آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

توجه خاص امام خمینی (س) به مردم

توجه خاص امام خمینی (س) به مردم

در مواقعی که امام رابه مدرسه فیضیه می بردیم، از خیابان رد ‏‏می شدیم‎‏ و وقتی آقا از ماشین پیاده می شدند جمعیت می ریختند و به عنوان تبرک ‏‏به ‎‏امام دست می کشیدند. جمعیت فشار می آورد و گاهی افراد که می خواستند ‎‏به امام دست بکشند به عمامه ایشان می خوردند...

می خواهم میان مردم راه بروم

می خواهم میان مردم راه بروم

از پاسداران بیت حضرت امام نقل می کند: در شهادت آیت الله مفتح امام با ماشین آمدند در میان هزاران جمعیتی که بدن این شهید را تشییع می کردند. مردم از شدت علاقه به حدی دور امام ریختند که سقف ماشین می خواست خراب بشود...

خاطره خواندنی یک آزاده از دوران اسارت؛ گفتم: ما فرزندان خمینی هستیم!

خاطره خواندنی یک آزاده از دوران اسارت؛ گفتم: ما فرزندان خمینی هستیم!

آزاده ای نقل کرد: به ما اطلاع دادند که قرار است یکی از دولتمردان عراق به اردوگاه برای سخنرانی بیاید. او وقتی در بین سخنانش نام امام خمینی را می برد، بچه ها سه تا صلوات بلند می فرستادند...

ماجرای برخورد امام با عرفات

ماجرای برخورد امام با عرفات

برخورد هوشمندانه امام با عملکرد رهبران خائن ساف نمونه ای کم نظیر از مواضع روشن و آزاد ایشان در قبال سرنوشت ملت فلسطین بود...

علت تاکید امام بر خواندن زیارت رجبیه به روایت آیت الله مومن

علت تاکید امام بر خواندن زیارت رجبیه به روایت آیت الله مومن

آیت الله محمد مومن در خاطره ای از امام به بیان علت تاکید ایشان بر خواندن زیارت رجبیه پرداخته است.

پرواز انقلاب؛ اصرار های فراوان برای صرفه نظر از یک تصمیم! روایت یادگار امام از مهمترین روزهای انقلاب

پرواز انقلاب؛ اصرار های فراوان برای صرفه نظر از یک تصمیم! روایت یادگار امام از مهمترین روزهای انقلاب

‏‏امام فاصله هلیکوپتر تا روی کرسی خطابه را راحت طی کردند. امام‏‎ ‎‏صحبت خودشان را ایراد کردند که همه می دانید و بعد با آمبولانس از در‏‎ ‎‏بهشت زهرا خارج شده و ماشین به دست راست پیچید، پس از طی مسافت‏‎ ‎‏در جاده به طرف قم باز به سمت راست پیچید و به داخل بیابان رفت و با‏‎ ‎‏سرعت زیادی جلو رفت، هلیکوپتر ما هم روی آمبولانس حرکت می کرد...

صفحه 31 از 103 < قبلی | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | بعدی >