بخش اول: مبانی اندیشه
صفات حضرت حق (جلّ و علا)‏
‏‏توحید حق فطرى است
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

‏‏توحید حق فطرى است

توحید

‏‏توحید حق فطرى است

‏صفات حضرت حق (جلّ و علا)‏

‏توحید حق فطرى است ‏

‏ ‏

‏بدانکه از فطرتهایى که ‏‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها‏‏، فطرت تنفر از نقص است؛ و انسان از هر چه متنفر است، چون در او نقصانى و عیبى یافته است از آن متنفر است. پس، عیب و نقص مورد تنفر فطرت ‏

‏است؛ چنانچه کمال مطلق مورد تعلق آن است. پس، متوجهٌ الیه فطرت باید «واحد» و «احد» باشد؛ زیرا که هر کثیر و مرکبى ناقص است، و کثرت بى محدودیت نشود، و آنچه ناقص است مورد تنفر فطرت است، نه توجه آن؛ پس، از این دو فطرت، که فطرت تعلق ‏

کتابآیین انقلاب اسلامی (ج.۱)صفحه 11


‏ ‏

‏به کمال و فطرت تنفر از نقص است، توحید نیز ثابت شد. بلکه استجماع حق جمیع کمالات را و خالى بودن ذات مقدس از جمیع نقایص نیز ثابت گردید؛ و سوره مبارکه «توحید» که نسبت حق- جل و علا- را بیان مى فرماید (به حسب فرموده شیخ بزرگوار ما‏‎[1]‎‏ روحى فداه) از هویت مطلقه که متوجهٌ الیه فطرت است و در صدر سوره مبارکه به کلمه مبارکه «هو» اشاره به آن شده است، برهان بر شش صفتى است که در دنباله آن مذکور است؛ زیرا که چون ذات مقدسش هویت مطلقه است و هویت مطلقه باید کامل مطلق باشد، و الا هویت محدوده است، پس مستجمع جمیع کمالات است، پس «الله» است؛ و در عین استجماع جمیع کمالات بسیط است، و الا هویت مطلقه نخواهد شد، پس «احد» است، و لازمه احدیت واحدیت است؛ و چون هویت مطلقه مستجمعه همه کمالات از جمیع نقایص، که منشأ همه برگشت به ماهیت نماید، مبراست، پس آن ذات مقدس «صمد» است و میان تهى نیست؛ و چون هویت مطلقه است، چیزى از او تولید و منفصل نشود و او نیز از چیزى منفصل نگردد؛ بلکه او مبدأ همه اشیاست و مرجع تمام موجودات است، بدون انفصال که مستلزم نقصان است؛ و هویت مطلقه نیز کفوى ندارد، زیرا که در صرف کمال تکرار تصور نشود. پس، سوره مبارکه از احکام فطرت، و نسبت حق تعالى است.‏‏ 5‏

‏***‏

‎ ‎

کتابآیین انقلاب اسلامی (ج.۱)صفحه 12

  • ( 1). میرزا محمد فرزند محمدجواد حسین آبادى اصفهانى شاه آبادى( 1292- 1369 ه .. ق) فقیه، اصولى، عارف و فیلسوف برجسته قرن چهاردهم، استاد عرفان و اخلاق حضرت امام خمینى( س). ایشان در حوزه هاى اصفهان و تهران و نجف نزد بزرگانى چون میرزا هاشم چهار سوقى و میرزا هاشم اشکورى و آخوند خراسانى و میرزا محمدتقى شیرازى تحصیل کردند. در قم و تهران به تدریس پرداختند. حضرت امام( س) از ایشان با احترام زیاد یاد مى کردند، از آثار اوست: شذرات المعارف، الانسان و الفطرة، القرآن و العترة، الایمان و الرحمة، منازل السالکین، حاشیه بر کفایه.