از دیدگاه امام راحل(س) دانشگاه به جهت نقش ویژه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود، همواره از اهم امور و مبدا همه تحولات جامعه است. اصلاحات اجتماعی تابعی از اصلاحات دانشگاه است و آن قدر برای دانشگاه اهمیت قائل هستند که در کلامشان، این نهاد اجتماعی با سرنوشت انقلاب و اسلام پیوند ناگسستنی دارد. با بررسی رهنمودهای حضرت امام(س) در زمینه شناخت دیدگاه ایشان در خصوص دانشگاه و نقش  دانشگاهیان در تحولات اجتماعی به این نتیجه می رسیم که از دید امام خمینی(س) دانشگاهیان قشر آگاهی هستند که می توانند در اجتماع نقش مؤثری ایفا نمایند. در این راستا دانشگاهیان برای اینکه بتوانند نقش خود را کاملنمایند باید در کنار سایر اقشار اجتماعی و مردم باشند. امام خمینی(س) برای دانشگاه، دانشگاهیان و دانشجویان، پیام ها و سخنان مبسوطی بیان فرموده اند که اگر با دقت و از ابعاد گوناگون تجزیه و تحلیل شوند، راه نجات یک ملت و کشور مشخص و در صورت عمل به آن رهنمودها، این امر محقق می شود. همچنین اندیشه های حضرت امام(س) نشان می دهد که در میان اقشار مختلف اجتماعی برای دانشگاه و دانشگاهیان جایگاه ممتازی قائل بودند و همواره تأکید داشتند که با قشر ممتاز دیگر یعنی روحانیون در ارتباط باشند تا بتوانند در تحولات اجتماعی، نقش محوری ایفا نمایند. بر اساس اندیشه های حضرت امام(س) می توان گفت که دانشگاه در نظر امام(س) به عنوان یک کارخانه انسان سازی بسیار مهم تلقی شده و معتقد بودند که اگر دانشجویان بتوانند در دانشگاه، علم و ایمان را با یکدیگر همراه سازند، می توانند به عنوان یک قشر تحصیلکرده، فرآیند روشنگری اجتماعی را به دست گیرند. به عبارت دیگر یک دانشگاهی از نظر امام(س) عامل روشنگری اجتماعی است و زمانی می تواند موفق باشد که بتواند آگاهی و توانایی های خود را در مسیر تحقق ارزش های الهی به کار گیرد.  مقدمه جایگاه سرنوشت ساز دانشگاه در تصمیم سازی و تحول در کشور همواره مورد تأکید و توجه خاص امام خمینی(س) بوده است. در سال های اخیر به دلیل فعال تر شدن دانشگاهیان در عرصه های سیاسی و اجتماعی و نیز به دلیل برخی زیاده روی ها و وقوع حوادث گوناگون، مسئله دانشگاهیان و نقش آنها در جامعه، موضوع روز بسیاری از گزارش ها، تحلیل ها و مقالات گردیده است. گذشته از گزارش ها و تحلیل های مغرضانه خارجی درباره حرکت های دانشجویی، افراد و گروه های داخلی نیز با توجه به خاستگاه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و علمی خود هر یک سخنی در این باب مطرح کرده اند. (آقاپور و حسنی، 1388) درباره نقش اجتماعی دانشگاه و دانشگاهیان تاکنون نظریه های مختلفی مطرح شده است. در این مقاله سعی بر آن است تا نظرات امام خمینی(س) درباره نقش اجتماعی این قشر در کنار آراء برخی از صاحب نظران به طور اجمال مورد بررسی قرار گیرد. حضرت امام خمینی(س) هدف دانشگاه را به استقلال رساندن کشور می دانستند: «معنی اسلامی شدن دانشگاه این است که استقلال پیدا کند و خودش را از غرب جدا کند و خودش را از وابستگی به شرق جدا کند و یک مملکت مستقل، یک دانشگاه مستقل، یک فرهنگ مستقل داشته باشیم»(صحیفه امام، ج12، ص251ـ252).  این مقاله با توجه به بیانات امام خمینی(س) درخصوص اسلامی شدن دانشگاه ها نگارش یافته است. نظر کلی معظم له این است که دانشگاه مبدأ همه تحولات و مقدرات یک کشور است(همان، ج8، ص64)؛ و دانشگاه است که یک کشور را اصلاح یا تباه می کند(همان، ج14، ص430)؛ و لذا متذکر می شوند که ما باید دانشگاه اسلامی داشته باشیم(همان، ج14، ص363)؛ بدین معنی که دانشگاه ها باید استقلال داشته باشند و وابسته به شرق و غرب نباشند. و این مسأله را به استادان و دانشجویان توجه می دهند که مبادا دانشگاه ها و درنهایت مملکت به دست اجانب و منفعت طلبان بیفتد. (موسوی، 1388) امام خمینی(س) برای دانشگاهیان و دانشجویان، پیام ها و سخنان مهمی بیان فرموده اند که اگر با دقت و از ابعاد گوناگون تجزیه و تحلیل شوند، راه نجات یک ملت و کشور در دنیا و آخرت مشخص و در صورت عمل به آن رهنمودها، تحولات اساسی در راستای توسعه و پیشرفت جامعه حاصل می شود. در این راستا ارزیابی شاخص های کیفی فرهنگی، سیاسی و دینی دانشگاه و تحلیل ساختارها و سازوکارهای درون سازی و برون سازی آن در فرآیند کنونی جامعه و نظام اجتماعی و چالش های امروزی بسیار ضروری است. (آقاپور، 1387) در این مطالعه سعی شده است با ذکر برخی نگرش ها و مصوبات از جمله مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، افکار و گفتار آن امام همام برای علاقه مندان و پیروان ایشان جمع آوری و جمع بندی شود تا ضمن بررسی و بازشناسی مجدد آنها در راستای شناخت نقش و جایگاه دانشگاه اسلامی و اهمیت دستاوردهای آن در فرآیند پیشرفت جامعه و تحکیم نظام اجتماعی، این نگرش بنیادین و تحول آفرین به عنوان ملاک ها و معیارهای اساسی و تعیین کننده برای ارزیابی و بازنگری روند کنونی دانشگاه ها در صدر مسائل دانشگاهی قرار گیرد و افق آینده را در این فرآیند انقلاب فرهنگی و تحول دانشگاهی بر همگان روشن گردد.  بیان مسئله از دیدگاه امام خمینی (س) ما می خواهیم یک دانشگاهی داشته باشیم که برای احتیاجاتی که این ملت دارد کرسی داشته باشد و برای ملت باشد. دانشگاه از دیدگاه امام خمینی(س) آن قدر اهمیت دارد که اگر نقش واقعی خود را نداشته باشد، همه چیز مملکت از دست خواهد رفت. ایشان در جمله ای این اهمیت را گوشزد کرده اند: «اگر دانشگاه را ما سست بگیریم و از دست ما برود، همه چیزمان از دستمان رفته است»(صحیفه امام، ج8، ص141). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که دانشگاه هم منشأ دردها و فسادهای موجود و هم منشأ اصلاح کشور است و بسته به این که دانشگاه ها، استادان و دانشجویان چه جهت گیری هایی داشته باشند، ثمرات آن نیز مشخص خواهد شد. معمار بزرگ انقلاب حضرت امام(س) یکی از اهداف مهم تعلیم و تربیت دانشگاه را بیدار نگه داشتن فطرت آدمی می دانستند و در این مورد می فرمایند: اگر چنانچه تربیت یک تربیت انسانی باشد، و موافق با فطرت انسان که همان فطرت ودیعه گذاشته شده از طرف خداوند است، و «فطرت الله التی فطر الناس علیها» آن طور باشد، در دانشگاه هم همان طور تربیت باشد، اینها بعد که تحویل به جامعه داده می شوند، و مقدرات جامعه قهراً به دست اینها سپرده می شود یک کشور را کشور نورانی، کشور انسانی، کشور به فطرت الله تربیت می کنند (صحیفه امام، ج14، ص33). امروزه نیز دانشگاه ها جایگاه خاص خود را در جامعه داشته و دانشجویان به عنوان افراد تحصیلکرده و فهیم می توانند در روند فعالیت های سیاسی و اجتماعی جامعه نقش مثبت ایفا نمایند. از طرفی استکبار جهانی و مدعیان آنها همیشه در فکر این مسئله بوده اند که فعالیت آموزشی و تربیتی دانشگاه ها را از مسیر الهی و مقدس خود خارج نمایند که می طلبد دانشگاهیان مثل همیشه با توجه به رهنمودهای حضرت امام خمینی(س) و مقام معظم رهبری در جهت پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی تلاش نمایند و با حفظ و پاسداری از هویت اسلامی خود با تلاش و با تحقیق و پژوهش موجبات رشد و تعالی جامعه را فراهم آورند.(آقاپور، 1387) یکی از مهمترین شاخص های دانشگاه ها جهت گیری صحیح علوم انسانی بر اساس علوم اسلامی، ضمن توجه به آخرین پیشرفت های علوم انسانی در مغرب زمین می باشد. متأسفانه عدم تحقق این امر اساسی بعد از وقوع انقلاب اسلامی به تدریج موجب ازدیاد فقر فرهنگی در زمینه علوم انسانی و تجربی جدید و در نتیجه باعث تشدید وابستگی فکری برخی از جریانات روشنفکری ایران به غرب گردید که این امر نیز تاکنون موجب ظهور برخی بحران های فکری، سیاسی و دانشگاهی در این سرزمین شده است و امروز بعد از سه دهه تحقق نظام جمهوری اسلامی در این کشور با تهاجم و شبیخون فرهنگی غرب، هنوز هم دانشگاه های ایران عرصه تاخت و تاز اندیشه های غیراسلامی و وارداتی می باشد.(باوند، 1388) براساس این نگرش می توان گفت که موضع امام در باب دانشگاه دو جنبه دارد: یکی جنبه معرفتی آن که مبتنی بر نظام جهان شناسی عرفانی و دیگری جنبه سیاسی و اجتماعی آن که بر استقلال و عزت مسلمین معطوف است. جنبه نخست شأن توحیدی دانشگاه و دیگری مأموریت اجتماعی و شأن خلقی اوست. این جنبه خلقی باید در مسیر و جهت جنبه توحیدی باشد. استاد و دانشجو در دانشگاه اسلامی از تعهد و تخصص کافی به صورت مکمل برخوردار بوده و در جهت علم آموزی، تهذیب نفس و خدمت به جامعه از طریق به کارگیری علم و دانش و هدایت فکری و اجتماعی مردم عمل می کنند. در مجموع مسئله این مطالعه به ویژگی های نقش دانشگاه در جامعه از منظر امام خمینی(س) و شاخص های کلی و کیفی آن اشاره دارد.  چارچوب نظری امروزه دانشگاه مظهر تحول و نوآوری محسوب می شود و تأثیرات جدی و قابل تأملی بر جامعه می گذارد؛ همچنان که خود بسیار تأثیر می پذیرد. در واقع دانشگاه منزوی از جامعه نیست و در حقیقت بسیاری از مسائل آن انعکاسی از دنیای در حال دگرگون ما می باشد. دانشگاه ها به عنوان شریانات اصلی گسترش علم و فرهنگ در جامعه همواره از ارزش و احترام خاصی برخوردار بوده اند هم انسان ساز هستند و هم فرهنگ آفرین. دانشگاه در جامعه یک واسطه نهادی است که با مجموعه شرایط فرهنگی و اجتماعی در تعامل است. مراکز علمی از روند تحولات اجتماعی و فرهنگی تأثیر می پذیرد و بر آنها تأثیر می گذارد و کارکردهایی چون ارتقای آگاهی های عمومی، نظم اجتماعی درونی مبتنی بر تعادل  در نظام قشربندی اجتماعی، اجتماعی کردن افراد همسو با اهداف و ارزش ها، هماهنگ سازی خرده فرهنگ ها، تحکیم روابط قراردادی، تهیه فلسفه اجتماعی جامعه و نقد سیاسیت های عمومی سبب ایجاد نقش فعال آن در جامعه شده است. (ذاکر صالحی، 1382، 11ـ10) با این نگرش می توان گفت که تعامل دانشگاه و جامعه یک تعامل دوسویه در جهت رفع نیازها و تعالی بخشی است. عوامل درون زا و برون زا در تغییر فضای دانشگاه ها و اسلامی شدن آنها نقش بسیار مهمی داشته و تحول در نگرش به تعریف استاد، دانشجو و مدیر از نظر نوع رفتارها و بینش ها و چگونگی جهت گیری عملی و اجتماعی آنان در روند اسلامی شدن دانشگاه ها از اهمیت زیادی برخوردار است. (فرتوک زاده و بهداروند، 1382)  هدف های دانشگاه به عنوان یک نهاد مهم اجتماعی به ترتیب اولویت عبارت  است از: 1ـ گسترش مرزهای علم و دانش و فناوری 2ـ افزایش روحیه تحقیق و تتبع در جامعه به ویژه نسل جوان 3ـ تعلیم و تربیت عالی و ارتقاء فرهنگی جامعه و روشنگری فکری و اجتماعی 4ـ شناخت نیازها و مشکلات مردم و مشارکت در رفع آنها، کمک به دولت در برنامه ریزی ها 5ـ آموزش و پرورش نیروهای انسانی متعهد و متخصص برای اداره کشور در همه  عرصه ها  سیره رهبری امام خمینی(س) و جایگاه دانشگاه در آن دیدگاه های امام خمینی(س) در حوزه هایی همچون «تعلیم و تربیت، سیاسیت و حکومت» به همراه مشاهده آثار و دستاوردهای دانشگاه ها به عنوان عامل تعیین کننده سرنوشت کشور متکی بر نگرشی عمیق و کارآمد بوده است. بدین ترتیب تأکید ایشان بر اسلامی کردن دانشگاه ها، از یک سو مبتنی بر نظریه ای تاریخی در خصوص علل انحراف و ناکارآمدی نظام پیشین دانشگاهی ایران است و از سوی دیگر ریشه دردیدگاه های عام سیاسی، تربیتی و حکومتی ایشان دارد که دانشگاه را جزیی از سیستم اجتماعی و مهمترین آن بیان می دارند. امام خمینی(س) دانشگاهِ پیراسته از آثار منفی و دارای ویژگی هایی چون استقلال و عدم وابستگی فکری به قدرت های استعمارگر، توجه به تهذیب نفس و خودسازی معنوی علاوه بر کسب دانش و تخصص، اهمیت دادن به علم و تخصص در رشته های مورد نیاز کشور، توجه جدی به حفظ روحیه و آگاهی سیاسی و انقلابی در عین حال پرهیز از اختلافات جناحی در تربیت دانشجو و... را دانشگاه ملی و اسلامی دانسته و نقطه مقابل چنین دانشگاهی را دانشگاه استعماری می دانند. (آقاپور، 1387)  یافته ها از دیدگاه  امام خمینی(س) دانشجو یک قشر آگاهی است که می تواند در اجتماع نقش مؤثری ایفا نماید؛ اما ایشان معتقد است دانشجو برای اینکه بتواند نقش خود را کامل نماید باید در کنار سایر اقشار اجتماعی از جمله روحانیون، بازاریان، نظامیان و عامه مردم باشد. از مجموع 125 پیامی که حضرت امام درباره نقش اجتماعی و سیاسی دانشجویان بیان داشته اند در 110 پیام (083/0) به همراهی و همیاری دانشجو با روحانیون (حوزویان) تأکید کرده اند، در 5 پیام (5/03/0) به همراهی دانشجویان با بازاریان اشاره کرده اند، در 9 پیام (5/06/0) دانشجویان را به همراهی عامه مردم دعوت کرده و در یک پیام از آنان خواسته با نظامیان همراهی کنند. (دژکام، 1387) مهمترین وظیفه دانشگاه در نظام اسلامی انسان سازی و تأمین نیروی انسانی متناسب با نظام جمهوری اسلامی می باشد. همان گونه که در بیانات امام راحل و رهبر معظم انقلاب تصریح شده است تحقق این هدف منوط به تغییر در ساختار دانشگاه و آموزش عالی می باشد. البته منظور این نیست که کاوش علمی به طریقی جدید ایجاد شود یا تجربه ها به صورت دیگر انجام شود و یا ظواهر اسلامی در آن رعایت شود؛ بکله منظور حاکمیت بینش و منش اسلامی بر افراد آن دانشگاه است که بُعد باطنی آن است و به قول امام خمینی(س) نگاه باید نگاه توحیدی باشد. در جهت شناخت بهتر دانشگاه اسلامی نظرات امام راحل را از نظر گذرانده و رویکرد فکری او را پی می گیریم.  ـ دانشگاه و اهمیت آن امام خمینی(س) بیانات متعدد خویش با عبارات گوناگون این مطلب را متذکر شده اند که «دانشگاه، مبدأ همه تحولات است» (صحیفه امام، ج8، ص64). همچنین در مواردی دیگر با به کارگیری اصطلاحات «مقدرات» و «سرنوشت»، دانشگاه را منشأ این سرنوشت جامعه می دانند و آن را در رأس امور می خوانند؛ از جمله: «مقدرات این مملکت، دست این دانشگاهی هاست» (همان، ج3، ص249)، «از دانشگاه [است که] باید سرنوشت یک ملت تعیین بشود»(همان، ج8، ص61) و «دانشگاه که در رأس امور هست و تقدیرات یک کشوری، مقدرات یک کشوری بسته به وجود آنهاست، باید جدیّت بکنند که روی خودشان را از غرب و شرق برگردانند»(همان، ج17، ص241). (آقاپور، 1376).  ـ جهت گیری صحیح علوم و علوم انسانی از نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نه تنها علوم انسانی از فلسفه و عرفان تا علوم اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، هنر، موسیقی و ادبیات ارتباطی مستقیم با برخی مبانی و اصول اعتقادی و معنوی اسلام دارند، بلکه حتی علوم طبیعی و ریاضی نیز ریشه در همین مبانی  مابعدالطبیعی که در دو علم شریف فلسفه و عرفان اسلامی مطرح می باشد، دارند؛ نه آن چنان که صرفاً در قرون وسطی و گذشته به آن توجیه می گردید. ایشان در پیامی دیگر برخلاف سنت گذشته حتی قائل به ارتباط میان فقه و هنر و سینما گشتند. چیزی که در نظر بسیاری امری اعجاب آور و بی سابقه می باشد و یا ایشان با طرح نقش عظیم زمان و مکان در اجتهاد و به دنبال آن با صدور فتاوای بزرگی در خصوص شطرنج، موسیقی و هنر خواستار تحولی جدید در عرصه نگاه سنتی و حوزوی حوزه های علمیه نسبت به مسائل مذکور و جدید بودند. از طرف دیگر، میان همه علوم انسانی و حتی علوم تجربی و طبیعی با برخی اصول مابعدالطبیعی و دینی و معنوی قائل به ارتباط می باشند. لذا جا دارد تدوین کنندگان اندیشمند و متعهد اسلامی در عرصه طرح مواد علمی، آموزشی و پژوهشی با توجه به نکات مذکور به ایفای نقش بسیار بزرگ خود اقدام نموده و در تدوین مباحث علمی و دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران و بلکه جهان بشری موفق گردند. (آقاپور و حسنی، 1388) امام خمینی(س) می فرمایند: «فرهنگ دانشگاه ها و مراکز غیرحوزه ای به صورتی است که با تجربه و لمس واقعیت ها بیشتر عادت کرده است تا فرهنگ نظری و فلسفی، باید با تلفیق این دو فرهنگ و کم کردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه در هم ذوب شوند تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیع تر گردد.» (صحیفه امام، ج21، ص99)  ـ مسئولیت اجتماعی و سیاسی آگاهی دانشمندان و علما از جایگاه و نقش خطیر خویش در جامعه و توجه علمی به مسئولیت های اجتماعی سیاسی برای راهبری توده های مردم در مقابل سیاست های استعماری از مهمترین رهنمودهایی است که محور اندیشه های امام(س) را در زمینه اجتماعی و سیاسی تشکیل می دهد. یکی از ابعاد مسئولیت پذیری علما و دانشمندان، عدم سکوت و نفی هرگونه سازش و توجیه گری در قبال حکومت های وابسته و حکام جور در جهان اسلام است. (آقاپور، 1375)  امام(س) با بیان این دیدگاه که دانشگاه نباید محیط دغدغه های شخصی اساتید و دانشجویان باشد دانشگاه را محلی برای دغدغه های اجتماعی اندیشمندان برای درک دردهای اقشار جامعه می دانند. همچنین می فرمایند: «دانشگاهی که قوام آن به استاد و دانشجو است حقیقتاً پایه ای برای آینده کشور می شود»(صحیفه امام، ج13، ص417). امام خمینی(س) پس از پیروزی انقلاب، دانشجویان را مسئول نگهبانی از انقلاب اسلامی می دانستند و همواره به دانشجویان سفارش می کردند باید بتوانند در قلب نهضت قرار داشته باشند و عامل حرکت نهضت باشند. همچنین در سال 1364 نیز فرمودند: «بر شما جوانان روشنفکر است که از پا ننشینید تا خواب رفته ها را از این خواب مرگبار برانگیزانید و با فاش کردن خیانت ها و جنایت های استعمارگران و پیروان و بی فرهنگ آنها، غفلت  زده ها را آگاه نمائید...» (همان، ج2، ص142) (دژاکام، 1387) شورای عالی انقلاب فرهنگی با همین نگرش مصوباتی دارد؛ مانند:«قانونمند کردن فعالیت های سیاسی و فرهنگی استادان به منظور فراهم آوردن محیطی سالم و آزاد و مطمئن برای بحث و گفتگو و ارتقای اندیشه دینی و ایفای نقش مؤثر آنان.» (مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1377) «تقویت روحیه آرما ن گرایی، کمال جویی، نقادی، آزادگی، مشارکت جویی، حقیقت جویی و تشویق و تقویت احساس مسئولیت اجتماعی دانشجویان.» (مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1377)  ـ رسالت فرهنگی و علمی دانشگاه کانون تولید علم در جامعه محسوب می شود. پویایی و بیداری از اصلی ترین شاخصه های نخبگان کشور می باشد و بدیهی است که پیشرفت و توسعه همه جانبه هر کشوری از دانشگاه و دانشگاهیان سرچشمه می گیرد و بر اساس همین است و طبیعی نیز است که دنیای استکبار برای به انحراف کشاندن آن بیکار ننشیند و تمام تلاش خویش را در این راه به کار می بندد. امام راحل ضمن ارائه چنین تصویری از دانشگاه بر این باور بودند که فرهنگ و دانشگاه ما باید متحول شود و بارها در بیانات خویش از همه کسانی که در این راه قدم برمی دارند تشکر می کردند. امام خمینی(س) فرهنگ حاکم بر دانشگاه و دانشگاهیان قبل از انقلاب را غیرکارآمد می دانستند که نمی توانست به ایفای نقش خطیر خود در جامعه بپردازد. (شفیعی، 1384)  ـ حفظ استقلال جامعه یکی دیگر از رسالت های دانشگاهیان، تلاش در جهت قطع وابستگی به بیگانیگان و استقلال کشور اسلامی است. چرا که دانشگاه باید زمینه ساز استقلال مملکت اسلامی و موجب خودباوری و معبری مطمئن برای استقلال باشد. از این رو امام(س) خروج از وابستگی را که زمینه ساز استقلال نظام اسلامی است از جمله وظایف و رسالت های مهم دانشگاهیان برمی شمارند و بر این عقیده پافشاری می کنند که: «نباید اگر صنعتی از آنها می گیریم انگلیسی یا روسی یا آمریکایی بشویم؛ بلکه باید مسلمان بود. البته استفاده از علوم و گرفتن آن از دیگران مانعی ندارد ولی باید توجه داشت که از جایی علوم را بگیریم که نخواهند ما را منحرف کنند که در سابق اگر مقداری از علوم و تخصص ها را به ما می دادند می خواستند ما را از همه چیزمان منحرف نموده و مصرفی بار بیاورند»(صحیفه امام، ج18، ص219).  ـ مشارکت در سازندگی و توسعه از دیدگاه امام خمینی(س) توسعه همه جانبه مستلزم مشارکت همه قشرهای جامعه و به خصوص قشر دانشگاهی و تحصیلکرده می دانند و سهم این گروه را مهم و اساسی تلقی می کنند و می فرمایند: «بازسازی و سازندگی جز از طریق تعاون و همفکری میسر نیست و این کشور متعلق به اسلام و همه ملت ایران است و همان گونه که در جنگ همه در کنار هم بودند، در صلح و سازندگی هم باید در کنار یکدیگر باشند که ان شاءالله مراکز علمی و دانشگاهی نیز در این مسئله بزرگ سهیم خواهند بود» (همان، ج21، ص157).  ـ تعهد و تهذیب امام خمینی با اشاره به عامل تخصص و تهعد در کنار هم بسیار تأکید کرده و می فرمایند: «دانشگاه باید مرکز درست کردن انسان باشد» و باز می فرمایند: «اگر دانشگاه واقعاً دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامی باشد، یعنی در کنار تحصیلات متحقق، در آنجا تهذیب هم باشد، تعهد هم  باشد، یک کشوری را اینها می توانند به سعادت برسانند»(همان، ج13، ص413ـ412). امام(س) با اشاره به این که دانشگاه باید انسان را رو به خدا ببرد و درس باید برای خدا خوانده شود، صریحاً معتقد بودند که دانشگاه باید انسان درست کند و اگر انسان درست کرد مملکت خود را نجات می دهد. پس ملاحظه می شود که ایشان در این مجموعه بیانات ضمن اشاره به اینکه دانشگاه باید مرکز تربیت، انسان سازی و خداجویی باشد، کسب تخصص را هم لازم می دانند و نپرداختن به چنین موضوعی را باعث نابودی کشور ذکر می کنند و متخصص غیرمتعهد و فاقد تربیت انسانی را به حال کشور مضر می دانند. دانشگاه اسلامی دانشگاهی است که در آن، «محیطی سرشار از معنویت و مکارم اخلاق به منظور رشد و تعالی فردی و تربیت صحیح و تزکیه و تعلیم نفوس ایجاد می شود و حیات و شخصیت معنوی و اخلاقی افراد اعتلا می یابد.» (مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1377)  ـ وحدت حوزه و دانشگاه امام خمینی ره همواره از وحدت حوزه و دانشگاه و اتحاد و یکرنگی میان این دو قشر تحصیلکرده یاد می کرد، و نسبت به توطئه ها هشدار می داد؛ ایشان می فرمود: «طلاب علوم دینی و دانشجویان با هم روابط دوستانه و فعالانه داشته باشند و بر اساس به دست آمدن استقلال و آزادی و خلع ید غاصبان از حقوق ملت در تمام ابعادش، به سایر طبقات ملت بپیوندند...»(صحیفه امام، ج3، ص486). فلسفه وجودی دانشگاه در کنار حوزه در گذشته، آن بوده است که رژیم گذشته نمی خواسته یا نمی توانسته از محصول حوزه در اداره امور جامعه استفاده کند. اکنون با وجود نظام اسلامی تفکیک حوزه و دانشگاه در حد تفکیک دانشگاه های پزشکی و فنی مهندسی  است و با این تحلیل دانشگاه علوم انسانی در تقابل با حوزه علمیه کاری عبث و بیهوده و غیرمعقول است تا چه رسد به دانشکده های الهیات و حقوق در کنار حوزه علمیه و به طوری موازی با آن. (آقاپور، 1387) مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «نظام اسلامی نیازمند آن است که اصل علم و فرهنگ و معرفت در حوزه ها و دانشگاه ها هر چه بیشتر به هم نزدیک شوند و با یکدیگر همکاری کنند و هر یک دیگری را درجهت تکامل هر چه بیشتر یاری دهند.»(15/10/1377) مرور اندیشه های حضرت امام(س) نشان می دهد که ایشان در میان اقشار مختلف اجتماعی برای دانشجویان جایگاه ممتازی قائل است و همواره تأکید داشتند که با قشر ممتاز دیگر یعنی حوزویان در ارتباط باشند تا بتوانند در تحولات، نقش محوری ایفا نمایند. امام معتقد بود توطئه ای در کار بوده و هست تا روحانی و دانشجو را به جان هم بیندازند و با استفاده از اختلاف آنان به کشور آُسیب برسانند. ایشان معتقد بودند که دشمنان در این نقشه تا حدودی موفق شده بودند. ایشان در این رابطه می فرمایند: «یک جایی نقشه شان گرفت و آن جدا کردن روحانیت از دانشگاه ها [بود]. یک روحانی حق نداشت، پیش خودمان حق نداشت که از دانشگاهی صحبتی بکند... دانشگاهی هم آخوند به نظرش می آمد که یک موجود مضری است که انگلیس ها آوردند گذاشتند اینجا.»(صحیفه امام، ج6، ص44 ـ 45) از این رو امام به دانشجویان توصیه می کرد در کنار سایر اقشار اجتماعی و به ویژه روحانیون قرار گیرند؛ زیرا ائتلاف این دو قشر را ائتلاف همه ملت می دانستند. (دژاکام، 1387) این یافته های ارزشمند که بخشی از رهنمودهای حیات بخش امام راحل را در ارتباط با نقش دانشگاه در جامعه معرفی می کند به خوبی نشان می دهد که امام(س) به صورت جامع و بسیار عمیق، به مسئله اهمیت دانشگاه در نظام اجتماعی توجه داشتند و در طول حیات پرثمر و انقلاب آفرین خویش همواره روشنگری های لازم را انجام می دادند تا پایه های فکری، علمی و دانشگاهی نظام جمهوری اسلامی مستحکم  تر گردد.  نتیجه گیری با توجه به یافته های حاصل از اندیشه های حضرت امام(س) می توان گفت که دانشگاه جزیی از سیستم اجتماعی و مؤثر بر آن دانسته و به دانشگاهیان به عنوان یک قشر بسیار مهم نظر داشتند و معتقد بودند که اگر آنان بتوانند در دانشگاه علم و ایمان را با یکدیگر همراه سازند می توانند به عنوان یک قشر تحصیلکرده محور «روشنگری اجتماعی» را به دست گیرند. به عبارت دیگر دانشجو از نظر امام، عامل «روشنگری اجتماعی» است و زمانی می تواند موفق باشد که بتواند آگاهی خود را در مسیر ارزش های الهی به کار گیرد و خود را از اقشار دیگر و به ویژه روحانیون جدا نسازد و متقابلاً هم باید ارتباط و تعامل وجود داشته باشد. از بیانات امام(س) می توان به این نتیجه رسید که «خود را یافتن» و «متکی به خود بودن» باید در دو جهت مختلف، امّا در کنار هم در دانشگاه ها جامه عمل بپوشد. یکی از این دو جهت، دانشمند و متخصص شدن افراد و تهیه و توسعه ابزارهای رسیدن به این مرحله است؛ و جهت دیگر، ساخته شدن افراد از حیث معنوی و انسانی است. این دو جهت، به خوبی و صراحت در بیانات مختلف امام(س) قابل تشخیص است. از منظر امام(س)، «موانع» رشد و استقلال دانشگاه ها و اتّکا به خود و خودکفایی، نفوذ آن دسته از افکار غربی و شرقی است که باعث می شوند ملت ها، به ویژه روشنفکران و دانشگاهیان، به دنباله روی از آن افکار و بیگانگی از خود و در نتیجه تسلیم در برابر خواسته ها و منافع بیگانگان کشانده شوند و هدف این است که آن افکار را بر اقتصاد، فرهنگ و سیاست ما مسلط کنند و ما را از خویشتن خویش و استقلال و خوداتّکایی خالی سازند تا همواره چشم مان در پی آنها باشد و اهداف و آمال و آرزوهای مان را در وجود آنها و در تسلط و رهبری آنها بر خود جستجو کنیم. رسوخ چنین افکاری در فضای روشنفکری و دانشگاهی، زمینه انحراف دانشگاه ها را فراهم می آورد و باعث تشنج و ناآرامی ها در دانشگاه ها و ناهنجاری های فکری در جامعه می شود؛  خاصه آن که چنین افکاری با نقاب آزادی خواهی و تجددگرایی مطرح می شوند و در ارزش های اسلامی، فرهنگی و اصولی ملت به اشکال گوناگون تزلزل و تخریب ایجاد می کنند. در مجموع امام راحل بر اهمیت فوق العاده دانشگاه ها در نظام اجتماعی، جهت گیری محتوای علمی به ویژه در علوم انسانی، مسئولیت اجتماعی و سیاسی دانشگاهیان در قبال توده های مردم، رسالت فرهنگی و علمی دانشگاه ها برای تعالی و ارتقاء جامعه، حفظ استقلال فکری و علمی دانشگاه ها، تعهد و تهذیب در کنار فراگیری علم و دانش و وحدت و همدلی متاقبل دانشگاهیان و حوزویان تأکید داشتند. دانشگاه از آنجا که محل ارائه و تبادل مباحث علمی، در چارچوبی منطقی و عقلانی است، همیشه به عنوان جایگاه فرهیختگان و اندیشمندان برای همه مردم قابل ارج و احترام بوده است. از آنجا که علم به عنوان اصلی ترین ابزار توسعه و پیشرفت کشور، اقتدار و قدرت ملت ایرانی ـ اسلامی ما را در عرصه بین المللی برای کشور به ارمغان خواهد آورد، مورد توجه همه مردم و نظام اجتماعی بوده است؛ اما همیشه آسیب هایی گریبانگیر دانشگاه های ما بوده که سبب دوری آنان از اهداف اصلی دانشگاه و فاصله گرفتن از آرمان های امام خمینی(س) و گاهی عاملی برای سوءاستفاده بیگانگان و دشمنان نظام شده است، که برای رفع آنها این راهکارها ارائه می گردد: 1ـ جلوگیری از تندروی ها و جناح بندی ها در دانشگاه ها: برخی از دانشجویان از گروه های مختلف فکری یا سیاسی تاب شنیدن سخنان همدیگر را ندارند. بسیاری از نقدهای دانشجویی از مسائل اجتماعی و سیاسی بیشتر از آن که دارای محتوایی منطقی و مستدل باشد ناشی از القائات بیرون از دانشگاه ها و رسانه هاست و بیشتر به نقدهای مرسوم ژورنالیستی می ماند تا نقدی علمی و دانشگاهی. لذا باید از افراط و تفریط پرهیز و استقلال فکری را در دانشگاه ها حفظ نمود. 2ـ بازنگری و اصلاح عالمانه محتوای علوم انسانی: لازمه حضور فعال شدن دانشگاه ها در جامعه با توجه به آموزه های امام عظیم الشان در گرو توجه همه جانبه به تمامی علوم و رشته های علمی مختلف به ویژه علوم انسانی در کنار تربیت صحیح دانشجویان با بهرمندی  از اساتید لایق و انقلابی و لزوم توجه جدی تر به بحث الوهیت، توحید و خداشناسی در مضامین و محتوای دروس دانشگاه ها می باشد، که این مهم از طریق همکاری همه جانبه همه نهادهای ذیربط و دستگاه های مسئول همچون مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزه های علمیه و مراکز آموزش عالی می باشد. 3ـ مقابله با رواج سطحی نگری: فقدان مطالعات عمومی عمیق و اجتماعی، مخصوصاً در مبانی فکری و اعتقادی باعث ضعف قوه تحلیل در جوان نخبه، پرشور و دانشجوی امروز می شود. بدون شک هوشیاری و بصیرت دانشجویان اول انقلاب را باید مدیون آگاهی بخشی شهیدان مطهری، مفتح، بهشتی و مرحوم شریعتی باشیم. اما امروز رسانه ها و روزنامه  و شبکه های سیاسی مختلف با ترفند های رسانه ای به عنوان مرجع فکری عده ای از دانشجویان قرار می گیرد. 4ـ تقویت خردمحوری و روح جمعی در دانشگاه ها: خطر دیگری که امروز جامعه دانشگاهی را تهدید می کند نگاه خودگرایانه است. به این معنا که تمام هدف فرد از تحصیل، تأمین آینده خودش می باشد. در صورتی که دانشجو باید نسبت به کشورش احساس تعلق خاطر داشته باشد، و برای پیشرفت و سعادت کشورش نیز تحصیل کند که اگر این چنین شد هر آنچه اندوخته باشد چه در ایران و چه در کشوری دیگر برای خودش و کشورش به کار می گیرد. 5ـ روحیه آرمان خواهی: دانشجو به واسطه جوان بودن خود همیشه آرمانگرا بوده است، که بسیار ارزشمند و شایسته است؛ ولی تلاش هایی از سوی دشمنان خارجی در جهت قلب این آرمان ها انجام شده است. عدالت خواهی، استکبارستیزی، استقلال طلبی، آزادی خواهی و عزت طلبی از مشخصه های دانشجویان عزیز می باشد. اما تحریف این آرمان ها و شاخص ها باعث پشت کردن جریاناتی در دانشگاه ها به آرمان های اصیل انقلاب و مردم می گردد. 6ـ توجه به آرمان های دانشگاهی امام خمینی(س): چنانچه نگرش های امام راحل سرلوحه برنامه ها و مدیریت های دانشگاهی قرار گیرد و اساتید، دانشجویان و به ویژه مدیران دانشگاه ها وظیفه اصلی خود را تحقق رهنمودهای امام(س) در عرصه دانشگاه ها و جامعه بدانند و بدان عمل نمایند به قطع و یقین شاهد کاهش آُسیب های موجود از جمله فاصله گرفتن دانشگاه ها از دردهای جامعه و در مقابل رشد شاخص های کیفی فرهنگی، سیاسی،  مذهبی، علمی و تخصصی دانشگاه ها خواهیم بود و همه مردم از آن بهره مند  می شوند.

منبع: مجموعه مقالات کنگره ملی بررسی اندیشه های فرهنگی و اجتماعی حضرت امام خمینی(ره)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، دکتر سیدمهدی آقاپور[1]، مختار حسنی سوخته سرایی[2]، ص ۲۴۷- ۲۶۵

منابع و مآخذ 1) آقاپور، سیدمهدی (1387)، طرح ارزیابی فرهنگی، سیاسی و دینی دانشگاه ها؛ هیئت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی شورای عالی انقلاب فرهنگی. 2) آقاپور، سیدمهدی (1375)، کنکاشی در جایگاه و نقش استاد و دانشجو در جامعه از دیدگاه امام خمینی(س)، دانشگاه تهران، نشریه روابط عمومی. 3) آقاپور، سیدمهدی و حسنی، مختار (1388)، بررسی رویکرد دانشگاه اسلامی در سیره رهبری امام خمینی(س)، دانشگاه پیام نور. 4) احمدی فشارکی، حسنعلی (1376)، دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام(س)، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. 5) باوند، نعمت الله (1388)، اسلامی شدن در نگاه امام خمینی(س)، تهران، خبرگزاری فارس. 6) خمینی، روح الله (1376)، مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. 7) شفیعی، عباس (1384)، استراتژی رهبری امام خمینی(س)، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. 8) صحیفه امام (مجموعه 22 جلدی بیانات، پیام ها، مصاحبه ها، احکام، اجازات شرعی و نامه ها)، (1385)، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. 9) دژاکام، رضا (1387)، نقش دانشجویان در تحولات سیاسی اجتماعی از دیدگاه امام خمینی(س)، فصلنامه دانشگاه اسلامی. 10) دبیرخانه شورای اسلامی شدن مراکز آموزشی (1381)، دانشگاه اسلامی: رسالت ها، اصول و راهبردها؛ تهران. 11) فرتوک زاده، محمد و بهداروند، محمدمهدی (1382)، اشاراتی در باب اسلامی شدن دانشگاه ها، قم، صبح صادق. 12) قورچیان، نادرقلی و همکاران (1383)، دایره المعارف آموزش عالی، تهران، بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی. 13) موسوی، سیدفضل الله (1388)، دانشگاه از دیدگاه امام خمینی، تهران، راسخون. 14) www.jamejamonline.ir 15) www.hawzah.net 16) www.Hegmataneh.org [1]ـ استادیار دانشگاه تهران؛ پژوهشگر هیأت نظارت و ارزیابی شورای عالی انقلاب فرهنگی [2]ـ کارشناس شورای عالی انقلاب فرهنگی

. انتهای پیام /*