بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
با تأیید و تثبیت نظام جمهوری اسلامی، زمینه های اجرایی شدن پیش نویس قانون اساسی نظام فراهم شد. امام هم مایل بودند این مرحله با سرعت بیشتری پیگیری شود. در این میان، بحث اصلی...
در دورانی که در قم طلبه بودم، یک بار امام با اتوبوسی به مشهد مشرف می شدند، وقتی که به سمنان رسیدیم و اتوبوس توقف کرد، ایشان آنجا...
امام اهل مطالعه بودند و به مطالعه کتاب علاقه بسیاری داشتند. در همان ایام شهادت حاج آقامصطفی ایشان وقتی از تشییع جنازه برگشتند...
امام خیلی حسینی بودند در ایام محرم که به کربلا مشرف می شدند هر روز در حرم حضرت سیدالشهدا(ع) زیارت عاشورا را با صد سلام و صد لعن می خواندند. این کار، گاهی...
روزی که چند ماه از سرکوب 15 خرداد می گذشت و جوّ خفقانی که شاه درست کرده بود و قدرتی که شاه برای خودش به صورت ظاهر، درست کرده بود، آن روز امام جوری حرف زدند که...
پس از دستگیری و تبعید امام به ترکیه، آقایان مراجع و اساتید هر کدام اقداماتی کردند...
حاج آقا مصطفی(ره) در غیاب پدر، امور شرعی و سیاسی مردم را سامان میداد. حضرت امام(س) به همین دلیل...
مرحوم سید مصطفی خمینی(ره) یک از شخصیتهای بالقوه و بالفعل اسلام بود. بنده ایشان را به عنوان یک چهرۀ برجستۀ حوزۀ علمیۀ قم از سالها قبل می شناختم. وقتی به قم رفته بودیم....
یکی از شاخصه هایی که در ایشان وجود داشت و از همه مهمتر بود و بیشتر خودنمایی می کرد، دین باوری، ایمان به خداوند، رسالت و ولایت بود، به صورتی که...
در روضه هایی که به طور خصوصی در شهر قم تشکیل می شد شرکت می کرد و...
شهادت حاج آقا مصطفی طلیعه ای شد برای این که مردم بتوانند آزادانه از امام اسم ببرند. ساواک کنترل از دستش بیرون شده بود و کمتر می توانست...
یکی از رخدادهایی که نقش مؤثری در بسیج توده های مردم و مبارزین و اتحاد آنها علیه حکومت پهلوی داشت، درگذشت اسرارآمیز آیت اللّه سید مصطفی خمینی در اول آبان 1356 در نجف اشرف بود. خبر این حادثه آتش انقلاب را شعله ور تر ساخت، و گویا ....
یکبار نزد آقای خمینی رفتم و ایشان در حال بالا رفتن از پله ها بودند. به ایشان عرض کردم دیگر ادامه ندهید؛ علما با شما نیستند. ایشان برگشتند رو به من و فرمودند...
امام در چند مجلسی که من منبر می رفتم تشریف داشتند. وقتی من قرآن می خواندم می دیدم که امام همینجور اشکشان سرازیر می شود. گفت که از آنجا این آشنایی و برخورد اینجوری شروع شد ولی ...
در دوران انقلاب، مردم شریف ایلام هم، هماهنگ با سایر شهرها تظاهراتی علیه رژیم بر پا نمودند... تیراندازی به منظور سرکوبی انقلابیون شروع شد...
راه پاسداری از نهضتش همین است که هر کس در هر رتبه و مقامی که هست در پیشبرد آرمان ها و اهداف معظم له بکوشد و اگر غیر از این شد نهضت شکست خواهد خورد.
به جمله من اتّبع رضوانه عنایت بیشتری بکنید... تا راه های سلام را به شما بنمایاند.
مردم تقاضا کردند که ملاقاتی با حضرت امام داشته باشند. دفتر هم موافقت کرد. چند تا اتوبوس از بندر انزلی آمدند و صبح در جماران، در مسیر بیت حضرت امام مستقر شدند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.