تاریخ: 24/3/1368

برنامۀ تلویزیون اینفورسینال

 تابوتی شیشه ای پیکر آیت الله خمینی قرار داده شده بود. او شنبه شب گذشته فوت کرده و کفن سادۀ سفید رنگ را به بدن آن رهبر 89 ساله پوشانده اند. او ده سال پیش رژیم پهلوی را از قدرت سرنگون ساخت و جمهوری اسلامی را بنا نهاد، صدها نفر ایرانی آمده اند تا به خاطر او که باعث سربلندی آنها گردید، سوگواری کنند. پیام او به عمق قلب ملتی نشست که به تمامی اعتقادات مذهبی شان اهانت شده بود.

مکان جمعیتی غیر قابل شمارش جمع شده بودند. سربازان گلهایی به نشانۀ عزاداری در دهانۀ تفنگ خود قرار داده بودند و به نگهبانی مشغول بودند. پیکر آیت الله در اقیانوس جمعیت قرار گرفته بود. جوّ از ناله و زاری
مردم مملو شده بود. مردم می گریستند و بر سر می زدند. حالت مردم درد و غم عمیقی را منعکس می کردند. بالاخره مراسم خاتمه یافت و پیکر را به ماشین یخچال داری منتقل کردند مردم به دنبال این ماشین می دویدند.  خیلی از آنها بیهوش می شدند. در آن زمان، خیابانها مملو از انسانها شد و آنها سعی داشتند به محل دفن امام خمینی بروند. تهران به یکباره پرده ای سیاه پوشید. مردان، زنان و اطفال به راهپیمایی در خیابانها پرداختند، آنها برای وداع با کسی که او را بالاتر از هر چیز می دانستند، می رفتند. مردم در سوم فوریه 1979 در همین خیابانها نجهت استقبال از امام خمینی نیز،  همان زمانی که او از تبعید بازگشت و بر فراز زیرانه های کشور، جمهوری اسلامی را بنا ساخت و اکنون تمام جوانب و زمینه های زندگی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران تحت حکومت اسلامی با دو امر و احکامش می باشد و زنان تحت پوشش هایی به نام حجاب قرار گرفتند. امام بر علیه تجاوز عراق به پا خواست و با امریکا و انگلیسی به مقابله پرداخت و صدای انقلاب را به گوش همۀ جهانیان رساند تا جایی که به رهبر روحانی بنیادگرایان اسلامی تبدیل گشت. ولی سه شنبه گذشته او در میان جمعیتی فشرده که مشکل می توان آنها را شمارش کرد و چند میلیون نفر تقریب زده می شوند که یکبار نیز از تدفین وی جلوگیری کردند، رو به شهر مقدس مکه بر طبق سنت اسلامی دفن گردید.

نام گوینده: هنر بیشلر

تاریخ: 15/3/68

ملیت: اتریشی

برنامۀ رادیویی

 [...] تعدادی در هوای آزاد خوابیده اند. بعضی در طلوع آفتاب به طرف مصلا رفتند تا جای مناسب را به دست آورند. جمعیت چندین صد هزار نفری مصلا حاضر شده اند. چند صد نفر مجروح گردیده اند. از در مصلا پیکر امام(س) آمادۀ حمل به بهشت زهرا است که در آنجا آرام گیرد،  بهشت زهرا با مصلا سی کیلومتر فاصله دارد و مراسم تشییع قطعاً بیش از نصف روز به طول خواهد انجامید. تهران برای عزاداری آماده شده است. در گوشه و کنار خیابانها جعبه هایی برای روشن کردن شمع وجود دارد.  بعضیها آماده می شوند که برای امام(س) دعا کنند. تمام دیشب تهران با چراغ و شمع روشن بود. در خیابانهای بزرگ بر روی پارچه ها شعارهایی نوشته شده است. تمام کشور با 35 میلیون جمعیت، سوگوار رهبر است. صدها هزار نفر چند ساعت است که در مصلا در شمال تهران اجتماع کرده اند. تا در مراسم باشکوه سوگواران شرکت کنند. ایران مدتهاست که چنین اجتماعی را به خود ندیده است. سوگواران از همه جای کشور به تهران آمده اند. به حدی که مسأله خواب و خوراک آنها مشکل شده است.  مسئولان سعی می کنند که برای صد هزار سوگوار که به تهران آمده اند جا و مکان تهیه کرده و غذا رسانی به آنها را منظم کنند. مناطق دیگر تهران خالی از سکنه و در مقابل، شمال شهر مملو از جمعیت شده است همگی به طرف مصلا در حرکتند و خیابانها از اتوبوسها و اتومبیلهای شخصی و جمعیت مملو می باشند. صدها هزار نفر به شمال تهران هجوم آورده اند تا با رهبر دینی و دنیایی خود وداع کنند.

من پس از دوازده سال باز با مردمی مواجه شدم که در درجۀ اعلا از خود احساس و عاطفه نشان می دادند و مراسم تشییع جنازه ای انجام شد که برای مادر اروپا بیگانه است. این مردم رسم دارند که احساس خود را نشان دهند و عزاداری و سوگواری را بروز دهند و در ملأ عام گریه کنند و بر سر و سینۀ خود زنند. زندگی در ایران کاملاً عادی است، همه چیز در ایران یافت می شود و کسی در واقع گرسنگی نمی کشد. محدودیتهایی در به دست آوردن اجناس وجود دارد. اما آن حد نیست که مردم را به قیام وادار کند.

نام گوینده: میخائیل ورازه

تاریخ: 16/3/68

منبع: مجلۀ پروفیل

[...] صبح روز بعد وقتی که به مصلای تهران رسیدیم، با انبوه چند صدهزار نفری مردم که قبل از طلوع آفتاب برای برگزاری نماز به امامت آیت الله گلپایگانی برای ادای احترام به پیکر امام خمینی(س) جمع شده بودند مواجه شدیم. تنها خواستۀ انبوه جمعیت، گذشتن از موانع و رسیدن به محفظۀ شیشه ای و پیکر امام خمینی(س) بود. قبل از ظهر روز سه شنبه حدود سه تا چهار میلیون عزادار در گرمای طاقت فرسا و سوزان، حدود سی کیلومتر فاصلۀ تهران تا آرامگاه بهشت زهرا را پیاده طی نمودند و ما که با چرخبال ارتشی از بالا شاهد این صحنه بودیم،  سیلی عظیم از جمعیت سیاهپوش را که از هوا و زمین گلابپاشی می شدند،  نظاره گر بودیم. بر طبق برنامه از پیش تعیین شده قرار بود که قبل از نماز ظهر روز سه شنبه پیکر امام خمینی(س) به خاک سپرده شود ولی این برنامه به علت ازدحام بیش از حد جمعیت به تعویق افتاد.

در گوشۀ غربی بهشت زهرا در مکانی دور افتاده، جایی که بیشتر اوقات طوفانهایی از شن در حرکت در می گیرد، دریایی از جمعیت در انتظار ورود تابوت چوبین امام بود. انبوهی از عزاداران که با دست، گریان و شیون کنان بر سر و سینه خود می زدند و بانگ الله اکبر سر داده بودند، همینکه تابوت امام خمینی(س) از چرخبال پیاده گردید، به سویش هجوم آوردند مسئولان انتظامی با تلاش زیاد توانستند پیکر امام خمینی را از میان انبوه جمعیت مجدداً به سردخانه منتقل کنند و در این میان تا بازگرداندن مجدد پیکر امام خمینی(س)، خود شاهد افراد مجروح و بیهوش که به وسیله برانکارد و یا بر روی دست جمعیت به اورژانسها منتقل می شدند، بودم. یکی از حاضران در حالی که گریه به او امان نمی داد به خبرنگاران خارجی گفت برادران ما آرزوی مرگ خود را در این روز دارند.

بر طبق طرحی که وجود دارد قرار است که اتاق کار امام خمینی(س) در شمال تهران به موزه تبدیل گردد. در این اتاق که تنها وسعت آن ده متر مربع می باشد. یک تلویزیون کوچک پرتابل در کنار کاناپه ای که تنها مبل اتاق امام خمینی(س) است، قرار دارد و در کنار قرآن و سایر کتب مذهبی و یک رادیوی موج کوتاه به چشم می خورد. بنا به گفته یکی از کارمندان وزارت ارشاد، امام خمینی(س) حتی اخبار رادیوهای بیگانه را نیز گوش می کرد. شعار مکرر مردم عزادار در منزل امام این بود که خط امام باید بدون قید و شرط بعد از وفات او نیز ادامه یابد.

نویسنده: راوسپندی

تاریخ: 17/3/68

ملیت: پاکستانی

نشریۀ: نوای وقت

پیکر مطهر رهبر فقید مذهبی ایران آیت الله خمینی(س) امروز در حضور ده میلیون عزادار در مزار بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. در حین مراسم، مناظر غم انگیز و جانگدازی دیده می شد. جمعیت میلیونی با جنازۀ امام(س) همراه بود و در خیابانها و کوچه های تهران عزاداران انبوه گرد آمده از سراسر ایران و جهان دیده می شد. تاریخ چنین تجمع مردمی به خاطر تشییع یک جنازه به خود ندیده است. به علت ازدحام زیاد، مراسم تدفین پیکر آیت الله خمینی(س) هشت ساعت به تأخیر افتاد. پس از ادای نماز میت پیکر را به سوی گورستان بهشت زهرا بردند.

عزادارانی که بشدت می گریستند و ناله می کردند چنان احساساتی از خود نشان دادند که وضع به هم خورده و برنامۀ از پیش تعیین شده تدفین به تأخیر افتاد. پیکر مطهر امام(س) از تابوت شیشه ای درآورده شد و توسط چرخبال به مزار انتقال داده شد. پیکر مطهر امام فقید را خویشاوندان و مقامات مملکتی ایران به خاک سپردند. در موقع تدفین گریه و زاری، فریاد و ناله و زمزمۀ آیات قرآن از سراسر تهران بلند شده بود. در این هنگام مأموران انتظامی کنترل جمعیت را از دست داده و عزاداران عاشق پارچه ای را که روی پیکر امام(س) نهاده بودند برای تبرک قطعه قطعه کردند و بردند. در مزار انبوه جمعیت عزادار آنچنان زیاد بود که چرخبال حامل پیکر امام(س) پس از شش باز تلاش جهت فرود آمدن در نزدیکی قبر بلاخره بر زمین نشست و پیکر امام(س) پس از ده ساعت به مزار انتقال یافت. در این زمان افراد زیادی به علت ازدحام زیاد، زیر پای جمعیت ماندند.

نویسنده: خاویر جالنزولا

تاریخ: 18/3/68

ملیت: اسپانیایی

منبع: اسپانیش

 در این روزها آدمی باید دلی از سنگ داشته باشد تا در تهران تحت تأثیر اندوه عمیق مردم قرار نگیرد؛ سوگواری بخش عظیمی از ملت ایران برای تدفین باور نکردنی امام(س) که سه شنبه انجام گرفت، هنوز خاتمه نیافته در دانشگاه تهران و حوالی آن دیروز مجدداً صحنه های سوگواری دسته جمعی تکرار شد. در این مراسم بزرگ سوگواری مقامات ایرانی به صورت متفق و متحد حاضر شدند. در تهران جمعیت عظیمی از مردان با پیراهن سیاه و زنان با چادر، بر سر و سینه می زدند و سرشار از اندوه و درد بودند. مردم به علت گرمای هوا و زیادی جمعیت بیهوش می شدند. دیروز در مدت پنج دقیقه هشت مرد در خیابان انقلاب بیهوش شدند. مردم فریاد می زدند «ای حجت خدا ما را تنها نگذار» و یا می گفتند «کاش امام تو زنده می ماندی و ما مرده بودیم». یکی از مجروحان جنگ، جوانی بود که بیش از بیست سال نداشت و بر روی صندلی چرخدار نشسته بود و می گفت «قبلاً حاضر بودم به خاطر رهبرمان کشته شوم ولی حالا که او را از دست داده ام هیچ دلیلی برای زنده ماندن نمی بینم»؛ آن جانباز با دو جمله تاریخ تشیع را بازگو کرد.

در برابر آنها پارچه ای قرار داشت که روی آن چند جلد قرآن کریم، گل و خرما بود، گرمای هوا به حدی بود که گویی سرب گداخته بر صحن دانشگاه ریخته اند. مدتی از مراسم گذشته بود که فرزند امام، احمد خمینی 42 ساله آمد. وی عمامۀ سیاهی بر سر و عبایی قهوه ای بر تن و چهرۀ غمگینی داشت. همسر و دختران امام در بخشی که مختص به زنان بود، قرار داشتند. تمامی مقامات ایرانی که در سطح بین المللی معروف می باشند،  نخست وزیر، فرماندۀ سپاه پاسداران، ریاست دیوان عالی کشور و تمامی روحانیان مسئول در ایران در آن مکان حضور داشتند. مشابه آن ایام خوش انقلاب اسلامی، جمعیت نیز حضور داشتند، اقیانوسی سیاه که تنها سپیدی عمامه ها و محاسن رهبران کهنسال مذهبی برجسته در آن دیده می شد.  

سخنگویان و قاریان یکی پس از دیگری به مقابل میکروفون می رفتند و متونی از قرآن را خوانده یا از محسنات رهبرشان صحبت می کردند. سخنان آنها موجب گریه و زاری غیر قابل جلوگیری مردم می گردید. مردم با  شعارهای سنتی «مرگ بر امریکا و اسرائیل» را بر زبان می راندند. در خارج از دانشگاه هم مردم متمرکز شده بودند. چرخبالها برفراز آن حوالی پرواز می کردند. حضور همگی مقامات ایرانی در مراسم سوگواری نشانۀ اتحاد و تضمین ادامۀ حیات رژیم اسلامی می باشد. مقامات ایرانی به خاطر سوء قصدهای احتمالی مقررات امنیتی را چند برابر کرده اند. اما به هر ترتیب تهران شهری نیست که تحت حکومت نظامی و یا شیپور آماده باش قرار گرفته باشد. مردم کشور و خارجیان در نهایت آزادی به رفت و آمد خود ادامه می دهند.

حریت

نام نویسنده: نامیک کوچاک

تاریخ: 26/3/1368

ملیت: ترکیه

 ایران با چشمان اشکبار پای صندوق می رود. جهان با کنجکاوی در انتظار فرا رسیدن روز انتخابات ریاست جمهوری در ایران به سر می برد. آرامگاه امام، در تهران تنها مکانی که شب و روز از جوش و خروش آن کاسته نمی شود، واقع شده است. پس از نیمۀ شب به بهشت زهرا رفتم و در اطراف مزار امام با جمعیت عظیمی رو به رو شدم. کارگران مشغول صیقل دادن سنگهای مرمرین قبر بودند. صدها تن آنها را احاطه کرده و التماس می کردند که کارگران بعضی از اشیای آنها را یک بار به سنگ مزار بمالند. کارگران نیز اشیای آنان را جمع کرده و به سنگ قبر می مالیدند و آنان را به صاحبان خود بر می گرداندند. عده ای کمکهای نقدی مردم را در جعبه هایی که در داخل آرامگاه نصب شده بود می انداختند. خانمها نیز طرف دیگر قبر را احاطه کرده بودند. صدای مرثیه و هق هق گریه مردم در تاریکی شب به گوش می رسید. در داخل محوطۀ آرامگاه به دلیل ازدحام مردمی که شب را در آنجا به سر می برند راه رفتن مشکل بود. انسانهایی که برای شرکت در مراسم چهلم از شب قبل و یا چند روز قبل به محل بهشت زهرا آمده بودند، کسانی بودند که از صمیم قلب به امام وابستگی و ایمان داشتند. در این زمان امام محور تمام بحثها قرار گرفته بود و دختران و عروس امام نیز بدون گریز از دوربین خبرنگاران در کنگرۀ بین المللی زنان در تهران حضور داشتند. 

آرامگاه امام خمینی در مدت چهل روز به شکل با شکوهی ساخته شده است. مقبره به مسجدالقصیٰٰ شباهت دارد. در مراسم روز چهلم که در محل بهشت زهرا برگزار گردیده میلیونها تن که به انقلاب و امام عقیده
دارند، شرکت نمودند. طی مراسم باشکوهی در کنار مقبرۀ امام خمینی، مردم یاد رهبر خود را گرامی داشتند. [مرقد امام خمینی] با تلاش شبانه روزی هفت هزار تن ساخته شده است. دوستداران امام خمینی در طول مراسم اشک ریزان به سرو روی خود می زدند و ضمن چرخش دور مزار شعار مرگ بر امریکا می دادند. ایرانیها پس از خاتمه چهل روز عزاداری و ایام عید قربان روز سه شنبه به سر کار بازگشتند و وضعیت در ایران به حالت عادی بازگشت. آقای احمد خمینی طی سخنرانی در مراسم و همچنین آیت الله خامنه ای رهبر جدید ایران در پیام خود از مردم خواستند که به عزاداری پایان دهند. پس از این پیامها مردم ایران لباسهای سیاه را درآورده و لباس عادی بر تن کردند. [..... .]

منبع: روزنامۀ رستاخیز ملی

نویسنده: ابراهیم غفوراف

تاریخ: 19/4/76

ملیت: روسی - ازبکستانی

 [.....] من در ایران شاهد صحنه ای بودم که بیش از هر چیز دیگر در عمرم مرا تکان داد. من به افتخار مشاهدۀ فیلم مستند تشییع جنازه و آخرین وداع مسلمانان با امام کبیر نایل آمدم. ژوئن گرم سال 1989 میلادی بود هر جا که نگاه می انداختی، میلیونها مسلمان ماتم زده و عزادار را می دیدی.  امام خمینی(س) خردمندانه فرموده بودند «ای دوستان تسخیر کشورها مهم نیست، تسخیر قلوب مهم است» به همین دلیل میلیونها مسلمان از کشورهای مختلف جهان راهروی زنده را تشکیل داده بودند که از آن تابوت حاوی پیکر پاک امام(س) را حمل کنند. میلیونها مسلمان سعی می کردند این تابوت را در آغوش بگیرند. من طی سه روز در تلویزیون تهران این صحنه های تاریخی را تماشا کردم. هنگامی که تابوت را به داخل چرخبال بردند، چرخبال خواست به پرواز درآید؛ ولی نتوانست، مؤمنان آن را رها نمی کردند و مردم مانند خوشۀ انگور به چرخبال آویزان شده بودند. من به مترجم خود گفتم که این غیر ممکن است، در زندگی واقعی اینطور نمی شود. اگر در روسیه این را صحنه تعریف کنم، باور نخواهند کرد. ولی حسین مترجم من با وقار گفت: نخیر،  اینجا وضع فرق می کند! مردم نمی خواهند پاسدار کبیر اسلام را رها کنند.

منبع: پنجاه تصویر از امام و ایران پس از انقلاب اسلامی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)

. انتهای پیام /*