد از انقلاب اسلامی با درک اهمیت روستا در تأمین استقلال سیاسی و اقتصادی با صدور فرمانی خواستار آن شدند تا ارگانی برای رسیدگی و رفع محرومیت روستائیان تشکیل شود و از مسئولین خواستند تا با اختصاص امکانات موجود کشور و بهره‌گیری از نیروهای داوطلب مردمی، سازندگی روستاها را در اولویت قرار دهند. پیام امام خمینی (س) که در حقیقت پاسخی به نیاز اساسی روستاهای کشور برای بازسازی بود، در 26 خرداد 1358 به این شرح انتشار یافت:


«بسم‌الله الرحمن‌الرحیم

ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت. ملتى که- بحمد اللَّه- مهیا براى کمک و فداکارى بوده و هستند. با فداکارى ملت- بحمد اللَّه- مراحلى را که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم، موانع مرتفع شد، خائنین رفتند، و اگر تتمه‏اى هم باشد، با همت ملت خواهند رفت. لکن این دیوار شیطانى بزرگ که شکست، پشت آن دیوار خرابی هاى زیاد هست؛ و ما باید به همت ملت آن خرابی ها را ترمیم کنیم. ناچاریم که به ملت متوجه بشویم براى سازندگى؛ براى اینکه ترمیم کنیم این خرابی ها که در طول مدت حکومت جائر پهلوى در مملکت ما حاصل شده است. و- بحمد اللَّه- ملت ما راجع به سازندگى... این مهیا بودن خودشان را اعلام کرده‏اند. دانشجوهاى عزیز، متخصصین، مهندسین و بازارى، کشاورز، همه قشرهاى ملت، داوطلب براى این است که ایرانى که به طور مخروبه به دست ما آمده است بسازند. از این جهت، باید ما بگوییم یک جهاد سازندگى، موسوم کنیم این جهاد را به «جهاد سازندگى» که همه قشرهاى ملت، زن و مرد، پیر و جوان، دانشگاهى و دانشجو، مهندسین و متخصصین، شهرى و دهاتى، همه با هم باید تشریک مساعى کنند و این ایران را که خراب شده است بسازند. و البته آن جاهایى که بیشتر خرابى هست؛ مثل آنجاهایى که روستاها، جاهایى که مساکن عشایر هست، دهات دورافتاده که تقریباً هر کدام از گروهها مى‏آیند، شکایت از وضعشان دارند، مى‏گویند برق نداریم، خانه نداریم، آب نداریم، اسفالت نداریم، بهدارى نداریم؛ و همه هم صحیح مى‏گویند. بنا، بر این بوده است که این طور ایران را خراب کنند. و الآن که- بحمد اللَّه- آن سد شکسته‏ شد، براى مرحله ثانى، که مرحله سازندگى است، ما دستمان را پیش ملت دراز مى‏کنیم، و از ملت مى‏خواهیم که همه در این نهضت شرکت کنند و همه دست برادرى به هم بدهند و این سازندگى و جهاد سازندگى را شروع کنند. و البته مأمورین دولت در هر جا- آنها هم- مردم با آنها تشریک مساعى کنند. در تحت نظر اشخاص کارشناس، مأمورین دولت کارها را انجام بدهند. و روحانیونى که در همه جا در بلاد- بحمد اللَّه- هستند، در این امر آنها هم تشریک مساعى کنند، نظارت کنند.

... ان شاء اللَّه خداوند به همه ملت و به همه کسانى که در این راه تشریک مساعى مى‏کنند و این وظیفه اخلاقى- شرعى را ادا مى‏کنند، به همه توفیق عنایت کند. همه موفق باشند که در این جهاد شرکت کنند و آن خرابه‏ها را بسازند، و برادران خودشان را کمک کنند؛ که شاید هیچ عبادتى بالاتر از این عبادت نباشد. بلکه من مى‏خواهم از اشخاص که براى زیارت ها، براى مکه معظمه، براى مدینه منوره مى‏خواهند بروند لکن به طور استحباب مى‏خواهند بروند، من مى‏خواهم از آنها هم تقاضا کنم که شما براى ثواب مى‏خواهید بروید مکه مشرف بشوید، مى‏خواهید بروید مدینه منوره، عتبات عالیات مشرف بشوید؛ امروز ثوابى بالاتر از اینکه به برادرهاى خودتان کمک کنید [نیست‏] و این سازندگى را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود، و برادرهاى خودتان نجات پیدا بکنند. خداوند به همه شما اجر عنایت مى‏کند، و همان ثوابى را که شما از زیارتها مى‏خواهید خداوند به شما در این جهاد خواهد داد.» (صحیفه امام، ج‏8: ص 179 و 180)

بدین ترتیب بود که جهاد سازندگی به صورت یک نهاد مردمی با فرمان امام خمینی در تابستان 1358 تشکیل گردید و از همان آغاز توانست خیل عظیم نیروهای دلسوز و جوان و نیز متخصصین متعهد را در رشته‌های گوناگون برای احیا و نوسازی روستاها به سوی خود جلب نماید.

ابلاغ پیام امام به روستائیان و فراهم آوردن زمینه‌های حضور و مشارکت گسترده روستائیان در صحنه انقلاب و اولویت دادن به روستاها به عنوان پایگاه‌های اساسی تولید و عدم وابستگی و ارائه خدمات زیربنایی و ایجاد شغل مولد در روستا فلسفه وجودی نهادی است که با نام «جهاد سازندگی» شکل گرفت و فعالیت خود را در اقصی نقاط محروم و روستایی آغاز کرد.

رویکرد جهاد سازندگی تلاش در صحنه‌های مختلف اقتصادی ـ اجتماعی با مشارکت فعال مردم بود. تلاش های مستمر و بی ‌وقفه جهادگران در صحنه‌های سازندگی، بهره‌گیری از عناصر فعال و مخلص، تکیه بر توانایی های مردم در حل مشکلات و از همه مهمتر حضور در همه عرصه‌های سازندگی و توسعه، در مدت بسیار کمی این نهاد را به مجموعه‌ای کارساز، کارآمد و پرتوان تبدیل کرد.

. انتهای پیام /*