حضرت علی (ع) شخصیت بی بدیلی است که حکمت الهی - میمون ترین فرصتها را با سرنوشت او پیوند می زند: در خانه کعبه دیده به جهان می گشاید و در منزل خاتم رسولان و واپسین فرستاده پروردگار عالمیان پرورش می یابد و در طول زندگی مصداق راستین آیه شریفه «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون  می گردد، زیرا در همه حال به عبادت مشغول بوده و در تمامی صحنه های زندگی اعم از خانه، مزرعه، نخلستان، مسند زمامداری و میدان کارزار در محضر خدا حضور داشته است . به اعتراف دوست و دشمن این ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت در طول حیات بابرکت خود ویژگیهای متعالی را در وجود خویش تجسم عینی بخشید و سرانجام، در محراب عبادت به شهادت رسید و بدین گونه رستگاری را در آغوش کشید . سخن گفتن از چنین وجود ملکوتی که دوستان از هراس، فضایلش را مخفی کردند و دشمنان به دلیل کینه و حسد از وصف مکارم و فضایلش امتناع نمودند، کار ساده ای نمی باشد . او بیست و پنج سال سکوت کرد و خودخواهیها، نقشه های حیله گرانه و برخی ناملایمات و دشواریها را تحمل نمود تا نیروهای خودی را برای محو دشمن مشترک بسیج کند و توان صفوف مسلمین را برای درهم پیچیدن طومار مشترک و الحاد و رذالت تقویت نماید، اما با وجود اینکه در این سکونت پرمعنی و خاموشی خردمندانه درسهای زیادی نهفته است و حقایق ارزنده و آموزنده ای در خود دارد، متاسفانه هم شیعیان سکوت نموده و هم پژوهشگران اهل سنت از آن عبور کرده اند و این وضع موجب شده که بزرگترین تجلی علی و میزان وارستگی، فداکاری و جانبداری وی از حقیقت در این دوره نسبتا طولانی، بر اذهان و افکار مردم روشن نباشد
امام خمینی در معرفی سیره حضرت علی (ع) می گوید: «شخصیت این مرد بزرگ که امام امت شد، شخصیتی است که در اسلام و قبل از اسلام و بعدها هم کسی مثل او نمی تواند سراغ کند، یک موجودی که امور متضاد را در خودش جمع کرده [بود] . کسی که جنگجوست اهل عبادت نمی شود، کسی که قوه بازو می خواهد داشته باشد اهل زهد نمی تواند باشد، کسی که شمشیر می کشد و اشخاصی را که منحرف اند درو می کند، این نمی تواند که عاطفه . . . داشته باشد . . . . در عین حالی که غذای او از نان و سرکه و زیت یا نمک بیرون نبوده است; در عین حال قدرت بدنی آن طور . . . است . دری را که از خیبر ایشان کنده است و چندین ذراع دور انداخته است چهل نفر نمی توانستند بلندش کنند . . . آدمی که جنگجوست به آن طور که جنگجویان بزرگ را، دلاوران بزرگ را، به هزیمت وامی دارد و می فرماید: اگر تمام عرب یک طرف باشند به من هجوم کنند من پشت نمی کنم! این آدم در عطوفت آن طور است که وقتی یک خلخال از پای یک زن یهودی ربوده اند می فرماید که مرگ برای انسان آسان است. (صحیفه امام؛ ج ۱۱، ص ۲۰)
ایشان در جای دیگر می فرمایند: تو گمان کردی به واسطۀ این اعمال پوسیدۀ گندیدۀ سر و دست شکستۀ مخلوط به ریا و‏‏‎ سمعه وهزار مصیبت دیگر، که هر یک مانع از قبولی اعمال است، استحقاق بر‏‎ ‎‏حق تعالی پیدا کردی؟! یا از محبین و محبوبین شدی ای بیچارۀ بیخبر از حال محبّین، ای‏‎ ‎‏بدبخت بی اطلاع از دل محبّین و آتش قلب آنها، ای بی نوای غافل از سوز مخلصین و‏‎ ‎‏نور اعمال آنها، تو گمان کردی آنها هم اعمالشان مثل من و توست! تو خیال می کنی که‏‎ ‎‏امتیاز نماز حضرت امیرالمؤمنین، علیه السلام، با ما این است که «مد» «ولاالضالین» را‏‎ ‎‏طولانیتر می کند؟ یا قرائتش صحیحتر است؟ یا طول سجود و رکوع و اذکار و اورادش‏‎ ‎‏بیشتر است؟ یا امتیاز آن بزرگوار به این است که شبی چند صد رکعت نماز می خواند؟ یا‏‎ ‎‏مناجات سیدالساجدین، علیه السلام، هم مثل مناجات من و تو است؟ او هم برای‏‎ ‎‏حورالعین و گلابی و انار این قدر ناله و سوز و گداز داشت؟ به خودشان قَسَم است  ـ و إنَّهُ‏‎ ‎‏لَقَسَمٌ عَظیمٌ  که اگر بشر پشت به پشت یکدیگر دهند و بخواهند یک لاٰإلٰهَ إلاَّالله ‏‎ ‎‏امیرالمؤمنین را بگویند، نمی توانند! خاک بر فرق من با این معرفت به مقام ولایت علی،‏‎ ‎‏علیه السلام! به مقام علی بن ابی طالب قسم که اگر ملائکه مقرّبین و انبیای مرسلین ـ غیر‏‎ ‎‏از رسول خاتم که مولای علی و غیر اوست ـ بخواهند یک تکبیر او را بگویند نتوانند.‏‎ ‎‏حال قلب آنها را جز خود آنها نمی داند کسی (شرح چهل حدیث، ص ۷۵)


. انتهای پیام /*