از همان دوران، من و آقای بهشتی به این فکر بودیم که شاید برای تبلیغات اسلامی و پیشبرد حرکت اسلامی، بهتر باشد به کشورهای زنده، از جمله آلمان برویم. آلمان از جهات مختلف بستر بسیار مساعدی بود؛ به ویژه اینکه پس از جنگ جهانی دوم موقعیت خاصی پیدا کرده بود.
من به عنوان پسر امام جرأت گفتن خصوصیات ایشان را ندارم، چون ایشان می گویند شما بی خود از من تعریف می کنید.
آیت الله خمینی پیرمردی بود با لباس روحانی و پارچۀ سیاهی که دور سر پیچیده بود. وقتی که برای اولین بار نظرم به چهرۀ او افتاد، ضربان قلبم تندتر از قبل شد. چیزی در چهره اش بود که بیننده را به خودش جذب می کرد.
مردی با چند شاخه گل و یک جعبه شیرینی پشت در ایستاده بود. مرد با خوشرویی سلام کرد و گفت: «اینها را از طرف آیت الله خمینی آورده ام. ایشان تولد حضرت مسیح پیغمبر(ص) را به شما تبریک گفتند و از اینکه ممکن است حضورشان در دهکده موجب زحمت شما شده باشد، عذرخواهی کردند!
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.