آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

ماه رمضان در اسارت

ماه رمضان در اسارت

دستور داده بودند که از اوائل ماه رمضان همه بر علیه امام شعار بدهند. روز اول ماه رمضان فرا رسید؛ ولی هیچ‏‏کس شعار نداد.

عبادت ماه مبارک رمضان

عبادت ماه مبارک رمضان

در ماه مبارک رمضان در فصل گرماى نجف اشرف، ایشان براى نماز جماعت ظهر و عصر با زبان روزه به مدرسه مرحوم آیت‏اللّه‏ بروجردى تشریف مى‏بردند

اهمیت روزه گرفتن

اهمیت روزه گرفتن

آقا گفته بودند: من دیدم این بچه روزه نمى ‏تواند بگیرد و اهمیت روزه گرفتن برایش از بین مى‏ رود، بنابراین گفتم از قم برود که اگر یک روزى به او گفتیم روزه بگیر، بداند که باید روزه بگیرد نه اینکه بگوید مى‏ گیرم و بعد هم برود بخورد.

ماه رمضان در ایام تابستان

ماه رمضان در ایام تابستان

زمستان که مى‏شد، یک ماه در خانه، ماه‏رمضان اعلام مى‏کردند و هر که مى‏خواست روزه مى‏گرفت و به بچه‏ها هم گفته مى‏شد که چون در ماه رمضان سفر بودید و روزه نگرفتید حالا باید، این سى روز را روزه بگیرید

دیدار با امام در ماه مبارک رمضان

دیدار با امام در ماه مبارک رمضان

من شوق خاصى براى روزه گرفتن داشتم و کمتر از نُه ساله بودم که روزه گرفتن را‏شروع کردم.

زلال معنویت در سادگی نماز امام

زلال معنویت در سادگی نماز امام

من همواره در پشت سر ایشان می‏ایستادم

انتقال درس امام به مسجد اعظم در اثر ازدحام شاگردان

انتقال درس امام به مسجد اعظم در اثر ازدحام شاگردان

شاگردان امام در مسجد سلماسى جا نمى شدند و کسانى که یک مقدار دیر مى آمدند با کمال فشردگى مى نشستند؛ طورى که رعایت حرمت فاصله بین استاد و شاگرد نمى شد و مجبور مى شدند نزدیک حضرت امام قرار بگیرند. همینطور بعضى ها بیرون مى نشستند. پسر مرحوم آیت اللّه بروجردى، آقا محمدحسن تقاضا کرده بودند که آقا درسهایشان را بیاورند مسجد اعظم؛ با تقاضاى ایشان که متولى مسجد اعظم بود حضرت امام درسشان به آنجا منتقل شد.

واکنش امام به پخش شعارهای مردم در حمایت از ایشان از تلویزیون

واکنش امام به پخش شعارهای مردم در حمایت از ایشان از تلویزیون

پس از اینکه سخنرانی امام تمام شد جمعیت بلند شدند و شروع کردند به شعار دادن. بار اول می ‏گفتند «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار» آقا هم گوش می‏ کردند به تدریج شعار عوض شد و شعار دادند: «روح منی خمینی، بت شکنی خمینی» تا این شعار شروع شد آقا صدای تلویزیون را با کنترلی که در دست داشتند کم کردند ولی هنوز جمعیت شعار می ‏داد.

درس ماندگار استاد

درس ماندگار استاد

با نهایت اشتیاق و علاقه در درس اخلاق و یا عرفان ایشان امام اولین بار شرکت نمودم. آن موقع طلبه اى جوان، ولى مستعد براى اخذ مطالب بودم. مطلبى که امام ـ قدس سره ـ آن روز فرمودند به قدرى براى من جالب بود که هنوز در مغز و دلم بعد از چهل و چند سال تازه است. مطلب این بود: «بیده ملکوت کل شىءٍ» ما خیال مى کنیم چیزى هستیم؛ ولى هیچ نیستیم، هر چه هست از خدا است.

خاطره حضرت امام از استادشان آیت الله حائری یزدی

خاطره حضرت امام از استادشان آیت الله حائری یزدی

استاد خطاب به آن شخص فرمودند: خیلی خوب حرف های ما را نوشته ای اما یک «إن قلتی» حاشیه ای بر آن ننوشته ای. آن مرد گفت: خوب نتوانستم اشکال پیدا کنم. استاد فرمودند: تا آنجایی که می شد باید یک ان قلتی بزنی اگر اشکال هم نبود تا جایی که بی ادبی نبود حداقل یک فحش می دادی. (به شوخی و مزاح فرمودند).

ماجرای تشرف امام به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی برای زیارت

ماجرای تشرف امام به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی برای زیارت

امام در دو سه روز اولی که از پاریس تشریف آورده بودند فرموده بودند: «من متأثرم که در این چند روز که به ایران آمده ام هنوز به زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) موفق نشده ‏ام».

خاطرات پزشک حضرت امام از روز ورود ایشان به میهن

خاطرات پزشک حضرت امام از روز ورود ایشان به میهن

نیمه شب تا سحرگاهان، شیفتگان و عاشقان امام عزیز بعد از تمیز کردن و شستن کف خیابانها، آنها را با بهترین، الوان ترین و زیباترین گلها، گل آرایی و تزیین کردند. ما هم با آمبولانس بزرگی که مجهز به دستگاههای مختلف پزشکی منجمله دستگاه نوار قلبی بود، بعد از طی مسیر خیابانهای زیبا و پرطراوت به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. برنامه هر فرد و هر تیم پزشکی مشخص بود و برنامه آمبولانس ما هم این بود که در معیت حضرت امام از فرودگاه تا بهشت زهرا باشیم.

ویژگی های ممتاز درس حضرت امام(س)

ویژگی های ممتاز درس حضرت امام(س)

ایشان خود بسیار منظم بودند و مایل بودند دیگران هم منظم باشند. روزىدر مسجد سلماسى خطاب به شاگردان فرمودند: «من به کسى نمى گویم به درس من بیاید؛ ولى اگر مى خواهید بیایید منظم باشید. شما اگر وقت شناس و منظم باشید باید تمامتان جلو در این مسجد به هم برسید چون مسافت منزل تا اینجا را هم باید حساب کنید...».

توجه ویژه امام به تحصیل اعضای خانواده

توجه ویژه امام به تحصیل اعضای خانواده

روز بعد هم خدمت آقا بودم با همان لباس سفید. این بار طوری بالای سر ایشان‏ ایستاده بودم که مرا نبینند. آقای دکتر طباطبایی هم کنار آقا ایستاده بود و داشت سرم‏ دست ایشان را درست می‏ کرد. به ظاهر حال آقا نسبت به روز قبل بهتر شده بود. در‏ همین لحظه نگاه امام به من افتاد و به دنبال آن آقای طباطبایی به شوخی گفت: آقا‏ مسیح هم یواش یواش دارد دکتری یاد می‏ گیرد.

پیاده روی روزانه امام

پیاده روی روزانه امام

وقتی نظر امام را شنیدم، پرسیدم: «آقا! شما حاضرید صبح ها در خدمتتان باشم و با هم راه برویم؟ نیم ساعت – یک ساعت قدم بزنیم و بعد هم برگردیم؟» ایشان فرمودند: کار خوبی است.

ابعادی متفاوت از شخصیت امام

ابعادی متفاوت از شخصیت امام

حضرات یکی پس از دیگری صحبت کردند و جواب شنیدند تا نوبت حقیر رسید. مقداری با خجالت و اضطراب شروع به صحبت کردم. رشته بحث رسیده بود به جریان استصحاب در موضوعی که اثر مترتب بر آن به تنهایی نبود. اشکال اصل مشیت را مطرح کردم. دیدم آنچنان معظم ‏له که خداوند بر عزتش در دنیا و در ملأ اعلی بیفزاید، با طراوت و نشاط و تبسم و چهره نورانی و محبت وصف ناشدنی، با من روبرو شدند که آناً ذهنیت من متحول شد.

 آرامش و متانت امام در بحث های علمی

آرامش و متانت امام در بحث های علمی

به یاد دارم بحث در این مسأله بیش از یک ساعت طول کشید. یکی از جالب ترین خاطره ‏ها در همان روز این بود که ما طلبه‏ ها در بحث و گفتگو داد و فریاد زیاد می ‏کردیم؛ ولی ایشان با کمال متانت و شکیبایی به حل و نقض و استدلال می‏ پرداختند و همان روز همۀ طلبه‏ ها را برای صرف ناهار نگاه داشتند.

درس فقه امام، درس واقع گرایی

درس فقه امام، درس واقع گرایی

امام می فرمودند مسائل فقهی را شما در بازار حل کنید. آنجا مسأله را طرح و مورد بررسی قرار دهید، نه در مدرسه و پشت درهای بسته و دور از جامعه. زیرا فقه مسائل علمی مربوط به عمل روزمره است. شما ببینید واقعیات و نیازهای جامعه چیست؟ و تا چه اندازه حل این مسائل برای جامعه ضروری است... فقه اسلام برای اجتماع است. این روش امام یک جهش در شیوه فقه بود و آثار مثبت بسیاری داشت.

صفحه 49 از 103 < قبلی | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | بعدی >