نامه
تشریح اوضاع اسفبار ایران
نامه به آقای محمد شریعت اصفهانی (اوضاع ایران)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 3 آب‍ان‌ ‭1346

زمان (قمری) : 20 رج‍ب‌ ‭1387

شماره صفحه : 155

موضوع : تشریح اوضاع اسفبار ایران

زبان اثر : فارسی

مخاطب : شریعت اصفهانی (شیخ الشریعه)، محمد

نامه به آقای محمد شریعت اصفهانی (اوضاع ایران)

نامه

زمان: 3 آبان 1346 / 20 رجب 1387

مکان:  نجف

موضوع: تشریح اوضاع اسفبار ایران

مخاطب: شریعت اصفهانی (شیخ الشریعة)، محمد

‏بسمه تعالی‏

‏20 رجب 87‏

‏     به عرض عالی می رساند، دو طغرا‏‎[1]‎‏ مرقوم محترم که از سلامت و تأثرات قلبیۀ‏‎ ‎‏جنابعالی حکایت می کردند واصل؛ قضایای ایران یکی دو تا نیست که بشود بیان کرد.‏‎ ‎‏پس از نشر مکتوبی که به هویدا‏‎[2]‎‏ نوشته شده بود عدۀ کثیری گرفتار حبس و تبعید‏‎ ‎‏شده اند؛ چه از اهل علم مثل آقای منتظری، و چه غیر اهل علم. علی المحکی‏‎[3]‎‏ انتشار‏‎ ‎‏زیادی در بلاد بزرگ از قبیل: تهران، مشهد و کرمان، شیراز، قم پیدا کرده است و بعضی‏‎ ‎‏رادیوها هم با اطلاع قبلی خوانده اند که موجب ناراحتی دستگاه شده است. حتی در‏‎ ‎‏روزنامۀ اطلاعات هم دو جملۀ حساس را نوشته بود؛ و البته انتقاد از نوشته ها کرده بود.‏‎ ‎‏فشارها به همۀ طبقات ادامه دارد. تکلیف به آقایان برای ملاقات‏‎[4]‎‏ و تبریک شده است.‏‎ ‎‏چنانچه گفته می شود در بعضی روزنامه ها، نسبت به آقای حکیم داده اند که تبریک‏‎ ‎‏گفته اند به وسیلۀ وزیر اقتصاد؛ ان شاءالله صحیح نباشد. به آقای میلانی گفته می شود که‏‎ ‎‏فشار برای ملاقات آورده اند و ایشان راضی نشده اند و تقاضای تذکره نموده اند.‏‎ ‎‏علی المحکی آقای گلپایگانی از آقای حکیم تکلیف خواسته بودند که تبریک بگوییم یا‏‎ ‎‏خیر. جشنها و فضاحتها در اوج خود رسیده است. به بعض علمای بلاد، علی المحکی‏‎ ‎

‏تکلیف شده است که در مساجد جشن بگیرند و اذان بگویند؛ و از این مطالب خیلی زیاد‏‎ ‎‏است.‏

‏     راجع به قضیۀ دعوت جنابعالی، این مطلب در سال قبل صحبت شد و آقای حاج آقا‏‎ ‎‏حسن شیرازی اخوی آقای حاج آقا محمد‏‎[5]‎‏  کراراً آمدند و گفتند من مذاکراتی کرده ام‏‎ ‎‏و ممکن است اگر امثال شماها کاغذی به ملکِ سعودی بنویسد تأثیر کند. و بعد هم گفته‏‎ ‎‏شد آقای خویی می نویسند یا نوشته اند، و آقای شاهرودی وعده کرده اند با ملک در سفر‏‎ ‎‏حج مذاکره کنند. بالاخره اینجانب با اطمینان به اینکه در این امور هیچ تأثیری در حجاز‏‎ ‎‏نیست، مع ذلک چیزی نوشتم و آقای شیرازی بردند. پس از مدتی هم به وسیلۀ سفارت‏‎ ‎‏حجاز یک جواب بی سر و ته ای آمد. امسال آقای حاج آقا حسن‏‎[6]‎‏ آمدند و گفتند که‏‎ ‎‏بناست وَفْدی‏‎[7]‎‏ برود، و قول داده اند که قضات آنجا حاضر برای مذاکره شوند. عده ای را‏‎ ‎‏که در این امر صلاحیت نداشتند ذکر کردند. اینجانب دخالتی نکردم، زیرا اطمینان دارم‏‎ ‎‏بر فرض آنکه مجلسی تهیه شود و طرفین دعوا حاضر شوند، هیچ نتیجۀ مثبتی گرفته‏‎ ‎‏نمی شود. علاوه خوف آن است که آقایان نتوانند در آن محیط و با آن اشخاص که اینها‏‎ ‎‏را کفار و مُبْدِع‏‎[8]‎‏ می دانند به طور شایسته گفتگو کنند، و مجلس ختم شود به فَشَل شدن و‏‎ ‎‏تا آخر محکوم گردیدن. اجمالاً به ایشان مطلب را گفتم، و باز گفتم اشخاص مذکور‏‎ ‎‏(جنابعالی در آنها نبودید) صلاحیت این امر را ندارند. و تذکر دادم که اگر هم لازم‏‎ ‎‏می دانید این امر را طوری نکنید که تمام قوای شیعه را مقابل قرار دهید بلکه چند نفر به‏‎ ‎‏عنوان یک قُطْر،‏‎[9]‎‏ نه آنکه نمایندۀ تمام ممالک شیعه و علمای مذهب اینها باشند، و بعد‏‎ ‎‏با چند کلمه فشل‏‎[10]‎‏ شوند.‏


‏    ‏‏اینجانب اصل این مطلب را صحیح نمی دانم؛ و مباحثه را مضر می دانم. آنها از آقایان‏‎ ‎‏حدیث صحیح به طرق خودشان راجع به قبّه و بارگاه می خواهند، و اگر شما تنازل کنید و‏‎ ‎‏بگویید مظَلَّه‏‎[11]‎‏ برای احیا باشد، تصدیق حرف آنها را کردید و تا آخر محکوم شدید، و‏‎ ‎‏سایر اعتاب مطهره را هم محکوم کردید؛ و این امر ممکن است منعکس شود در ممالک‏‎ ‎‏اسلامی؛ هذا کُلّه؛ مَعَ اینکه اساس مذهب در این بلاد در خطر کفر است و عاملین آن از‏‎ ‎‏طرف مقامات مُعْظَمه تجلیل و تطهیر می شوند و امور فجیعه یا به سکوت و یا به تأیید‏‎ ‎‏می گذرد، و خواهید ملاحظه فرمود که اگر ـ خدای نخواسته ـ خداوند مهلت دهد، پس از‏‎ ‎‏چندی چه خواهد شد و چه خواهند کرد. «و اِلی الله المُشْتَکی و عَلیه المُعَوَّل». والسلام‏‎ ‎‏علیکم.‏

‏روح الله الموسوی الخمینی‏

‎ ‎

‏     منزل اینجانب را در قم عدۀ کثیری کماندو محاصره کرده و نگذاشتند روضه بخوانند،‏‎ ‎‏ولی حَصر بعد از ظهر برداشته شد و علی المحکی جمعیت کثیری عصر رفته اند آنجا.‏‎ ‎‏اخوی اینجانب را هم از قم به تهران برده اند و آنجا آزاد کردند. مدرسۀ فیضیه را مدتی‏‎ ‎‏است قبضه کرده و پس از اصلاحاتی که مهمش عکسهایی و شعارهایی بوده ‏‏[‏‏که‏‏] ‏‏با‏‎ ‎‏التزاماتی رد کرده اند در صورت، و تحت مراقبت کامل است معناً؛ ولی در عین حال یک‏‎ ‎‏شب شعارهایی در جمیع دیوارها نوشته شده است و مجرمین درست به دست نیامده اند،‏‎ ‎‏و بعضیها را گرفته اند. وضع قم فجیع است و این نحو مدرسه داری افجع.‏‎[12]‎‏ اینها‏‎ ‎‏مسموعات است. والسلام.‏

 

  • ـ فقره، عدد.
  • ـ متن نامۀ سرگشادۀ امام خمینی به هویدا در تاریخ 26 فروردین 1346.
  • ـ بنا به روایت، بنا به آنچه گفته می شود.
  • ـ ملاقات با شاه.
  • ـ آقای سید محمد شیرازی.
  • ـ آقای حسن شیرازی.
  • ـ هیأت سیاسی.
  • ـ بدعت گذار.
  • ـ ناحیه.
  • ـ سست، ناتوان.
  • ـ سایبان، خیمه، چادر بزرگ.
  • ـ فجیع تر.