امام خمینى(س) در روز دوشنبه 24/مهر/1357 دوبار سخنرانى کردند. این سخنرانیها در حالى ایراد شد که ملت ایران، به مناسبت اربعین شهداى جمعۀ خونین، کارها را تعطیل کرده و مراسم گوناگونى برپا نموده بودند. این ایام، علاوه بر چهلم شهادت تظاهرکنندگان میدان ژاله، سالگرد شهادت فرزند امام، شهید آقا مصطفى خمینى نیز بود. بهشت زهرا، از جمعیت موج مى زد و مردم بدون توجه به حضور نظامیان و زره پوشهایى که در نقاط حساس شهر استقرار داشتند، به سوى آرامگاه شهیدان در حرکت بودند. و این، در حالى بود که به طور گسترده ـ چنان که در پیش اشاره شد ـ شایع بود که مأموران حکومت نظامى، به دستور مستقیم شاه، قصد دارند مردم را به رگبار ببندند.

در همین روز، گروهى از مردم در خیابان امیریه (ولى عصر) تهران دست به تظاهرات زدند که بلافاصله مأموران انتظامى در محل حاضر شدند و تظاهرکنندگان را متفرق کردند. مأموران راهنمایى و رانندگى، راه را بر خودروهاى نظامى باز مى کردند. نیروهاى نظامى، در کاروانهایى مرکب از تانک و جیب و کامیون با سربازانى مسلح به تفنگ و مسلسل، در شهر به گردش درآمده بودند. یک هلیکوپتر ارتشى نیز در مسیر حرکت کاروان نظامى در پرواز بود. نیروهاى انتظامى، همۀ قسمتهاى شهر را على الخصوص خیابانهاى مرکزى و اطراف ژاله را زیر نظر داشتند. مراکز مهم شهر از جمله میدان سپه (امام خمینى) و سایر میادین بزرگ و خیابانهاى پر رفت وآمد، محل استقرار نیروهاى نظامى بود.

خبرگزارى رویتر گزارش داد: «اگر عزادارى امروز به مسالمت سپرى شود، دولت فرصتى براى آرام ساختن تب سیاسى و حرکت در جهت اصلاحات سیاسى موعود، از جمله انتخابات آزاد پارلمانى بعد از اتمام حکومت نظامى، به دست خواهد آورد.»

محوطه خارجى بهشت زهرا به وسیلۀ مأموران به محاصره درآمده بود ولى هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده مى شد. هزاران دختر و پسر سیاه پوش، بر آرامگاه شهدا گل نثار مى کردند و قبرها را شستشو مى دادند. دهها هزار نفر در محکومیت جنایت رژیم و به طرفدارى از امام خمینى(س) شعار سر مى دادند. نوار سخنرانیهاى امام، در بهشت زهرا پخش مى شد و اعلامیه هاى ایشان نیز در تیراژى گسترده توزیع مى گردید. شعار «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینى» تمام فضاى بهشت زهرا را پر کرده بود[1].

امام خمینى(س) پس از سالها تبعید و در حالى که هزاران کیلومتر از وطن دور بودند، مسائل نهضت را به دقت زیر نظر داشتند. همۀ ترفندهایى که از سوى تشکیلات امنیتى و سیاسى رژیم، کارشناسان غربى و یا توسط احزاب و شخصیتهاى وجیه المّلۀ سیاسى و مذهبى، براى نجات رژیم شاه از ورطۀ سقوط، به کار گرفته شده بود از سوى امام خنثى مى شد. پیامها، سخنرانیها و مصاحبه هاى امام، هر یک زمینه ساز قیامهاى بعدى و افشاگر طرحهاى سازشکاران بود.

از ویژگیهاى انقلاب اسلامى که امام از پیش از 15/خرداد/1342 تا پیروزى قیام، و پس از آن تا لحظۀ ارتحال، همواره بر آن تأکید داشتند، توجه به ارزشهاى معنوى و اخلاقى جامعۀ انقلابى بود. نهضت امام خمینى(س)، پیش از آن که یک حرکت سیاسى علیه نوعى از نظامهاى حکومتى باشد، یک انقلاب واقعى در ارزشهاى حاکم بر جامعه بود. سرعت سیر حوادث انقلاب از 19/دى/1356 به بعد، و موج فزایندۀ گرایش جوانان و اقشار مختلف مردم به اهداف سیاسى انقلاب، در عین حال این آفت را نیز مى توانست به همراه داشته باشد که ابعاد سیاسى انقلاب، سایر جنبه ها و در واقع اهداف متعالى و ارزشهاى معنوى آن را تحت الشعاع قرار دهد؛ به ویژه آن که گروههاى سیاسى متعددى که چندان به مبانى عقیدتى و اخلاقى نهضت اسلامى پاى بند نبودند یا اساساً ایدئولوژى اسلام را نپذیرفته بودند، از فرصت استفاده کرده به بهره بردارى از قیام مردم بپردازند. بدین جهت امام، همزمان با رهبرى سیاسى نهضت، در هر مناسبتى هشدارهاى لازم را در مورد انحرافهایى که ممکن بود از ناحیۀ گروههاى غیر مقید به اخلاق و آداب اسلامى در مسیر نهضت پدید آید، مى دادند؛ و به موازات آن، به تربیت نسلى مى پرداختند که مى بایست از فرداى پیروزى، مسئولیت تداوم نهضت را برعهده گیرد.

از این رو در اوج حوادث سیاسى انقلاب، امام خمینى(س) در این سخنرانى (صحیفه امام، ج‏4، ص: 29- 36) (و بسیارى از بیانات دیگرشان) محور اصلى سخن خود را توجه به معنویات و ارزشهاى اخلاقى قرار داده با اشاره به حقانیت عالم پس از مرگ، و حسابرسى دقیق اعمال آدمى در آخرت، و تجسّم عینى اعمال، مى فرمایند:

«اگر شما از حالا قیام نکنید بر ضد شهوات فاسده؛ از شهوات مطلقاً جلوگیرى نشده است... هم اینجا [= دنیا] را تعمیر بکنید و هم آنجا [= آخرت] را تعمیر بکنید. تمام قوه را صرف شهواتِ خداى نکرده فاسد، نکنید. همۀ قدرتتان را هدر ندهید، صرف این دنیاى تنها نکنید.»[2]

امام، سپس به جامعیت دین اسلام و توجه آن به تمامى نیازهاى مادى و معنوى انسان مى پردازند و در پایان، حقانیت فریاد ملت ایران، و ضرورت همراهى دانشجویان و ایرانیان خارج از کشور را با ملت، یادآور مى شوند.

نطق دوم امام خمینى(س) در روز دوشنبه 24 مهر 1357 در حالى ایراد شد که روزنامۀ فرانسوى لیبراسیون، گزارشى از «تدابیر شدید امنیتى در اطراف خانۀ امام» چاپ کرده بود.

فرستادگان کاخ الیزه، قبلاً به طور رسمى مخالفت دولت فرانسه را با اقامت امام در پاریس، به اطلاع ایشان رسانده بودند. امام به فرستادگان دیگرى که از سوى کاخ ریاست جمهورى فرانسه حامل این پیام بودند که امام باید از هر اقدام سیاسى خوددارى کنند، فرمودند که نمى توانند ساکت بمانند و اگر لازم باشد شروع به سفر کرده از این فرودگاه به آن فرودگاه خواهند رفت تا حقانیت قیام ملت ایران را به گوش جهانیان برسانند[3]. مشتاقان امام از سراسر ایران و دیگر کشورها، براى زیارت رهبر خویش عازم فرانسه شدند. دولت فرانسه، که همانند دیگر دول غربى از متحدان و حامیان رژیم شاه محسوب مى شد، در تنگنا قرار داشت. در 16 مهر 1357 نزدیک به یکصد تن از رهبران مذهبى ایران، طى تلگرافى از والرى ژیسکاردستن رئیس جمهور فرانسه خواستند تا مانع فعالیتهاى امام نشود. در مجموع، افکار عمومى جهان خواستار آزادى عمل امام خمینى (س) است.

با وجود همۀ درخواستها، دولت فرانسه به امام اعلام کرد که انجام مصاحبه، انتشار بیانیه، اقامۀ نماز جماعت در مساجد پاریس و شرکت در اجتماعات، براى ایشان ممنوع است. امام همچنان بر انجام تعهداتى که به خدا و ملت خود داشتند، پاى مى فشردند. دولت فرانسه از شرکت امام در مراسم ویژه اى که به دعوت اتحادیۀ انجمنهاى اسلامى دانشجویان ایرانى در اروپا در مرکز شهر پاریس ترتیب یافته بود، جلوگیرى کرد[4]؛ امّا امام مسائل مربوط به نهضت را از طریق بیانیه ها و سخنانى که هر روز در جمع یاران خویش ایراد مى کردند، به اطلاع ملت ایران و جهانیان مى رساندند.

در سرتاسر ایران، اعتصاب حکمفرماست و بسیارى از ادارات و سازمانهاى دولتى به صورت تعطیل و نیمه تعطیل درآمده اند. دولت ـ عملاً ـ فلج شده و حتى بین اعضاى کابینه هم ناهماهنگیها و اختلافاتى به وجود آمده است. ارتشبد قره باغى، که در کابینۀ شریف امامى، سمت وزارت کشور را برعهده داشته، در کتاب خود ـ اعترافات ژنرال ـ چنین اعتراف مى کند:

«با وجود اعلان حکومت نظامى در کشور، تظاهرات و اعتصابات روز به روز توسعه مى یافت. برابر گزارشات واصله، چون تظاهرات در شهرستانها جنبه عمومى پیدا کرده بود، به تدریج عده اى از مقامات دولتى و حتى بعضى از فرمانداران هم در آنها شرکت مى کردند... در تهران هم به علت عدم اجراى قانون و مقررات حکومت نظامى، برابر گزارشات واصله، اغلب کارمندان دولت، حتى به تدریج مقامات عالیرتبه وزارتخانه ها نیز در تظاهرات شرکت مى کردند!»

اردشیر زاهدى پسر فضل اللّه  زاهدى ـ از عوامل بسیار مؤثر در کودتاى 28 مرداد ـ و سفیر ایران در ایالات متحده، به تهران آمده و خبرها حاکى است که وى پس از تسلیم گزارشهاى رسمى خود به شاه، یک بار نیز به ملاقات آقاى سیدکاظم شریعتمدارى رفته است.

کیهان اینترنشنال (انگلیسى) در 23 مهر 1357، ضمن درج خبر مسافرت زاهدى و 14 ساعت مذاکرۀ وى با شاه، عکسهایى از دکتر امینى، اردشیر زاهدى و ارتشبد جم ـ 3 نفرى که نام آنها به عنوان کاندیداى نخست وزیرى بر سر زبانها بوده ـ چاپ کرده و زیر عکس دکتر امینى نوشته بود «کاندیداى صبح»، زیر عکس اردشیر زاهدى «کاندیداى بعد از ظهر» و زیر عکس ارتشبد جم «کاندیداى شب»! این گزارش خود گویاى اوج سردرگمى کاخ سفید و رژیم شاه در این ایام است.

یادآورى این نکته ضرورى است که امام خمینى (س) تمامى راههاى نجات رژیم سلطنتى را که دلخواه آمریکا و غرب است با بن بست مواجه ساخته اند و بدین لحاظ مى بینیم که شرایط به هیچ وجه قابل مقایسه با 28/مرداد/1332 نیست.

***

امام خمینى س) در دوّمین سخنرانى خود (صحیفه امام، ج‏4، ص: 37-41) در 24/مهر/1357، که توسط خودشان به مناسبت اربعین شهداى 17 شهریور عزاى عمومى اعلام شده بود، به بررسى حکومت 50 سالۀ اختناق دودمان پهلوى پرداخته با اینجملۀ صریح که «سلطنت مساوِق[5] با استبداد و قلدرى و دیکتاتورى است».[6] مخالفت خود را با اساس نظام سلطنتى بیان داشتند و بر طرحهایى که از سوى ملى گرایان و سازشکاران ارائه مى گردید، خط بطلان کشیدند.

امام، با اشاره به حمایتهاى آمریکا از جنایات رژیم شاه، منطق حقوق بشر رئیس جمهور آمریکا و دول غربى را فریبى براى اغفال ملتها دانستند. بخش دیگر بیانات رهبر انقلاب، ناظر بر اوضاع ایران، غارت نفت در طول سالهاى حکومت شاه و قیام یکپارچه ملت است. امام با اشاره به شکست طرحهاى آمریکا، از قبیل تغییر مهره ها، پیروزى را نوید مى دهند و در پایان، مسئولیت ایرانیان مقیم خارج از کشور را در تبلیغ حقانیت قیام ملت و اهداف انقلاب اسلامى، یادآور مى شوند[7].

منبع: کوثر، ج1، صص 493-495 و 503-505


[1]. نگاه کنید به: روزنامه‏ هاى 24 و 25 مهر 57 و تقویم تاریخ انقلاب اسلامى ایران ص 156. [2]. صحیفه امام؛ ج 4، ص 30ـ32ـ33. [3]. تقویم تاریخ انقلاب اسلامى ایران، ص 153. [4]. تقویم تاریخ انقلاب اسلامى ایران، ص 156 به نقل از خبرگزارى فرانسه 24/7/57 . [5]ـ مساوى. [6]. صحیفه امام؛ ج 4، ص 38. [7]. حضرت امام در روز 24 مهر 57 در سه نوبت براى حاضران سخنرانى کردند که نوبت اول و دوم آن تحت عنوان شماره 35 و 36 در مجموعه حاضر درج گردیده است اما سوّمین سخنرانى به لحاظ پائین بودن کیفیت نوار و غیر قابل استماع بودن آن درج نشده است. ان‏شاءاللّه‏ چنانچه نوار مطلوب و گویایى از آن به دست آید در چاپهاى بعدى اضافه خواهد شد. 

. انتهای پیام /*