پاسخ این سئوال قبلاً در برخی سئوالات هم جهت و مشابه داده شده است که در یک عبارت چنین است که امام هرگز داب آن نداشتند که در چنین اموری دخالت کنند، اما گاه پیش می آمد که دخالت می کردند. زیرا در جامعه ای که انقلاب صورت گرفته و در حال گذار به سوی یک نظام سیاسی جدید است، توقع از رهبری دخالت در بسیاری از اموری است که سابقه نداشته تا رفع مشکل گردد.
همچنین باید به یاد داشت که هیچگاه نباید رفتار و گفتار و شأن بنیان¬گذار را با ادامه دهندگان یکی دانست. قبلا مثالی نیز به این نحو عنوان شده است: کسی که یک برج را طراحی و اجرا می کند از لودر، کامیون، جرثقیل، انواع بالابرها و وسائل سنگین دیگر استفاده می نماید، اما مهندسین و نگه دارندگان ساختمان، به ندرت محتاج استفاده از چنین وسائلی هستند. بر این قیاس وقتی امام فرمودند: «من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم...» و یک هفته قبل از پیروزی انقلاب نخست وزیر معرفی و برای دولت موقت شرح وظایف تعیین کردند، باید گفت چنین کاری از ضروریات تأسیس نظام جدید بوده است. همچنین وقتی اعلام کردند که برای شکستن حکومت نظامی مردم به خیابان ها بیایند، یک فرمان قاطع و سرنوشت ساز بود و برای پیروزی انقلاب ضرورت داشت. و یا وقتی در 11 اسفند به دولت فرمان دادند که باید برای افراد بی بضاعت آب و برق مجانی شود، حتی نمی توان گفت که چنین حکمی فرمان حکومتی است. بلکه باید آن را به عنوان نشان دادن جهت گیری دولت نسبت به اقشار کم درآمد دانست. اما پس از استقرار نظام و شکل گیری قانون اساسی، تمام تلاش امام خمینی(ره) این بود که هر کاری از مسیر قانونی تعیین شده طی شود و حتی در موضوعات بسیار مهم مانند رفع اختلاف در مورد تعیین نخست وزیر، اگر چه نظرات خود را بدون ابهام بیان کردند و هر چه از سوی برخی افراد فشار بر ایشان وارد شد که نظر خود را تعدیل کنند، از نظر خود عدول نکردند، اما باز هم آن را منوط به خواست رئیس جمهور وقت مجلس شورای اسلامی نمودند. (صحیفه امام، ج19، ص393)
جالب آنکه در زمان امام(ره) اگر چه گاه ایشان به حکم ضرورت در اموری که به مجلس مربوط بود، رهنمودهایی داده بودند اما نمایندگان مجلس ترس و نگرانی نداشتند که نظرات خود را تعقیب کنند و حتی در مورد فوق که تعداد 99 نفر از نمایندگان مجلس به رغم نظر امام(ره) با انتصاب دوباره نخست وزیر مخالف بودند و رأی مخالف یا ممتنع دادند، حتی برخی از آنها از ساحت ادب هم خارج شدند، اما نه تنها هیچ مشکلی برای آنها پیش نیامد، بلکه امام(ره) آنها را خواستند و با جملاتی بسیار متواضعانه اینگونه سخن را آغاز کردند: «من قبلاً از آقایانى که زحمت دادم معذرت مى‏خواهم، لکن بعض مسائل هست که موجب شد من به خدمت آقایان برسم و آن چیزى که تکلیفم هست، عرض کنم. اولاً که هیچ نگرانى‏اى در این مسائل نیست و من تأیید مى‏کنم مجلس را و همیشه سفارش مى‏کنم به ملت که مجلس را باید تأیید کنند. و مجلس از ارگانهایى است که لازم است بر همه ما که او را تأیید کنیم. و هیچ کس حق ندارد که راجع به مجلس جسارتى بکند، و مجلس حقش است که موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع، و یک مسئله‏اى است که همیشه باید در مجلس باشد و این امرى است که گذشت و در او هیچ صحبتى نیست.
آن چیزى که موجب زحمت آقایان است، این است که ما راجع به آتیه صحبت کنیم، گذشته گذشته است. الآن یک واقعیتى است و آن اینکه مجلس رأى اعتماد داده است به نخست وزیر. این یک واقعیتى است که در قبال همه ما واقع شده است، و این سه وضعى که در مجلس آمده است که رأى ممتنع و رأى مخالف و رأى موافق، اینها همه براى این بوده است که تشخیص دادند این مطلب را، در آن هم صحبتى نیست. صحبت این است که آیا از این به بعد مخالف مى‏خواهد کارشکنى بکند براى دولت، به ترتیب غربى‏اش مى‏خواهد عمل کند؟ براى اثبات اینکه ما راست گفتیم، مى‏خواهد اسلام را شکست بدهد، مى‏خواهد جمهورى اسلامى را شکست بدهد؟ یا اینکه عقل اقتضا مى‏کند که‏ حالایى که در مقابل این امر واقع شده است، اینکه عقیده‏اش این است که به طور شایسته عمل نشده است و از این بهتر مى‏شد عمل بشود، هدایت کند، کمک کند که به طور شایسته عمل بشود که در دوره آتیه همه رأى بدهند، نه اینکه کارشکنى کند، و خداى نخواسته در یک همچو موضع حساسى که ما واقع هستیم دولت را به شکست برساند، و این از امورى است که بر خلاف اسلام است، بر خلاف مصالح کشور است و بر خلاف مصالح خودتان است. اگر شما اعتقاد به اسلام دارید و عقیده دارید- چنانچه دارید- و اعتقاد دارید که باید کشور با قدرت پیش برود و در این موضع در جنگ پیروز بشود، راه براى ابرقدرت‏ها بسته بشود و کشور ما قوى بشود، باید کوشش کنید در تأیید، نه کوشش کنید در انتقاد. انتقاد سالم باید بکنید، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است.‏ انتقاد سالم و راهنمایی دولت در...

. انتهای پیام /*