پرتال امام خمینی (س): یادداشت/ابوالفضل شعبان‌پور

تاریخ، تنها مجموعه‌ای از وقایع مکتوب بر صفحات کاغذ نیست؛ بلکه روانی است در هم‌تنییده که در کالبد یک تمدن نفس می‌کشد.

تمدن ایران، با آن ریشه‌های سترگ و هزاران ساله‌اش، بارها در تندباد حوادث، زخم‌هایی عمیق بر پیکره آگاهی جمعی خود تجربه کرده است. اما راز بقای این تمدن در چیست؟

پوریم؛ هولوکاست خاموش در سپیده دم تاریخ ایران

در خوانش پوریم، ما با روایتی روبرو هستیم که یک واقعه باستانی را نه صرفاً یک داستان، بلکه یک هولوکاست خاموش معرفی می‌کند. دسیسه‌ای پیچیده در هزارتوی دربار هخامنشی به دست استر و مردخای، به ریخته شدن خون ده‌ها هزار تن از مردمان این فلات پهناور انجامید.

این کشتار عظیم در روزهای سیزدهم و چهاردهم ماه آدار رخ داده است؛ روزهایی که به طرزی شگفت‌انگیز با روزهای آغازین بهار و سیزدهمین روز از فروردین ماه ما تلاقی معنایی و تقویمی پیدا می‌کند.

سیزده‌به‌در؛ فرار از وحشت یا حماسه بقا؟
اگر بپذیریم که نحسی سیزده و سنت کهن بیرون رفتن از خانه‌ها در روز سیزده‌به‌در، ریشه در یک فرار تاریخی برای حفظ جان از آن کشتار باستانی دارد؛ آنگاه سیزده‌به‌در دیگر تنها یک تفریح بهاری نیست. این روز، نمادی از یک مقاومت تمدنی است.

ایرانیان این وحشت را به سوگ تبدیل نکردند، بلکه آن را با جمع شدن در دامان طبیعت، با پیوند دوباره با آب و خاک، به یک آیین زایش و حیات‌بخش تبدیل ساختند.

این هنر یک تمدن زنده است که زخم‌هایش را به نشانه‌هایی از پیوند و استواری بدل می‌کند.

در نقطه‌ای که روایت‌های تاریخی از توطئه، نفوذ و کشتار سخن می‌گویند، روان جمعی ایرانی، به جای فروپاشی، به بازتولید معنای زندگی در دل طبیعت می‌پردازد. این همان رازی است که باعث می‌شود در گذر هزاره‌ها، هر بار که سایه تهدیدی بر این جغرافیا می‌افتد، ریشه‌های درهم‌تنییده این مردم، از دل خاکسترهای تاریخ، ققنوس‌وار جوانه بزند.

مقاومت شناختی؛ پاتکی بر مهندسی یأس
در منطق علوم استراتژیک و جنگ شناختی، انهدام یک سرزمین پیش از آنکه با تسخیر خاک آن رقم بخورد، با تسخیر ذهن‌ها، مسخ اراده‌ها و غارت امید مردمانش محقق می‌شود.

طراحان تاریکی، می‌خواهند با مهندسی درد و پمپاژ یأس، روان ما را در حصار یک فروپاشی خاموش محبوس کنند. اما عرفان حماسی ما، درسی دگرگونه می‌آموزد. اصیل‌ترین و پیچیده‌ترین خط مقدم، پاسداری از حرم آگاهی و ممانعت از نفوذ سایه‌های ناامیدی به خلوتگاه روان یک ملت است.

سیزده‌به‌در؛ یک رزمایش عظیم روانی و تمدنی
بیرون رفتن از خانه‌ها، گام نهادن بر پهنه دشت‌ها و نگریستن به افق‌های باز، یک رزمایش عظیم روانی و تمدنی است. این حضور جمعی، پیام روشنی به تاریک‌انگاران جهان مخابره می‌کند:

ما از قتلگاه یأس که شما برایمان تدارک دیده‌اید، خارج می‌شویم، چراکه وسعت بی‌کران اراده معطوف به زندگی است.

هنگامی که دست‌های انسان ایرانی در روز سیزدهم به سبزه‌ها گره می‌خورد، در حال بافتن تار و پود انسجام درونی خویش است. هر جوانه‌ای که از خاک سر برمی‌آورد، یک پیروزی استراتژیک بر ماشین جنگی ناامیدی است.

ما با ادامه زندگی، با حفظ همبستگی، با لبخندهایی که از سر غفلت نیست بلکه از سر آگاهی و صالبت است، بزرگ‌ترین شکست را بر ساختار ادراکی دشمن وارد می‌سازیم.

تمدن ما، تمدن آفتاب است و آفتاب، هر بامداد، بر گور تاریکی طلوع می‌کند.


نویسنده:ابوالفضل شعبان‌پور
اظهار نظر و ارزیابی: غلامرضا عزیزی
ما با بودنمان، با حرکت پرشورمان و با تبدیل روز نحسی ادعایی به جشن پیوند انسان و کائنات، توطئه دشمنان برای سوگواری ابدی این ملت را به سخره می‌گیریم.

. انتهای پیام /*