پنجم مهر ماه سال ۶۰ عملیاتی در تاریخ دفاع مقدس رقم خورد که نه تنها فرمان امام را جامه عمل پوشاند که حساب را نیز دست ارتش بعث عراق داد که باید سر جای خودش بنشیند.
همسرم در سال 1989 م. (1368 هـ.ش.) به ایران آمد و به دیدار امام ـ که در آن زمان به شدت بیمار بودند ـ و سپس به زیارت امام رضا(ع) رفت و برای داشتن فرزند دعا کرد
یکى از ابعاد گسترده شخصیت حضرت امام این بود که به مناجات و عبادت و ادعیه توجه ویژه داشتند
ایشان صبح ها نیم ساعت قدم می زدند. وقتش هم ساعت 9 بود. وقتی ملاقاتهایشان تمام می شد نیم ساعت پیاده روی می کردند.
در جمع نشسته بودیم که یکمرتبه دیدیم آقا به طرف آشپزخانه می روند.
از برنامه های امام قدم زدن و پیاده روی روزانه به مدّت حدود چهل دقیقه تا یک ساعت بود.
یک دفعه هم آمدند یک محله ای از خمین را گرفتند و مردم با آنها معارضه کردند و تفنگ دست گرفتند و ما هم جزء آنها بودیم که به اندازه ای که می توانستیم حرکت بکنیم.
بلافاصله اول غروب آفتاب در شب عید فطر که مى شد به من پولى پرداخت مى کردند و مى فرمودند این پول فطریه من و کسانى که نان خور من هستند و مى فرمودند که این تا فردا به فقرا داده بشود
امام پاسخ دادند: شما هر چه مردم را از ما دور کنید، ما راحت تر هستیم! وظیفه ما سبک تر و مسئولیتمان کمتر است.
دیدار ایشان پس از چندین سال آن هم با عاطفه و محبتی که ایشان داشتند خیلی خوشحال کننده بود. اما چند دقیقه ای ننشسته بودند که گفتند: «من باید بروم»
اگر در لابلای شوخی ها مثلاً جمله ای گفته می شد که منظور غیبت را داشت امام فوراً ناراحت می شدند و تذکر می دادند که غیبت امر حرامی است و جایز نیست.
به یاد دارم بعد از حمله به مدرسه فیضیه، در دوم فروردین 1342 که طلبه جوانى بودم، خیلى نگران شده بودم
حضرت امام در قم هنگام درس گفتن روی زمین می نشستند و درس می گفتند.
یک خانمی در تبریز به من گفت که پسر من در دست عراقیها اسیر بوده است.
ما گاهی برای شکایت و درد دل خدمت امام می رفتیم، اما آقای بهشتی هیچ وقت نزد امام شکوه نمی کرد.
حضرت امام(س) با آن کهولت سن و ضعف حتی در ایامی که ماه مبارک، مصادف با گرمای سوزان در روزهای بلند تابستان بود، مقیّد به انجام نافله مغرب و عشا بودند
امام علاوه بر انجام تمام اعمال عبادی ماه رمضان، سه بار قرآن را ختم می کردند.
یکی از روزهای ماه رمضان بود. همه روزه بودیم و با اذان مغرب که از بلندگوهای نصب شده در اردوگاه به گوش رسید، همگی آماده شدیم که افطار کنیم.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.