نوفل لوشاتو، ۱۳۵۷_ نامه به آقای سید محمود طالقانی (فرهنگ و منطق شاه)
اهم نامه:
این مسئله امر طبیعی است که شخصیتهایی مثل جنابعالی، که عمر گرانمایۀ خود را در‏‎ ‎‏راه آزادی و استقلال کشور و مخالفت بی امان با دستگاه جبار و غارتگران بین المللی‏‎ ‎‏صرف نموده اند، در حبس و شکنجه به سر برند و از آزادی محروم باشند. آزادی امثال‏‎ ‎‏جنابعالی برخلاف منطق شاه و موازین دولت اوست.
شما اکنون که از حبس کوچک به حبس بزرگ منتقل شدید، با این حقایق عجیب و‏‎ ‎‏لغات تازه مواجه هستید ولی از طرف دیگر با یک تحول عظیم روحی ملت از حیث‏‎ ‎‏شناخت، و تحول عملی عظیمتر از حیث عمل مواجه هستید. توده های مردم که قبل از‏‎ ‎‏نهضت عظیم اسلامی، نظام شاهنشاهی را مظهر ملیت و مدار عظمت کشور می دانست و‏‎ ‎‏فرمان شاه را مطاع و متبع، و از جزاف گوییهای شاهان و گویندگان درباری و‏‎ ‎‏مدیحه سرایی آنان، کشور را در سایۀ رهبری شاه مترقی و پیشرفته تا دروازۀ تمدن بزرگ‏‎ ‎‏می پنداشت و استقلال مملکت را در زیر پرچم شاهنشاهی، بیمه شده به حساب‏‎ ‎‏می آورد، با یک جهش و شناخت همگانی، تمام پایه ها و کنگره های این قصر خیالی‏‎ ‎‏ناگهان فرو ریخت و محتوای این لغات و الفاظ فریبنده و بزک شده ظاهر شد، و تهی‏‎ ‎‏بودن این طبلهای پر سر و صدا از محتوا معلوم گردید
‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج ۴، ص ۲۵۹ - ۲۶۰

***

نوفل لوشاتو، ۱۳۵۷_ نامه به آقای حسین علی منتظری (رژیم سلطنتی، منشأ عقب ماندگی و بدبختی)
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۴، ص ۲۶۱ - ۲۶۲

***

نوفل لوشاتو، ۱۳۵۷_ مصاحبه با رادیو ـ تلویزیون لوکزامبورگ (هدف، برقراری جمهوری اسلامی)
اهم بیانات:
‏‏هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است و برنامۀ ما تحصیل آزادی و استقلال است و‏‎ ‎‏تصفیۀ وزارتخانه ها و حذف ماده هایی که رضاشاه و شاه فعلی با سرنیزه در قانون‏‎ ‎‏گنجاندند و حذف مواد مربوط به سلطنت مشروطه
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۴، ص ۲۶۳ - ۲۶۴

***

نوفل لوشاتو، ۱۳۵۷_ مصاحبه با روزنامه ایتالیایی پائزه سِرا درباره دلایل سقوط رژیم شاه
اهم بیانات:
‏‏امروز در جهان آن چیزی که مقصود ما از جمهوری اسلامی است دیده نمی شود. هیچ‏‎ ‎‏یک از خصوصیات اصولی جمهوری اسلامی در حکومت عربستان سعودی دیده‏‎ ‎‏نمی شود. آیا مگر ملت ایران برای تعیین سرنوشت خویش باید ببیند که دولتهای غربی‏‎ ‎‏چه چیزی را می پسندند؟ مگر سایر دولتها در تعیین خط مشی سیاسی خودشان و یا تعیین‏‎ ‎‏نوع حکومتشان به آرای ملت ایران مراجعه می کنند؟ در جمهوری اسلامی، زمامداران‏‎ ‎‏مردم نمی توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی‏‎ ‎‏برای خود قائل شوند. باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همۀ سطوح به دقت رعایت‏‎ ‎‏کنند و حتی پاسدار آن باشند. دقیقاً باید به آرای عمومی در همه جا، احترام بگذارند.‏‎ ‎‏هیچ گونه تسلط و یا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم، نباید بپذیرند. مطبوعات در‏‎ ‎‏نشر همۀ حقایق و واقعیات آزادند. هرگونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در‏‎ ‎‏صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامی این شئون حد و‏‎ ‎‏مرز آن را تعیین کرده است.‏
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۴، ص ۲۶۵ - ۲۶۶

***

نوفل لوشاتو، ۱۳۵۷_ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج (تغییر معانی الفاظ و اقتصاد ویران ایران)
اهم بیانات:
در آن وقت که هجوم کردند این خارجیها به ایران قوای متفقین به ایران ـ قبل از آمدن‏‎ ‎‏آنها همین حرفها بود؛ این الفاظ بی محتوا بود که «اعلیحضرت»‏‎ـ آن وقت‏‎ ‎‏«اعلیحضرت» او بود دیگر، این‏‎ آن وقت نبودش؛ «اعلیحضرت» او بود و همۀ ظلمها‏‎ ‎‏هم به ارث به این رسیده مع الاضافه! این چون رو به «تمدن» است اضافه کرده است! ـ اگر‏‎ ‎‏چه بکند دست همه را کوتاه کرده است. دیگر همۀ ایران همچو مستقل شده است که همه‏‎ ‎‏چیز چه شده است و لشکرْ چه و پلیسْ چه و از این حرفها. چون اهل علم و علما را کتک‏‎ ‎‏می زدند و به کلانتریها می بردند و اهانت می کردند و زنها را آنقدر به آنها ظلم کرده اند ـ‏‎ ‎‏که خدا می داند چه مصیبتها در ایران ما کشیدیم ـ و مردها را چه و بچه ها، همۀ بساط را‏‎ ‎‏درآورده بودند، در تبلیغات این بود که دیگر هیچ مملکتی در مقابل مملکت ما مثلاً کذا!‏‎ ‎‏آن وقت ظرفا می گفتند که «آن یکی که دو نداشت»، آن عبارت از آن چیزی بود که راجع‏‎ ‎‏به جنگی که اینها می خواستند بکنند و حفظ بکنند سرحدات را، اعلامیۀ اول بود، دیگر‏‎ ‎‏دومی نداشت! آن سه ساعت طول کشیده بود! وقتی رضا شاه به یکی از صاحب منصبها‏‎ ‎‏گفته بود چه، گفته بود که یک ربع هم نباید طول بکشد! ما چیزی نداشتیم، آنها همه چیز‏‎ ‎‏داشتند. سربازها را خودم توی خیابانهای تهران دیدم که راه افتاده اند همین طور،‏‎ ‎‏سربازخانه ها را رها کرده اند و راه افتاده اند توی خیابانها برای اینکه سرباز نبود، ارتش‏‎ ‎‏نبود.
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۴، ص ۲۶۷ - ۲۷۹

***

قم، ۱۳۵۸_ پیام به ملت ایران (شهادت آقای سید محمد علی قاضی طباطبایی)
‏‎ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۲۰ - ۴۲۱

***

قم، ۱۳۵۸_ سخنرانی در جمع دانش آموزان مدارس تهران (مشکلات انقلاب)
اهم بیانات:
حالا مملکت مال همه شده است، و یک هیأت حاکمۀ قهّاری که بخواهد هر چه‏‎ ‎‏دست می آید بگذارد جیبش نداریم. شما خیال کنید اینها یک کدامشان یک شاهی‏‎ ‎‏استفادۀ نامشروع داشته باشد، نیست در کار. نظارت در کارشان هست. خودشان مردم‏‎ ‎‏صالحی هستند. منتها نباید ما بنشینیم همه مان، خانمها و آقایان و، عرض کنم، جوانها، و‏‎ ‎‏پیرمردها بنشینند بگویند که برای ما چه کردند. مگر آنها با شما چه فرقی دارند؟ شما برای‏‎ ‎‏آنها چه کردید؟ همه باید برای هم کار کنید.
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۲۲ – ۴۳۲

***

قم، ۱۳۵۸_ سخنرانی در جمع دانشجویان (استقلال فرهنگی و اقتصادی)
اهم بیانات:
شما جوانها، شماهایی که جوانها را تربیت می کنید، درصدد این باشید که اولاً مغزهای‏‎ ‎‏آنها را از این چیزی که پُر کردند از آنها، این مغزهایی که پُر شده است از اینکه مغز شرقی‏‎ ‎‏را برداشتند، جایش مغز غربی گذاشتند، شستشو کنید. به آنها حالی کنید که شما خودتان‏ ‏مفاخر داشتید، خودتان فرهنگ دارید، خودتان همه چیز دارید. و به آنها حالی کنید که‏‎ ‎‏باید خودتان هر کاری را بکنید. ما اگر خودمان یک امر ناقص هم داشته باشیم، بهتر از این‏‎ ‎‏است که ‏‏[‏‏پیش‏‏]‏‏ دشمنمان دست دراز کنیم و یک امر کامل از آنها بگیریم.
‏‎ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۳۳ - ۴۳۹

***

قم، ۱۳۵۸_ سخنرانی در جمع زندانیان سیاسی در رژیم پهلوی (تلاش برای خودکفایی)
اهم بیانات:
مردانه در میدان باقی باشید و جلو ببرید این نهضت را تا اینکه ان شاءالله اسلام به آن‏‎ ‎‏محتوای مترقیش پیاده بشود و مملکت ما یک مملکت اسلامی به تمام معنا بشود؛ یعنی‏‎ ‎‏تمام قشرهایش اسلامی بشود؛ یعنی هم دولت، یک دولت اسلامی باشد؛ هم‏‎ ‎‏وزارتخانه ها، یک وزارتخانه های اسلامی باشند؛ هم ادارات ادارات اسلامی باشند؛ هم‏‎ ‎‏استانداریها استانداریهای اسلامی باشند؛ و هم بازار و دانشگاه، و امثال ذلک.
اگر یک مملکتی بخواهد مستقل باشد، اول شرط این است که احتیاج نداشته باشد به‏‎ ‎‏غیر، اگر احتیاج داشت که نمی تواند مستقل باشد. احتیاج، خودش یک بستگی ‏‏[‏‏سیاسی‏‏]‏‎ ‎‏است. اگر یک روزی آن کسی که ما به او محتاج ـ فرض کنید ـ باشیم، یک روزی‏‎ ‎‏جلویش را بگیرد، خوب ما باید تسلیمش بشویم. ما باید کاری بکنیم که مستقل بشویم.‏‎ ‎‏کاری بکنیم که محتاج نباشیم؛ این هم به این است که دانشگاهی بنایش را بر این بگذارد‏‎ ‎‏که در دانشگاه خودش کاری بکند که آن مقداری که مملکت خودش محتاج ‏‏[‏‏است‏‏]‏‎ ‎‏بتواند آن مقدار را درست بکند. عار است برای یک مملکتی که خارج از طب او استفاده‏‎ ‎‏کرده، حالا هر کس هر چه می شود از اینجا پا شود برود به لندن پیش دشمنهای ما. پیش‏‎ ‎‏آن که الآن دشمن ما را در آنجا دارد حفاظت می کند؛ امریکا. پیش آن که دشمن بزرگ‏‎ ‎‏ما را دارد حمایت می کند و پشتیبانی از او می کند و توطئه گری می کند. عار است برای ما‏‎ ‎‏که مریضهای ما بروند در یک چنین مملکتی که آن طور هستند. ما باید اطبّایمان در خود‏‎ ‎‏مملکت تربیت بشوند، مأیوس نباشند از اینکه ما نمی توانیم، این قدر خودشان را نبازند.‏
‏‎ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۴۰ - ۴۴۵

***

قم، ۱۳۵۸_ سخنرانی در جمع دانشجویان عربستانی مقیم ایران (بازیابی عظمت مسلمین)
اهم بیانات:
انبیا آمدند که انسان بسازند. انسان یک موجودی است در ابتدا مثل سایر حیوانات‏‎ ‎‏است. اگر رشد بکند، یک موجود روحانی می شود که بالاتر از ملائکة الله می شود. و اگر‏‎ ‎‏طرف فساد برود، یک موجودی است که از همۀ حیوانات پست تر است. ‏
ممالک شرق، ممالک اسلامی، تا اسلام را نیابند، نمی توانند زندگی شرافتمندانه‏‎ ‎‏بکنند. مسلمین باید اسلام را پیدا کنند. اسلام از دستشان فرار کرده بود. ما الآن اسلام را‏‎ ‎‏نمی دانیم چیست. این قدر به مغز ما خوانده است این غرب و این جنایتکارها، که اسلام‏‎ ‎‏را ما گُمَش کردیم. تا اسلام را پیدا نکنید نمی توانید اصلاح بشوید.
‏‎ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۴۶ - ۴۴۹

***

جماران، ۱۳۶۰_ موعظه و تذکر اینکه قیام برای خدا موعظۀ جاودان قرآن است


‏بسم الله الرحمن الرحیم ‏

‏‏قُل اِنَّما اَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ اَنْ تَقُوموُا لله مَثْنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّروُا‏‏(قرآن کریم)

‏‏ ‏‏این جملۀ مبارکۀ کوتاه، جامع سعادت دنیا و آخرت و متضمن تمام مواعظ پیامبران‏‎ ‎‏عظیم الشأن و اولیای بزرگوار است. خداوند تعالی ما را موفق فرماید در به کار بستن آن.‏
‏‏پنجم محرّم الحرام ۱۴۰۲ ‏


‏‏روح الله الموسوی الخمینی ‏
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۵، ص ۳۴۶


***

جماران، ۱۳۶۴_ سخنرانی در جمع مسئولان وزارت امور خارجه (ایجاد محیطی اسلامی در سفارتخانه ها)
اهم بیانات:
آن طوری که آقای وزیر امورخارجه گفته اند، وضع‏‎ ‎‏سفارتخانه های ما در خارج خوب است و ما میل داریم خوبتر بشود. سفارتخانه در هر‏‎ ‎‏کشوری متعلق به آن کشوری است که سفیر آن به آنجا می رود؛ یعنی یک قطعه ای است‏‎ ‎‏از یک کشور دیگر. وقتی مردم به سفارتخانه های ما می آیند، باید وضع ایران را ببینند، نه‏‎ ‎‏وضع امریکا و فرانسه و سایر کشورها را. شما آقایان تحت تأثیر هیچ چیزی واقع نشوید‏‎ ‎‏که در سابق چه بوده است که الآن آن طور نیست. ما اگر بخواهیم خودمان باشیم، باید همه‏‎ ‎‏چیزمان از خودمان باشد.
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۹، ص ۴۱۲ - ۴۱۴


***

. انتهای پیام /*