من با عجله رفتم در مقر امام در دبستان علوی، که فاصله ی کوتاهی داشت با آنجائی که ما بودیم. آمادگی هائی به وجود آمد و امام عزیز ایستادند و این جوانها، این دلاورها، این سلحشورها آمدند در مقابل امام رژه رفتند و امام با همان ایمان و باوری که همیشه از اول شروع نهضت به مسئولیت خود و به نقش خود در اداره ی این انقلاب و این ملت داشتند، از اینها رژه گرفتند.آنها را نصیحت کردند، به آنها دل دادند، به آنها شجاعت دادند.
حکومت نظامی هم برای رژیم شاه کاری از پیش نبرد. این را نه انقلابیون که حتی فرماندهان ارشد رژیم نیز در اعترافاتشان اذعان کرده اند. قره باغی، شفقت، ربیعی و حاتم جمعی از این امرا هستند که از عجز خود گفته اند.
از اتفاقات مهمی که چند روز پس از بازگشت امام به کشور روی داد، دیدار همافران با ایشان بود که ریزه کاری های این دیدار از زبان ناطق نوری خواندنی است.
نوزدهم بهمن سال ۵۷ بود و پایه های سلطنت پهلوی در حال فروریختن بود. خبر رسید که جمع زیادی از همافران در مدرسه علوی با امام دیدار کردند. این واقعه مهم را موسوی تبریزی روایت کرده است.
تهدیدها جان امام را نشانه گرفته بود و همه نگران بودند که آیا امام سالم به کشور می رسد یا خیر. مرحوم آیت الله هاشمی به روایت این رویداد مهم پرداخته است.
خبر دهان به دهان به گوش همسایه های امام در نوفل لوشاتو رسید. با اینکه رفت و آمدها آرامش و سکوت روستایشان را گرفته بود اما از رفتن امام ناراحت بودند و خبر برایشان ناخوشایند بود.
از جمله اعمال مستحبی که امام از دوران نوجوانی تا آخرین روزهای عمر شریفشان خود را به آن مکلف کرده بودند، نماز شب بود.
امام فرموده بودند که نامه ابلاغ شود نه اینکه داده شود و ما برگردیم، بنابراین آیت الله جوادی آملی شروع به خواندن نامه کردند. ایشان می خواندند و آقای لاریجانی به انگلیسی ترجمه می کرد و انگلیسی ایشان را هم مترجم آقای گورباچف به روسی ترجمه می کرد. آقای گورباچف به صندلی تکیه کرده بود و بعضی جاهای نامه با تعجب گوش می کرد.
وی با اشاره به حالات گورباچف در جریان ابلاغ تصریح کرد: برخی جاها او به شدت برافروخته می شد. یکی دو تا سوال نوشته بود که پس از اتمام نامه از آقای جوادی آملی سوال کرد امام ما را دعوت به اسلام کرده آیا ما هم می توانیم امام را به کمونیسم دعوت کنیم؟
اول آبان ماه سال ۵۶ بود که به طرز مشکوکی فرزند ارشد امام خمینی را به شهادت رساندند. این قضیه به فرمایش امام از الطاف خفیه الهی بود.
حضرت امام خمینی با آشنایی با معارف و تاریخ صدر اسلام، روح حرکت پیامبر را متناسب با زمان و مقتضیات روز در قالب بسیج پیاده کردند .