سخنرانی
اهمیت و ضرورت پاکسازی و بازسازی وزارتخانه و ادارات ـ توطئه های امریکا در منطقه
سخنرانی در جمع هیأت های بازسازی نیروی انسانی وزارتخانه ها (پاکسازی ادارات)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 14 ش‍ه‍ری‍ور ‭1361

زمان (قمری) : 16 ذی القعده ‭1402

مکان: تهران

شماره صفحه : 473

موضوع : اهمیت و ضرورت پاکسازی و بازسازی وزارتخانه و ادارات ـ توطئه های امریکا در منطقه

زبان اثر : فارسی

حضار : خانواده شهدای پاسداران کمیته های انقلاب اسلامی خوزستان ـ جاسبی، عبد الله (دبیر کل سازمان امور اداری

سخنرانی در جمع هیأت های بازسازی نیروی انسانی وزارتخانه ها (پاکسازی ادارات)

سخنرانی

‏زمان: صبح 14 شهریور 1361 / 16 ذی القعده 1402‏

‏مکان: تهران، حسینیه جماران‏

‏موضوع: اهمیت و ضرورت پاکسازی و بازسازی وزارتخانه و ادارات ـ توطئه های امریکا در‏‎ ‎‏منطقه‏

‏حضار: خانوادۀ شهدای پاسداران کمیته های انقلاب اسلامی خوزستان ـ جاسبی، عبد الله (دبیر‏‎ ‎‏کل سازمان امور اداری و استخدامی کشور) ـ هیأتهای بازسازی نیروی انسانی‏‎ ‎‏وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی و شرکتهای وابسته‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

ضرورت وجود هیأتهای بازسازی

‏     ‏‏ان شاءالله تعالی، آقایان حاضر، موفق به خدمتی که مشغول هستند، باشند. البته مسئلۀ‏‎ ‎‏پاکسازی و بازسازی وزارتخانه ها و ادارات یک امر ضروری بوده است؛ برای اینکه در‏‎ ‎‏رژیم سابق، اشخاص بسیاری در این وزارتخانه ها، دراین ادارات بودند که آنها لیاقت‏‎ ‎‏این مسائل را نداشتند و شاید بسیاری از آنها ضد انقلاب بودند و پس از پیروزی انقلاب‏‎ ‎‏ضروری بود که یک همچو هیأت هایی باشند و شناسایی کنند اشخاصی را که مفسد‏‎ ‎‏هستند؛ اشخاصی را که مضر هستند به جمهوری اسلامی؛ اشخاصی که می خواهند‏‎ ‎‏نارضایتی در بین مردم ایجاد کنند؛ آنها را باید پاکسازی می کردند. لکن نکته ای که من‏‎ ‎‏باید عرض کنم به آقایان و این امری است که بر عموم افرادی که در این کشور مشغول‏‎ ‎‏خدمت هستند، برای آنها هم هست، این است که اصل این مسائل، هم ضروری است که‏‎ ‎‏باید باشد و هم با نبودنش فاجعه درست می شود. لکن در کیفیت این امر و مواردی که‏‎ ‎‏باید این کار بشود و افرادی که باید اینطور کارها را انجام بدهند، در آنها باید خیلی دقت‏‎ ‎‏بشود.‏

دقت در انتخاب اعضای هیأتهای بازسازی

‏     ‏‏اول راجع به افرادی که انتخاب می شوند برای این پاکسازیها، بازسازیها یا در‏‎ ‎


‏انجمنهای اسلامی که تشکیل شده است ـ در همه جا هست و خدمت هم زیاد می کنند ـ‏‎ ‎‏اول امر و مهمتر از همه این است که افرادی که انتخاب می کنند، سوابقشان را، کارهایی که‏‎ ‎‏در آن رژیم متصدی بودند و کارهایی که بعد از شکست رژیم انجام دادند، اینها باید‏‎ ‎‏بررسی بشود. شما می دانید که امروز در هر جایی که یک خدمتگزاری، یک عده ای‏‎ ‎‏بخواهند خدمت کنند، اشخاص مفسد، منافق و منحرف با حیله هایی خودشان را وارد‏‎ ‎‏می کنند. چه بسا آنهایی که وارد می شوند و می خواهند که برخلاف آن چیزی که اسلام‏‎ ‎‏اقتضا می کند، عمل بکنند و مردم را ناراضی کنند، چه بسا از اشخاص سالم دیگر بسیار‏‎ ‎‏خودشان را جنداللهی و طرفدار اسلام و طرفدار جمهوری اسلامی معرفی کنند.‏

‏     امروز به مجرد اینکه یکی بخواهد خودش را مسلم و پایدار به احکام اسلام و مؤمن‏‎ ‎‏به نهضت حساب کند، خوب، ما باید از او قبول کنیم، لکن نباید در اموری که مربوط به‏‎ ‎‏اینطور مسائل است وارد بشود، مگر اینکه آن اشخاص مورد اطمینان دولت، مورد‏‎ ‎‏اطمینان قوّۀ قضایی و سایر ارگانهایی که هستند، آن اشخاص مورد اطمینان را برای اینکه‏‎ ‎‏شناسایی شود از افراد، آن اشخاصی باشند که بالاخره، شناسایی ‏‏[‏‏کنند‏‏]‏‏ اشخاصی را که‏‎ ‎‏می خواهند در این امور وارد بشوند و طرفین قضیه اش بسیار خطرناک است. ممکن است‏‎ ‎‏کسانی وارد بشوند و افراد غیر صالح را حفظ کنند، افراد صالح را کنار بگذارند و یا از‏‎ ‎‏خارج، افرادی که مربوط به این دستجات مختلف است وارد بکنند. این بدون شناسایی‏‎ ‎‏نمی شود باشد. همین طور شما بخواهید که اسم نویسی کند، هر کس می خواهد بیاید در‏‎ ‎‏این بازسازی وارد بشود، این یک فاجعه ایجاد می کند گاهی، پس از چیزهایی که مسلماً‏‎ ‎‏باید مورد نظر آقایان باشد و باید به آن دقت بشود، یعنی سوابق اشخاص در رژیم سابقه‏‎ ‎‏و خانوادۀ او ‏‏[‏‏ست که‏‏]‏‏ چه جور هستند، دوستانی که او داشته است چه جور بودند وبعد از‏‎ ‎‏انقلاب چه جور رفتار کردند، چه وضعی داشتند، اینها باید بررسی بشود و محتاج به این‏‎ ‎‏است که افراد مطمئنی که صد در صد مورد اطمینان این دولت هست یا مورد اطمینان ـ‏‎ ‎‏فرض کنید ـ مجلس است، یا مورد اطمینان قوّۀ قضایی و شورای دفاع است، این افراد،‏‎ ‎‏مورد اطمینان برای شناسایی اینها باشد. چه بسا اگر یک نفر در بین آنها که می خواهند این‏‎ ‎


‏هیأتها را شناسایی کنند منحرف باشد، شما یک وقت توجه بکنید که در بین این افرادی‏‎ ‎‏که تعیین شده است بسیاریشان افراد فاسد بوده اند و ضد انقلاب بوده اند. بنابراین، یک‏‎ ‎‏مسئلۀ مهم حیاتی است برای کشور؛ همان طوری که بازسازی، یک مسئلۀ مهم حیاتی بود‏‎ ‎‏در اول انقلاب و الآن هم باید تعقیب بشود، همان طور کیفیت بازسازی. افرادی که‏‎ ‎‏می خواهند وارد بشوند در این امر، باید افراد صالح باشند. و مطمئن به این زودی نشوید‏‎ ‎‏که ما عده ای هستیم که همه مان حزب اللهی هستیم. ممکن است که در بین شما عده ای‏‎ ‎‏باشند که به اسم «حزب الله » وارد بشوند و به اسم «حزب الله » کارهای شما را فلج کنند،‏‎ ‎‏کارشکنی کنند و شما بعد از دو سال دیگر متوجه بشوید مطلب را. بنابراین، یکی از امور‏‎ ‎‏مهم، مسئلۀ شناسایی افرادی است که می خواهد این هیأتها را تشکیل بدهد و این را نباید‏‎ ‎‏در آن مسامحه به هیچ وجه کرد.‏

اجتناب از افراط و تفریط در امر پاکسازی

‏     ‏‏آن وقت راجع به کیفیت عملی که انجام می دهند، این از حیث افراط و تفریط، باید‏‎ ‎‏انسان اجتناب کند از طرف و هر کس که در آن رژیم وارد بوده، ما بگوییم که اینها‏‎ ‎‏همه شان فساد بودند. در بین این افراد، افرادی بودند که در آن وقت، خون جگر‏‎ ‎‏می خوردند، لکن الزام داشتند به بعضی کارها. البته اگر جنایاتی از آنها صادر شده باشد،‏‎ ‎‏آن وقت آن مسئلۀ دیگری است. اما مجرد اینکه این آدم در آن وقت در وزارتخانه‏‎ ‎‏بوده، در اداره بوده یا ـ فرض کنید ـ در آن حزب فاسد «رستاخیز» بوده، مجرد این را نباید‏‎ ‎‏شما میزان قرار بدهید. ‏

‏     در آن وقت، شما خوب، بودید و ملتفت هستید؛ غالب شما توجه به این مسائل دارند‏‎ ‎‏که در آن وقت الزامی بود. آن مرد، آن مرد ناصالح، آن مرد فاسد‏‎[1]‎‏ اعلام کرد که هر کس‏‎ ‎‏وارد نمی شود در این حزب، برود از ایران. خوب، در یک همچو محیطی، ممکن است‏‎ ‎‏بسیاری افرادی که با آن رژیم هم مخالف بودند، می دیدند چاره ندارند، الاّ اینکه وارد‏‎ ‎


‏بشوند. و ممکن است که در آن وقت یک افرادی در ادارات، در وزارتخانه ها وارد‏‎ ‎‏شدند برای یک تخفیف ظلم. شما گمان نکنید هر کس در آن وقت وارد شده، پس او‏‎ ‎‏ظالم است. ممکن است یک افرادی وارد شده باشند برای اینکه، ظلمهایی که در این‏‎ ‎‏ادارات، در این وزارتخانه ها در آن رژیم داده می شد، تا یک حدودی تخفیف به آن‏‎ ‎‏بدهند. اینها یک اموری است که اگر ـ خدای نخواسته ـ شما یک بی گناهی یا یک آدم‏‎ ‎‏خدمتگزاری که در آن رژیم هم می خواسته خدمت به اسلام بکند، خدمت به ایران‏‎ ‎‏بکند، شما یک وقت کنارش بگذارید به مجرد اینکه وارد در حزب است یا وارد در‏‎ ‎‏وزارتخانه است، این یک امری است که صحیح نیست و برای شما صالح نیست.‏

‏     از آن طرف هم باید افرادی که می بینید که در آن رژیم مشغول بودند به یک‏‎ ‎‏فسادکاری، خرابکاری، ظلم و تعدی و حالا از اینها باقی مانده اند در اینجاها، آنها هم که‏‎ ‎‏آن نحو هستند، آنها هم احتیاط این است که بیرون بروند، ولو حالا خیلی هم خودشان را‏‎ ‎‏جندالله حساب می کنند. اگر در آن رژیم مشغول یک کارهای فاسد بودند، مشغول ظلم و‏‎ ‎‏تعدی به مردم بودند، این به این زودی اصلاح نمی شود. اگر بین خودش و خدا هم‏‎ ‎‏اصلاح شد، لکن ما تکلیفمان این است که اینها را در یک مواردی که کار برای مردم‏‎ ‎‏دارند می کنند، در آن موارد آنها را ابقا نکنیم.‏

‏     پس ما باید نه از آن طرف، هر کس اظهار کرد که من ـ مثلاً ـ آدم صالحی هستم،‏‎ ‎‏حزب الله هستم و چه، ابقا کنیم، نه از این طرف، هر کس در رژیم سابق یک کاری انجام‏‎ ‎‏داده است، داخل در یک اداره ای بوده است، داخل در یک وزارتخانه ای بوده، شما‏‎ ‎‏بخواهید پاکسازی کنید؛ این هم درست نیست. یک امر مسلمانی، یک امر موافق با شرع‏‎ ‎‏[‏‏این است‏‏]‏‏ که افراد شناسایی بشوند. چنانچه واقعاً الآن دارند کارشکنی می کنند، ناراضی‏‎ ‎‏در بین مردم درست می کنند و امثال اینها، اینها را حتماً باید معرفی کنید و پاکسازی‏‎ ‎‏بشوند. یک اشخاصی که خدمتگزارند، در رژیم سابق بودند، اما آن وقت هم اینطور‏‎ ‎‏نبود که جنایتکار باشند و مشغول فساد باشند، آنها را نباید ما کنار بگذاریم. بالاخره، این‏‎ ‎‏کشور محتاج به اداره است، محتاج به خدمتگزار است و باید افرادی را که کارشناس‏‎ ‎


‏هستند، باشند در این ادارات. به مجرد اینکه یک احتمالی می دهید یا ـ فرض کنید ـ همین‏‎ ‎‏که آن وقت در رژیم سابق یک کاری کرده، آن وقت فرض کنید که در یک محضری‏‎ ‎‏بوده است که آنجا شاه هم در آن محضر بوده، این، مجرد این، مجوز برای بیرون کردن‏‎ ‎‏نیست. اگر هم هیچ وقت با آنها نبوده، لکن با عملشان موافق بوده؛ هیچ وقت با شاه یک‏‎ ‎‏جایی نبوده که عکس بیندازد، اما با عمل موافق بوده، کارهای آنها را اجرا می کرده،‏‎ ‎‏ظلمهای آنها را اجرا می کرده، یک همچو آدمی هم نباید الآن در وزارتخانه ها و در‏‎ ‎‏جاهایی که محل کار مردم است، محل مراجعات مردم است، آنجا هم نباید باشد.‏

جلوگیری از اذیت مراجعین در ادارات

‏     ‏‏خوب، شما که سرکشی می کنید در همۀ وزارتخانه ها و ادارات، توجه به این معنا‏‎ ‎‏داشته باشید که با مردم، اینها چه می کنند. یکی از امور مهمه این است که ما نباید مثل‏‎ ‎‏سابق باشیم که اگر یک بی چاره ای می خواهد مراجعه کند به یک اداره ای، به یک رئیس‏‎ ‎‏اداره ای، آنقدر اشکال تراشی و آن قدر فساد باشد و بالاخره هم ‏‏[‏‏هی بگوییم:‏‏]‏‏ امروز‏‎ ‎‏برو، فردا بیا، فردا برو، پس فردا بیا، اینطور چیزها. اگر افرادی در آنجا هستند که اینطور با‏‎ ‎‏مردم معامله می کنند، شما بدانید که اینها می خواهند ناراضی درست بکنند؛ ‏‏[‏‏مثلاً،‏‎ ‎‏]‏‏یک‏‎ ‎‏کسی آمده، یک کاری دارد، کار جزئی هم هست، ‏‏[‏‏دائم می گویند:‏‏]‏‏ برو سر آن میز، آن‏‎ ‎‏برو سر آن میز، آن برو سر آن میز، آن کارهایی که سابق می کردند، اگر شما در ادارات‏‎ ‎‏دیدید یک همچو چیزی هست، باید به آنها تنبه بدهید، ارشادشان کنید که این کارها،‏‎ ‎‏کارهای اسلامی نیست. اگر تکرار کردند، آنها را هم باید کنار بگذارید.‏

مهم و پرمسئولیت بودن کار هیأتهای بازسازی

‏     ‏‏در هر صورت، کار شما در عین حالی که یک کار مهمی است، یک کار اسلامی‏‎ ‎‏مهمی است، یک خدمت بسیار بزرگ است، مسئولیت بسیار بزرگ هم دارد. از‏‎ ‎‏مسئولیتش غافل نباشید. نبادا شما بخواهید خدمت بکنید، یک وقتی ـ خدای نخواسته ـ‏‎ ‎‏خلاف آن بشود؛ بخواهید عبادت بکنید، یک وقت ـ خدای نخواسته ـ معصیت بشود.‏‎ ‎


‏باید همۀ این مسائل ‏‏[‏‏را،‏‏]‏‏ نه همۀ شما، همۀ کسانی که در کارهایی که در این جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی هست، وارد می شوند، همۀ آنها، این را توجه کنند که ما می خواهیم برای اسلام‏‎ ‎‏خدمت کنیم. می خواهیم همان طور که اسلام می خواهد عمل کنیم. اسلام هم نسبت به‏‎ ‎‏افراد، افراد خائنی که نمی شود اصلاحشان کرد را کنار می گذارد. اشخاصی اگر هم یک‏‎ ‎‏کار خلافی یک وقتی کردند و بعد برگشتند و شما سوابقشان را وقتی دیدید، دیدید که نه،‏‎ ‎‏اینها اشخاصی بودند که در آنجا به واسطۀ الزام، به واسطۀ اجبار، به واسطۀ ترس، به‏‎ ‎‏واسطۀ اینطور امور، یک کاری کردند، مجرد این ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ شما اخذ نکنید و یک کسی را‏‎ ‎‏ساقطش کنید در جامعه. این کار مهمی است که کار بسیار با ارزش است، لکن مسئولیت‏‎ ‎‏هم بسیار دارد. و این را باید همۀ آقایان متوجه باشند.‏

‏     و همین طور آنهایی که در جاهایی که این انجمنهای اسلامی است، آنها هم باید این‏‎ ‎‏توجه را داشته باشند که در عین حالی که انجمنهای اسلامی خدمت می کنند و خدمتشان‏‎ ‎‏هم ارزشمند است، در عین حال مسئولیت شان هم زیاد است. چه بسا که در بین انجمنهای‏‎ ‎‏اسلامی هم یک فرد یا افرادی پیدا بشوند که بخواهند انجمن اسلامی را بکشند به خلاف‏‎ ‎‏اسلام و فساد ایجاد کنند. آنها هم باید افرادشان را شناسایی کنند. ببینند که این آدمی که به‏‎ ‎‏اسم «انجمن اسلامی» آمده، آیا خودش تعهد به اسلام دارد؟ چه جور بوده وضعش؟‏‎ ‎‏خانواده اش چه بوده؟ اینها یک مسائل مهمی است که امروز ما به آن مبتلا هستیم و شما‏‎ ‎‏می بینید که در بین این چپها، در بین این منحرفین، در بین این منافقین، افرادی هستند که با‏‎ ‎‏طراحی وارد می شوند و در همه جا سر می کشند و وارد می شوند و یک وقت ـ خدای‏‎ ‎‏نخواسته ـ غائله ایجاد می کنند. اینها یک مسائلی است که باید خود آقایان توجه داشته‏‎ ‎‏باشند.‏

گفته های منافقین، مستند رادیوهای بیگانه

‏     ‏‏چنانچه می بینید که ما الآن مبتلا هستیم به جنگ و مبتلا هستیم به آن چیزهایی که،‏‎ ‎‏تبلیغاتی که در خارج بر ضد ما می شود؛ شما می بینید چقدر تبلیغ! من گمان ندارم که یکی‏‎ ‎‏از این رسانه های گروهی با جمهوری اسلامی بخواهد به انصاف عمل کند. طرفداری را‏‎ ‎


‏من نمی گویم، بخواهد به انصاف عمل کند، بخواهد چیزی که می گوید، از روی انصاف‏‎ ‎‏باشد؛ مثلاً، می بینید که یکی از رسانه های گروهی که چند شب پیش از این، دو ـ سه شب‏‎ ‎‏پیش از این بود، می گفت که عراق هم خیلی آدم کشته، ایران هم کشته، لکن ما راجع به‏‎ ‎‏عراق مستند نداریم، راجع به ایران مستند داریم، استناد داریم به چیزی. او چی است؟ آن‏‎ ‎‏یک چیزی است که منافقین در خارج منتشر کرده اند؛ مستند یک رادیویی. نه اینکه‏‎ ‎‏نمی فهمند، می فهمند، می خواهند یک چیزی بگویند، به خیال خودشان یک بهانه ای‏‎ ‎‏دست بدهند، و الاّ آنها می فهمند که این منافقینی که در خارج هستند و آن اشخاصی که‏‎ ‎‏حالا با هم جمع شده اند و تو سر هم می زنند و همه موافق با این هستند که اسلام نباشد،‏‎ ‎‏اینها می گویند که ما از آنها شنیدیم، چون از آنها شنیدیم، پس مستند است.‏

‏     خوب، ما یک همچو ابتلایی الآن در دنیا داریم که حرف دشمنهای ما که از اینجا‏‎ ‎‏بیرونشان راندند و آنقدر جنایات در این کشور کردند، مستند می شود؛ برای اینکه الآن‏‎ ‎‏هر روز، روزی صد نفر در ایران در زندان اوین اعدام می شوند ـ یکی از حرفهایش‏‎ ‎‏است ـ روزی صد نفر الآن دارد اعدام می شود! خوب، یک همچو گرفتاری ما داریم.‏‎ ‎‏وقتی یک همچو گرفتاری داریم، ما باید خودمان توجه به مسائل بکنیم، هوشمند باشیم،‏‎ ‎‏یک وقت بهانه دست ندهیم که ـ خدای نخواسته ـ یک چیز کوچکی را ما عمل کنیم، این‏‎ ‎‏بهانه بشود دست آنها و به قول خودشان، مستند پیدا بکنند.‏

‏     الآن تمام رسانه های گروهی به ضد ایران، به ضد اسلام ‏‏[‏‏هستند.‏‏]‏‏ اصلاً اسلام را آنها‏‎ ‎‏مضر می دانند. با افراد ایرانی بد نیستند، با افرادی که می خواهند طرف اسلام باشند،‏‎ ‎‏می خواهند اسلام را پیاده کنند، با اینها بد هستند. آنها اسلام را مضر به حال خودشان‏‎ ‎‏می دانند. و مع الأسف، ما مبتلای به دولتهایی هستیم که در کشورهای اسلامی هستند.‏‎ ‎‏آنها هم همین طور دارند دامن می زنند به اینطور اختلافات.‏

طرح ذلت بار به رسمیت شناختن اسرائیل 

‏     ‏‏شما ملاحظه کنید که چقدر اسفبار است این مطلب که اسرائیل در محضر این‏‎ ‎


‏دولتهای ـ باصطلاح ـ اسلامی آنقدر به این زن و بچه و پیر و بزرگ لبنان صدمه وارد‏‎ ‎‏آورد. آنقدر افراد را کشت و آنقدر افراد را آواره کرد. و الآن هم در آنجا مشغول به‏‎ ‎‏فعالیت است. چقدر اسفبار است که در محضر اینها، این کار شده است و مع ذلک، الآن‏‎ ‎‏دنبال این هستند که آن توطئه هایی که امریکا دارد درست می کند، طرحهایی که امریکا‏‎ ‎‏می دهد، که همه طرحهاشان بر ضد خلق است و بر ضد اسلام است، اینها در صدد هستند‏‎ ‎‏که پیشنهادهایی که قبلاً کردند مثل «کمپ دیوید»‏‎[2]‎‏ و بعدش شبیه او را درست کردند و‏‎ ‎‏همه اینها متفق بر این هستند که اسرائیلی که اینقدر جنایتکار است، حالا مسلمانها‏‎ ‎‏بشناسند به اسم یک دولت ـ مثلاً ـ مستقل متعهد. این چقدر برای انسان دردناک است. و‏‎ ‎‏من الآن را عرض می کنم که اگر این دولتهایی که در خلیج فارس و اطراف خلیج فارس و‏‎ ‎‏در جاهای دیگر هستند، اینها یک همچو امری را تصویب کنند و مثل طرح امریکا یا‏‎ ‎‏طرح بعد از او، که طرح شده است، اینها ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ تصویب کنند و اسرائیل را شناسایی کنند،‏‎ ‎‏ملت ما و ارتش ما و سپاه پاسداران ما و اسلام و خدای تبارک و تعالی از آنها نخواهد‏‎ ‎‏گذشت. و بترسند از آن روزی که این ملت احساس بکند؛ این ارتش، این سپاه پاسداران‏‎ ‎‏احساس بکنند که تکلیف دارند که این اشخاصی که «کمپ دیوید» را یا شبیه او را برای‏‎ ‎‏استقلال و برای شناسایی اسرائیل تصویب کردند، تکلیف شرعی برایشان یک وقت‏‎ ‎‏حاصل بشود که اینها باید تأدیب بشوند.‏

‏     و این مسئلۀ لبنان و همین طور مسئلۀ ایران، مسئلۀ هجوم به ایران و مسئلۀ هجوم به‏‎ ‎‏لبنان، یک مسئله ای بود که با طرح امریکا عمل شد؛ یعنی، امریکا طرح داده، چون دیده‏‎ ‎‏است که اینجا از دستش رفته، طرح داده است که برای ایران مشکلات ایجاد کند. هر چه‏‎ ‎‏می توانست مشکلات کرد و از بین رفت، بعد هم مشکلات جنگ را ایجاد کند و این‏‎ ‎‏جنگ هم ادامه پیدا بکند و این چیزی که حق است، عمل نشود تا ادامه پیدا بکند و‏‎ ‎‏بهره برداری را امریکا بکند. در لبنان هم همین مسئله بود که طرحی اینها داشتند که در‏‎ ‎


‏آنجا اجرا بکنند و اسرائیل را وادار کردند به اینکه آنطور جنایتها را بکند تا اینکه آن‏‎ ‎‏طرحهایی که به نفع امریکاست و همۀ کشورها را اسیر امریکا می کند، بیشتر از آنچه که‏‎ ‎‏هستند، آنها اجرا بشود. خوب، این ملتهای اسلام، این دولتهای ـ به اصطلاح ـ اسلامی، تا‏‎ ‎‏کی می خواهند این ذلتها را تحمل کنند و این تحقیرها را بپذیرند؟ تا کی اینها توجه به این‏‎ ‎‏ندارند که زندگانی شرافتمندانه بهتر از این زندگیهایی است که در پارکها باشد و‏‎ ‎‏شرافتمندانه نباشد؟ اینها به خود بیایند، توجه کنند به این مسائل. و اگر طرح «کمپ‏‎ ‎‏دیوید» و همین طور امثال او برای شناسایی اسرائیل، اینها به آن رأی بدهند، هر یک از‏‎ ‎‏اینها که رأی دادند، یک وقت تکلیف شرعی برای ما می شود به اینکه با آنها یک معاملۀ‏‎ ‎‏دیگر بکنیم.‏

علاقه مندی ملت ایران به عراق

‏     ‏‏ما نمی خواهیم با کسی جنگ بکنیم. شما می بینید که ما با عراق جنگ نداشتیم. ملت‏‎ ‎‏عراق ملت خود ماست، آنقدر که ما علاقه به عراق داریم! در عراق مرکز تشیع است. در‏‎ ‎‏عراق مرکز امیرالمؤمنین است، مرکز حسین بن علی است، مرکز سایر ائمه است، ملت‏‎ ‎‏اسلامی است. ما علاقه داریم به عراق؛ همان طوری که علاقه داریم به ایران به اعتبار‏‎ ‎‏اینکه اسلام است، آنجا هم علاقه داریم به اعتبار اینکه یک کشوری اسلامی است و‏‎ ‎‏مرکز اولیای خداست. ما هیچ وقت بنای بر این نداشتیم که به عراق یک صدمه ای وارد‏‎ ‎‏کنیم و تا کنون هم هر چه به من گزارش داده شده است ـ تقریباً ـ این بوده است که به مردم‏‎ ‎‏عراق تعدی نشده است.‏

‏     اما ما چه بکنیم با یک همچو فاسدی‏‎[3]‎‏ که هم عراق را دارد به تباهی می دهد و هم‏‎ ‎‏ایران را به خیال خودش؟ ما چه کنیم با یک همچو آدمی که از اول می گوید که ما با‏‎ ‎‏رژیمی که زرتشتی هستند ـ نمی دانم ـ مجوس هستند، یک رژیمی که همه اش صدای‏‎ ‎‏«الله اکبر» است، ‏‏[‏‏مقابله می کنیم؟‏‏]‏‏ همۀ آن بناهایی که در عراق، بناهای اسلامی که در‏‎ ‎


‏عراق هست، همه اش، اگر نگویم همه اش، اکثرش از ایرانیها بوده، ایرانیها آن بناها را‏‎ ‎‏ساخته اند. چطور این آدم به اسم اینکه ایران زرتشتی است ـ نمی دانم ـ پارس اند، از‏‎ ‎‏فارس اند ـ مگر فارس بودن اشکال دارد؟ ـ به اسم اینکه همۀ ایرانی ها مجوس هستند، به‏‎ ‎‏اسم این، حمله کرد و بعد فهمید که نخیر، اسلام با «الله اکبر» پشت گردنی به او می زند، و تا‏‎ ‎‏کنون هم اینطور بوده و بعدها هم اگر تسلیم حق نشوند! ما یک امر غیر اسلامی‏‎ ‎‏نمی خواهیم. ما یک امر حقی می خواهیم. ما می گوییم یک متجاوز آمده است و آنهمه‏‎ ‎‏جنایات وارد کرده است؛ آن همه افراد کشته است! آنهمه خانه خراب کرده است! آنهمه‏‎ ‎‏مردم را بی خانمان کرده است! آنهمه عراقی را بی خانمان کرده! اینهمه افرادی که از‏‎ ‎‏عراق فرار کرده اند، آمده اند اینجا، آواره شدند. همۀ اینها هستند. خوب، بیاید این آدم،‏‎ ‎‏این دولت، این کذا، بیاید، مردم را بنشانند؛ اشخاصی که عاقل هستند، بنشانند و ببینند که‏‎ ‎‏ما چه می خواهیم. ما می گوییم که این جنایاتی که این کرده است، چون پیشقدم بوده‏‎ ‎‏است، ‏‏[‏‏مقصر است.‏‏]‏‏ ما غیر دفاع تا کنون هیچ کاری نکرده ایم. این جنایات باید جبران‏‎ ‎‏بشود. اگر ما دست از ‏‏[‏‏سر‏‏]‏‏ جنایات جانی برداریم، جانی هستیم. کمک به جنایت،‏‎ ‎‏خودش یک جنایتی است. ما می گوییم که اینطور باید باشد. ما می گوییم که باید اینها از‏‎ ‎‏کشور ما بیرون بروند و تعدی نکنند به کشور ما.‏

لزوم اتحاد مسلمین در مقابل امریکا

‏     ‏‏شما می دانید که هر روز آبادان مورد اصابت گلوله است و موشک است و امثال اینها.‏‎ ‎‏هر روز خوب، می آیند کنار و از آنجا با آن توپهای دور برد می زنند به آن. کی را‏‎ ‎‏می شکند؟ مردم بیچاره را. مردم که نه، هیچ کار ندارد. جز بقال است و نمی دانم خباز‏‎ ‎‏است و یک زن بیچاره ای است و یک بچه کوچکی است و اینها؟ ما می گوییم که ما‏‎ ‎‏می خواهیم که اینها تا آن حد بروند که نتوانند یک همچو کاری بکنند. خوب، بیایند عقلاً‏‎ ‎‏بنشینند این کار را بکنند؛ ما که مخالف با آن نیستیم، لکن اگر نکنند، خوب، ما خودمان‏‎ ‎‏باید بکنیم، ما با قوّۀ قهریه باید بکنیم. اگر اینها عمل کردند به اینها، خوب، ما دیگر حرفی‏‎ ‎


‏نداریم. اینها بروند سراغ کارشان، ما هم سراغ کارمان. و اما اگر عمل نکنند و هر روز برای‏‎ ‎‏ایران یک غائله درست کنند و هر روز ایران را بکوبند، خوب تکلیف ما این است که‏‎ ‎‏جلوی این را بگیریم. تکلیف ما این است که تا هر جا که جلوگیری از این امر متوقف به‏‎ ‎‏اوست، پیش برویم و کار خودمان را انجام بدهیم. این یک امر عقلی است؛ یک امر‏‎ ‎‏عقلایی است. آنها که الآن هم در خاک ما هستند، الآن هم در بلندیهای ایران هستند،‏‎ ‎‏الآن هم دارند ظلم و تعدی به ایران می کنند، ما دفاع نکنیم؟! ما آنها را بگذاریم سر جای‏‎ ‎‏خودشان هر غلطی می خواهند بکنند؟! خوب، ما ‏‏[‏‏باید‏‏]‏‏ دفاع بکنیم؛ همان طوری که از‏‎ ‎‏خرمشهر و جاهای دیگر بیرونشان کردند، اینها را هم عقب خواهند نشاند تا اینکه آن‏‎ ‎‏کاری را که ما می خواهیم، انجام بگیرد. اگر هم یک اشخاصی هستند، دولتهایی هستند‏‎ ‎‏که می خواهند این کار را بدون اینکه قوۀ قهریه در کار باشد، انجام بدهند، ما هم‏‎ ‎‏حاضریم. ما همیشه صلح طلب هستیم، لکن نه صلحی که جانی را سرجنایت خودش‏‎ ‎‏باقی بگذاریم. همچو صلحی صلح نیست. ما صلحی می کنیم که با قدرت و قوّت، دفاع از‏‎ ‎‏کشور خودمان، دفاع از اسلام بکنیم.‏

‏     و من ان شاءالله ، امیدوارم که همۀ مسلمین بیدار بشوند و توجه بکنند به اینکه چنانچه‏‎ ‎‏جلوی امریکا و این مهره های امریکا، که برای خاطر امریکا و منافع او به اسلام صدمه‏‎ ‎‏وارد می آورند مثل اسرائیل و مثل صدام ـ ان شاءالله ، مردم بیدار بشوند و بفهمند ـ اگر به‏‎ ‎‏اینها مهلت داده بشود، همۀ مسلمین به تباهی کشیده خواهند شد. و امریکا محدود نیست‏‎ ‎‏آمالش به یک کشور و دو کشور و اینها، هر جایی را می خواهد او تحت سیطرۀ او باشد. و‏‎ ‎‏امروز روزی است که ما اعتقادمان این است که باید مسلمین با هم متحد بشوند و تودهنی‏‎ ‎‏بزنند به امریکا و بدانند که می توانند؛ توانایی این امر را دارند، هم قدرت پرسنلی و افراد‏‎ ‎‏دارند و هم ملت باهاشان موافق است، اگر امری بکنند، کاری بکنند و هم امکانات زیاد‏‎ ‎‏دارند؛ شریان حیات امریکا و غرب بسته به نفت این منطقه است.‏

خدا را حاضر دیدن در همۀ امور

‏     ‏‏و من امیدوارم که همۀ ما خدمتگزار به اسلام و مسلمین باشیم و همۀ شما آقایان با‏‎ ‎


‏تعهد به اسلام، با اینکه حاضر بدانید خدا را در کارهای خودتان ‏‏[‏‏فعالیت کنید.‏‏]‏‏ آن‏‎ ‎‏روزی را که می خواهید یک کسی را کنار بگذارید، آن روزی که می خواهید به یک‏‎ ‎‏کسی فرض کنید که یک «اَنْگ» غیر اسلامی بزنید، توجه کنید که خدا حاضر است. اگر‏‎ ‎‏ـ خدای نخواسته ـ بر خلاف بکنید عمداً و اگر سهوی باشد، اشتباهی باشد که مقدماتش‏‎ ‎‏دست شماست، بدانید که این خدای حاضر و ناظر بر شما ممکن است نبخشد. توجه‏‎ ‎‏بکنید که کارها همه اسلامی باشد؛ برای خدا باشد؛ خدمت برای خدا باشد. و امیدوارم که‏‎ ‎‏خداوند به همۀ شما توفیق عنایت کند و همۀ شما برای خدمت به اسلام و مسلمین موفق‏‎ ‎‏باشید و همۀ ایرانیها، که در مکه مشرفه مشرف شده اند، با سلامت، با صحت به اوطان‏‎ ‎‏خودشان برگردند. و من امیدوارم که حجاز و کشور حجاز و دولت حجاز با این عزیزان‏‎ ‎‏که بر ضد مخالفان اسلام هستند، بر ضد امریکا هستند، بر ضد آن دنبالۀ امریکا و آن فاسد‏‎ ‎‏هستند، به طور اسلامی عمل کنند و موجب نگرانی دولت و ملت ما را فراهم نکنند که اگر‏‎ ‎‏این فراهم بشود، ممکن است خطری داشته باشد.‏

‏والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته‏

‎ ‎

  • ـ محمدرضا پهلوی.
  • ـ محلّی در امریکا که قرارداد صلح میان مصر و اسرائیل و به رسمیّت شناختن اسرائیل توسط مصر در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر در آنجا امضا شد.
  • ـ صدام حسین.