بخش دوم: علل و زمینه های انقلاب اسلامی
حاکمیت فرهنگ استعماری و مقابله با اسلام و روحانیت
جدایی بین حوزه و دانشگاه
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

جدایی بین حوزه و دانشگاه

اوضاع ایران پیش از انقلاب اسلامی

جدایی بین حوزه و دانشگاه

جدایى بین حوزه و دانشگاه

‏از اول اینطورى مى خواستند درست بکنند دانشگاه را، و اطفال‏‎ ‎‏ما را از اول مى خواستند به یک فرمى اینها را بار بیاورند که دشمن‏‎ ‎‏بشوند با اسلام، و با هر چه که مربوط به اسلام است. اسم آخوند‏‎ ‎‏را توى دانشگاه نمى شد ببرى. اسم دانشگاهى هم در محیط‏‎ ‎‏فیضیه نمى شد ببرى. هر یک از اینها اگر مى رفتند آنجا، خودشان‏‎ ‎‏را غریب مى دیدند. خودشان را هیچ مى دیدند. مى دیدند که به‏‎ ‎

کتابآیین انقلاب اسلامی (ج.۱)صفحه 211


‏محیط بدى وارد شده اند. این براى این بود که، این طورى درست‏‎ ‎‏کردند تا اینکه این دو جبهه اى که مى توانند کشور را حفظ کنند و‏‎ ‎‏مى توانند نجات بدهند از گرفتاریها، اینها دشمن هم بشوند. این‏‎ ‎‏سرکوبى او را بکند، او سرکوبى او را بکند، آنها نتیجه اش را‏‎ ‎‏بگیرند و نتیجه را گرفتند، دیدیم که گرفتند. آن قدر پافشارى در‏‎ ‎‏دشمن کردن این دو قشر، براى چه بود؟ آن قدر تبلیغات سوء از‏‎ ‎‏همۀ اطراف نسبت به این طبقۀ مظلوم علما و از آن طرف در آنجا،‏‎ ‎‏آن همه تبلیغات براى دانشگاهى و دانشگاه و اینها چه بود؟ براى‏‎ ‎‏چه این طور بود؟ آن براى این بود که، مى ترسیدند که اگر اینها به‏‎ ‎‏هم نزدیک بشوند و تفاهم کنند و بفهمند که اسلام چه چیز است،‏‎ ‎‏اگر بروند این آقایان اساتید دانشگاه در حوزه هاى علمى و پیش‏‎ ‎‏اساتید ببینند که اسلام چیست وحشت نمى کنند آن وقت. آن وقت‏‎ ‎‏مى فهمند که ما چقدر مصیبت کشیدیم در این دورانها و خصوصاً‏‎ ‎‏این پنجاه سال. براى اینکه ما با برادرهاى خودمان دشمن بودیم.‏‎ ‎‏هر کدام دیگرى را تضعیف مى کردیم. شما توجه داشته باشید به‏‎ ‎‏این معنا که باید این پیوند بین دانشگاه و فیضیه برقرار باشد. بین‏‎ ‎‏حوزه هاى علمیۀ قدیمى و حوزه هاى علمى جدید باید پیوند باشد‏‎ ‎‏تا بتوانید شما کشور خودتان را حفظ کنید. کشور شما اگر چنانچه،‏‎ ‎‏شما دو قشر، قشر دانشگاهى، جوانهاى دانشگاه، اساتید‏‎ ‎‏دانشگاه، معلمهاى دبیرستان و دبستان و امثال ذلک، کوشش کنند‏‎ ‎‏به اینکه بچه ها را با حوزه هاى علمى آشنا کنند، علماى آنجا هم‏‎ ‎‏کوشش کنند که اهل علم آنجا و جوانهاى تحصیلکرده و محصل‏‎ ‎‏آنجا را با دانشگاه نزدیک کنند، هماهنگ کنند، اگر این دو قشر‏‎ ‎‏هماهنگ بشود و اگر صالح بشود این دو قشر دانشمند، کشور ما‏‎ ‎‏هیچ نقصى دیگر نمى تواند پیدا بکند. همۀ مصیبتها براى این‏‎ ‎

کتابآیین انقلاب اسلامی (ج.۱)صفحه 212


‏است. یک فردى که رفت در دانشگاه و به آن طور فساد بیرون آمد،‏‎ ‎‏که امثال اشخاصى که شما مى دانید، البته یک کشور را به باد فنا‏‎ ‎‏خواهد داد و اگر صالح باشد هم، صلاح در یک کشورى ایجاد‏‎ ‎‏خواهد شد. ‏اِذٰا فَسَدَالعٰالِمْ فَسَدَ الْعٰالَم‎[1]‎‏ عالم را عالم فساد مى کند، تودۀ‏‎ ‎‏مردم فاسد نمى کند.(148)‏

*  *  *

کتابآیین انقلاب اسلامی (ج.۱)صفحه 213


‏ ‏

‎ ‎

کتابآیین انقلاب اسلامی (ج.۱)صفحه 214

  • )) «وقتى عالِم فاسد شود جهان فاسد مى شود.» غررالحکم؛ ج 7، ص 269.